تحقیق درمورد امام حسین (ع)، امام حسین، شاه طهماسب

دانلود پایان نامه ارشد

گرایانه داشتند. (سبک هندی و کلیم، 1372: 91 و 92)
از امتیازات سبک هندی نسبت به سبکهای پیشین داخل کردن بسیاری از کلمات کوچه و بازار و به قول معروف کلمات غیر شاعرانه در شعر است، کاری که به هر حال پس از قرن ها نیمای بزرگ شعر فارسی، آن را به نتیجه رساند. (همان: 85)
این سبک در ابتدا در دل مردم خوب جا کرده بود و می رفت تا برای همیشه برگ های زرین ادبیات را از آن خود کند، اما متأسفانه این شیوه پس از صائب، توسط یک عدّه افراطی به بیراهه رفت. وجود همین افراد چنان ضربه ای به پیکره ی این نهال نو رسته زد که تا ابد در گلستان ادب از رنگ و بوی آن با تردید یاد خواهد شد.
اگرچه صائب و کلیم و بعضی دیگر از شاعران معتدل این سبک بودند اما وجود افرادی چون میرزا جلال الدین و دیگران که خود از شاعران افراطی این سبک بودند باعث شد که کم کم این سبک زیبایی اش را از دست بدهد. (زندگی و شعر شاعران بزرگ، 1385: 496)
علاوه بر افراط طرفداران این سبک در پیچیده گویی و مضمون آفرینی، وجود افراد بی سواد یا کم سواد نیز یکی دیگر از عوامل مخل و زیان بار این سبک می باشد که ضرر آن کمتر از دیگران نیست. با روی کار آوردن عامه ی مردم به سرودن شعر عملاً سکان این کشتی از دست افراد آگاه و آشنا به فنون ادب خارج می شود و شعر این دوره دچار چنان افت و سردرگمی می شود که دود آن هنوز که هنوز است در چشم طرفداران این شیوه باقی است. (همان:497).

3-3. شاعران عاشورایی دوره صفویه
از شاعران عاشورایی برجسته در این عهد می توان به محتشم کاشانی، وحشی بافقی، صائب تبریزی، نظیری نیشابوری و بابا فغانی شیرازی اشاره کرد. در این فصل سعی بر آن داریم علاوه بر شرح مختصری از زندگی این شاعران، اشعار عاشواریی آنها را مورد بررسی قرار دهیم.
الف)محتشم کاشانی
شمس الشعرای کاشانی، حسان العجم9، مولانا سید کمال الدین علی فرزند خواجه میر احمد کاشانی متخلص به محتشم، شاعر اوایل عهد صفوی و از معاصران شاه طهماسب صفوی است. در حدود سال 905 ه. ق در کاشان متولد شد، نزدیک به 91 سال زیست و به سال 996 هجری در زادگاه خود رخت به سرای باقی برد. (دانش نامه شعر عاشورایی، 1383: 804)
محتشم کاشانی از استادان مسلم کاشان بود که در ادبیات پارسی و تازی در نظم و نثر صاحب نام و مقام و در مکتب وی شاعران بسیاری از کاشان و غیر کاشان پرورش یافته اند. (کلیات محتشم، 1389: 21)
محتشم در اصل و بنیاد شاعری خود قصیده سرایی مداح بود و پادشاهان و بزرگانی را مانند شاه تهماسب صفوی، غیاث الدین میر میران حاکم یزد، پسران شاه طهماسب یعنی اسماعیل میرزا و سلطان محمد خدابنده میرزا و حمزه میرزا و دختر شاه طهماسب پری خانم می ستود.
اما شهرت عمده محتشم در ساختن شعر مذهبی اوست، خاصه در رثاء اهل بیت. در علت اشتغال محتشم بدین گونه شعر، اسکندر بیک منشی نوشته است:
«مولانا محتشم کاشانی قصیده ای غرا در مدح شاه تهماسب صفوی و قصیده ای دیگر در مدح مخدره ی زمان شهزاده پریخان خانم به نظم آورده و از کاشان فرستاده بود. او به وسیله ی شهزاده معروض گشت و نیز شاه تهماسب فرمودند که من راضی نیستم که شعرا زبان به مدح و ثنای من بگشایند. بهتر است قصایدی در شأن شاه ولایت پناه و ائمه معصومین علیهم السلام بگویند. محتشم در عهد خود از شاعران نام آور و محل احترام و توجه بود. (تاریخ ادبیات ایران، ج 2 / 5، 1373: 793 و 794)
اهمیت کار محتشم کاشانی در آن است که ساختن مراثی اهل بیت را که البته سابقه ای طولانی پیش از او داشت با سرودن دوازده بند معروف خود رواجی تازه بخشید، چنانکه از میان مرثیه های شهیدان کربلا شأنی دیگر و مشرف مقبولیتی بالاتر یافت و اگر چه چند تن از شاعران بعد از او کوشیدند که نظیر آن را بیاورند لیکن هنوز ترکیب بند محتشم بهترین و مؤثرترین آنها شناخته میشود. (تاریخ ادبیات ایران، ج 1/ 5، 1382: 624)
مرحوم شیخ عباس قمی می نویسد: محتشم شاعر، صاحب مراثی معروف که بر جمیع تکایا و مجالس ماتم ابا عبدالله الحسین بر در و دیوار آن نصب شده است و گویا آن اشعار از حزن و اندوه نگاشته شده و یا از خاک کربلا سرشته شده است. این اشعار مثل مصیبت حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) به هیچ وجه مندرس نمی شود و این از عظمت، بزرگی مرتبت و کثرت معرفت محتشم ناشی می شود. (هدیة الحباب: 252)
محتشم در قالب ها و موضوعات مختلف اعم از قصیده، غزل، رباعی، قطعه، معما و لغز ترکیب بند و ترجیع بند و مستزاد شعر سروده است، اما قصایدش اتصافاً در سبک خراسانی بدیع و ترکیباتش در پایه و مایه ی جمال الدین حسن کاشی آملی است که علاوه بر مدایح پاشاهان و امراء بیشتر در مدح و منقبت رسول اکرم (ص) و امیر المؤمنین (ع) است و دوازده بند وی که در رثای امام حسین (ع) «سید الشهداء» سروده، از عصر شاعر تاکنون به صورت کتیبهها زینت بخش تکایای عزاداری در ایران، عراق و پاکستان است(مقدمه کلیات محتشم، 1389: 24).
ترکیب بند محتشم
این ترکیب بند شامل دوازده بند است که محتشم در رثای سید و سالار شهیدان آقا ابا عبدالله الحسین (ع) سروده و در لوح تاریخ ماندگار است. محتشم در بند اول از این اثر در توصیف ایام محرم ابیاتی را سروده و تحیر و سرگردانی خود را از این حادثه ی عظیم و پرشور به نمایش می گذارد. صبح تیره و رستخیز عظیم واژه هایی است که محتشم ایام محرم را به آنها تشبیه ساخته است.
باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟ باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است؟
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله در هم است؟
(کلیات محتشم کاشانی، 1389: 405)
محتشم ایام محرم را به دلیل انبوه عزاداران حسین (ع) به روز قیامت تشبیه می کند. او معتقد است شورشی که مردم در عزای امام حسین (ع) دارند بی شباهت به روز قیامت نیست. او در این ابیات از عناصر طبیعت از جمله: عالم، رستخیز، زمین، نفخ صور و عرش اعظم برای زیبایی شعر خود بهره گرفته است.
گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب کاشوب در تمامی ذرات عالم است.
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست این رستخیز عام که نامش محرم است.
(همان، 405)
کاشانی در ابیات بسیار زیبایی عزاداری فرشتگان الهی بر مصیبت امام حسین (ع) را گوشزد می کند و معتقد است با وجود اینکه بارگاه الهی جای اندوه و غصه خوردن نمی باشد و لیکن در ایام شهادت ابا عبدالله الحسین حتی فرشتگان و مقربان هم به عزاداری خواهند پرداخت و در مصیبت فرزند خلف آدم به عزا و نوحه خواهند پرداخت.
در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است.
جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند گویا عزای اشرف اولاد آدم است.
(همان، 405)
محتشم در آخرین بیت در بند اول، امام حسین (ع) را همچون خورشید آسمانها و زمین و نور مشرق و مغرب توصیف می کند که پرورده ی آغوش رسول اکرم (ص) است. در این بیت نیز عناصر طبیعت از جمله: آسمان، زمین و خورشید با به کارگیری مناسب در این بیت بر لطف آن افزوده اند.
خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین پرورده ی کنار رسول خدا حسین
(همان، 405)
در بند دوم از این ترکیب بند محتشم امام حسین (ع) را به کشتی شکست خورده ای تعبیر می کند که در طوفان عظیم کربلا به خاک و خون غلطیده است. در این بیت محتشم، آقا ابا عبدالله الحسین (ع) را از جهت عظمت و بزرگی به کشتی تعبیر کرده است.
کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا در خاک و خون تپیده ی میدان کربلا
گر چشم روزگار بر او زار می گریست خون می گذشت از سر ایوان کربلا
(همان، 406)
کاشانی در ابیات زیر با بهره گیری از تشبیهات بسیار زیبایی صحنه ی کربلا را به نمایش گذاشته است.
نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک زان گل که شد شکفته به بستان کربلا
(همان، 406)
در اینجا مقصود از گل، آقا ابا عبدالله الحسین (ع) می باشد.
و اما عطش و تشنگی خاندان امام حسین (ع) در سرزمین سوزان کربلا مسأله ای است که در طی روزگاران به آن پرداخته شده و شاعران در رابطه با آن سروده اند.
در این جا محتشم با ابیاتی در این باب به شکل کنایی مهمان نوزای کوفیان را به رخ آنان می کشد و آنان را چون دیوان و ددانی میداند که خود سیراب بوده و لب میهمان آنان از شدت تشنگی خشکیده است.
از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حرمت میهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد فریاد العطش ز بیابان کربلا
(همان، 406)
بی شرمی کوفیان از اینکه بعد از جنگ و خونریزی دست از سر زن و فرزندان امام برنداشته و به خیمه های آنان حمله بردند آسمان را به غیرت وا می دارد و این مسأله را محتشم کاشانی در بیت زیبایی به تصویر کشیده است:
آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد.
(همان، 406)
در بند سوم از این ترکیب بند، محتشم امام حسین (ع) و خاندانش را بر تمام جهانیان برتری می دهد و آرزو می کند ای کاش در آن هنگامه ی بزرگ که دشمنان بر امام حسین (ع) و خاندانش یورش بردند زمین از حرکت باز می ایستاد و روزگار جهان به پایان خود می رسید یا اینکه یک شعله آتش از آه سوزناک اهل بیت بر زمانه می افتاد و آن را نابود می کرد.
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی وین خرگه بلند ستون بی ستون شدی
کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی
کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت یک شعله برق خرمن گردون دون شدی
کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی
(همان، 406)
در ابیات زیر به کار گیری عناصری از جمله: آسمان، زمین، جهان، گردون و غیره در زیبایی شعر مؤثر بوده است.
محتشم، آرزو می کند ای کاش با شهادت ابا عبدالله الحسین (ع) روح از تن تمام جهانیان بیرون می آمد و کار همه به پایان می رسید و افسوس می خورد از اینکه انتقام این مصیبت به تأخیر افتاده است.
کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک جان جهانیان مه از تن برون شدی
کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست عالم تمام غرقه ی دریای خون شدی
آن انتقام گر نیفتادی به روز حشر با این عمل معامله ی دهر چون شدی
آل نبی چو دست تظلم برآورند ارکان عرش را به تلاطم درآوردند.
(همان، 407)
در بند چهارم، محتشم به شکلی ماهرانه، به حادثه کربلا گریز زده است. محتشم بر این عقیده است که سهم بیشتر از غم و اندوه دنیا نصیب اولیای خدا بویژه معصومین (ع) شده و بعد از اشاره به شکافته شدن سر مولا علی توسط اعداء و به شهادت رسیدن امام حسن مجتبی (ع) به واقعه ی کربلا پرداخته و یاران آقا ابا عبدالله الحسین (ع) همچون نخل هایی میداند که به وسیله ی تیشه ی اعداء از جا کنده شده باشندو جگر پیامبر اکرم (ص) را در مصیبت امام حسین (ع) خونین و پاره پاره می داند و جبرئیل از این اندوه سر غم به گریبان نهاده و به تعبیر محتشم از دیدن این حوادث آفتاب، روشنایی خود را از دست داده است.
بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند اول صلا به سلسله ی انبیاء زدند.
نوبت به اولیاء چو رسید آسمان تپید زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند
پس آتشی که بر اخگر الماس ریزه ها افروختند و در حسن مجتبی زدند
وانگه سرادقی که ملک محرمش نبود کند ندا ز مدینه و در کربلا زدند

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد شعر فارسی، تاریخ ادبی، تاریخ ادبیات Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی صنایع دستی، در بازارهای جهانی، فرهنگ سازی