تحقیق درمورد امام‌(ع)، 0خطبه، مِنْهَا، توبیخ

دانلود پایان نامه ارشد

برای پیشرفت دین اسلام او را یاری کرد من بودم، پس بیزاری از من بیزاری از خداست و بیزاری از خدا موجب عذاب ابدی است).‌(فیض‌الاسلام؛ 1379: 146 و 147)
أَمَّا إِنَّهُ سَيَظْهَرُ عَلَيْكُمْ بَعْدِي رَجُلٌ رَحْبُ الْبُلْعُومِ مُنْدَحِقُ الْبَطْنِ. غرض فائدۀ‌الخبراست. از آمدن شخصی که مردم به آن آگاه نیستند. و یا این که غرض می‌تواند توبیخ باشد چرا که امام قصد دارد به مردم بفهماند برای مردمی که به سخنان امام گوش نمی‌دهند در جزای این عملشان در آینده چنین امیری خواهند داشت.
يَأْكُلُ مَا يَجِدُ وَيَطْلُبُ مَا لَا يَجِدُ. غرض تحقیر است. امام قصد دارد حقارت این شخص را بیان کند که هر چه بیابد می‌خورد و به دنبال این است که همه چیز را می خواهد.
فَإِنِّي وُلِدْتُ عَلَى الْفِطْرَةِ وَسَبَقْتُ إِلَى الْإِيمَانِ وَالْهِجْرَةِ. غرض فخر است. امام در این دو جمله به ستایش خود و ویژگی‌های برتر خود می‌پردازد.
4-10 0خطبه 58:
أَصَابَكُمْ حَاصِبٌ وَلَا بَقِيَ مِنْكُمْ آثِرٌ(آبِرٌ). أَبَعْدَ إِيمَانِي بِاللَّهِ وَجِهَادِي مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وآله أَشْهَدُ عَلَى نَفْسِي بِالْكُفْرِ. «لَقَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ». فَأُوبُوا شَرَّ مَآبٍ. وَارْجِعُوا عَلَى أَثَرِ الْأَعْقَابِ. أَمَا إِنَّكُمْ سَتَلْقَوْنَ بَعْدِي ذُلّاً شَامِلاً وَسَيْفاً قَاطِعاً. وَ أَثَرَةً يَتَّخِذُهَا الظَّالِمُونَ فِيكُمْ سُنَّةً.
[قال الشريف: قَولُهُ عليه السلامُ «و لا بَقِيَ مِنكُم آبِر» يُروَى بِالبَاءِ و الرّاءِ مِن قَولِهِم رَجُلٌ آبرٌ لِلذي يأبِرُ النّخلَ أَي يُصلِحُهُ وَ يُروَى آثِر وَ هُوَ الّذي يَأثِرُ الحَديثَ و يَروِيهِ وَ يَحكِيهِ، و هُو أَصَحُّ الوُجوهِ عِندي. كَأَنَّهُ عَلَيهِ السَّلامُ قالَ لا بَقِيَ مِنكم مُخَبِّرٌ. وَ يُروَى آبِزٌ بالزّايِ المُعجَمَةِ وَ هُوَ الوَاثِبُ و الهَالِكُ أَيضاً يُقالُ لَهُ آبِزٌ].
باد کشنده خطرناک بر شما بورزد و از نژاد شما هیچ اصلاح‌کننده‌ی نخلی و دهنده‌ی خبری و گوینده‌ی سخنی باقی نماند. آیا پس از آن که من به خدا و رسول‌(ص) ایمان آوردم و در راه دین خدا جهاد کردم به کافر بودن خودم گواهی دهم بدین حساب من از گمراهان بوده و از هدایت یافتگان نیستم. از این بدترین راه بازگردید و در راه اول خود که هدایت بود گام نهید. آگاه باشید محققاً پس از من به خواری فراوان و شمشیر بران دچار شده، ستمگران مالتان را ویژه خود دانسته و این نوع رفتار را درباره‌ی شما همچون سنت قرار دهند.‌
شریف می‌فرماید: گفته‌ی امام‌(ع) «و لا بَقِيَ مِنكُم آبِر» «آبر» را به «با» و «را» روایت کرده‌اند، گویند: «رَجُل آبِرٌ» آن که خرمابن را اصلاح کند، و «آثِر» نیز روایت شده و آن به معنی کسی است که حدیث روایت کند، و این نزد من درست‌ترین وجه‌ها است. گویی امام‌(ع) می‌فرماید: کسی از شما نماند که حدیث شما را بازگوید! و «آبِز» نیز روایت شده است، و آن به معنی جهنده و هلاک شونده است. (بحرانی؛ 1375: 2/325)

أَصَابَكُمْ حَاصِبٌ وَلَا بَقِيَ مِنْكُمْ آثِرٌ. غرض توبیخ است. بنا به تفاسیری که موجود است این خطبه خطاب به خوارج است که از حکمیت کناره گرفتند و فریاد لا حکم اِلّا الله را سر دادند. و امام به خاطر این عملشان آن‌ها را نکوهش و سرزنش می‌کند.
لَقَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ. غرض فائدۀ‌الخبراست.
أَمَا إِنَّكُمْ سَتَلْقَوْنَ بَعْدِي ذُلًّا شَامِلًا وَسَيْفاً قَاطِعاً وَأَثَرَةً يَتَّخِذُهَا الظَّالِمُونَ فِيكُمْ سُنَّةً. غرض توبیخ است. امام قصد دارد به خاطر این رفتار بد خوارج آنها را سرزنش و نکوهش کند.
4- 11 0خطبه 59:
مَصَارِعُهُمْ دُونَ النُّطْفَةِ. وَاللَّهِ لَا يُفْلِتُ مِنْهُمْ عَشَرَةٌ وَلَا يَهْلِكُ مِنْكُمْ عَشَرَةٌ.
این خطبه را امام‌(ع) وقتی ایراد فرمود که به آن حضرت خبر دادند خوارج از پل نهروان عبور کردند. قتلگاه ایشان این طرف رود نهروان است. قسم به پروردگار ده نفر از آنها نجات پیدا نمی‌کنند و ده نفر هم از شما کشته نمی‌شوید. سید رضی می‌فرماید: منظور امام‌(ع) از لفظ «نطفه» آب نهر است و این عالی‌ترین نوع فصاحت است که کنایه از آب است هرچند زیاد باشد(ارفع؛ 1379: 193).
مَصَارِعُهُمْ دُونَ النُّطْفَةِ. غرض فائدۀ‌الخبراست. غرض توبیخ و سرزنش و نکوهش خوارج است.
وَاللَّهِ لَا يُفْلِتُ مِنْهُمْ عَشَرَةٌ. غرض توبیخ است امام قصد دارد خوارج را نکوهش کند که تنها 10 نفر از آنها باقی می‌ماند.
وَلَا يَهْلِكُ مِنْكُمْ عَشَرَةٌ. غرض فائدۀ‌الخبراست. چرا که امام(ع) مردم را از مطلبی که از آن بی‌اطلاع هستند با خبر و آگاه می‌کند.
4- 12 0خطبه 60:
كَلَّا وَاللَّهِ إِنَّهُمْ نُطَفٌ فِي أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَقَرَارَاتِ النِّسَاءِ. كُلَّمَا نَجَمَ مِنْهُمْ قَرْنٌ قُطِعَ حَتَّى يَكُونَ آخِرُهُمْ لُصُوصاً سَلَّابِينَ.
چون خوارج نهروان کشته شدند خدمت امام‌(ع) گفته شد: یا امیرالمؤمنین همه‌ی این قوم هلاک گشتند، فرمود: نه چنین است به خدا سوگند آنان نطفه‌هایی هستند در کمر مردان و رحم زنان، هر زمان از آنها شاخی پیدا شود شکسته گردد تا این که آخرشان دزدان و راهزنان می‌شود‌(بهشتی؛ بی‌تا: 54)
إِنَّهُمْ نُطَفٌ فِي أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَقَرَارَاتِ النِّسَاءِ. غرض اظهار حسرت است. امام قصد بیان حسرت و اندوه دارد از این که این خوارج مثل نطفه‌ای هستند که هر زمان دوباره متولد می‌شوند و وارد گروه مسلمانان می‌شوند.
كُلَّمَا نَجَمَ مِنْهُمْ قَرْنٌ قُطِعَ حَتَّى يَكُونَ آخِرُهُمْ لُصُوصاً سَلَّابِينَ. غرض اظهار توبیخ است چرا که امام قصد دارد خوارج را به خاطر بدبودنشان نکوهش کند. هر گاه یکی از خوارج رشد کند از بیخ شکسته می‌شود تا این که آخرین آنها نیز دست به دزدی می‌زند.
4-13 0خطبه 61:
لَا تُقَاتِلُوا الْخَوَارِجَ بَعْدِي فَلَيْسَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ فَأَخْطَأَهُ كَمَنْ طَلَبَ الْبَاطِلَ فَأَدْرَكَهُ.
بعد از من خوارج را به قتل نرسانید، زیرا کسی که دنبال حق باشد و آن را نیابد مانند کسی نیست که دنبال باطل بود و آن را به دست آورد. مرحوم سید رضی طرفداران باطل را معاویه و یارانش معرفی کرده است.‌(زمانی؛ 1378، 116)
لَيْسَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ فَأَخْطَأَهُ كَمَنْ طَلَبَ الْبَاطِلَ فَأَدْرَكَهُ. غرض تذکیر است. چرا که امام‌(ع) قصد دارد تفاوتی که بین مراتب دو گروهی که جوینده حق هستند با افرادی که به دنبال باطل هستند را بیان نماید.
4-14 0خطبه 62:
وَ إِنَّ عَلَيَّ مِنَ اللَّهِ جُنَّةً حَصِينَةً، فَإِذَا جَاءَ يَوْمِي انْفَرَجَتْ عَنِّي وَ أَسْلَمَتْنِي، فَحِينَئِذٍ لَا يَطِيشُ السَّهْمُ وَ لَا يَبْرَأُ الْكَلْمُ.
از جانب خداوند برای من سپری استوار و نگاهدارنده است، اما روزی که اجل من فرا رسد، حفاظت خداوندی به کناری رفته، مرا تسلیم حوادث می‌کند، بدان هنگام تیر أجل به هدف خواهد خورد و جراحت آن هرگز بهبود نمی‌یابد.‌(بحرانی؛ 1375: 337).
إِنَّ مِنَ اللَّهِ جُنَّةً حَصِينَةً. غرض فخر است. امام‌(ع) از این که خداوند از او حفاظت می‌کند به خود می‌بالد.
إِذَا جَاءَ يَوْمِي انْفَرَجَتْ عَنِّي وَ أَسْلَمَتْنِي فَحِينَئِذٍ لَا يَطِيشُ السَّهْمُ وَ لَا يَبْرَأُ الْكَلْمُ. غرض فائدۀ‌الخبراست. امام از شهادت خود و موضوعی که مردم از آن بی‌اطلاع هستند خبر می‌دهد.
4- 15 0خطبه 63:
أَلَا إِنَّ الدُّنْيَا دَارٌ لَا يُسْلَمُ مِنْهَا إِلَّا فِيهَا. وَلَا يُنْجَى بِشَيْ‏ءٍ كَانَ لَهَا. ابْتُلِيَ النَّاسُ بِهَا فِتْنَةً فَمَا أَخَذُوهُ مِنْهَا لَهَا أُخْرِجُوا مِنْهُ وَحُوسِبُوا عَلَيْهِ. وَمَا أَخَذُوهُ مِنْهَا لِغَيْرِهَا قَدِمُوا عَلَيْهِ وَأَقَامُوا فِيهِ. فَإِنَّهَا عِنْدَ ذَوِي الْعُقُولِ كَفَيْ‏ءِ الظِّلِّ بَيْنَا تَرَاهُ سَابِغاً حَتَّى قَلَصَ وَزَائِداً حَتَّى نَقَصَ.
آگاه باشید دنیا سرائی است که هیچ کس از آن به سلامت نمی‌ماند مگر‌(به تقوی و پرهیزکاری) در آن‌(زیرا دنیا دار عمل است و آخرت دار جزاء، پس کسی که در دنیا به دستور خدا و رسول رفتار نماید در آخرت به سلامت ماند، و کسی که پیروی ننمود بعذاب ابدی گرفتار گردد) و هیچ کس به جهت چیزی(گفتار و کرداری) که برای دنیا بنماید نجات نیابد و نجات و رستگاری در آخرت برای کسی است که گفتار و کردارش برای خدا باشد. مردم به دنیا به سبب امتحان و آزمایش گرفتار شده‌اند(خداوند ایشان را امتحان می‌فرماید، به این معنی که هرکس در دنیا از فرمان الهی پیروی نماید رستگار گردد و هر که نافرمانی کند به عذاب گرفتار شود، و این امتحان به جهت آن نیست که به آخر کار آنان علم نداشته باشد و بخواهد دانا گردد که امتحان به این معنی محال است، زیرا او به آشکار و نهان هر چیز داناست) پس آنچه از‌(متاع) دنیا برای دنیا فراهم آورند از کفشان می‌رود‌(در موقع مرگ به جا می‌گذارند) و‌(در آخرت) حساب آن را از آنان می‌طلبند و آنچه که از دنیا برای غیر دنیا‌(آخرت) تهیه نمایند برایشان می‌ماند و همیشه با آنها است. پس اکنون که کار دنیایی زیان‌آور است به آن دلبنده مباش، زیرا دنیا نزد خردمندان مانند برگشتن سایه است که آن را گسترده ببینی جمع می‌شود و تا آن را زیاد ببینی کم گردد‌(همچو سایه زائل گشته برای اهلش باقی نماند). فیض الاسلام؛ 1379: 152)
أَلَا إِنَّ الدُّنْيَا دَارٌ لَا يُسْلَمُ مِنْهَا إِلَّا فِيهَا. غرض نصیحت و ارشاد است. طبق تفاسیر لازمه‌ی سلامتی در دنیا تقوی و پرهیزکاری است. پس امام به این امور نصیحت می‌کند تا مردم به سلامتی دست یابند.
لَا يُنْجَى بِشَيْ‏ءٍ كَانَ لَهَا غرض تحذیر است. امام‌(ع) مردم را بر حذر می‌دارد از این که گفتار و اعمالشان برای این دنیا باشد چرا که در این صورت نجات نمی‌یابند.
ابْتُلِيَ النَّاسُ بِهَا فِتْنَةً. غرض تنبیه است. امام می‌خواهد به مردم هشدار دهد و آنها را آگاه و متنبه کند که مردم در دنیا مورد امتحان و آزمایش قرار می‌گیرند.
فَمَا أَخَذُوهُ مِنْهَا لَهَا أُخْرِجُوا مِنْهُ وَحُوسِبُوا عَلَيْهِ وَمَا أَخَذُوهُ مِنْهَا لِغَيْرِهَا قَدِمُوا عَلَيْهِ وَأَقَامُوا فِيهِ. غرض نصیحت و ارشاد است. امام مردم را نصیحت می‌کند که هدف از کارهایشان برای این دنیا نباشد چرا که هنگام مرگ آن را از دست می‌دهند اما اگر هدف از اعمالشان آخرت باشد و رضای خداوند همیشه و حتی پس از مرگ نیز همراه آنان خواهد بود.
إِنَّهَا عِنْدَ ذَوِي الْعُقُولِ كَفَيْ‏ءِ الظِّلِّ بَيْنَا تَرَاهُ سَابِغاً حَتَّى قَلَصَ وَزَائِداً حَتَّى نَقَصَ. غرض تحقیر این دنیا است. چرا که این دنیا آنقدر حقیر و پست‌(بی‌ارزش) است که در نظر خردمندان مثل سایه است. زمانی که گمان می‌کنی بزرگ و گسترده است کوچک و کوتاه است. و زود از بین می‌رود و نابود می‌شود‌(تمام می‌شود.) پس چه بهتر که به چنین چیز حقیری دل نبندیم.
4-16 0خطبه 64:
فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ. وَبَادِرُوا آجَالَكُمْ بِأَعْمَالِكُمْ وَابْتَاعُوا مَا يَبْقَى لَكُمْ بِمَا يَزُولُ عَنْكُمْ. وَتَرَحَّلُوا فَقَدْ جُدَّ بِكُمْ وَاسْتَعِدُّوا لِلْمَوْتِ فَقَدْ أَظَلَّكُمْ. وَكُونُوا قَوْماً صِيحَ بِهِمْ فَانْتَبَهُوا وَعَلِمُوا أَنَّ الدُّنْيَا لَيْسَتْ لَهُمْ بِدَارٍ فَاسْتَبْدَلُوا فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يَخْلُقْكُمْ عَبَثاً وَلَمْ يَتْرُكْكُمْ سُدًى. وَمَا بَيْنَ أَحَدِكُمْ وَبَيْنَ الْجَنَّةِ أَوِ النَّارِ إِلَّا الْمَوْتُ أَنْ يَنْزِلَ بِهِ. وَإِنَّ غَايَةً تَنْقُصُهَا اللَّحْظَةُ وَتَهْدِمُهَا السَّاعَةُ لَجَدِيرَةٌ بِقِصَرِ الْمُدَّةِ. وَإِنَّ غَائِباً يَحْدُوهُ الْجَدِيدَانِ -اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ- لَحَرِيٌّ بِسُرْعَةِ الْأَوْبَةِ. وَإِنَّ قَادِماً يَقْدُمُ بِالْفَوْزِ أَوِ الشِّقْوَةِ لَمُسْتَحِقٌّ لِأَفْضَلِ الْعُدَّةِ. فَتَزَوَّدُوا فِي الدُّنْيَا مِنَ الدُّنْيَا مَا تَحْرُزُونَ بِهِ أَنْفُسَكُمْ غَداً فَاتَّقَى عَبْدٌ رَبَّهُ. نَصَحَ نَفْسَهُ. وَقَدَّمَ

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد ظاهر و باطن، جبران خسارت Next Entries تحقیق درمورد امام‌(ع)، انشائی، كَانَ، ضایع