تحقیق درمورد اسکان غیررسمی، توسعه شهری، توسعه شهر، توانمندسازی

دانلود پایان نامه ارشد

مهارتها و اطلاعاتشان جهت ورود به عرصه برابری است که سایر کنشگران جامعه در آن فعالند.کمیسیون توسعه پایدار سازمان ملل متحد، در سال 1996 ظرفیتسازی را چنین تعریف نمود که: «ظرفیتسازی مشابه واژه توسعه پایدار با دامنه گستردهای از مفاهیم در ابعاد انسانی، فنی، مالی، علمی، و فرهنگی و نهادی در ارتباط است. در واقع فرآیندی است که در طی آن دولتها و نهادهای محلی و اجتماعات محلی، مهارتها و دانش خود در زمینه مدیریت منابع محیطی و طبیعی به نحوی پایدار در طی فعالیتهای روزانه خود ارتقاء دهند».
بنیانهای اصلی این مفهوم عبارت از موارد زیر خواهد بود:
مقتدرسازی مردم برای تأمین معاش خود به نحوی پایدار از طریق ارتقای آموزشی و مهارتها.
به کارگیری رویکردهای چندجانبه در زمینه برنامهریزی و اجرا برنامهها
تأکید بر تحول و نوآوری نهادی و فنی
تأکید بر تقویت و استفاده از سرمایه اجتماعی (همچون قواعد اجتماعی داوطلبانه) در طی آزمون و یادگیری
تأکید بر توسعه و به کارگیری مهارتهای جمعی (نهادی) و فردی (McGinty&Cook, 2002, p2)
در فرآیند ظرفیتسازی؛ 1ـ روزآمد نمودن مهارتها، 2ـ بهبود فرایندها و 3ـ تقویت سازمانها مهم محسوب میشود. فرآیندی است معطوف به سرمایهگذاری بر روی قابلیتهای مردم، سازمانها و فعالیتهای آنها که جامعهاشان را در رسیدن به توسعه یاری میکند (آمایش و توسعه البرز، 1388: 147).
علاوه بر این، ظرفیتسازی به مفهوم استفاده از ابزارهایی است که بتواند منافع بلندمدت اجتماعات به ویژه گروههای کمدرآمد را مد نظر قرار داده و همچنین از حقوق مربوط به مالکیت زمین، نگهداشت و ارتقای سرمایههای فیزیکی و خدماتی موجود در محلات کمدرآمدنشین حمایت نموده و آن را تقویت نماید (Ibid, p14). ظرفیتسازی اجتماعات را جهت کنترل فرایندهایی که بر زندگی آنها و محیط زندگیشان اثرگذار است، توانمند میسازد. انجام فعالیتهای ظرفیتسازی در خلاء سیاسی امکانپذیر نیست و همچنین نقش نهادهای میانجی و نهادهای اجتماعی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.در ظرفیتسازی، جابجا کردن مداوم و یا تخریب و نوسازی سکونتگاههای غیررسمی مد نظر نبوده، بلکه شکلی از تحول نهادی و اجتماعی و مدیریتی مورد توجه است که دستیابی به بهسازی یا ارتقای محیطی محلات را در محل فعلی آنها هدف قرار میدهد. ظرفیتسازی شامل راهبردهای ویژهای برای نوسازی، با حداقل اختلاف و فاصلهاندازی و از بین بردن داراییهای کالبدی و اجتماعی در میان اجتماعات محلی موجود است. در یک رویکرد اساسی، ظرفیتسازی مستلزم توجه به ساختار اجتماعی و مدیریتی حاکم بر سکونتگاههای غیررسمی از طریق تحرک بخشی و استفاده از توانها و سرمایههای اجتماعی درون محلی و مبتنی بر یادگیری از طریق شرکت در فعالیتهای عملی مربوط به ارتقای توانمندی اجتماع محلی و ارتقاء بخشی سکونتگاههای غیررسمی است. بیشترین اهمیت در فعالیتهای مربوط به ظرفیتسازی، متوجه مسائل راهبردی (Strategic issues)، تشخیص نیازهای اساسی، با کمک رهیافتهای ارائه شده از طریق این فرآیند (ظرفیتسازی) است و در اساس پیوند با مفاهیم راهبردی و عملی از طریق مداخله اجتماعات محلی در روند برنامهریزی و اقدام برای ارتقای محیطی قرار میگیرد.باید توجه داشت که فرآیند ظرفیتسازی جهت اجرایی و عملی نمودن برنامههای خود نیازمند به منابع مالی و غیرمالی دارد و در غیر این صورت با شکست مواجه خواهد گردید. تجربه بانک جهانی در طی 25 سال اخیر در انجام تعدادی پروژه در زمینه بهسازی شهری در سکونتگاههای غیررسمی و کمدرآمدنشین شهری نشان میدهد که خدماترسانی به سکونتگاههای فقیرنشین اگر به درستی و در چارچوب بستری از آگاهیها و دانش اجتماعی و آموزش شهروندی برای ظرفیتسازی صورت نپذیرد، هزینههای غیرواقعی به همراه خواهد داشت.
بررسي تاثير سكونتگاههاي غير رسمي بر امنيت اجتماعي
امنيت به معناي احساس آرامش و دوري از هرگونه ترس و رعب تعريف ميشود كه داراي انواع مختلفي بوده و از ديدگاه سنتي و مدرن مورد ارزيابي قرار مي گيرد. امنيت اجتماعي از طرق مختلف مورد هجمه قرار گرفته و تهديد ميشود كه از جمله مهمترين اين تهديدات گسترش سكونتگاههاي غير رسمي ميباشد. گسترش سكونتگاههاي غير رسمي با گسترش آسيبهاي اجتماعي نظير فحشا، اعتياد، سرقت و……….. رابطه مستقيم دارد. افزايش اين سكونتگاهها نيز تابعي از فقر، افزايش قيمت اجاره مسكن و مسكن، نرخ بيكاري و … مي باشد. سكونتگاههاي غير رسمي، بدليل عدم ايمني در ساخت هميشه تهديدي براي ساكنين خود محسوب ميگردند. افراد ساكن در اين سكونتگاهها، هم خود در معرض انواع نا امنيها قرار دارند و هم تهديدي براي جامعه محسوب ميگردند. اين افراد به دليل انزواي اجتماعي، عقدههاي دروني، فقر مالي وضعف فرهنگي در درون خود به باز توليد جرم و انواع مفاسد اجتماعي ميپردازند. وجود اين سكونتگاهها در حال حاضر محل چالش اصلي توسعه پايدار و ثبات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي كلانشهرهاي كشور محسوب ميگردد.
پیامدهاي سکونتگاههاي غیررسمی بر اقتصاد شهر (تشدید نابرابريهاي موجود)
میتوان رابطهاي دو سویه بین نابرابريهاي اقتصادي و رشد و شکلگیري سکونتگاههاي غیررسمی برقرار نمود به این صورت که تشدید نابرابريهاي اقتصادي عامل تسریع رشد این سکونتگاهها خواهد گردید، رشد این سکونتگاهها نیز با توجه به هزینههایی که به شهر وارد خواهند نمود از جمله هزینه تأمین تسهیلات شهري، بهسازي و ساماندهی این سکونتگاهها و هزینه جلوگیري از گسترش آنها میتواند به افزایش نابرابريهاي اقتصادي در شهر منجر گردید زیرا امکان سرمایه گذاري در سایر زمینه هاي موثر در عمران شهر من جمله ایجاد اشتغال را کاهش خواهد داد.
اسکان غیررسمی و مدیریت شهری
اسکان غیررسمی و مدیریت شهری :جریان توسعه شهری در ایران طی ۲۰ سال گذشته باعث شد جمعیت شهر نشین بالغ بر ۲ برابر شود و پیش‌بینی‌ها حکایت از ادامه سریع این رشد دارند.در حال حاضر سرعت توسعه شهری از ظرفیت و توانایی دولت و شهرداری‌ها در گسترش زیر ساخت‌ها و ارائه خدمات و ایجاد اشتغال پیشی گرفته است. در نتیجه پدیده اسکان غیررسمی به سرعت و به صورتی بی‌قاعده گسترش یافته است.آمارها حکایت از آن دارند که بین ۲۰ تا ۳۰ درصد جمعیت کلانشهرها و حتی بسیاری از شهرهای متوسط در زیستگاه‌های نابسامان در حاشیه شهرها اسکان یافته‌اند که این مناطق جایگاه فقیرترین گروه‌های جمعیت‌شهری هستند و معمولا سطح زندگی ساکنان این مناطق پایین‌تر از خط فقر یا حداکثر همسطح آن است. جمعیت ساکن این مناطق که اکثریت‌شان را مهاجرانی از مناطق روستایی تشکیل می‌دهند به شدت گرفتار بیکاری هستند.بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که اصولا رشد سکونتگاه‌های غیررسمی و نامنظم و شکل گیری جزیره‌های فقر در حاشیه و درون شهرها به‌دلیل حذف اقشار کم درآمد از نظام برنامه‌ریزی یا لحاظ نکردن آنها به صورت فعال به‌عنوان گروه‌های هدف در سیاست‌گذاری‌هاست.مطالعات بیانگر این موضوع است که اسکان کم درآمدها و ساماندهی و توانمندسازی بافت‌های نابسامان شهری از موضوعات و مسائل مهم توسعه شهری کشور است.
در کشور ما نیز اسکان غیررسمی با رشدی سریع‌تر از رشد شهر نشینی یا به تعبیری رسمی مواجه بوده و در واقع اسکان غیررسمی یکی از چهره‌های بارز فقر شهری است که درون یا مجاور شهرها به شکل خودرو فاقد مجوز ساختمان و برنامه رسمی شهرسازی با تجمعی از اقشار کمدرآمد و سطح نازلی از کمیت و کیفیت زندگی شکل می‌گیرد.در واقع حاشیهنشینی پدیده‌ای‌است که در طول ۶۰ سال گذشته در شهرهای بزرگ ایران پدیدار شده و خانوارها و افرادی را که در مجاورت شهرها، در شرایط نامطلوبی به سر می‌برند، در بر می‌گیرد. حاشیهنشینی به معنای اعم شامل تمام کسانی است که در محدوده اقتصاد شهر ساکن هستند ولی جذب اقتصاد شهر نشده‌اند.جاذبه‌های شهری و رفاه شهری، این افراد را از زادگاه‌شان کنده و به سوی قطب‌های صنعتی بازار کار می‌کشاند. اینها اکثرا مهاجران روستایی هستند که به منظور گذراندن بهتر زندگی راهی شهرها می‌شوند.
بنابراین می‌توان تمامی افرادی را که در جامعه شهری از نظر درآمد یا بهره‌مندی از خدمات در شرایط نامطلوبی به سر می‌برند، حاشیه نشین به شمار آورده یا تمامی مهاجران روستایی را در این دایره داخل کرد؛ ولی مفهوم پدیده را این چنین وسعت بخشیدن هرگز نمی‌تواند راه‌حلی در برابر مشکلات ارائه کند، زیرا در یک اقتصاد آزاد چگونه می‌توان حد مطلوب رفاه را مشخص کرد؟ این حد مطلوب آمادگی، توانمندسازی، مهارت، فعالیت و توانایی افراد وابسته است.
راهکارهای ساماندهی فضای شهری
1ـ بهسازی فضاهای حاشیه نشین: در این راهکار ضمن رسمیت بخشیدن به مالکیت ساکنین بر زمین همکاری مردم ومساعدتهای دولت باید مدنظر باشد.
2ـ نوسازی فضاهای حاشیهنشین (درصورت عدم بهسازی): الف) تخریب و نوسازی منطقه ضمن رسمیت دادن به ساکنین که به دو صورت قابل بررسی واجرا است: – استفاده از مساعدتهای دولت با تاکید بر خود یاری مردم – استفاده از پتانسیلها و منابع مالی بخش خصوصی جهت بلند مرتبهسازی وارائه تسهیلات جهت رهن و اجاره مسکن برای مالکین در طول دوره بازسازی اماکن.
3ـ جابجایی واسکان در مکانهای جدید: درصورت عدم امکان بهسازی یا نوسازی فضاهای حاشیهنشین و حفظ اسکان در آنها باید به تخصیص، آمادهسازی، نوسازی و اسکان جدید جمعیت در فضایی دیگربپردازیم.
4ـ ایجاد زمینههای لازم برای بازگشت به موطن اصلی

جدول ‏24 : بررسی تحولات عملکردی دولتها در رابطه با کمبود مسکن و اسکان غیررسمی

رده 1
رده 2
رده 3
رده 4
رده 5
عملکرد دولت در قبال مسکن
سرمایهگذاری در مسکن اتلاف منابع نادر است فرض بر این است که با رشد اقتصادی و افزایش درآمدها مسکلات حل میشود.
دولت نگران رشد سریع جمعیت شهر و رشد سریع مسکنهای غیرقانونی است. زاغهها به عنوان یک مشکل اجتماعی به سرطان تشبیه میشوند.
دریافت اینکه رهیافت رده 2 اثر بسیار محدودی دارد. مشکل مسکن یک مشکل اجتماعی است خطرات سیاسی یا اجتماعی دارد. دریافت اینکه زاغه و سایر مسکنهای غیرقانونی مشخصه دائمی شهرها است.
دریافت اینکه رهیافت رده 3 اثر بسیار محدودی دارد. دریافت اینکه ساکنان زاغهها و مسکنهای غیرقانونی کمک زیادی به اقتصاد شهر میکنند (نیروی کار، کالا، خدمات ارزان ارائه میدهد)
دریافت اینکه بر کارایی رهیافت رده 4 تغییرات نهادی عمدهای لازم است. رهیافت اینکه لازمه بهگرد شرایط مسکن رهیافت چند شاخهای از قبیل برنامه بهداشتی و تغذیه است. درک این موضوع که گروههای کمدرآمد سازندگان و طراحان حقیقی بخشهای بزرگی از شهر هستند و دولت باید از آنها حمایت کنند.

بدون عملکرد
نهادهای ویِه بر ساخت (یا سرمایهگذاری) منازل دوتی برای گروههای کمدرآمد ایجاد میشود. نابود کردن زاغهها و مسکنهای غیرقانونی که اغلب میزان تخریب از میزان ساخت بیشتر است.
برنامههای ساخت مسکن با اهداف بلندپروازانه نخستین گرایشها به پروژههای خدماتی و مکانی. نأکید کمتر بر برنامه نابود کردن زاغهها
تأکید کمتر روی پروژههای دولتی، ساخت مسکن، تأکید بیشتر بر ارتقا وضعیت زاغهها و پروژههای خدماتی و مکانی، کنار گذاشتن برنامههای نابود کردن زاغهها
تضمین دسترسی به منابع لازم برای ساخت و بهگرد مسکن(زمین ارزان و دارای موقعیت خوب، مصالح، وام، مشاور فنی و …) به ارزانتریم قیمت ممکن.
عملکرد دولت در زمینه خدمات اساسی
اقدامات بسیار کم که در اولویت نیستند محلههای ثروتمند شهر فقط خدماتاساسی دریافت میکنند.
پروژههای مقدماتی برای توسعه آبرسانی به بخشهای بیشتری از شهر
گنجاندن منابع آب (و گاهی سیستم با سایر انواع سیستمهای بهداشتی) در برنامههای خدماتی و پروژههای ارتقا
مسئولیتپذیری در قبال افزایش شمار افرادی که آب و خدمات بهداشت کافی دریافت میکنند.
تقویت شهرداریها برای تضمینارائه فراگیر آب لولهکشی، زهکشی، خدمات بهداشتی، جمعآوری زباله، جاده، حمل و نقل عمومی به بخشهای مسکونی قبلی و جدید، مراقبت بهداشتی نیز مورد توجه است. رابطه بین فقر بهداشتی و فقر مسکن درک شده است. برنامههای بهبود تغذیه اقشار

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد توانمندسازی، اجتماع محلی، مدیریت شهری، مدیریت محلی Next Entries تحقیق درمورد اسکان غیررسمی، مسکن اجتماعی، مدیریت شهری، مسکن روستایی