تحقیق درمورد اسکان غیررسمی، بخش کشاورزی، شبکه شهری، اصلاحات ارضی

دانلود پایان نامه ارشد

جنوب بطور مثال در ایران، با اینکه در دوره 70ـ1338 سطح زمینهای کشاورزی 8/1 برابر و ارزش تولیدات آن (به قیمت ثابت) 9/4 برابر شده اما تعداد شاغلان این بخش در حد 2/3 میلیون نفر ثابت مانده است. در کشورهای شمال همگان با رشد صنعت، تولید سوداگرانه محصولات کشاورزی نیز رواج یافت. لذا تعادلی بین 3 بخش کشاورزی، صنعت و خدمات برقرار گشت و فقط بعدها ظرفیت تولیدی فوقالعاده بالای اجتماعات سرمایهداری که اقتصادهای ملی جهان سوم را در خود جذب کرده بود بخش سوم یا خدکات را رشدی در خور بخشید (پیران، 1366، 59).
با توجه به مباحق فوق شهری شدن جهان سرمایهداری طی دویست سال و در اکثر نقاط حداقل در آغازین مراحل به تأنی صورت گرفته است و طی این مدت به سوی ایجاد شهرهای متوسط 250 تا 1 میلیون نفر بوده است و در گنار چنین شیکه شهری سرفاً چند شهر با سرعتی بیشتر رشد کردهاند بخشید (پیران، 1366، 59 الف). تراکم و انبوهی در این شهرها باعث اجرای اولین اقدامات ساماندهی شهر به وسیله کسانی چون بارون هسمان شهردار وقت پاریس در 1870 گردید. لیکن پس از گذشت دورانهای اولیه صنعتی شدن و رواج اصلاحات و نوسازی شهری برای مدتها با مشکلات شهری جدی (به استثنای جرائم شهری) روبرو نبوده، اجزاء اصلی و خدماتی مورد نیاز البته نه برای همه از قبیل طراحی شده است. به استثنای مناطق فقیرنشین، مشکا مسکن در اکثر شهرها حاد و فوری نبوده است و به آغازین مراحل رشد سرمایهداری آن هم در شهرهای بزرگ محدود شده و میشود بخشید (پیران، 1366، 59 الف). این پدیده که در ابتدای دهه 1970 میلادی گمان میرفت در کشورهای شمال از میان رفته و یا در حال امحاء باشد بعد از اعمال سیاستهای جدید اقتصادی موسوم به «آزادسازی» دوباره ظاهر گشت و در اساس در محلات قدیمیتر شهرهای آن که موسوم به (Downtown) یا مرکز شهر است بروز مینماید و عمدتاً در آنها مهاجرین خارجی و رنگینپوستان سکونت میجویند. به عبارتی دیگر بدمسکنی در این کشورها در بافت و بناهای موجود شهرهایشان ایجاد میشود (وزارت مسکن و شهرسازی، 1374، 11).
با تمام تفاسیر همانطور که در سابقه حاشیهنشینی گفته شده، خاستگاه حاشیهنشینی در کشورهای صنعتی جهان واقع شده است بسیاری از شهرهای معروف کشورهای پیشرفته جهان هنوز بخش معدودی از جمعیت خود را در میانه زاغهها، خرابهها، گتوها نگهداری میکنند. برای مثال: بیدون ویل (حلبی آباد) در شهر پاریس، محله هارلم در نیویورک و گتوهای سکاگو قابل ذکر است (حاتمینژاد، زمردیان، 1372، ص 4 الف). البته کشورهای شمال همانند کشورهای جنوب با پدیده اسکان غیررسمی به صورت خلقالساعه و خودرو در حاشیه شهرها مواجه نیستند.

حاشیهنشینی در جهان
با کل جمعیت 166 میلیون نفر در سال 2001 ، زاغه نشینان 72 درصد جمعیت شهری در جنوب خط صحرا در آفریقا را تشکیل میدهند انتظار میرود تا سال 2020 جمعیت آنها به 325 میلیون نفر افزایش یابد یعنی چیزی بیشتر از جمعیت کنونی کشور ایالات متحده آمریکا.
در کشور هند طبق آمار بدست آمده حدود 30 درصد مردم در نواحی زاغه نشین (حاشیه ) زندگی میکنند.
در کشور ترکیه حدود 24 واحد مسکونی با کیفیت بسیارپایین در محدوده حاشیه به صورت زاغه موجود می باشد.
شهرنشینی و اسکان غیررسمی در کشورهای جنوب
همانطور که بیان شد شهری شدن کشورهای شمال طی دویست سال و در اکثر نقاط حداقل در آغازین مراحل به تأنی صورت گرفته است در صورتی که این سیر در کشورهای جنوب به دلایل زیر جریان نیافت.
1ـ تمرکز قدرت و عدم پراکندگی 2ـ تسلط شهر بر روستا (برخلاف اروپا) 3ـ ادغام نظامهای سرمایهداری کشورهای شمال با اقتصاد معیشتی کشورهای جنوب (سازمان برنامه و بودجه زنجان؛ 1370، 8ـ5).
البته باید توجه داشت که اگر تا سالهای دهه 1950 شهرنشینی و شهری شدن جهان بیشتر معلول گسترش شهرهای کشورهای شمال بود از جنگ جهانی دوم به این سوی کشورهای جنوب در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، شهری شدن آرام گذشته را به کناری نهاده شتابان در مسیر شهری شدن به پیش تاختهاند تا بدانجا که براسا تخمینهای موجود سهم عمده جمعیت جهان در شهرهای بزرگ آینده به این قبیل کشورها تعلق دارد، علاوه آنکه بسیاری به ظهور علائم فرآیند کاهش شهری شدن و سهرگریزیدر ایالات متحده و سایر کشورهای شمال اشاره دارند و مدعی آن شدهاند که در آیندهای نه چندان دور شهرگریزی در جهان پیشرفته رواجی تام و تمام خواهد یافت، پس میتوان نتیجه گرفت که شهری شدن آینده جهان عمدتاً بر ردوش کشورهای عقب نگه داشته شده آسیایی، آفریقایی، آمریکای لاتین قرار خواهدداشت (پیران، 1366، 58).
آمار جمعیت شهرهای بزرگ جهان سوم گویای این واقعیت است که گاه حتی تا حدود 30 درصد جمعیت این کشورها در تنها شهر بزرگ آن متمرکز شدهاند (بوینس آیرس با بیش از 11 میلیون جمعیت ـ حدود 30 درصد از جمعیت 30 میلیونی آرژانتین را دربرگرفته است. طبق آمار منتشره در سال 1987 از 11 شهر بزرگ دنیا (با جمعیت بیش از 7 میلیون نفر) 7 شهر بزرگ در جهان سوم قرار داشته و پیشبینی میشود در سال 2025 از 27 شهر بزدگ دنیا با جمعیتی بیش از 5 تا 10 میلیون 18 شهر بزرگ متعلق به کشورهای جنوب است. همچنین در این سال جمعیت شهرهای بزرگ کشورهای جنوب 914 میلیون نفر را شامل میشود در حالی که جمعیت شهرهای بزرگ جهان صنعتی به 444 میلیون خواهد رسید.
به لحاظ تاریخی نظام سرمایهداری جهانی نقش بسزایی را در پیدایش و گسترش چنین شهرهایی بازی کرده است. به طور کلی کشورهای سرمایهداری برای غارت منابع و امکانات سایر نقاط، سرمایهداری را در کشورهای جنوب گسترش میدهند و از این طریق آنها نهادهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی این کشورها را دستخوش دگرگونی میسازند.
کشورهای جنوب در مواجه با نظام سرمایهداری در رابطه با نیازهای آن نظام، شهری شدن معاصر خود را آغاز کرده است و لذا فرآیند شهری شدن، برونزا یا تحمیل شده از خارج بوده است. با شروع این فرآیند، شبکه همگون صنعتی (در صورت وجود) کاملاً تحت تأثیر قرار گرفته، چند شهر و در اکثر موارد فقط یک شهر با سرتی چشمگیر رشد خود را آغاز کرده است و تمامی تحولات فضایی ـ مکانی کشور تحت تأثیر این شهر یا چند شهر محدود بوده است این امر به پدیده بزرگ سری یا «ماکروسفالی» در شبکه شهری کشورهای جنوب جهان بخشیده و تمامی تحولات اقتصادی، جمعیتی حتی سیاسی و اداری کشور را تحتالشعاع قرار داده است. بزرگ سری در شبکه شهری (از نظر تاریخی) به عدم امکان پیش جغرافیایی الگویی مصرف سرمایهداری صادره به کشورهای جنوب زیرسلطه، خاصه در آغاز رابطه بین این دو جهان، باز میگردد شبکه زیربنایی کشورهای جنوب، به علت توسعهنیافتگی تاریخی خود قادر به جذب غیرمتمرکز الگوی مصرف غرب نیست و ایجاد چنین شبکه زیربنایی از یکسو پرهزینه و از سوی دیگر در شرایط عدم وجود نیروی انسانی ماهر، ابزار و سرمایه محلی یا عدم تمایل به سرمایهگذاری، طولانی و گاه غیرممکن است. لذا تمرکزگرایی براساس ترکیب عامل خارجی (تمایل به ادغام ملی در اقتصاد سرمایهداری جهانی) و عامل داخلی (ناتوانی شبکه زیربنایی موجود و ممکن نبودن ایجاد ان در کوتاهمدت) به اصل اساسی، بنیادین و هدایتکننده فرآیند شهری شدن کشورهای جنوب بدل میشود (پیران، 1366، 59).
سرمایهداری آنچنان ماهرانه کارکرد شهرها را به دگرگونی کشاند که کمتر کسی متوجه آن گشت، شهرهای جنوب در شبکه سنتی خود در پیوند با روستا تکیه بر مازاد تولید روستائیی داشت اما نفوذ سرمایهداری، شهرها را به قطبهای سرمایهداری جهانی متصل ساخت (سازمان برنامه و بودجه استان زنجان، 1370).
طی این فرآیند که توسعه یافتن، مدرن شدن، صنعتی شدن، پیشرفت، رشد اقتصادی، … خوانده میشود. نرخ مبادله بین شهرها و روستاها، به زبان روستاها تغییر کرد و با مرکزیت یافتن شهر و راه یافتن رسانههای همگانی به روستا و یا آمد و شد بین شهر و روستا، انبوه روستاییان به شهر روانه میشوند (پیران، 1366، 30).
در شهرهای بزرگ کشورهای جنوب نیز گرچه بخش قابل توجهی از درآمد کشوری به سوی کلان شهرها خاصه پایتخت روان میگردد. لیکن سرازیر شدن شبانهروزی مهاجرین تازهنفس و رشد همه سویه شهر، رساندن خدمات شهری به شهروندان را به کار الهه مغضوبی شبیه کرده است که به کشیدن آب اقیانوس با سطلی بیته محکوم است. معضل آموزش و پرورش، بهداشت روانی و جسمانی، رسانیدن آب آشامیدن سالم، برق و گاز، طراحی حمل و نقل شهری، جمعآوری زباله و دفع فاضلاب، پاک نگه داشتن مسیلها، زیباسازی محیط خاصه برای محرومان و کمدرآمدها روز به روز سختتر و پیچیدهتر میشود. از همه مهمتر به جای برنامهای کردن شهر و نظارت بر رشد آن و نحوه آن اسکان غیررسمی به نحوی دم افزون بینظمی و اغتشاش شهری کشورهای جنوب را تشدید میکنند. تشدید مهاجرت به شهرها از یک سو و عدم مدیریت صحیح به توسعه فیزیکی شهر از سوی دیگر موجب اسکان غیررسمی در شهرهای کشورهای جنوب شده است (پیران، 1366، 60).
شهرنشینی و اسکان غیررسمی در ایران
جامعه ایرانی از دیرباز شاهد همزیستی سه نظام معیشتی بوده است، که در کنار هم و متأثر از هم تا دوران معاصر به حیات خود ادامه دادهاند. این سه نظام به ترتیب پیدایش تاریخی خود عبارتند از: نظام ایلیاتی، نظام مبتنی بر زراعت (روستانشینی) و بالاخره نظام شهرنشینی.
لیکن پایه شهرنشینی به شکل امروزی تقریباً از سال 1300 شروع شد و از این تاریخ به بعد با نفوذ نظام سرمایهداری جهانی در ایران رابطه ارگانیک میان سه نوع زندگی در ایران از بین رفت و توسعه حالت برونزا گرفت و در جهت انباشت سرمایه پیش رفت و سهر مرکزی جانشین سه نوع زندگی شد و اشاعه الگوی مصرفی مدرن در کشور به دلیل ناتوانی زیرساخت آن منجر به تمرکز فوقالعاده شبکه شهری در پایتخت و چند شهر کشور شد. به علت تضاد شدید اقتصادی، اجتماعی که بین شهر و روستا پدید آمد گرایشهای شهرنشینی را در ایران تقویت کرده و موج مهاجرتهای روستایی را سبب گردید بدین ترتیب تمامی شرایط و تسهیلات لازم برای توسعه شهرنشینی شتایان فراهم شد، و شهرها یکی پس از دیگری به گسترش فضایی خود دست زدند، در حالی که حاشیهنشینی و خرابهنشینی در جای شهر و در داخل و خارج آن گسترش پیدا میکرد، جمعیت روزافزون در این مکانها بر روی هم انباشته میشدند و بدین صورت شهرنشینی مشکلزا نمایان گردید.تحولات شهری ایران را از سال 1299 تا حالص حاضر میتوان به دو قسمت رشد شهرنشینی بطئی یا آرام (1340ـ1300) و رشد شهرنشینی سریع (بعد از 1340) تقسیم کرد. در دهه 1320 تا 1300 از آنجا که ساختار تولید و ساختار جمعیت روستایی تغییر نکرده بود در نتیجه مهاجرت چندانی جز در موارد خشکسالی یا آنچه که مربوط به سربازگیری بوده دیده نمیشد (6/9 درصد در سال) در دهه بعد (32ـ 1320) که رکود شهری ناشی از جنگ جهانی دوم موجب رکود روستا گردید، مهاجرت با کندی از روستا به شهر آغاز شد (2/1 درصد در سال) و در دهه آخر قبل از اصلاحات ارضی یعنی دهه (42ـ1322) با رونق نسبی زندگی شهری و عمده شدن نسبیمازاد اقتصاد حاصل از درآمد نفت، بخش کشاورزی اهمیت خود را نسبتاً از دست داد و شکاف شهر و روستا بیشتر شد در نتیجه مهاجرت روستاییان به شهر نیز افزایس یافت (4/1 درصد در سال) به هر حال مهاجرت به وسعت دوره بعد از اصلاحات ارضی نبوده است.اما آنچه که به عنوان رشد شتابان شهرنشینی آغاز شد بعد از سالهای 1340 بود. انجام اصلاحات ارضی در اوایل دهه 40 افزایش درآمد حاصل از نفت، جذب سرمایههای داخلی و خارجی به منظور سرمایهگذاری در بخش صنعت در درون شهرها، سیاستهای توسعهی شهر و تصویب فرهنگ شهری و ایجاد زمینهی تضاد شدید اقتصادی بین شهر و روستا، گرایشهای شهرنشینی را در ایران تقویت کرده و موج مهاجرتهای روستایی را سبب گردید. (نظریان، اصغر، 1374، 194).
پیدایش دلارهای نفتی در سالهای 1350 هـ . ش (1970 . م) از افزایش بیسابقه قیمت نفت ناشی شده و نقش دولت روزی بخش و قانونگذار و مجری را بیش از پیش تحکیم میکند. بخش خدمات ـ عمدتاً دولتی به نحوی بیسابقه به ضرر دو بخش کشاورزی و صنعت گسترده میشود و درآمد حاصل از نفت باعث سوق دادن جامعه به سوی مصرف، بیهیچ حرکت تولیدی

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد حاشیه نشینی، اسکان غیررسمی، نیروی کار، ایالات متحده Next Entries تحقیق درمورد استان تهران، حاشیه نشینی، مهاجرت روستایی، انقلاب اسلامی