تحقیق درمورد استان تهران، حاشیه نشینی، مهاجرت روستایی، انقلاب اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

میشود و به جای ایجاد تاسیسات و تجهیزات زیرساختی مناسب برای توسعه درونزا، در جهت نیازهای توسعه برونزا به کار گرفته میشود. بخش خدمات به عنوان سومین بخش اقتصادی، بیهیچ ارتباطی با دو بخش تولیدی بزرگ و بزرگتر میگردد و گردش سوداگرانه سرمایه و پول را سبب میگردد. مهاجرت روستایی در حاشیه این گردش، مکان استقرار خویش را در حاشیه شهر باز مییابد.
اگر شهرهای مختلف ایران را بررسی کنیم خواهیم دید که تهران تغییر جهشی عجیب را دارا می-باشد. در شهرهایی مثل شهر اصفهان، تبریز، شیراز تغییراتی نسبت به گذشته میبینیم ولی در شهرهای کوچکتر این جهش کمتر خواهد بود. جدول شماره (2-1 ) تحولات جمعیت شهری و روستایی ایران را طی سالهای 1355 تا 1375 نشان میدهد همانطور که ارقام مندرج نشان میدهد. با گذشت زمان از میزان روستانشینی کاسته و بر میزان شهرنشینی افزوده میشود. بیشترین گرایش شهرنشینی مربوط به مقطع انقلاب اسلامی (1357) بوده است.
جدول ‏21: تحولات جمعیت شهری و روستایی ایران طی دو دهه گذشته
سال
جمعیت
متوسط رشد

کل کشور به هزار نفر
شهری درصد
روستایی درصد
سالانه (درصد)
هـ . ش 1355
709/33
03/47
97/52
91/3
1365
445/49
29/54
2/45
46/2
1370
837/55
02/57
23/42
47/1
1375
055/60
31/61
34/38

منبع : روزنامه سلام، تحولات جمعیتی در ایران، شماره 1827، 1 مهر 1376.
بازتاب فضایی انقلاب اسلامی و نتایج آن خیلی زود نمایان گردید. مسائل و مبارزات سیاسی، جریانات و مبادلات فکری و انقلابی، شهر را به کانون عمده این تحولات تبدیل کرد. دگرگونیهای اقتصادی و انقلابی که بعد از هر انقلابی رخ میدهد در ایران نیز مجموعه عوامل را به نفع شهر سوق داد. شروع و ادامه جنگ تحمیلی نیز این جریان را سرعت داد، جابجایی جمعیت از مناطق جنگ زده به طرف نواحی دور از عراق و بحران جنگ، که همه آنها را یکجا به درون شهر منتقل میکرد جابجاییهای نیروهای جوان به خصوص از نواحی روستایی به جبههها و نهایتاً به درون شهرها روز به روز به جمعیت شهرها افزود، مهاجرین خارجی نیز سرعت رشد شهرها را افزایش دادند بنا به آمارهای غیررسمی نزدیک به 3 میلیون افغانی که بیش از سهچهارم آنها در شهرها ساکن بودهاند در ایران زندگی میکردند. (نظریان، اصغر، 1374، 87).
تمرکز در چند نقطه شهری بزرگ و ادامه روند مهاجرتهای بیرویه و فاصله روزافزون بین شهرهای بزرگ و کوچک و عدم تعادل در نظام سلسله مراتب شهری منجر شده و خلاء جمعیتی و کارکردی آشکاری در سطوح میانی کانونهای شهری پدید آورده است.در نتیجه به علت کنار گذاشتن قشر عظیمی از جامعه در برنامهریزیها به علت تمرکز امکانات در چند نقطه خاص که تهران در رأس آن و سپس مراکز استانها از این قاعده پیروی میکنند. مهاجرت روستاییان به این مناطق همچنان ادامه دارد چنانچه برای مثال از 65ـ1355 هر ساعت 5/2 نفر از استان آذربایجان شرقی وارد استان تهران و عمدتاً پایتخت شده است. بنا به گزارشهای موجود در مورد جمعبندی وضع حاشیهنشینان در شهرهای تهران، بندرعباس، اهواز، باختران، بوشهر، همدان 80 درصد، تبریز 94 درصد، کرمان 70 درصد، شیراز 52 درصد از مهاجرین روستایی تشکیل شدهاند. تمامی عوامل مذکور موجب گسترش شهرنشینی در ایران و پیامدهای متعددی چون اسکان غیررسمی در شهرهای بزرگ کشور شدهاند.
تاریخچه حاشیهنشینی در ایران
حاشیهنشینی ریشه در زمانهای بسیار طولانی دارد و در قرنهای گذشته نیز وجود داشته است این پدیده هم در کشورهای توسعهیافته و هم در کشورهای توسعه نیافته موجود می باشد البته حاشیهنشینی در کشورهای توسعهنیافته تفاوتهایی از حیث علل تاریخی بوجود آورنده و نحوه رفتار اجتماعی حاشیهنشینان دارد .تاثیرات پررنگ حاشیهنشینی بعد از جنگ جهانی دوم، پس از فروپاشی نظام اقتصادی جهان و افزایش فقر در اکثر کشورها تبدیل به معضلی برای برنامهریزی شهری و مدیریت کلان شهر شد.از سال 1950 بحثهایی مرتبط با حاشیهنشینی در جهان مطرح شد که تحلیلهای متفاوتی را در برداشت اما تاکنون هیچ یک از راهکارهای ارائه شده منجر به حذف حاشیهنشینی نشدهاند آثار پژوهشی نیز در ایران از سال 1350 وجود دارد.
کشور ایران نیز به مثابه یکی از کشورهای پیرامون، تحت تاثیر عوامل گوناگونی از جمله دخالتهای خارجی، رشد جمعیت، افزایش درآمد نفت، فقدان برنامهریزی غیرمتمرکز که با هماهنگیهای لازم بتواند تعادل در کل کشور بهبود بخشد و سایر عوامل درونی و بیرونی، در برنامهریزیهای رشد وتوسعه اقتصادی از الگوی توسعه برونزا تبعیت کرده و این امر مسائل شهری شدن را به دنبال داشته است .ایران شانزدهمین کشور پرجمعیت جهان است و طی سالهای 1335-1380 جمعیت آن 2|3 برابر افزایش یافته است در حالیکه این رشد در جهان کمتر از 3|2 برابر بوده است که این امر خود موجب افزایش نرخ حاشیه نشینی می شود.
اولین پژوهش در این حوزه توسط مرکز مطالعات موسسه تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در سال 1350 انجام شد که موضوع انجام مطالعاتی درباره گودنشینان وحاشیه نشینان شهری پیرامون شهرهای تهران، تبریز و اهواز بوده است نتیجه آن در بردارنده این موضوع بوده است که ساکنان این مناطق عمدتاً گروههای کمدرآمد بودهاند که از اغلب شهرها و روستاهای کوچک اطراف آن شهرها به این مناطق مهاجرت نمودهاند .به طور موردی جمعیت روستایی استان تهران در طی سال 30 سال گذشته حدود 5|7 درصد رشد داشته است نکته قابل توجه این است که این جمعیت اضافه شده عمدتاً در روستاها وحاشیه کلان شهر مستقر شدهاند.طبق نتایج بدست آمده از پژوهش حاشیهنشینی در ایران که توسط مرکز مطالعات وتحقیقات معماری شهرسازی ایران انجام شده است. جمعیت حاشیه اطراف 10 شهر بزرگ ایران حدود 3|5 میلیون نفر می باشد.حاشیه نشینی در شهرهای ایران به صورت شهرکنشینی در حومه شهرها وهمچنین آلونکنشینی دیده می شود.
شهرکهای حاشیهنشینان در اصل «روستای شهر» با «شهرکهای روستا گونه درون شهر» هستند.
از نمونه شهرکهای فقیرحاشیهنشینان در شهرهای ایران میتوان به این شهرکها اشاره نمود.
تهران: شهرکهای متعدد در منطقه 16 شهر تهران .
استان تهران: مناطق حاشیهای درپاکدشت، قیام دشت، احمد آباد، حسن آباد، خلیج، بادامک و رامینک .
کرج: زورآباد (اسلام آباد)
تبریز: آخماقیه، حافظ، خلیل آباد، داداش آباد، سیلاب، طالقانی، عباسی، کشتارگاه، لاله، مارالان، منبع و یوسف آباد
مشهد: خواجه ربیع – سنندج: عباس آباد، کانی کوزله، حاجی آباد و زورآباد.
همدان: خضرلو، طالقانی، کشتارگاه، حصار، شاه پسند، سنگ سفید، نایب احمد، مجیدیه، دیزج
اردبیل: ابراهیم آباد – زاهدان: شیرآباد، باباییان، قریب آباد، پشت کارخانه نمک و کریم آباد.
اصول نظري تبيين پديدهي حاشيهنشيني
كشورهاي توسعهنيافته و در راه توسعه به دليل رشد سريع جمعيت و درهم شكستن اقتصاد معيشتي مبتني بر كشاورزي يا فرآيند صنعتي شدن با رشد شهرنشيني شتاباني مواجه ميشوند. در عين حال در اين گونه كشورها منابع محدود و نابرابريهاي طبيعي و جغرافيايي موجود، باعث بيش بهرهمندي بخشي از گروههاي اجتماعي و كنار گذاشته شدن ساير گروهها به ويژه مناطق روستايي گرديده است. لذا بخشي از جامعه كه از مواهب اوليهي توسعه بهرهمند نشدهاند، با توجه به تخصيص امكانات اقتصادي و اجتماعي در مناطق توسعه يافتهتر، به نواحي برخوردارتر روي ميآورند، تا جزيي انداموار از مجموعهي اجتماع و اقتصاد آنها گردند.از طرفي اقتباس غيرواقعبينانهي كشورهاي توسعه يابنده از ضوابط و معيارهاي آرماني شهرسازي كشورهاي پيشرفته، منطبق با شرايط اقتصادي آنها، (رشد بالاي جمعيت و پايين بودن درآمد بخش اعظم جامعه) نيست. به طوري كه كم درآمدها در زمينهي مسكن به دليل كاستيهاي برنامهريزي مسكن نه تنها از كمكهاي دولت محرومند، بلكه نهادهاي جديد اقتصادي يعني بانكها نيز آنان را زير پوشش نمي گيرند، لذا اين گونه گروه هاي اجتماعي، نااميد از برنامهريزي كالبدي رسمي كه معيارها و ضوابط آرماني آن حق شهروندي را از آنان سلب مي كند؛ به پهنههايي از منطقهي شهري روي ميآورند كه فاقد ضوابط پايدار و همه جانبه است و معمولاً بيرون (مسکن غیررسمی) كه معمولا به صورت غيرقانوني ساخته شده است؛ حاشيهنشين نام ميگيرند تا در نهايت نهادهاي خدماتي را ناگزير به خدمات رساني كنند. لذا كاستي برنامهريزي كالبدي كه مانعي براي دستيابي كمدرآمدها به فنون شهرنشيني و شهرسازي گرديده از ارتقاي دانش شهرنشيني و اعطاي حقوق شهروندي به مهاجران روستايي كم درآمد بازمانده و در نتيجه هزينهي خدماترساني به محيطهاي فراموش شدهي كمدرآمدها را، هنگفت ميسازد (اطهاری، 1379: 83)، و مشكلات و ناهنجاريهاي شهري را بيش از پيش دامن مي زند. از اسكان غيررسمي و حاشيهنشيني برداشتهاي متعدد ارائه شده است كه هر يك بر ملاكها و معيارهاي خاصي مانند كالبد، جغرافيا، اقتصاد، روابط اجتماعي و ويژگيهاي رواني تأكيد كردهاند. برخي از محققان از منظر بومشناسي شهري به عواملي مانند نحوهي استفاده از زمين، كمبود مسكن و قيمت زمين توجه كرده و عدهاي ديگر به موضوع از چشمانداز فقر شهري و مسايلي مانند نابرابريهاي اقتصادي و اجتماعي و تبعيض نگريستهاند. بر حسب سطوح تحليل در اين زمينه ميتوان سه دسته ديدگاه را برشمرد كه به شرح ذيل مي باشند :
سطح كلان
در اين سطح نظريههايي چون نظام جهاني و وابستگي قرار دارد و به مقولههايي مانند تأثير نظام سرمايهداري جهاني در شكلگيري شهرنشيني وابسته و پيدايش اسكان غيررسمي در كشورهاي در حال توسعه ميپردازد .بر پايهي اين ديدگاه گسترش شهرنشيني در ايران از دههي ١٣٠٠ خورشيدي به بعد عمدتًا ناشي از استقرار مناسبات سرمايهداري پيراموني در اين كشور و ادغام اقتصاد ايران به عنوان اقتصادي تك محصولي در تقسيم كار بينالمللي بوده است. بر اين اساس، گسترش شهرنشيني از دههي ١٣٤٠ با افزايش سرمايهگذاريهاي دولت در شهرها و آغاز بورس بازي زمين و ساختمان در شهرهاي بزرگ، يكي از عمدهترين علل مهاجرت نيروي كار روستايي به شهر را رقم زد و مشكلات شهري ـ از جمله پيدايش حاشيهنشيني در حومهي كلان شهرها ـ را پديد آورد (ايماني جاجرمي ، 1381: 449).
نخستين علت اين پديده در سطح كلان را بايد ساختاري دانست كه ساز و كار تبعيضآميز و فقر را بر پايهي توزيع غير عادلانهي منابع قدرت، ثروت و درآمد رقم زده است.تجلي فضايي اين ساز و كار در سطح كشور، عدم تعادلهاي منطقهاي و در سطح منطقهاي و محلي، رجحان فضاهاي برگزيدهاي همچون شهرهاي بزرگ و محلات ثروتمندان در برابر ديگر نواحي و مراكز زيست و فعاليت است، كه به حركت منطقي جمعيتهاي مهاجر به سوي كانونهاي برگزيده ميانجامد. از آنجا كه اين جمعيت عمدتًا پناهجوي اقتصادي، بدون توجه به فعاليتهاي طبيعي و ظرفيتهاي انسان ساخت مقصدشان، در پي دسترسي به فرصتهاي اشتغال و درآمد به اين كانونها سرازير ميشوند، تقاضاي ناگهاني و پرشتابي را براي اسكان خود در نواحي محدود به وجود ميآورند؛ اين تقاضا باعث ا فزايش قيمتها، كاهش ذخيرهي مسكن، نارسايي خدمات شهري و اشباع شبكههاي زيربنايي ميشود. در چنين شرايطي مهاجرين كمدرآمد، توان استفاده از بازار رسمي زمين و مسكن را نداشته و با اصرار بر لزوم استقرار خود در همان ناحيه، فضايي ناخوشايند و نامطمئن، ليكن ارزانتر را در بازار غير رسمي زمين و مسكن ايجاد ميكنند (صرافي، 1381: 6).
سطح مياني
نظريه هاي نوسازي را مي توان متعلق به سطح مياني دانست. در اين نظريهها به تحولات دروني جامعه بر اثر وقوع پديدههاي مدرن مانند توسعهي صنعتي، افزايش جمعيت و مهاجرت به شهرها ، و در نتيجه بروز مشكلاتي مانند كشمكش و ستيز اجتماعي براي آن دسته از مهاجراني كه قادر به تطبيق با هنجارهاي زندگي مدرن شهري نبودند، ميپردازند. استفاده از مفاهيم سرمايهي اجتماعي و انزواي اجتماعي براي توصيف وضعيت فقيران شهري كه گرفتار چرخهي فقر شدهاند و فاقد سرمايهي اجتماعي برون گروهي براي برقراري تعامل با ديگر گروههاي اجتماعي با وضعيت بهترند؛ در اين سطح ميگنجد (ايماني جاجرمي، 1381: 45).
با شروع توسعهي برونزاي كشور و در جهت

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد اسکان غیررسمی، بخش کشاورزی، شبکه شهری، اصلاحات ارضی Next Entries تحقیق درمورد توسعه شهری، توسعه شهر، مدیریت شهری، اقشار کم درآمد