تحقیق درمورد ادبیات شفاهی، شورهای اسلامی، کشورهای اسلامی، زمان پیامبر

دانلود پایان نامه ارشد

زبان آلمانی ارائه شده است.
با توجه به آماری که خود طریقت در سال 1970م منتشر کرد، تعداد مریدان این شاخه در مصر به سه میلیون مرید میرسید.167 در حال حاضر آماری از تعداد مریدان در مصر در دسترس نیست ولی تقریبا 20 مسجد و بیشتر از 60 زاویه در تمام استانها و روستاهای مصر برای طریقت وجود دارد.168
دسوقیه محمدیه
این طریقت از جمله طریقتهای تازه تاسیس مصر است. شیخ فعلی آن مختار علي محمد الدسوقي است. مقر این طریقت در میدان ابراهیمی در شهر دسوق است.169 این طریقت در 5 ربيع الأول سال 1428 هق از سوی المجلس الأعلى للطرق الصوفية به ریاست سید حسن شناوی با عنوان طریقت دسوقیه محمدیه ثبت گردید و شیخ مختار علی محمد دسوقی به عنوان شیخ آن انتخاب شد.170
آنچه از این طریقت در یکی از سایتها بیان شده این است که مختار یکی از شاگردان شیخ برهانیه است و زمانی که فعالیتهای این شاخه در مصر ممنوع بود، او در مصر اعلام کرد که شیخ برهانیه او را جانشین خود کرده است و توانست به لحاظ قانونی شرایط را برای تاسیس این طریقت فراهم کند و طریقت جدیدی با نام دسوقیه محمدیه را ایجاد کرد.171 شیوخ آن به ترتیب ابراهیم دسوقی، محمد عثمان سودانی و سپس مختار علی است. برای این طریقت در جمهوری مصر120 مقر بوده که مقر اصلی آن در الکرام است.172
گفتارسوم: مشایخ طریقت
در این قسمت قصد داریم درباره مشایخ طریقت بحث کنیم. همانطور که قبلا اشاره شد تاریخ منسجمی از طریقت ثبت نشده است به همین دلیل در هیچ جا اطلاعاتی از مشایخ طریقت به صورت زنجیره وار نیامده است. در جستجوهای انجام شده به اطلاعات بسیار کوتاهی از آنها که به صورت پراکنده در کتب ثبت شده است، دست یافته ایم که در اینجا به ذکر آن می پردازیم. برای نظم بیشتر مطالب، مشایخ هر شاخه را ذیل همان شاخه آورده‌ایم.

شاخه شرنوبیه:
سـيد احمـد عـربى شـرنوبى
سید احمد عربی شرنوبی بن عثمان بن احمد سلیل العارف علی البرهانی موسس شاخه شرنوبیه است. نسب وی به محمد قمرالدوله حسینی می‌رسد. مادرش سیده عایده از ذریه ابو البکر الراعی در شرنوب است.173
او در سال 931 هق در شرنوب متولد شد و طریقت صوفی را از قطب شهاوی اخذ کرد. سپس به قاهره هجرت کرد و در آنجا نشانههای فتح بر او ظاهر شد. ابراهیم لقانی میگوید از احمد عرب شرنوبی کرامات خارق العادهای در همان ابتدا در مصر دیدم. در آنجا علومی دریافت کردم که قبلا جای دیگر نشنیده بودم.174
از عرفایی همچون سید علی متقی هندی، ابی الحسن البکری، سید سلیمان خضیری، سید ابراهیم ذاکر وسید زین بن بنت المرصفی کسب فیض کرد. به قسطنطنیه نیز سفر کرده و محضر عارف زمان آن بلاد، شیخ نورالدین زاده رسید. او به وزیر قطب دسوقی شهرت دارد زیرا که بر مشرب ابراهیم دسوقی بود.175
از شاگردان وی که میتوان به ابوالنصر دسوقی، ابراهیم لقانی مولف کتاب الجوهره فی توحید که به خواست شیخ تالیف کرد، شیخ البشیطی که مزارش در محلة الکبری است، شیخ محمد بلقینی در بلقین (در تونس) و سلیمان برهامی در سندیون(از روستاهای مصر) و بسیاری دیگر اشاره کرد. ایشان در سال 994 هق در ارجلی در آسیای صغیر وفات یافت و صاحب مزاری در شرنوب است. 176

شاخه برهانیه:
محمد عثمان عبده:
محمد عثمان عبده درسال 1902م در سودان متولد شد. مذهبش مالکی بود و نسب او به حضرت رسول میرسد.177 او طریقت را از طریق جدش «الحاج فضل» اخذ کرد.178اطلاعات متفاوتی درباره تحصیلات شیخ ثبت شده است. در سایت مخصوص برهانیه آمده است که آغاز تحصیلات او با یادگیری حروف هجا و کتابت قرآن و حفظ آن بود. سپس وارد مدرسهای در جبل اولیاء شد و مرحله ابتدایی و راهنمایی را تمام کرده مدرسه را برای تعلیمات گسترده ترک نمود. او نزد علما علوم فقه، توحید، حدیث، سیرة و تفسیر را فراگرفت که همه اینها با حضور در مساجد بود.179 هافمن در کتاب خود میگوید: «محمدعثمان درباره تحصیلاتش چیزی نگفته است و به گفته سنهوری او فقط تحصیلات ابتدایی داشت».180 به گفته خود شیخ، او بیشتر تحت تاثیر مادر بزرگ خود بوده است.181 محمدعثمان میگوید او در ملاقاتی که با ابراهیم دسوقی داشت از او درخواست کرد که کسی را به تعلیم او بفرستد. به درخواست او یک فرد نابینایی برای تعلیم شیخ آمد. شیخ تمام اوراد و آموزه های طریقت را در عرض چند ماه از مرد نابینا فرا گرفت. بعدها بار دیگر که محمدعثمان به دسوق سفر کرد سراغی از آن مرد نابینا که در کنار مقبره دسوقی زندگی میکرد، گرفت اما هیچ کس چنین فردی را در آنجا ندیده بود و چنین شخصی اصلا وجود نداشت. این نشان میدهد که استاد او یک فرد عادی نبوده است.182
گفته شده است شیخ صاحب فضل بود و علاوه بر سودان در دیگر مکانها نیز نفوذ داشت و مراسم ذکر و ارشاد برگزار میکرد و هر روز برای سالیان زیادی در فقه قرآن و علوم حدیث کلاسهایی تشکیل میداد. مشهور است که انساب قبایل امم عرب و عجم را دقیقا میدانست. در مجلس علم او علمای بزرگی از عصر او چون شیخ الازهر عبدالحلیم محمود و شیخ احمد حسن الباقوری و دکتر طه حسین شرکت میکردند.183 کلاس های او هر روز بعد از ساعات نماز شروع می‌شد.184
از جمله تالیفات او
1-کتاب تبرئة الذمة فى نصح الأمة وتذكرة أولى الألباب للسـير إلى الصواب که خلاصه‌ای از بیش از صد کتاب اعلام تصوف است.
2- کتاب انتصار أولياء الرحمن على أولياء الشيطان که در آن از فضایل اهل بیت(علیهم السلام) و اعلام صحابه و ائمه فقه و اقطاب تصوف و درباره مشروعیت ذکر و اوراد و بیان مفهوم بدعت و سنت همان گونه که در کتاب و سنت آمده، بحث شده است.
3- دیوان شراب الوصل، این کتاب پنج جزء دارد که مجموعا 95 قصیده از شیخ را شامل می شود.185
4- « سلسلة علمـوا عنى» مجموعه دروس روزانه اوست که فایل صوتی هم دارد.
5- دیوان بطائن الاسرار که از پنج جزء تشکیل شده است.186
او در 21 جمادی الاخر سال 1403 ه-1983م از دنیا رفت.187
شیخ ابراهیم محمد عثمان عبده:
شیخ ابراهیم محمد عثمان عبده در سال 1357ه‌ق ـ 1938م در وادی حلفا در سودان متولد شد. به همراه پدرش محمد عثمان عبده به خارطوم رفت. تحصیلات خود را در آنجا در رشته حساب به پایان رساند. بعد پدرش محمدعثمان عبده طریقت را به دست گرفت. طریقت به دست او انتشار گستردهای یافت. او در آن واحد در دو جهت فعالیت میکرد. یک جهت اینکه در کشورهای اسلامی فعالیتهایی چون دعوت مردم به اعتقاد صحیح به خدا و فهم درست آیات قران و شناخت پیامبر اکرم و آل بیت ایشان و انتشار زاویههای طریقت در جاهای مختلف داشت و جهت دیگر فعالیت او، انتشار اسلام در کشورهای غربی بود. همین امر بود که باعث انتشار طریقت در کشورهای غربی شد. او در 26 شعبان 1424ه ـ22 اکتوبر 2003م درگذشت. پس از او پسرش شیخ محمد ابراهیم محمد عثمان عبده جانشین او شد.188

فصل چهارم:
آراء و اندیشه‌های نظری طریقت دسوقیه

بخش اول: عقاید کلامی
در بخش عقاید کلامی طریقت دسوقیه نیز مطالبی که به دست آمده است، مربوط به شاخه برهانیه است. درباره شاخه اصلی و دیگر انشعابات، مطالبی در این خصوص در مطالعات انجام شده به دست نیامد. به همین دلیل در این قسمت به بیان برخی از عقاید کلامی طریقت برهانیه می‌پردازیم.

گفتار اول: توسل و شفاعت
طریقت برهانیه در مقالهای به بحث شفاعت میپردازد و معتقد است که خطرناکترین عمل انکار شفاعت است و میگوید کسی که در دنیا منکر شفاعت باشد در آخرت نیز به شفاعت نمیرسد. روایتهای مختلفی در باب شفاعت پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) بیان میکند و سپس شفاعت افرادی غیر از پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) ازجمله شفاعت قرآن، شفاعت انبیا و علما و شهدا، اهل بیت (علیهم السلام)، مومنین، ائمه، حجاج، افراد مسن و حق سبحانه و ملائکه را با ذکر احادیثی برای هر کدام بیان میکند.189
در مقاله‌ی جداگانهای نیز بحث توسل را بررسی کرده و از عجائب می‌داند کسی را که توسل را انکار میکند. در اثبات توسل به آیه «يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله وابتغوا إليه الوسيلة » استناد میکند.190

گفتار دوم: تبرک جستن
طریقت برهانیه به تبرک جستن نیز معتقد بوده و تبرک جستن از پیامبر را جایز میدانند و احادیث زیادی نقل می‌کنند که در زمان پیامبر برخی از افراد به پیامبرـ بدن، مو، خون، مکان نماز و جای قدمهای آن حضرت ـ تبرک میجستند191. بدین ترتیب منکران تبرک را نفی میکنند.

گفتار سوم: استغاثه
طریقت برهانیه در باب جواز استغاثه به غیر از خداوند، مطالب را دستهبندی و تحت عنوانین مختلف بیان می‌کند. اولین مورد استغاثه به قرآن است که برای این مورد به آیهای از قرآن اشاره می‌کند: «و ننزل من القرآن ما هو شفاء ورحمة للمؤمنين»192. در باب استغاثه به پیامبر و اهل بیت به دو آیه زیر استناد می‌کند: «وما أرسلناك إلا رحمة للعالمين»193 و «رحمة الله وبركاته عليكم أهل البيت»194 در این موارد معتقد است که درهیچ یک از اینها خداوند رسول را به زمان و مکان خاصی محدود نکرده است. در ادامه بیان می‌کند که ما از طلب کمک بی نیاز نیستیم و کمک خواستن ما از اینها مانند زمانی است که دچار بیماری شدهایم و نزد پزشک میرویم در حالیکه که یقین داریم خداوند شفا دهنده است. معتقد است استغاثه به مقربان بزرگترین کلید حل مشکل است و باعث رضایت خداست. درباره کمک خواستن از برادر مومن نیز به حدیث: «الله فى عون العبد مادام العبد فى عون أخيه المسلم» استناد می‌کند، این حدیث را امام مسلم و ابو داوود نقل کردهاند. بحث دیگر استغاثه به عبادالصالحین است. با ذکر احادیثی معتقد است اینان به چشم دیده نمیشوند ولی طلب استغاثه به آنها باعث فرج میشود: «إذا أضل أحدكم شيئا أو أراد عونا و هو بأرض ليس بها أنيس فليقل يا عباد الله أعينونى فإن لله عبادا لا نراهم»195.

گفتار چهارم: شرایط امامت
حدیثی از ابوبکر هروی بیان می‌کند که در آن شرایط امامت ذکر شده است. اگر کسی این شرایط را داشته باشد می‌تواند امام باشد. طبق این حدیث امام باید چند ویژگی اساسی چون آشنایی با زبان عربی، تسلط بر دیدگاه فقها و علما، آشنایی با تفسیر و علم حدیث داشته باشد که امام و مجتهد در دین محسوب شود196.
با توجه به اینکه اجتهاد را یکی از شرایط امام می‌داند، به نظر میرسد امامت با آنچه در نزد شیعه مطرح است برای آنها جایگاهی ندارد و کسی که مجتهد در دین باشد می‌تواند امام نیز باشد البته در معنای امام هیچگونه بحثی نمی‌کنند و در واقع امام همان مجتهد است. در آخر نتیجه میگیرد یک مسلمان یا باید مجتهد باشد و یا مقلد. اگر به درجه اجتهاد و امامت نرسیده باشد باید مقلد بوده و از مجتهد تقلید کند.

گفتار پنجم: مهدویت
یکی از بحثهایی که در کتاب تبرئه الذمه انتقادات زیادی را به خود جلب کرد، بحث مهدویت بود. در انتقادات آمده است که مهدویت از عقاید شیعه است که به خاطر اهداف سیاسی این موضوع را رواج دادند و همین مسئله در طول تاریخ مشکلات زیادی را برانگیخته است. محمدعثمان عبده به همین دلیل متهم به داشتن افکار شیعی بوده است.197 درباره جزئیات بحث مطلبی به دست نیامد.

بخش دوم: عرفان نظری
با توجه به عدم دسترسی به تراث مکتوب در فرقه دسوقیه و غلبه ادبیات شفاهی متاسفانه اطلاعات و دادههای مبسوطی در مورد عقاید شاخههای مختلف طریقت دسوقیه وجود ندارد و بیشتر مطالبی که می‌توان ذیل عقاید طریقت از آن بحث کرد، مربوط به شاخه برهانیه است. در کتاب الجوهره می‌توان با تحلیل و بررسی اقوال شیخ به برخی از عقاید مکتوم در گفتار شیخ پی برد که در این بحث کوتاه، آنچه برای نویسنده رساله میسر بوده است تهیه و جمع آوری شده است که در ادامه خواهد آمد.
در شاخه برهانیه، آموزه های طریقت بر مبنای مکتوبات صوفیان قرون وسطی مثل ابن عربی، عبدالکریم جیلی و جلال الدین سیوطی است.198 كتاب تبرئة الذمة فی نصح الامة، نوشته محمدعثمان عبده، درحقیقت، مطالبی زیادی از خودِ محمّد عثمان ندارد، بلكه محمدعثمان عبده اصولاً بخشهای بسیاری ازنوشته‌های الیافعی و جلال‌الدّین السّیوطی و عبدالكریم الجیلی و ابنعربی به اضافهی احادیث مختلف را كه در بین صوفیان مشهوراست، لغت

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد جمال الدین، سیر تاریخی، منابع محدود، همبستگی اجتماعی Next Entries تحقیق درمورد حقیقت محمدیه، انسان کامل، عرفان اسلامی، فلسفه اسلامی