تحقیق درمورد اجتماعات ساکن، سازمان ملل، سکونتگاه غیررسمی، اسکان غیررسمی

دانلود پایان نامه ارشد

یک پدیدهی رو به زوال خود به خود نیست بلکه ماندگار و روبه گسترش است. در خصوص موضوع سكونتگاههاي غيررسمي و نحوة مواجهه با آنها، ديدگاهها و نظريات
عديدهاي مطرح گرديده است كه در اينجا به خلاصهاي از آنها اشاره ميشود.
در ديدگاه اكولوژي، نواحي فقير شهري نظير گتوها، به پستي ژن اكنان آن نواحي نسبت داده مي شود. نظريهپردازان اين گروه معتقدند كه حتي اگر گروه هاي مهاجر قومي و نژادي ديگري نيز در اين محله ها ساكن شوند، باز هم اين نواحي فقير باقي خواهند ماند. بنابراين مشكل اين محلههاي فقيرنشين به نواحي خاص آنها برمي گردد نه به افرادي كه در اين نواحي ساكناند (افروغ، 1377: 96). اين مكتب، داروينيسم اجتماعي را در مورد شهرها با سكوت به كار گرفته و شكلگيري خاص شهرها را در آزادي امپرياليسم به يك نظام طبيعي عمومي نسبت داده است (شكويي، 1379: 131).
از ديدگاه اقتصاد سياسي فضا، الگوي توسعة وابسته و برونزا و جريان صنعتي شدنِ وابسته كه معلول تسلط اقتصادي كشورهاي توسعه يافته كنوني است، شهرنشيني شتابان و ناهمگون را به دنبال دارد. به موازات رشد نامتعادل، نابرابري درآمدها افزايش مييابد و عدم تعادل هاي ساختاري جامعه شتاب ميگيرد، كه نتيجة آن ظهور حاشيهنشينان شهري است. از اين ديدگاه، پديده حاشيهنشيني يكي از بارزترين پديدههاي مهاجرت ـ به خصوص از روستا به شهر ـ در كشورهاي پيراموني به شمار ميرود. درواقع فرايند حاشيهنشيني شهري، فرايند انتقال فقر و محروميت از روستا به شهرهاست (حاج يوسفي، 1381: 18ـ17). اين ديدگاه به علل پيدايش سكونتگاههاي مختلف ميپردازد و ميكوشد با ريشه مسئله درگير شود (پیران، 1373: 97). ولي راهكارهاي لازم را براي ساماندهي و بهسازي زندگي و سكونت در كانونهاي حاشيهنشين ارائه نمي كند، بلكه غالباً تنها راه حل مسئله را در تغيير ساختار حاكم بر كار، توليد، توزيع و مصرف و در مجموع، ساخت اقتصادي و نيز تغيير بنيادين جوامع ميبيند (شیخی، 1381: 38).
ديدگاه ليبرالي، شكل كنوني اقتصاد جهاني را در كليت آن ميپذيرد و آلونكنشيني را از نابسامانيهاي قهري توسعة سرمايهدارانه به شمار ميآورد كه در مقام مقا یسه با دستاوردهاي نظام سرمايهداري ناچيز و قابل اغماض است (پيران، 1374: 125). اين ديدگاه مي كوشد تا با ارائه راه و روش هايي كه تنها به معلول ميپردازد، نابهنجاري مسكن خودساز زير استاندارد را از منظر فضايي ـ كالبدي و نيز از جنبة اجتماعي و زيست محيطي و بهداشتي به حداقل برساند و راهي بجويد تا چنين مناطقي به هر شكل در كل شهر و نهايتاً در نظام شهري ادغام شود. به طور كلي اين ديدگاه، چرايي و علل پيدايش اين مناطق را قهري و از تبعات نظام جهاني موجود ميداند و بر اين باور است كه بايد پديده اسكان غيررسمي را پذيرفت و با ديد بهسازي و ساماندهي بدان نگريست، كه از اين رهگذر درصدي (نه چندان چشمگير) از ساكنان اجتماعات آلونكي، محيط زندگي پذيرفتنيتري به كف آوردهاند (همان، 1373: 97).
در ديدگاه ساماندهي، دولتها با بهسازي مناطق از راه قانوني كردن زمين و بهبود شرايط زندگي مردم و استفاده از مشاركت ساكنان سعي دارند در درجه اول اين سكونتگاهها را به رسميت بشناسند و در درجه دوم از توان و استعداد ساكنان براي ايجاد محيط زندگي بهتر بهرهبرداري كنند (هاديزاده بزاز، 1382: 128). به طور كلي دو راهبرد اساسي براي بهسازي و ارتقاي سكونتگاههاي غيررسمي به كار گرفته شده است .راهبرد اول، بهسازي و بهبود بخشيدن وضعيت موجود و راهبرد دوم، فراهم آوردن مكان و خدمات است كه ميتواند با كمك دولتها و وام براي احداث باشد (Banerjee, 1990 و صرافی، 1381: 4).
توانمندسازي بر ديدگاه فقرزدايي استوار است و در توسعه پايدارِ انساني محور با تكيه بر مشاركت شهروندان و شهر (مديريت شهري) پيش ميرود (خضرايي، 1381: 60). هدف از مشاركت يا توانمندسازي مدني، افزايش احساس تعلق به محله و پاسخگويي مناسب اهالي به پرسش «سهم دولت، سهم مردم» در ساماندهي محله است (خاتم، 1381: 40). آنچه در اين راهبرد محوريت دارد، تأكيد ويژه بر افزايش درآمد و فقرزدايي خانوار است، كه بدين منظور آموزشهاي حرفهاي و بالا بردن مهارت نيروي كار و كمك به آنان در دسترسي به منابع و سازماندهي و بازاريابي بهتر كسب و كارشان به ويژه با ميانجيگري سازمانهاي غيردولتي و محلي بسيار بااهميت است (كاتو، 1381: 114).
مهمترين اصول و ابعاد رهيافت توانمندسازي عبارتاند از : مشاركت مردمي و برنامهريزي با همكاري مردم، تمركززدايي در تصميمگيري حكومت، ارتقاي موقعيت زنان و برابري جنسيتي، به رسميت شناختن گروههاي سني اجتماع و ظرفيت سازي مديريت محلي (آموزش ابزارهاي جديد مديريت و برنامهريزي در ميان مديران شهري) (جعفري، 1382: 53) در مجموع بهترين وسيله براي راهاندازي فرايند امروزين توسعه در دل اجتماعات غيررسمي، ساماندهي و بهسازي كالبدي است كه در جريان آن راهبرد توانمندسازي قابل اجرا كردن است. مشاركت فراگير و فعال و ظرفيتسازي نهادينه شده با توجه به ساختارهاي ملموس و مقطعي بهسازي كالبدي قابل تداوم و گسترش است. فرايند يادگيري اجتماعي همراه با همبستگي جمعي و تعلق خاطر مكاني، امنيت در سكونت و اميد به آينده را ميپروراند. چنانچه از طريق ساماندهي بتوان به هدف توانمندسازي اجتماعات كمدرآمد در سكونتگاههاي غيررسمي دست يافت، بهبود و پيشرفت تدريجي محيط زندگي آنها متصور است، در اين صورت جداسازي آنها كم رنگ مي شود و پيوند با تمام شهر ممكن ميگردد (صرافي، 1381: 10).
ساماندهی و ارتقاء بخشی سکونتگاههای غیررسمی
در طی سالهای گذشته غفلت، اخراج و جابهجایی اجباری (Forced Eviction & Relocation) و یا تخریب سکونتگاههای غیررسمی واکنش عمومی کشورهای «جنوب» به این مسئله در حال گسترش بوده است (GTZ,Ibid,p2). در مستند به نقل از مرکز حقوق مسکن و تخلیه(COHRE) سالانه بیش از 7 میلیون نفر در 60 کشور، در بین سالهای 2002ـ2001 از سکونتگاههای غیررسمی اخراج گردیدهاند. اغلب اخراجها با خشونت شدید همراه بوده است که در بسیاری از موارد به ضرب و شتم، حبس و توقیف و حتی در مواردی به مرگ افراد خاتمه یافته است .(UN-HABITAT, 2005, p2). امروزه در بیشتر جوامع ساماندهی سکونتگاههای غیررسمی با استفاده از راهکارهای صرفاً کالبدی، مکانیستی و خشونتآمیز نفی گردیده است. به نحوی که سرپوش نهادن بر وافعیات توسعه شهری از طریق جابهجایی و تخریب و اخراج ساکنان جز اتلاف سرمایههای اقتصادی ـ اجتماعی و تشدید مسئله، نتیجهای به همراه ندارد. مرکز اسکان بشر سازمان ملل (UNHABITAT) ضمن اشاره به سکونت بیش از 924 میلیون نفر از مردم جهان در سکونتگاههای غیررسمی (6/31 درصد از شهرنشینان جهان)، ایجاد امنیت در نحوه اقامت را به عنوان یک ضرورت برای یکپارچگی سکونتگاههای غیررسمی با شهر اصلی و گامی اساسی در احقاق حقوق مسکن آنها میداند. همچنین اعطای امنیت در اقامت را یکی از مهمترین کاتالیزورها در پایداری اجتماعات ساکن، بهبود شرایط سکونتگاه، کاهش محرومیت و ترد اجتماعی، بهبود نحوه دسترسی به خدمات شهری، پشتوانه حقوقی، و سرمایهای برای بهبود شرایط محیط شهری میداند (Ibid,p15). جان ابوت (John Abbot)یکی از پژوهشگران مسائل شهری، در بررسی خود پیرامون مسائل اقتصادی ـ اجتماعی و نمونههای موفق برنامههای بهسازی سکونتگاههای غیررسمی مطرح میسازد که عبارتند از:
1ـ تصمیمسازی توسط اجتماعات ساکن و گروههای ذینفع و ذینفوذ (تصمیمسازی در چارچوب اشتراک عوامل بیرونی و درونی)؛ 2ـ شراکت بین اجتماعات ساکن و دولت (برنامهریزی سکونتگاه در سطح کلان)؛ 3ـ برنامهریزی مشارکتی «اجتماع محور» (برنامهریزی سکونتگاه در سطح محلی)؛ 4ـ حمایت و پشتیبانی برای توسعه اجتماعی (شامل فرد فرد اشخاص در فرآیند تصمیمسازی). او تحقق این رویکرد را مستلزم تجدید نظر در ارتقاء نقش دولتهای محلی میداند؛ به نحوی که دولتهای محلی نقشهای مؤثری در سطوح متفاوت جهت برخورد با این مسئله در پیش گیرند (Abbott,John,2002, p18).
وارن اسمیت (Warren Smit) یکی از اعضای گروه اقدام توسعه (Development Action Group) به این مسئله تأکید مینماید که بهسازی سکونتگاههای غیررسمی بایستی همواره به عنوان بخشی جداییناپذیر از راهبرد یکپارچه مسکن (Housing Integrated Strategy) و مشتمل بر گزینههای ارائه شده متناسب با نیازهای متفاوت سکونتی، تخصیص شفاف منابع و چارچوبهای مشخص زمانی باشد. راهبرد یکپارچه مسکن نیازمند داشتن سیاستهای مدبرانهای است که در آن مردم بتوانند دسترسی سریع به زمین و زیرساختهای اساسی داشته باشند؛ قبل از آنکه سکونتگاه غیررسمی جدیدی را به وجود آورند (Smit, Warren,2005,p12).
مودیت کاپور (Mudit Kapoor) به همراه اعضای گروه تحقیق توسعه بانک جهانی، در بررسی خود با عنوان «مکان و رفاه در شهرها» (Location & Welfare in Cities)، شمن تحلیل و نقد سیاستهای مختلف در ساماندهی سکونتگاههای غیررسمی در قالب مطالعه سکونتگاه غیررسمی پون (Pune) در هند، این موضوع را به اثبات میرسانند که از میان رویکردهای مختلف همانند جابهجایی (Relocation و اسکان مجدد (Resettlement) که اگر هم به بهبود شرایط محیطی در سکونتگاه منتهی شوند، سیاست بهسازی در محل قعلی (درجا) سکونتگاه (Upgrading In Situ) بر گزینههای دیگر برتری دارد (Kapoor, Ibid, p1-28p20). در یک مورد دیگر فلاویو. إ. ام. دسوزا (Flavio A .M.DeSuza) در مطالعه سکونتگاههای غیررسمی شهر رسیف برزیل، امنیت در اقامت را مهمترین سرمایه در بهبود وضعیت سکونتگاههای غیررسمی دانسته و آن را شرط اساسی برای استحکام بخشی (کالبدی ـ کارکردی) مساکن غیرمتعارف میداند Suza ,A.M.Flavio).(De آقای دکتر Wally N.Dow، دبیر کل Habitat II نوشته است که:
زمانی که ما شروع به سازماندهی و تدارک برگزاری نشست جهانی شهر در استانبول نمودیم، متوجه شدیم که ما نیاز به این داریم که به نقش کلیدی توسعه منابع انسانی و ظرفیتسازی در مدیریت آتی شهرها و نواحی روستایی خود توجه بیشتری نماییم.
(IHS and DPU, 1996, p6)، تبلور آراء ارائه شده را میتوان در دستور کار 21 و بیانیه استانبول که بر تعمیق اهداف سیاستهای توسعه مسکن در سطوح محلی تأکید دارند، پیگیری نمود. در اسناد ارائه شده از سوی نشستهای نامبرده، بر سیاستهای مدیریت، توسعه و تأمین مسکن شهری با رکیوردی ویژه به فقر شهری و در کنار آن مدیریت منابع انسانی و مشارکت اجتماعات بومی که هدف برنامهریزی هستند، مبذول گردیده است (UN-Habitat,Ibid,p1). در این راستا مرکز اسکان بشر سازمان ملل در ساماندهی وضعیت سکونتگاههای غیررسمی بر اهمیت حمایت از اجتماعات محلی و بومی (توسعه درون محلهای) از طریق رسمیت بخشی و ممانعت از اخراجهای اجباری تأکید دارد (Ibid,p1). لذا امنیت در اقامت، رسمیت بخشی به سکونتگاههای غیررسمی و بهسازی اسکان غیررسمی در محل کنونیاشان (به استثنای برخی گونههای در معرض تهدید) از جمله راهکارهای موفق در آخرین تجارب جهانی است. در شرایط حاکم بر سکونتگاههای غیررسمی ایران اجرای راهکارهای مذکور مستلزم ظرفیتسازی از طریق اهمیت دادن به نقش مشارکت و یادگیری اجتماعی (آموزش شهروندی) با هدف ارتقای محیطی اجتماعی محور (Community Based) و از طریق توجه به توانها و ظرفیتهای درونی موجود در اجتماعات ساکن در این سکونتگاهها است. این مهم از طریق ایجاد شبکههای ارتباطی اطلاعات (Networking) در سطح شهر و راهبردهای عملی و مشارکتجویانه در چارچوب برنامههای توسعه ظرفیت نهادی و مدیریت محلی مؤثر، قرین به موفقیت خواهد بود.
جدول ‏22 :بررسی علل پیدایش، سطح علتیابی ، نگرش و نحوه برخورد دیدگاهها با اسکان غیررسمی
دیدگاه
علل پیدایش
سطح
علتیابی
نگرش
نحوه برخورد
نظریهپرداز
مبتنی بر اصول بنیادین توسعه برونزا
گذار از جامعه سنتی به مدرن
کلان (ملی ـ فراملی)
بدبینانه ـ بیتفاوت
تحمل مناطق خودرو و رها کردن آن یه دست نامرئی بازار
لرنر
مبتنی بر نگرش جدید نظام سرمایهداری به زمین و مسکن
توجه به زمین و مسکن به عنوان کالایی جهت انباشت سرمایه
(ملی ـ شهری ـ محلی)
بدبینانه
(در سطح کلان) ـ

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد توسعه شهری، توسعه شهر، مدیریت شهری، اقشار کم درآمد Next Entries تحقیق درمورد مناطق شهری، سازمان ملل متحد، سازمان ملل، توانمندسازی