تحقیق درباره نفت و گاز، ارزش بازار، ارزش شرکت، حقوق صاحبان سهام

دانلود پایان نامه ارشد

نامند. اين فرض بر پايه دو مسير مخالف قرار مي گيرد که از فرض پاداش تا فرض نسبت بدهي به حقوق صاحبان سهام ادامه مي يابد. اين امر بيان مي کند که شرکت هاي بزرگ تصميمات مربوط به حسابداري خود را بر پايه استراتژي هايي قرار مي‏دهند که سود کاهش يابد تا کمتر مورد توجه سياستمداران قرار گيرند. چنين به نظر مي آيد که اين فرضيه در مورد شرکت هاي بسيار بزرگ به ويژه نفت و گاز صدق مي کند.

2-2-3-4- انگيزه هاي مالياتي
شايد ماليات بر درآمد آشکارترين محرک براي مديريت سود باشد. به هر حال مقامات مالياتي مايلند قوانين حسابداري خودشان را براي محاسبه ماليات سود در جهت کاهش فضاي مانور شرکت ها تحميل کنند. اما به هر حال صرفه جويي مالياتي مي تواند انگيزه مناسبي براي مديريت سود تلقي گردد.

2-2-3-5- تغييرات در مديران ارشد اجرايي
فرضيه طرح پاداش پيش بيني مي کند که به بازنشستگي رسيدن مديران ارشد اجرايي، موجب اتخاذ استراتژي حداکثر کردن سود خواهد شد تا پاداش خود را افزايش دهند و يا اين که آنها براي جلوگيري و يا به تأخير انداختن التهابات و تشنجات ناشي از عملکرد نامطلوب شرکت ها، اقدام به مديريت سود براي افزايش آن مي نمايند. اين محرک ها براي مديران ارشد اجرايي جديد نيز عملي مي باشند. به خصوص اگر در هر گونه کاهش ارزش، مديران ارشد اجرايي سابق مقصر قلمداد شوند. از طرف ديگر، در مواردي که انتظار مي رود سودهاي آتي داراي رابطه ضعيفي با سودهاي جاري باشند، مديران سودهاي جاري را ذخيره مي‏کنند. دليل اين هموارسازي طبق بررسي ديفوند و پارک26 امکان التهاب و تشنجات عليه مديريت، هنگام ضعيف بودن سودهاي جاري بدون توجه به عملکردهاي سودآوري قبل مي باشد. در نتيجه هموارسازي سود براي جلوگيري از گزارش سود کم، امنيت شغلي را زياد مي کند (خسرو نژاد ، 1388: 23).

2-2-3-6- انگيزه هاي مربوط به نخستين عرضه عمومي27
ارزش بازار شرکت هايي که براي نخستين بار اوراق بهادار خود را به عموم عرضه مي کنند، به درستي مشخص نمي باشد. هيوقز28 تحليلي را ارائه نمود با اين محتوا که اطلاعاتي مانند سود خالص مي تواند راهنمايي براي سرمايه گذاران در مورد ارزش شرکت باشد. از طرفي دونتو29، کلارکسون30، ريچاردسون و سفسيک31 به شواهدي در اين مورد پي بردند که بازار نسبت به سودهاي پيش بيني شده به عنوان راهنمايي براي تعيين ارزش شرکت به طور شديد عکس العمل نشان مي دهد. اين موضوع، احتمالي را مطرح مي‏کند که مديران شرکت ها به اميد اين که ارزش بازار سهام شرکت خود را افزايش دهند، سود را مديريت مي‏کنند.
2-2-3-7- کاستن از هزينه هاي معاملاتي
بر مبناي تئوري هزينه معاملاتي شرکت هايي که سود بيشتري دارند، در تعامل با ذينفعان (سرمايه‏گذاران، اعتباردهندگان، تأمين کنندگان مواد، کارکنان و مشتريان) هزينه هاي معاملاتي کمتري مي‏پردازند. از اين‏رو منافع شرکت چنين اقتضا مي‏نمايد که حتي از راه دستکاري رقم سود بيشتري راگزارش
نمايند (مهرآذين ، 1387: 50).

2-2-3-8- برآوردن انتظارات
برآوردن انتظارات انگيزه ديگري براي مديريت سود است که از آن به عنوان تئوري انتظارات32 ياد شده است. اين تئوري بيان مي دارد، تصميم گيرندگان در ارزيابي خود از شرکت يک نقطه مبنا دارند و ارزيابي خود را با توجه به همان نقطه مبنا و تعديل آن از راه توجه به اطلاعات مربوط به سود و زيان هاي غير‏ منتظره شرکت انجام مي دهند. همچنين تئوري انتظارات بيان مي کند که تابع ارزش افراد براي مواقع سود شکل مقعر دارد و در موارد زيان شکل محدب پيدا مي کند. از اين رو چنين تابعي S شکلي در پيرامون نقطه مبنا (مرکز آن) شيب کمتري دارد. بنابراين شرکت ها مي توانند براي اجتناب از عواقب ناخوشايند تغييرات در انتظارات، رقم سود و زيان خود را به نقطه مبنا (پيش بيني تحليل گران) نزديک نمايند. اين امر براي هر دوسوي نقطه مبنا قابل طرح است. يعني هنگامي که سود شرکت بيش از پيش بيني تحليل گران است و شرکت بخشي از سود دوره جاري را به اندوخته هاي پنهاني منتقل مي کند و همچنين وقتي که کمتر از پيش بيني تحليل گران است و مديريت از محل اندوخته هاي پنهاني به افزايش سود گزارش شده دست مي زند.

2-2-4- الگوهاي مديريت سود
الگوهاي گوناگون مديريت سود عبارتند از:
2-2-4-1- الگوي بدست آوردن آرامش
اين الگو که مخرب ترين نوع مديريت سود است، به مديريت هرويين شهرت يافته است و زماني اعمال مي گردد که به دليل نارضايتي سهامداران از مديريت به خاطر عدم دستيابي به اهداف آنها، احتمال برکناري مديريت وجود داشته باشد. در اين حالت مديريت سعي مي کند به روش هاي مختلف مانند فروش دارايي‏هاي مستهلک شده، کاهش ذخيره مطالبات مشکوک الوصول و غيره، سود سال جاري را بالا برده و عملکرد شرکت را خوب جلوه دهد. اين شيوه از مديريت سود تا حد دستيابي به يک آرامش نسبي اعمال مي گردد. دليل نام‏گذاري مديريت هرويين به اين دليل است که شيوه مورد بحث، همانند استفاده از هرويين براي بار اول خوشايند است اما بعدها آثار زيان بار خود را نشان مي دهد (بهاري مقدم ، 1385: 47).

2-2-4-2- الگوي حداکثرکردن سود33
اين شيوه از مديريت کردن سود که تقريباً شبيه الگوي اول مي باشد، در مورد طرح هاي پاداش مديريت کاربرد دارد. البته مي بايد توجه داشت که در طرح هاي پاداش داراي سطح حداقل و حداکثر سود مشمول پاداش در شرايطي که سود، بالاتر از حداکثر مشمول پاداش باشد، مديريت سود براي کاهش آن تا سطح حداکثر اعمال مي گردد. اين شيوه از مديريت سود به دليل اختياري بودن آن و آگاهانه بودن سياست‏هاي اعمال شده توسط مديريت از خطر کمتري نسبت به الگوي اول برخوردار است.

2-2-4-3- الگوي حداقل کردن سود34
اين الگو در مورد مديران محافظه کار شرکت هايي مصداق دارد که داراي يک رويه بلند مدت سود‏دهي باشند. در اين حالت که از طرق مستهلک کردن دارايي هاي سرمايه اي، هزينه اي کردن مخارج تحقيق و توسعه، استفاده از روش تلاش هاي موفقيت آميز در مورد صنايع نفت و گاز و ساير رويه هاي فزاينده هزينه يا کاهنده درآمد صورت مي پذيرد، مديريت سعي در کاهش سودهاي غير منتظره دارد. اين الگو در مورد دو نوع از شرکت ها کاربرد دارد. گروه اول شامل شرکت هايي مي شود که حالت انحصاري داشته و به منظور جلوگيري از رقابتي شدن فعاليت‏شان، تلاش مي کنند از بالفعل شدن سرمايه گذاري هاي بالقوه خوداري نمايند. علاوه بر اين در مورد شرکت هايي که عام المنفعه اند، مانند شرکت هاي فعال در صنايع استراتژيک همانند نفت و گاز يا شرکت هاي فعال در صنايع حمل ونقل يا توليد کننده برق، که افزايش بيش از حد سود مي تواند با فشار مردم جهت کاهش قيمت‏ها منجر مي شود پس مديران اين‏گونه شرکت‏ها نيز سعي در حداقل کردن رقم سود گزارش شده دارند.

2-2-4-4- الگوي هموارسازي سود35
اين الگو که رايج ترين نوع مديريت سود مي باشد، سعي در کاهش نوسان موقتي سود گزارش شده به دليل مغايرت با سود اقتصادي دارد. اين الگو به نوعي شامل هر سه الگوي اول مي باشد. چرا که براي کاهش در نوسانات سود نياز به معيار مي باشد. پس در صورتي که هدف برآوردن خواسته هاي سهامداران باشد سود سهام با قيمت مورد انتظار سهامداران مبناي هموار سازي سود خواهد بود و در صورتي که هدف جلوگيري از فعاليت رقبا يا فشارهاي اعمال شده توسط مقررات دولتي باشد، حداقل کردن درآمد يا کاهش در نوسانات آن نسبت به گذشته معيار هموارسازي مي باشد.

2-2-5- طبقه بندي مديريت سود
2-2-5-1- انواع روش هاي مديريت سود
پژوهش هاي انجام شده مدارک مناسبي در مورد مديريت (دستکاري) سود در شرايط مختلف نشان مي‏دهد. مديران شرکت ها تلاش مي کنند از طريق مديريت سود، رشد سودآوري شرکت را به گونه اي نشان دهند که باعث افزايش سطح بازده مورد انتظارشان مي شود. مديريت بيشتر به صورت فرصت طلبانه بر سود خالص مديريت مي کنند و به اين منظور از روش هاي متعددي استفاده مي کنند. يکي از اين روش‏ها، نحوه برخورد مديريت با حسابداري معاملات به صورت دلخواه است. اقداماتي نظير زمان بندي ثبت فروش، کاهش ارزش موجودي ها و تجهيزات، تعمير و پياده سازي تجهيزات و غيره به اختيار مديريت انجام مي شود و مشاهده کننده برون سازماني به فوريت نمي تواند کشف کند که کدام يک از اين اقدامات اختياري با قصد مديريت سود صورت گرفته است.
انتخاب و تغيير اصول پذيرفته شده حسابداري اجازه مي دهد، بسياري از معاملات با يک يا چند روش مختلف ثبت شود. به عنوان مثال از بين روش هاي اولين صادره از اولين وارده36، اولين صادره از آخرين وارده37 و ميانگين موزون براي حسابداري موجودي ها، روش استهلاک خط مستقيم و نزولي براي دارائي‏هاي ثابت، روش هزينه يابي کامل و کوشش هاي موفقيت آميز براي هزينه هاي استخراج نفت و گاز، روش کار تکميل شده و درصد پيشرفت کار براي قراردادهاي بلند مدت، مي توان يکي از روش‏هاي فوق را انتخاب کرد و بعداً آن را تغيير داد (مرادي و ديگران ، 1387: 51-50).
يکي ديگر از روش هاي مديريت سود دستکاري اقلام تعهدي مي باشد، زيرا اقلام تعهدي از انعطاف بيشتري برخوردار هستند. برآوردهايي همچون عمر مفيد دارايي ثابت، قابليت وصول مطالبات، نرخ تنزيل تعهدات بازنشستگي، تأمين ذخيره براي تأديه طلب غير قابل وصول و به تأخير انداختن ثبت دارائي‏هاي حذف شده و برآورد ساير اقلام تعهدي پايان سال که سود گزارش شده را تعديل مي کنند. همچنين مديران با دستکاري فعاليت هاي غير پولي در طي سال سعي مي‏کنند که سود قطعي با سود هدف مطابقت داشته باشد. بيشتر پژوهش هاي جاري مديريت سود بر کشف اقلام تعهدي غيرعادي متمرکز است.
مطالعه اي که به طور مستقيم مديريت سود را از طريق فعاليت هاي غير پولي بررسي کند اساساً بر روي فعاليت هاي سرمايه گذاري و همچنين کاهش در هزينه هاي پژوهش و توسعه صورت گرفته است (سوگت رويچوهيري ، 2006: 336).
مديريت سود (دستکاري سود) مي تواند با توجه به تصميماتي عملياتي، تأمين مالي و سرمايه گذاري صورت گيرد. براي مثال، فروش يک سرمايه گذاري استراتژيک جهت تحت تأثير قرار دادن سود کوتاه مدت نمونه اي از اين گونه تصميمات مي باشد. مديران شرکت هايي که طي چندين سال داراي الگوي رشد سود هستند، راه هايي را براي ادامه گزارش افزايش سود در هر دوره اتخاذ مي کنند که يکي از راه ها پايين آوردن سود به هنگام افزايش و هم چنين بالا بردن سود به هنگام کاهش آن است.
به طور کلي چهار روش اصلي براي مديريت مشهود است که عبارتند از:
اندوخته ارزيابي يا ذخيره ارزيابي
انتخاب روش هاي حسابداري
برآوردهاي حسابداري
تصميمات اقتصادي

2-2-5-1-1- اندوخته ارزيابي يا ذخيره ارزيابي
نوعي حساب ترازنامه اي با مانده بستانکار است که کاهنده حساب دارايي تلقي مي گردد. از آن جا که اين حساب مانده بستانکار دارد، بنابراين ايجاد يا افزايش آن يک حساب بدهي را به دنبال دارد که حساب هزينه را در صورت سود و زيان افزايش مي دهد. دليل اين که ذخيره ارزيابي اغلب به منظور مديريت سود مورد استفاده قرار مي گيرد آن است که:
اين ذخاير تقريباً بر مبناي برآورد مديريت هستند.
مانده اين حساب ها سال به سال افزايش يا کاهش مي يابد. از اين رو افزايش در مانده مزبور موجب ثبت هزينه هاي اضافي در سال جاري مي شود.

2-2-5-1-2- انتخاب روش هاي حسابداري
راه ديگري که مديران شرکت ها مي توانند سود حسابداري (تعهدي) گزارش شده را مديريت کنند، انتخاب روش هاي حسابداري است. به عنوان مثال، در دوره هاي افزايش قيمت ها به کارگيري روش اولين صادره از اولين وارده در ارزيابي موجودي ها موجب محاسبه سود بيشتر و پرداخت ماليات بيشتر مي شود که قطعاً بر جريان وجوه نقد شرکت تأثير مي گذارد.
2-2-5-1-3- برآوردهاي حسابداري
راه ديگري که مديران مي توانند سودهاي حسابداري گزارش شده را تحت تأثير قرار دهند برآوردهاي حسابداري است. به عنوان مثال، مديران بايد ارزش اسقاط و عمر مفيد کليه دارايي هاي استهلاک پذير را تخمين بزنند. تغييرات در اين تخمين ها، هزينه هاي استهلاک را تحت تأثير قرار مي

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره اوراق قرضه، حقوق صاحبان سهام، بورس اوراق بهادار، صاحبان سهام Next Entries تحقیق درباره عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن، انتقال اطلاعات، حسابرس مستقل