تحقیق درباره نرخ بهره

دانلود پایان نامه ارشد

بين انرژي و رشد
بررسي ميزان و روند رشد درآمد ملي، توليد ناخالص داخلي و مصرف انواع مختلف انرژي در مراحل مختلف رشد اقتصادي و براي کشورهاي پيشرفته و براي کشورهاي در حال پيشرفت حاکي از ارتباط نزديک بين مصرف انرژي و توسعه اقتصادي است.
نقش انرژي در توسعه اقتصادي به عوامل متعددي بستگي دارد. از جمله اين عوامل مي‌توان به صنعتي شدن، ترکيب صنايع،آب و هوا و هزينه عرضه انرژي را نام برد. اين عوامل در مراحل مختلف رشد اقتصادي اثرات متفاوتي دارند. به طور کلي مي‌توان گفت تاثير آنها در کشورهاي کم رشد و در حال رشد محسوس‌تر است ولي در کشورهاي پيشرفته به خوبي نمايان مي‌باشد.
بررسي ارتباط رشد درآمد ملي سرانه و مصرف سرانه انرژي حکايت از آن دارد که ارتباط اين دو عامل در تمام دوره‌هاي و براي کليه کشورها ثابت و قطعي نيست. ولي وجود ارتباط در مقايسه گروه‌هاي مختلف کشورها که از لحاظ رشد اقتصادي، نوع و ترکيب صنايع، آب و هوا و هزينه عرضه انرژي تشابهي با يکديگر دارند انکار ناپذير است.
از مطالعاتي که تا کنون صورت گرفته است مي‌توان نتيجه گرفت که بين پيشرفت اقتصادي و افزايش مصرف انرژي يک نوع ارتباط و هماهنگي وجود دارد. اين ارتباط بين کشورها و اجتماعات مختلف به طور نسبي و نه به صورت ثابت و قطعي ملاحظه مي‌شود. بدين معني که پيشرفت اقتصادي در هر کشور تحت تاثير و مستلزم افزايش عرضه و مصرف انرژي است و درآمد ملي و مصرف انرژي هر دو هماهنگ افزايش مي‌يابند. ولي اين ارتباط در کشورهاي مختلف ممکن است يکسان نباشد زيرا عوامل مختلفي مانند دسترسي به منابع انرژي داخلي، امکان وارد کردن يا صادر کردن انواع انرژي، جايگزين شدن انرژي‌ها با يکديگر، ترکيب اقتصادي و جامعه، خصوصيات و مشخصات طبيعي هر کشور تاثير مي‌گذارد و بدون ترديد عدم دسترسي به منابع انرژي مطلوب و با قيمت ارزان، توسعه اقتصادي و احداث تاسيسات صنعتي و کشاورزي و تجارتي را امکان ناپذير يا مشکل مي‌سازد(احمد وطنيان، 1378).
به اين ترتيب، در توجه به رشد اقتصادي و تنظيم برنامه‌هاي اقتصادي و استفاده از منابع انرژي به خاطر تسريع توسعه اقتصادي کشور يا منطقه، شناخت منابع انرژي و برآورد احتياجات آتي و تنظيم برنامه جامع به منظور تامين نيازمندي‌هاي آتي انرژي ضروري است. برنامه‌ريزي براي انرژي به عنوان يک بخش مستقل اقتصادي در کشورها تا کنون کمتر سابقه داشته است و معمول آن بوده که براي هر يک از انواع انرژي به طور جداگانه برنامه‌اي تنظيم مي‌شده است.
مذاکرات زيادي در مورد روند کارايي انرژي در اقتصادهاي توسعه يافته به ويژه به دليل دو شوک قيمت نفتي در دهه 1970 صورت گرفته است. براي نمونه در اقتصاد امريکا، مصرف انرژي شديداً در دوره 1973 تا 1991 تغيير کرده است که اين امر با افزايش قابل ملاحظه‌اي در توليد ناخالص داخلي همراه بود. اين‌ها حقايق هستند که نياز به دليل ندارند.
همچنين تغيير در ترکيب ديگر نهاده‌ها- براي مثال اقتصاد سرمايه‌بر از اقتصاد کاربر‌ مي‌تواند در ارتباط بين انرژي و محصول موثر است اما، اين مسئله‌اي نيست که به طور گسترده در ادبيات اقتصادي بحث شده باشد. همچنين ممکن است متغيرهاي نهاده، بهره‌وري کل عوامل را تحت تاثير قرار دهند با وجود اينکه در الگوهايي که تغييرات فني برون‌زا در نظر مي‌گيرند فرض کرده‌اند که اين اتفاق نمي‌افتد(احمد وطنيان، 1378).
3-6- سرمايه‌‌گذاري در صنايع انرژي
در هر کشوري صنايع انرژي قست عمده‌اي از مجموع سرمايه‌گذاري ملي را به خود اختصاص مي‌دهند. نسبت اين سرمايه‌گذاري‌ها بسته به جوامع مختلف از يک دهم تا يک چهارم سرمايه‌گذاري ملي تغيير مي‌کند. براي کشورهايي که مراحل اوليه رشد اقتصادي را پشت سر گزارده‌اند و به سرمايه‌گذاري‌هاي وسيعي در صنايع سنگين و صنايعي که به مقدار زياد انرژي احتياج دارند اقدام مي‌نمايد، اين نسبت به طور متوسط از 20 درصد نمي‌تواند کمتر باشد. با توجه به سهم عمده صنعت انرژي در صنايع اتخاذ سياست مالي و سرمايه‌گذاري در توسعه صنايع انرژي و سرمايه‌گذاري در توسعه صنايع انرژي و ايجاد هماهنگي در صنايع مزبور و با ساير بخش‌هاي اقتصادي ضرورت دارد. اتخاذ تصميم در مورد سرمايه‌گذاري براي توليد انرژي به خصوص از امکان جانشيني انواع انرژي و امکان استفاده از طرق مختلف براي توليد يک نوع انرژي اهميت دارد و بدين منظور طرح‌هاي انرژي بايد با دقت انتخاب و ارزيابي گردد‌(احمد وطنيان، 1378).
3-7-الگوي سيستم انرژي
بطور کلي الگوي سيستم انرژي50، حداقل هزينه انرژي سيستم را به وسيله انتخاب ظرفيت‌هاي فناوري اضافي انرژي و استفاده انرژي اوليه براي تامين سطح معيني از تقاضاي نهايي انرژي را محاسبه مي‌کند. الگوهاي سيستم انرژي، الگوهاي با قيمت نسبتاً ثابت در بخش انرژي هستند. به نظر مي‌رسد بخش انرژي رابطه کوچکي با کل اقتصاد دارد که فرض تغيير در تقاضاي عوامل باعث تغيير قيمت عوامل نمي‌شود، را تاييد مي‌کند.
دو نوع حامل انرژي،E_( j)، وجود دارد j=1,2 که به ترتيب نشان دهنده انرژي الکتريکي و غير الکتريکي است که با استفاده از منابع سوخت فسيلي يا تجديد شدني توليد شده اند که به ترتيب با F و R نشان داده مي شوند. بنابراين معادله تعادلي زير وجود دارد:
E_j=∑_(k=F,R)▒E_(j,k) for j=1,2(3-2)

توليد انرژي براي استفاده نهايي نياز به ظرفيت‌هايي دارد که بايد نصب شوند. اين ظرفيت موجود نيازمند فعاليت عمليات و نگهداري ثابت است، K^Eظرفيت مورد نياز براي توليد انرژي مي‌باشد. توليد انرژي با بکارگيري ظرفيت موجود نيازمند عمليات نگهداري متغير مي‌باشد و اگر k=F باشد سوخت‌هاي فسيلي بر طبق کارآيياشان تبديل مي‌شوند. بنابراين هزينه کل ،،C_tot در هر دوره داراي سه جزء مي‌باشد: هزينه‌هاي سرمايه‌گذاري C_I، هزينه‌هاي عمليات و نگهداري متغير C_OM و هزينه‌هاي سوخت فسيلي C_F (باوئر و همکاران، 2007)51:
C_tot=C_I+C_OM+C_F(3-3)
براي توليد انرژي مفيد ظرفيت‌هاي KE نياز است. ظرفيت دسترس در طي يک سال همان ضريب بار52 ν مي‌باشد که برون‌زا فرض شده است. بنابراين، توليد انرژي در هر سال به صورت :
E_jk=ν_jk K_jk^E, j=1,2 and k=F,R (3-4)
ظرفيت‌هاي تبديل انرژي اضافي IE منجر به هزينه‌هاي سرمايه‌گذاري بصورت متناسب طبق هزينه سرمايه‌گذاري واحد ι مي‌شود:
C_I=∑_(j=1,2)▒∑_(k=F,R)▒〖ι_jk I_jk^E 〗 (3-5)
KE همراه با ظرفيت اضافي IE افزايش و به صورت نمايي بر طبق نرخ استهلاک δ کاهش مي‌يابد، شرايط اوليه KE,0 صورت زير است:
K ̇_jk^E=I_jk^E-δ_jk K_jk^E, K_jk^E (t=τ_1 )=K_jk^(E,0), forj=1,2 and k=F,R(3-6)

هزينه‌هاي ثابت O&M متناسب با ظرفيت‌هاي استفاده شده ضريب هزينه Of است و هزينه‌هاي متغير O&M متناسب با توليد انرژي با ضريب هزينه O^v است:

C_OM=∑_(j=1,2)▒∑_(k=F,R)▒〖O_jk^f K_jk^E+O_jk^ν E_jk 〗 (3-7)

هزينه‌هاي سوخت فسيلي CF به وسيله استخراج منبع فسيلي R_lf و هزينه توليدکننده سوخت فسيلي p_lf به صورت زير تعيين مي‌شود:
C_F=∑_l▒〖p_lf R_lF 〗 (3-8)
شاخص l ذخاير متنوع از سوخت‌هاي فسيلي که با plF مشخص شده است و حداکثر ميزان دسترسي R_lF^max آنها را نشان مي‌دهد. اين بدان معنا است که ذخايري که داراي هزينه‌هاي استخراج نسبتاً پاييني هستند در ابتدا استخراج شده و پس از آن ذخاير با هزينه کمتر بعدي استخراج مي‌شود و همين طور تا آخر. فرض مي‌شود که همه ذخاير به قدر کافي زياد هستند، بنابراين کل تقاضاي انرژي از اين منبع مي‌تواند تامين شود. استخراج سوخت از همه ذخاير بايد تقاضاي کل سوخت را که به صورت خطي با E_j مرتبط است به وسيله تبديل کارايي η پوشش دهد:
∑_l▒R_ιF =∑_(j=1,2)▒〖1/ηjF E_jF 〗(3-9)
حداکثر ميزان در دسترس از هر ذخيره منجر به l محدوديت موقتي منبع مي‌شود:

R_lF^max≥∫_(τ_1)^(τ_2)▒〖R_lF (t)dt, ∀l〗 (3-10)

الگو سيستم انرژي مي‌تواند به صورت نسخه‌اي خودکفا اجرا شود. براي اين منظور در نظر گرفتن محدوديت تقاضا ضروري است که نيازمند تقاضاي انرژي معين به صورت برون‌زاي E ̅_j که به وسيله توليد انرژيE_j تامين مي‌شود. علاوه براين ‌شاخص‌هايي که بايد بهينه شوند معرفي شده‌اند. بنابراين، مسئله کنترل بهينه حداقل کردن هزينه‌هاي تنزيل شده تجمعي سيستم انرژي53 با انتخاب ظرفيت اضافي IE مشروط به سناريوي تقاضا E ̅ و محدوديت‌هاي فني‌- اقتصادي است. براي نرخ تنزيل‌، نرخ بهره ثابتي به صورت برون‌زا در نظر گرفته شده‌است. نتيجه حاصل از الگوي سيستم انرژي به اين صورت زير است:
min┬(I^E≥0)⁡DESC=∫_(τ_1)^(τ_2)▒〖e^(-rt) C_tot (t)dt〗 (3-11)
s.t.E ̅_j (t)≤E_j (t), for j=1,2 (3-12)

قيد تقاضا نشان دهنده بي‌کششي بودن کشش قيمتي تقاضاي انرژي است(بائو و همکاران، 2007).
3-8- الگوي رشد اقتصادي
الگو رشد اقتصاد کلان در اين مطالعه مدل توسعه يافته رمزي است که در آن عامل توليد انرژي بصورت صريح در نظر گرفته شده است. اين الگو مساله تصميم گيري براي مخارج مصرفي- سرمايه گذاري- و انرژي را با حداکثر کردن رفاه اجتماعي بين زماني W حل مي کند، که بصورت زير محاسبه مي شود:
W=∫_(τ_1)^(τ_2)▒〖e^(-ρt) U(C(t))dt , With W〗 ϵR and U(.)ϵC^2 (3-13) U^’0, U^”0; lim┬(c→0)⁡〖U^’→∞, lim┬(c→∞)⁡〖U^’→0〗 〗 1 1
که در رابطه بالا W عدد رفاه بعنوان مجموع مسير مطلوبيتي که در فاصله زماني [τ_1,τ_2 ] محاسبه مي‌شود، است و ρ نرخ تنزيل مي باشد تابع مطلوبيت تابع کشش يکساني54 از مصرف C≥0 است.
C باقي مانده درآمد اقتصاد که بر روي سرمايه گذاري I^M يا بر روي مخارج انرژي EE تخصيص يافته است، مي باشد:55
Y=C+I^M+EE (3-14)
I^M بين موجودي سرمايه (K_A^M,K_B^M,K_c^M)سه بخش به ترتيب صنعت، خدمات و کشاورزي تخصيص مي يابد. با تعديل موجوديها نسبت به استهلاک و شرايط زماني اوليه آنها موجودي سرمايه K_i^(M,0) تعيين‌مي شود:
K ̇_i^M=I_i^M-δ_i K_i^M , K_i^M (t-τ_1 )=K_i^(M,0) for i=A,B,C(3-15)
ايجاد ارزش اقتصادي نيازمند موجودي سرمايه است. بنابراين هر موجودي سرمايه با دو نوع انرژي E_1 و E_2 به هدف ايجاد يک ترکيب بخشي S_A، S_B و S_C ترکيب مي شود. اين سه ترکيب بخشي مجدداً با يک ترکيب جمعي سرمايه و انرژي S_KE ترکيب مي گردد. نهايتاً S_KE با نيروي کاري که برون زا فرض شده است به هدف محاسبه ارزش اقتصادي توليد شده ترکيب مي‌شود. شکل عمومي اين ساختار توليد بصورت زير است (باوئر و همکاران، 2007):
Y=F{A.L,S_KE [S_A (K_A^M,E_A1,E_A2 ),S_B (K_B^M,E_B1,E_B2 ),S_C (K_C^M,E_C1,E_C2 )┤ ├ ]}3-16) )

شکل اين تابع بصورت تابع توليد با کشش جانشيني ثابت56 در نظر گرفته شده است.

نگاره 3-3- ساختار توليد براساس کشش جانشيني ثابت
ماخذ: باوئر و همکاران(2007)

با بکارگيري مفهوم کشش جانشيني ثابت تابع توليدکه در نگاره شاخه57 توليد نشان داده شده است و به طور تفصيلي‌تر با استفاده معادلات زير مي‌توان بصورت دقيق‌تر به اين مورد نگاه

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره اقتصاد باز، مدت استفاده، کشش تقاضا Next Entries پایان نامه با کلید واژه های هیئت مدیره، عملکرد شرکت، حاکمیت شرکتی، راهبری شرکتی