تحقیق درباره ناتورالیسم، تمدن اسلامی، جامعه شناسی، صادق هدایت

دانلود پایان نامه ارشد

: 138).
امروزه مکتب، اسم عامی است برای بسیاری از رشته های مختلف. مکتب فکری ،تنها خاص جامعه شناسی، ادبیات، فلسفه و روانشناسی نیست بلکه سایر رشته ها نیز از این اصطلاح بهره می‌برند.

2-2-1 درآمیختگی مکتب ها
هر مکتب به رغم اینکه از اصول موضوعة خود پیروی می‌کند، متأثر از مکتب های دیگری نیز هست و نشانه ها و عناصری از آنها را پدیدار می‌کند. بعضی از مکتب ها، نتیجة چند مکتب مجزا است. در نتیجة ارتباط فرهنگ ها با هم و آشنایی با ادبیات ملل گوناگون است که این تأثیر و تأثرها اتفاق میافتد و سبب آمیزش مکتبهای مختلف با یکدیگر شده، مکتبهای جدیدی را به وجود می‌‌آورد، چنانکه سمبولیسم را معجونی از رئالیسم و رمانتیسم دانسته اند.
«شاعران و نویسندگان اواخر یک مکتب که با نویسندگان و شاعران اوایل مکتب بعدی معاصرند، از امکانات هر دو مکتب بهره می‌برند. جدا از مسألة فوق، ممکن است در یک اثر واحد نشانه هایی از چند مکتب دیده شود همان گونه که در «سگ ولگرد صادق هدایت» ،هم نشانه هایی از رئالیست به چشم می‌خورد و هم جنبه های ناتورالیسمی. مسألة قابل توجه دیگر این است که گاهی دو یا چند مکتب پا به پای هم رواج دارند، سال 1867 را آغاز مکتب ناتورالیسم می‌دانند، دهة 1870 هم سال های آغاز مکتب سمبولیسم است و این دو مکتب در طیّ جنگ جهانی اوّل در کنار هم دو مکتب رایج ادبی بودند» (شمیسا، 20:1391-19) .
مكتب ها ضمن اينكه كنار هم زيست مي كنند، مي توانند در هم تداخل نيز داشته باشند.

2-2-2 علل تغيير مكتب ها
اغلب مكتب هاي ادبي از خاستگاه خود به كشورهاي ديگر راه يافته و متحوّل شدهاند، چرا كه بستري مناسب تر از فضاي مبدأ خود يافته اند، البته بي شك با حفظ اصول و مباني. درست است كه
مكتب ها در هر فضايي بايد به اصول خود پايبند باشند، ولي با توجه به تغيير محيط و وضعيت، تفاوت هايي نيز در آنها ايجاد مي شود.
« مكاتب ادبي با جريانات فكري و فلسفي عصر خود هماهنگ هستند. سوررئاليسم پا به پاي روانكاوي جديد شكل گرفت. ناتوراليسم مربوط به دورهاي است كه علوم با سرعت شگرفي در حال پيشروي بود. در ايران هم مكتب معتزله پشتوانۀ فكري مكتب خراساني است. از قرن ششم به بعد تفكّر اشعري رواج يافت و لذا در سبك عراقي، عرفان پيدا شد كه به نوعي مروّج اومانيسم است. در خلال تقليدهاست كه مكتب، بومي ميشود، مختصات مكتبها اخذ ميشود و با مواد و مصالح بومي درميآميزد» (همان: 24).

2-2-3 ساز و كار مكاتب ادبي
بسياري از ویژگی‌های مكاتب، به دست پيروان آنها در آثار ادبي و هنري به اجرا درميآيد. اين مختصات يا دنبالۀ مكتب قبلي است و يا ابداعات تازه‌ای است كه هر گاه مخالفان دربارۀ آن انتقاد داشته باشند، مسلكي بر ضدّ آن ايجاد می‌کنند كه به منزلۀ مقابله با اصول آن در نظر گرفته ميشود و به اين ترتيب، زمينه براي تولّد مكتب بعدي فراهم ميشود. بنابراين ظهور هيچ مكتبي، بي مقدّمه و اتّفاقي نيست و عناصري از مكاتب پيشين در آن يافت ميشود.
مباني فكري كه ميتواند در ايجاد يك روش نقش داشته باشد، ممكن است ريشه در باورهاي گذشتۀ يك فرهنگ داشته و يا به دليل بستر نامناسب، عناصري از گذشته دوباره احيا شود. مانند آنچه در بازگشت ادبي ايران رخ داد.
«رابطۀ بين مكتبهاي قبلي و بعدي بسيار دقيق و علمي است. مثلاً عمدتاً به صورت عمل و عكس العمل يا افراط و تفريط و تعادل عمل ميكند. رمانتيسم، عكس العملي در مقابل كلاسيسم بود كه عواطف و احساسات و «من» را در نظر نميگرفت و عقل و «ما» را تبليغ مي كرد و رئاليسم سنتز اين دو مكتب است. سمبوليسم، عكس العملي در مقابل رئاليسم و ناتوراليسم است كه فقط به حقيقت عيني توجه داشتند. سنتز آنها سوررئاليسم است كه حقيقت بيروني را كنار نهاده و به حقيقت دروني مي پردازد. به سبب همين ساز و كار علمي است كه ذهن دانشجوي مكتب هاي ادبي قادر به پيش بيني و نظريه پردازي مي شود و مي تواند به كمك معیارها و آشنايي با جريانات، تاريخ ادبيات كشور خود را هم توجيه و تفسير كند» (همان :18-19).
با توجه به تداخلي كه ممكن است بين مكتب هاي ادبي با تاريخ ادبيات و تذكره پيش آيد، اندكي دربارۀ اين دو مقوله صحبت مي كنيم.

2-3 تاريخ ادبيات
در كنار مكتب هاي ادبي، دانش هايي مانند سبك شناسي، تاريخ ادبيات، تذكره و … نيز وجود دارند كه گاه مرزهايشان با هم تداخل پيدا ميكنند. متأسّفانه تاريخ ادبيات ها مجموعه اي از همۀ اينهاست. در رويكرد تاريخ ادبيات، حوادث ادبي به روش تاريخي و بر مبناي سِير زماني منظّم ميشود. محقّق ادبي، ادبيات و متن هاي ادبي را هدف اصلي تحقيق قرار ميدهد و در اين رويكرد مي كوشد تا نيّت مؤلّف را دريابد و به شرح آن بپردازد و سير تحوّلي ادبيات و مسئلۀ تداوم آثار ادبي را به بحث بگذارد.
«همۀ شاخههاي مختلف اين رويكرد، حوادث سياسي، اجتماعي، اتفاقات مهّم ادبي و آثار و زندگينامۀ مؤلّف را محور مباحث خود قرار مي دهند و دادههاي تاريخي، ادبي، اجتماعي و فرهنگي، شالودۀ كار مورّخ ادبي را شكل مي دهد» (فتوحي، 33:1382).
از تاريخ ادبي انتظار مي رود كه روند تأثير و تأثّرها و روابط ميان دورهها و جريان هاي ادبي و پيوند دروني آثار را نشان دهد.«تاريخ ادبيات يعني بيان سير تحوّل ادبيات در گذر تاريخ» (همان: 35).
2-4 تذكره
اگر بپذيريم كه مكتب ها به دنبال افكار و انديشه هاي سازندۀ متن ها هستند و تاريخ ادبيات به سير تحوّلي متنهاي ادبي توجّه دارد، تذكره نويس، ثبت و ضبط نام شاعران و نويسندگان، آثارشان، شرح احوال و غيره را مدّ نظر قرار مي دهد.
«اگر تاريخ عمومي از مطالعات تاريخ ادبي حذف شود، تاريخ ادبي هويّت تاريخي خود را از دست ميدهد و به تذكرۀ شاعران تبديل ميشود. تذكره نويسي در واقع نگارش تاريخ ادبيات است بدون عنايت به بحث از تحوّل و تاريخ و به همين دليل نمي توان بر آن نام تاريخ نهاد» (همان: 34).

2-5 سبك، مكتب، انواع ادبی
از ديگر شاخه هاي تحقيق ادبي كه غالباً با تداخل بحث در ادبيات فارسي مطرح شده، مكتب، سبك و نوع ادبي است. به نظر می‌رسد كه « سبك بيشتر با رويۀ بيروني اثر يعني زبان آن سر و كار دارد و به همين لحاظ، مطمح نظر زبان شناسان است. اما مكتب بيشتر با درونۀ اثر يعني با بينش آن سر و كار دارد» (شميسا، 14:1391). مكتب با فكر و سبك با نحو و صرف و آرايه ها سر و كار پيدا مي كند.
« سبك پديده اي شخصي و فردي است و مكتب پديده اي شامل و عمومي. به نظر مي رسد كه عمده ترين وسيلۀ تمايز سبك و مكتب، تحليل معنايي يك اثر باشد. در مكتب هاي ادبي، معنا دوشا‌دوش خصايل زباني ايستاده است. هنرمند كلاسيك، در استعمال اصطلاحات ادبي بسيار سخت گير است و مضمون را با كمترين كلمات ادا مي كند. رمانتيست، نوعي درون بيني مبالغه آميز است. اگر بپذيريم كه تحليل معنايي اثر وظيفۀ سبك شناسي نيست، مي توان گفت كه مكتب، عام تر از سبك است» (معين زاده، 1381: 138).
مكتب به تبيين بينشي كه زير ساخت متن يا متوني خاص شده، مي پردازد.« اگر به ادبيات قرون چهارم و پنجم و ششم به لحاظ رويۀ بيروني نگاه كنيم يعني زبان آن ها را در نظر بگيريم، با سبك دوره مواجه مي شويم؛ اما اگر تمركز ما روي بينش و تفكر آثار اين دوره باشد، بيشتر به مفهوم مكتب نزديك مي شويم. مثلاً به لحاظ عقايد ،در قرون چهارم و پنجم اصول مكتب معتزلي را در ادبيات مي بينيم و از قرن هفتم به بعد اصول مكتب اشعري پيدا مي شود» (شمیسا ، 1391 :15).
انواع ادبي، برخاسته از مكتب است. هر مكتب يعني هر بينش و فلسفه اي، نوع ادبي خاص خود را اقتضاء مي كند. مثلاً در كلاسيسم، تراژدي مرسوم بوده است. از سوي ديگر بايد توجه داشت كه انواع، در مكتب هاي مختلف، دچار تغيير مي شوند. مثلاً در رئالیسم ،داستان نویسی و تراژدي كلاسيك، منظوم بوده اما امروزه منثور است ،یا حماسه در عصر ارسطو به وزن خاصی سروده میشد ،یا نوع ادبی رُمان در مکاتبی چون رئالیسم و ناتورالیسم و … با هم متفاوت است. اگر گاهي در بحث از انواع ادبي، بحث هاي زباني هم مطرح است، بيشتر به جهت بينش فكر و فلسفۀ مندرج در آنهاست. نوع ادبي و مكتب در ترجمه از بين نمي روند زيرا مبتني بر بينش و فكرند امّا سبك از بين ميرود چون مبتني بر زبان و شيوۀ ارائة مطالب است» (همان :17).
با اين توضیحات ميتوان اينگونه استنباط كرد كه مكتب، چگونگي انديشه است. سبك، زبان ويژۀ بيان انديشه است و انواع ادبي، قالب مناسب براي ارائة اصول يك مكتب.

2-6 تفاوت مكتب ادبي با نقد و نظريۀ ادبي
اين سه مقولۀ ادبي از منظر تحليل و شناخت شناسي، به متون ادبي نگاه ميكنند كه حائز اهميت است. «نقد ادبي عبارت است از خواندن، تفسير و شرح متن يا متوني خاص كه «ادبيات» ناميده ميشوند. وقتي ميگوييم يك اثر ،«ادبي» است و جنبه هايش را به تفصيل مورد تحليل قرار ميدهيم و بعد آن را خوب، بد يا طور ديگري تلقّي مي كنيم، بايد بدانيم كه شالوده ونحوۀ اين فعاليت ها چيست و اين قضاوت ها چطور به دست مي آيند» (وبستر،180:1382).
بي ترديد اين موضوع صحّت دارد كه به لحاظ زماني، پس از نگارش متن است كه نقد مي تواند به بحث دربارۀ آن بپردازد و اين مهم ترين تفاوت و تمايز ميان «مكتب ادبي» و «نقد ادبي» است؛ چرا كه مكتب، شالوده و اساس فكري يك اثر ادبي است و زمينۀ شكل گيري اثر را فراهم مي كند.
«اگر نقد ادبي را خواندن، تحليل، شرح و تفسير متوني بدانيم كه «ادبي» ناميده مي شوند، در اين صورت نظريۀ ادبي بايد دو كار را انجام دهد. نخست اينكه بايد معيارهاي مختلفي را براي تبيين ادبيات ارائه كند. دوم اينكه بايد شيوه ها و روال كار را كه در نقد ادبي به كار مي گيريم، بر ما معلوم كند تا بتوانيم هم متن را و هم روش هاي خواندن و تفسير متن را مورد بررسي قرار دهيم» (همان: 19).
بنابراين تفاوت «نظريۀ ادبي» با «مكتب ادبي» آشكار مي شود و نقطۀ تمايز در اينجاست كه «نظريۀ ادبي» شيوۀ بيان و تفسير افكار است و حال آن كه «مكتب ادبي» طرز فكر است، انديشۀ نابي است كه اثر را مي سازد و بارور مي كند.

فصل سوم
تمدن اسلامی، پیدایش علم کلام ، رابطة عرفان و اشعریت

3-1 تمدن اسلامي
وضع عمومي اديان و مذاهب در ايران تا پايان قرن سوم هجري:
هنگام فتح ايران به دست سپاهيان اسلام، در شاهنشاهي ساساني، آيين هاي زردشتي، مسيحيّت، مانوي، مزدكي، بودايي و يهود رواج داشت و آموزه هاي هر يك از اين اديان به طور مستقيم و غير مستقيم در افكار نويسندگان رسوخ كرده بود. حملۀ اعراب به ايران اگر چه با پيروزي اعراب به پايان رسيد، اما بايد گفت اين مسلمانان بودند كه پيروز شدند، نه اعراب.
اينك بايد ديد كه وضع داخلي ايران از حيث مذاهب اسلامي چگونه بوده است؟
در همان چند قرن آغازين، چندين فرقۀ بزرگ در ايران پديد آمد كه كشور ايران در پي آن، صحنۀ كشمكش و ميدان مبارزۀ اين فرقه ها گرديد. مهم ترين شُعَب مذهبي كه در سه قرن اوّل هجري در ايران رواج يافت، مذاهب اهل سنّت، مذاهب اهل تشيّع و مذاهب خوارج بوده است. بي شك مباحثي كه در جهت پذيرش ويا مردود ساختن پايه هاي اعتقادي آنها در ميان مسلمانان اتفاق مي افتاد، در بينش اجتماعي، افكار، عقايد و حتّي آثار ادبيِ به جا مانده از اين دوره نيز تأثيرگذار بوده است؛ از اين دسته تأثيرات مي توان به «ناگزيري هاي تاريخي» تعبير كرد. تأثيراتي كه گاه به يك فكر، شاخ و بال مي دهند و آن را مي پرورند و گاه، خود ريشه مي شوند و در جهت تثبيت استحكام خود، باورهاي پيشين را به نابودي مي كشانند.
انديشه هاي فلسفي در جهان اسلام، در فضايي آرام و بدون كشمكش شكل نگرفته و در هر مقطعي از زمان، بي شك با اختلاف نظر و خصومت هايي مواجه شده است. بسياري از كساني كه با فلسفه ستيزه كردهاند، مقابله شان با تأثير پذيري از منبعي قدرتمند يا يك جريان سياسي همراه بوده است؛ زيرا ترديدي نيست كه جريان هاي سياسي و مسائل اجتماعي در اين درگيري ها نقش عمده و بنيادي داشته است. هر يك از جريانهاي رايج كلامي نيز به نوعي با

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره آثار ادبی، جهان اسلام، مبانی معرفتی، مخزن الاسرار Next Entries تحقیق درباره امر به معروف، صفات خداوند