تحقیق درباره ميزان، شوري، افزايش، گياهان

دانلود پایان نامه ارشد

پاييني شاخه اصلي، سطح برگ و نسبت سطح برگ در برگهاي بالايي و پاييني شاخه اصلي (جدول 3-4)، در سطح 1%، معنيدار بود.
بر اساس نتايج به دست آمده (جدول 3-1)، ميزان قطر نهايي و مقدار افزايش آن در طي دوره اعمال تنش شوري، با افزايش غلظت شوري در آب آبياري، در تمامي ژنوتيپها نسبت به گياهان شاهد، کاهش يافت. کمترين قطر شاخه و کمترين ميزان افزيش قطر در شاخه اصلي در سطح شوري 8/4 گرم در ليتر، مشاهده شد. ميزان کاهش در قطر شاخه اصلي در ژنوتيپهاي پيوندي با يکديگر، اختلاف معني داري را نشان داد. کمترين ميزان افزايش در قطر شاخه اصلي در پايه GF677 و رقم سهند و در تيمار 8/4 گرم در ليتر، مشاهده شد.
نتايج نشان داد، ميزان ارتفاع نهايي و مقدار افزايش آن در طي دوره اعمال تنش شوري، با افزايش غلظت شوري در تمامي ژنوتيپها نسبت به گياهان شاهد، کاهش يافت. ميزان کاهش ارتفاع در ژنوتيپهاي پيوندي با يکديگر اختلاف معنيداري را نشان داد. ميزان افزايش ارتفاع در گياهان شاهد ژنوتيپ 25-1، رقمهاي شکوفه و شاهرود 12، در طي دوره اعمال تنش شوري به ترتيب 14/28، 23/31 و 82/44 سانتيمتر بود، در حاليکه ميزان افزايش ارتفاع شاخه اصلي در اين سه رقم در تيمار شوري 8/4 گرم در ليتر به ترتيب 80/25، 64/28 و 07/34 بود. اين نتايج حاکي از آن است که ارتفاع ژنوتيپ 25-1و رقم هاي شکوفه و شاهرود 12 به ترتيب 34/2، 59/2 و 75/10 سانتيمتر نسبت به گياهان شاهد، کاهش يافت که اين ميزان کاهش اختلاف معنيداري را نسبت به گياهان شاهد نشان نداد در حاليکه ميزان کاهش ارتفاع در رقمهاي تونو، نانپاريل ، A200، سهند، مامايي و ژنوتيپهاي 16-1 و 40-13 در تيمار 8/4 گرم در ليتر نسبت به گياهان شاهد معنيدار بود (جدول 3-1).
ارتفاع بوته به شدت به محيط رشد وابسته است. از آن جا که پديده رشد حاصل فعاليتهاي حياتي در شرايطي است که گياه بايستي آب کافي در اختيار داشته باشد، در صورت عدم تامين آب مورد نياز به دليل کاهش فشار تورژسانس سلولهاي در حال رشد و اثر بر طول سلولها، کاهش ارتفاع رخ مي دهد [Munns and Tester, 2008]. تنش اسمزي در مرحله اول تنش شوري موجب کاهش محتواي آب سلولها مي شود و طويل شدن آن ها را با مشکل روبه رو مي کند و حتي پس از ايجاد تعادل اسمزي و تامين فشار اسمزي مجدد سلول ها، گسترش و طويل شدن آن ها به کندي صورت ميگيرد [Munns and Tester, 2008].
نتايج حاصل از بررسي تعداد برگ توليدي تحت اعمال تنش شوري نشان داد که تعداد برگ توليدي در گياهان با افزايش غلظت شوري کاهش يافت ولي ميزان کاهش در تعداد برگ توليدي در بين ژنوتيپهاي مختلف با يکديگر اختلاف معنيداري را نشان داد. بيشترين ميزان برگ توليدي در گياهان شاهد ژنوتيپ 16-1 (143 برگ)، و کمترين مقدار آن به ترتيب در رقم تونو، ژنوتيپ 40-13 و رقم سهند تحت تيمار 8/4 گرم در ليتر (به ترتيب به ميزان 67/15، 23 و 67/24 برگ)، مشاهده شد. ميزان کاهش تعداد برگ توليدي در رقمهاي شکوفه، نانپاريل و ژنوتيپ 25-1در تيمار 8/4 گرم در ليتر نسبت به گياهان شاهد اختلاف معنيداري را نشان نداد در حاليکه در ساير ژنوتيپهاي بررسي شده ميزان کاهش در تعداد برگ توليدي معنيدار بود. نتايج حاصل از بررسي تعداد برگ توليدي در پايه GF677 تحت اعمال تنش شوري نشان داد که تعداد برگ توليدي در گياهان شاهد، تيمارهاي 2/1، 4/2 و 6/3 گرم در ليتر به ترتيب 67/26، 67/29 و 33/16 و 67/12 بود که با يکديگر اختلاف معني داري نشان ندادند در حاليکه تعداد برگ توليدي در تيمار 8/4 گرم در ليتر، 67/6 بود که به طور معنيداري نسبت به گياهان شاهد، کاهش يافته بود ( جدول 3-1).
نتايج مقايسه ميانگين صفات (جدول 3-1)، نشان داد، ميزان تراکم برگ در رقمهاي مامايي، سهند و پايه GF677 در تيمارهاي 6/3 و 8/4 گرم در ليتر و در رقم تونو و ژنوتيپ 40-13 در تيمار 8/4 گرم در ليتر به طور معنيداري نسبت به گياهان شاهد کاهش يافت. اين نتايج حاکي از آن است که ميزان کاهش در تعداد برگ توليدي از يک طرف و افزايش ريزش برگ از طرف ديگر در اين ارقام به طور سريعتري نسبت به کاهش ارتفاع تحت شرايط تنش شوري اتفاق افتاده است که منتج به کاهش تراکم برگ شده است. گزارش شده است که شاخصهاي مورفولوژيکي بادام از جمله رشد طولي و قطر تنه با افزايش شوري، کاهش مييابند که علت كاهش رشد و عملكرد مربوط به سميت يوني و تنش خشکي ناشي از افزايش پتانسيل اسمزي محلول خاك مي باشد [Noitskis et al., 1997; Rahemi et al., 2008; El azab et al., 1998].
همچنين، با افزايش شوري، درصد برگهاي سبز در ژنوتيپهاي بررسي شده، کاهش يافت. کمترين درصد برگهاي سبز در تيمار 8/4 گرم در ليتر، مشاهده شد. در تمامي ژنوتيپهاي مورد مطالعه، در گياهان شاهد و آنهايي که با تيمار 2/1 گرم در ليتر آبياري شده بودند، تمام برگهاي گياهان سبز بودند و هيچ برگ نکروزهاي مشاهده نشد، اما با افزايش غلظت شوري و در سطح 4/2 گرم در ليتر، در پايه GF677، رقم سهند، ژنوتيپهاي 40-13، 16-1، رقمهاي مامايي و شکوفه، درصد برگهاي سبز گياه کاهش يافت، اما ميزان کاهش درصد برگهاي سبز معنيدار نبود. در اين سطح از شوري، همچنان در رقمهاي شاهرود 12، نانپاريل، تونو، A200 و ژنوتيپ 25-1، تمام برگهاي گياهان سبز بودند و هيچ نشانهاي از نکروزه شدن برگها مشاهده نشد. با اعمال تيمار شوري 6/3 و 8/4 گرم در ليتر، در تمامي ژنوتيپهاي بررسي شده، علائم نکروزه شدن و ريزش برگ مشاهده شد و درصد برگهاي سبز، کاهش يافت. کمترين درصد برگهاي سبز در تيمار 8/4 گرم در ليتر و به ترتيب در پايه GF677، رقمهاي سهند، تونو، مامايي، ژنوتيپهاي 40-13 و 16-1، رقم نانپاريل و ژنوتيپ 25-1 مشاهده شد که ميزان کاهش درصد برگهاي سبز در اين گياهان، معنيدار بود. بيشترين درصد برگهاي سبز در تيمار 8/4 گرم در ليتر در رقمهاي شاهرود 12 (10/96 درصد)، A200 (28/94 درصد) و شکوفه (27/92 درصد) مشاهده شد که ميزان کاهش درصد برگهاي سبز در اين ارقام معنيدار نبود (جدول 3-2). اين نتايج با نتايج نوتيساکيس و همکاران [1997]، مطابقت داشت. آنها طي مطالعاتي كه در مورد تأثير سطوح شوري صفر، 8/1 و 6/3 گرم در ليتر کلريد سديم روي ارقام مختلف بادام انجام داده بودند، به اين نتيجه رسيدند كه ارقام بادام عكس العمل متفاوتي به سطوح مختلف شوري نشان ميدهند.
بر اساس نتايج حاصل، در ژنوتيپهاي بررسي شده، با افزايش شوري، درصد نکروزه شدن برگها افزايش و اولين علايم نکروزه شدن در برخي از ژنوتيپها، در تيمار 4/2 گرم در ليتر، مشاهده شد. بيشترين ميزان نکروزه شدن برگ (برگ هايي با نکروزهگي 1 تا 50 درصد)، در تمامي ژنوتيپهاي مورد مطالعه در تيمار 8/4 گرم در ليتر مشاهده شد، بطوريکه ميزان افزايش نکروزه شدن برگها در رقمهاي تونو، سهند، مامايي، نانپاريل و ژنوتيپهاي 16-1، 25-1 و 40-13 و پايه GF677 نسبت به گياهان شاهد معنيدار بود، ولي در رقمهاي شاهرود 12، شکوفه و A200 ، معنيدار نبود (جدول 3-2).
برگهايي با نکروزه شدگي 51 تا 100 در صد در گياهان با افزايش غلظت شوري و رسيدن آن به 6/3 گرم در ليتر در گياهان، مشاهده شد. در اين غلظت ميزان نکروزه شدن برگها در رقم سهند، ژنوتيپ 16-1 و پايه GF677 نسبت به گياهان شاهد به طور معنيداري بيشتر بود. در تيمار 8/4 گرم در ليتر، درصد نکروزه شدگي در رقمهاي تونو، سهند، مامايي و ژنوتيپ هاي 16-1، 40-13 و 25-1 و پايه GF677 نسبت به گياهان شاهد به طور معنيداري بيشتر بود، ولي در رقم هاي شاهرود 12، شکوفه و A200 و نانپاريل مقدار افزايش، معنيدار نبود (جدول 3-2). نتايج حاصل از اين تحقيق با نتايج باي بوردي ]1392[، مطابقت داشت. ايشان در تحقيقي اثر تيمار شوري در 4 سطح 0، 4، 8 و 16 دسي زيمنس بر متر را بر خصوصيات مورفولوژي برخي از ارقام ديرگل بادام که روي پايه GF677 پيوند شده بودند، را بررسي و گزارش کرد، کمترين درصد نکروزه شدن برگ در سطوح شوري 8 و 16 دسي زيمنس بر متر به ترتيب در ارقام آراز، اسکندر و نانپاريل و بيشترين درصد نکروزه شدن برگ به ترتيب در رقمهاي منقا، سهند و آذر مشاهده شد ]باي بوردي، 1392[. آنها علت نکروزهشدگي برگها را مربوط به سميت يوني حاصل از تجمع يونهاي سديم و کلر در برگها و تنش خشکي ناشي از افزايش پتانسيل اسمزي محلول خاک به دليل تجمع اين عناصر در محيط خاک، دانستهاند.
ريزش برگ در تيمار 6/3 گرم در ليتر تنها در رقم سهند، پايه GF677 و ژنوتيپ 16-1، مشاهده شد. در تيمار 8/4 گرم در ليتر، ريزش برگ در تمامي ژنوتيپهاي مورد بررسي به غير از رقم شاهرود 12، مشاهده شد. در اين سطح از شوري، درصد ريزش برگ در رقمهاي شکوفه، A200، نانپاريل و 25-1، نسبت به گياهان شاهد معنيدار نبود. بيشترين در صد ريزش برگ به ترتيب در پايه GF677 (44/41 درصد)، رقم سهند (79/27 درصد)، ژنوتيپ 16-1 (58/16 درصد)، مامايي (22/10 درصد)، ژنوتيپ 40-13 (91/10 درصد) و رقم تونو (61/3 درصد)، مشاهده شد (جدول 3-2). اين نتايج با نتايج راحمي و همکاران [2003]، مطابقت داشت. گزارش شده است که علت اصلي بروز سوختگي حاشيهاي در برگهاي گونههاي باغي حساس به شوري مي تواند به دليل سميت يوني حاصل از تجمع يونهاي سديم و کلر در برگها، کاهش محتواي نسبي آب و پتانسيل اسمزي باشد.
نتايج حاصل از بررسي دادهها نشان داد که وزن تر و خشک ريشه با افزايش غلظت شوري کاهش يافت ولي ميزان کاهش آن با توجه به نوع ژنوتيپ پيوند شده بر روي آن، متفاوت بود (جدول 3-2). ميزان کاهش وزن تر و خشک ريشه در پايههايي که رقم شکوفه روي آنها پيوند شده بودند، در غلظتهاي 4/2، 6/3 و 8/4 گرم در ليتر، در پايههايي که رقم نانپاريل و ژنوتيپ 25-1روي آنها پيوند شده بودند، در غلظتهاي 6/3 و 8/4 گرم در ليتر و در پايههايي که رقم شاهرود 12 و ژنوتيپ 16-1 روي آنها پيوند شده بودند، تنها در غلظت 8/4 گرم در ليتر به طور معنيداري نسبت به گياهان شاهد، کاهش نشان داد در حاليکه ميزان کاهش وزن تر و خشک ريشه در ساير ترکيبهاي پيوندي در سطوح مختلف اعمال تنش شوري نسبت به گياهان شاهد، اختلاف معنيداري را نشان نداد. اين نتايج نشان ميدهد، رقمهاي شکوفه، شاهرود 12، نانپاريل و ژنوتيپ 25-1 که در شرايط اعمال تنش شوري، خصوصيات رشدي خود را بهتر حفظ کرده بودند و از قدرت رشدي بيشتري نسبت به ساير ژنوتيپهاي بررسي شده در شرايط تنش شوري برخوردار بودند، تاثير بيشتري در جلوگيري از رشد ريشه داشتند (جدول 3-2). گزارش شده است که محدوده گسترش ريشههاي بادام با افزايش شوري، کاهش مي يابند که علت اين كاهش رشد، مربوط به سميت يوني حاصل از تجمع يونهاي سديم و کلر در برگها و تنش خشکي ناشي از افزايش پتانسيل اسمزي محلول خاک به دليل تجمع اين عناصر در محيط خاک، است Noitsakis et al., 1997; Rahemi et al., 2003; El azab et al., 1998] و باي بوردي، 1392[.
نتايج نشان داد که وزن تر و خشک اندام هوايي، در تمامي ژنوتيپهاي مورد مطالعه، با اعمال تنش شوري و افزايش غلظت آن، بطور معنيداري کاهش يافت ( جدول 3-3). وزن تر و خشک اندام هوايي در رقمهاي مامايي، سهند، تونو، نانپاريل، ژنوتيپهاي 16-1 و 40-13 و پايه GF677 در تيمارهاي 4/2، 6/3 و 8/4 گرم در ليتر و در رقم شکوفه و ژنوتيپ 25-1در تيمارهاي 6/3 و 8/4 گرم در ليتر و در رقمهاي شاهرود 12 و A200 تنها در تيمار 8/4 گرم در ليتر به طور معنيداري نسبت به گياهان شاهد کاهش نشان دادند. اين نتايج حاکي از آن است، رقم شاهرود 12و بعد از آن رقم شکوفه، در شرايط اعمال تنش شوري خصوصيات رشدي خود را بهتر حفظ کردند و تحمل آنها نسبت به تنش شوري از ساير ژنوتيپهاي بررسي شده در اين تحقيق، بيشتر بود. اين نتايج با نتايج نوتيساکيس و همکاران [1997]، و باي بوردي ]1392[، مطابقت داشت. در اين مطالعات نيز، به عکس العمل متفاوت ارقام مختلف بادام نسبت به تنش شوري، اشاره شده است.
نسبت وزن تر و خشک ريشه به وزن تر و خشک اندام هوايي با اعمال تنش شوري و افزايش غلظت آن در تمامي ژنوتيپهاي بررسي شده، به طور معنيداري افزايش يافت. بيشترين نسبت وزن تر و خشک ريشه به وزن تر و خشک اندام هوايي در

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره استاندارد، ميليليتر، ريخته، ]امامي، Next Entries تحقیق درباره 00/0، e، h، a