تحقیق درباره موسیقی شعر، قاعده افزایی، شاعران معاصر، غزلیات حافظ

دانلود پایان نامه ارشد

حرص و طمع بر هوان دهد
روح ظهیر اگر شنود این قصیده را صدبار بوسه بیش مرا بر دهان دهد
ظهیر:
سپیده دم که شدم محرم سرای سرور شنیدم آیه ی «توبوا اِلی الله» از لب حور
سلمان:
به دل رسید سحرگه مقام حضور ندای آیت«استغفروا» ز ربّ غفور
در مورد کمال الدین اسماعیل که نامی از او در اشعارش برده و همچنین از او استقبال کرده است:
سلمان:
راوی اگر سراید این شعر در سپاهان روح کمال گوید: لله دَرّ قائل
کمال:
آن خواجه که پایه ی قدرش ز مرتبت دست جلال بر طرف لامکان نهاد
سلمان:
قدرت مکان و پایه ی خود چنان قیاس کرد دست جلال مرتبه بر لامکان نهاد
سنایی:
سنایی گر مرا دیدی ز ننگ و نام کی گفتی مسلمانی ز سلمان جو و درد دین ز بودردا
(سلمان ساوجی، 1389: 23-22)
در میان شاعران معاصر سلمان ساوجی، بیش از همه کمال خجندی، بسحق اطعمه و حافظ شیرازی به چشم می خورد. با مطالعه ی غزلیات سلمان، غزلیات حافظ در ذهن آدمی متداعی می گردد و این نشانگر استقبال و اقتباس این دو شاعر از یکدیگر می باشد. خرمشاهی درباره ی قرابت مضامین اشعار حافظ و سلمان می گوید: «اگر بگوییم غزل سلمان بیشتر از غزل های حافظ دارای ایهام است، سخنی به گزاف نگفته ایم. سلمان بیشتر مضمون آفرین است تا معنی آفرین. و نابغه ای هموچن حافظ مجمع البحرین است و به یکسان مضمون پرداز و معنی آفرین است و سرّ عظمت و امتیاز او در همین است. (خرمشاهی، 1366: 79)غزل های هموزن و قافیه در سلمان و حافظ بسیار است. دکتر ذبیح اله صفا می گوید: «وحدت وزن و قافیه و مضامین در عده ای از غزل های سلمان و حافظ ما را بدین اندیشه می افکند که این دو استاد با یکدیگر از راه مکاتبه مشاعره داشته اند.»(صفا، 1371: 1013) استاد خرمشاهی معتقد است که این تشابه یا لفظی و معنوی است و یا تشابه هموزن و قافیه می باشد. اینک برای نمونه به چند مورد اشاره می گردد:

سلمان:
لب و دهان ترا ای بسا حقوق نمک که هست بر جگر ریش و سینه های کباب
(سلمان ساوجی، 1389: 23)
لب و دندانت را حقوق نمک هست بر جان و سینه های کباب
(حافظ،1373: غزل13)
نظر انداز بر این گفته که ضایع نشود گفته اند اینک نکوئی کن و در آب انداز
(سلمان ساوجی، 1389: 114)
مرا به کشتی باده در افکن ای ساقی که گفته اند نکوئی کن و در آب انداز
(حافظ،1373: غزل263)
پیش عکس عارضت میرم که شمع از غیرتش هر شبی تا روزگاهی در عرق گه در تبست
(سلمان ساوجی،1389: 254)
عکس خوی بر عارضش بین کافتاب گرم رو در هوای آن عرق تا هست هر روزش تبست
(حافظ،1373: غزل31)
3-7- ویژگی های شعر سلمان
شعر سلمان دارای سبک و مسلک ویژه ای است. به این معنی که او برزخ میان قدما و متوسطین واقع شده و کلامش خاتمه ی دور قدما و آغاز عصر متوسطین می باشد. سلمان کاخ سخنوری خود را بر شیوه ی کمال الدین اسماعیل و ظهیرالدین فاریابی بنیان نهاد و اکثر قصاید را در جواب این دو شاعر و به سبک آنها گفته است. (وفایی، 1389: 29) مولانا جامی در بهارستان می نویسد:«اکثر مضامین سلمان از اساتید قدیم، خاصه کمال الدین اسماعیل مأخوذ است. لیکن او آنها را به درجه ای ترقی داده که جای هیچ خدشه و اعتراضی نیست.»(نعمانی، ج2، 1373: 165)
از سلمان نزدیک به یازده هزار بیت باقی مانده است که دیوان او را تشکیل می دهد. دیوان او شامل قصیده، غزل، قطعه، ترجیع بند، ترکیب بند، رباعی و دو مثنوی به نام های «جمشید و خورشید» و «فراقنامه» است. مهم ترین موضوعاتی که در دیوان سلمان به چشم می خورند عبارتند از: بحث های فلسفی، اخلاقی، حکمی، گذرا و فانی بودن دنیا، بی نیازی و استغنای انسان از پیرامون، زهد و ترک دنیا برای آسایش فکر و روح، تأکید بر بی آزاری و قناعت و… .(وفایی، 1389: 30)
سلمان در قصیده سرایی از روش استادان قدیم مانند سنایی و انوری و ظهیر و کمال الدین اسماعیل پیروی کرده است و علاوه بر نقل مضامین گذشتگان و یا تصرف در انها خود نیز در ابداع مضامین تازه دستی داشته و مخصوصاً در تغزلات و تشبیبات، شیوه ای خاص و لطیف به کار برده است. سبک قصایدش طبق معمول زمان، عراقی و مخصوصاً تغزلاتش لطیف و شیوا و به لحن غزل نزدیک است. به طوری که می توان وی را بزرگ ترین قصیده سرای قرن هفتم تا دوازدهم دانست.
وی گذشته از مدح پادشاهان و امراو بزرگان قوم، قصایدی در توحید، نعت رسول اکرم(ص) و اولیای دین و مصیبت کربلا ساخته و از این لحاظ مانند دیگر قصیده سرایان آن عهد سرمشق گویندگانی است که در ادوار بعد مخصوصاً در دوره ی صفویه در این زمینه طبع آزمایی کرده اند.(مؤتمن، 1371: 167)
قصاید سلمان بیشتر در مدح خاندان جلایری است و بنابر مناسبات زمان سروده شده است. در تغزل، تشبیب و شریطه قصاید سلمان در زمان خود بی نظیر است. سلمان در تشبیب و تغزل های خود معشوق و ممدوح را در هم می آمیزد. از این نظر سلمان موقعیت ممتاز و بی نظیری دارد.
از میان انواع قالب های شعری که سلمان در آنها طبع آزمایی کرده، به تصدیق بزرگان، در قصیده تواناتر است. علی اکبر دهخدا در این باره می گوید:«سلمان در درجه ی اول قصیده سراست و می توان او را از آخرین قصیده سرایان معروف ایران پیش از صفویه دانست.»(دهخدا، 1377: ذیل واژه)
شهرت سلمان در میان سروده هایش، مرهون قصاید شیوای اوست که معمولاً در ستایش شاهان و رجال عهد سروده است. بر روی هم زبان او در قصیده فصیح و گویا و شیوه اش شبیه به سبک سخن شاعران قصیده گوی قرن ششم و آغاز قرن هفتم هجری است. مضامین تازه، التزام ردیف های گوناگون، صنایع مختلف و … سلمان را در قصیده سرایی به مرحله ای می رساند که باید او را خاتم قصیده سرایان بزرگ فارسی دانست.
به طور کلی استاد عباسعلی وفایی در مقدمه ی کلیات سلمان ساوجی ویژگی های قصاید سلمان را فهرست وار این گونه نقل می کند:
1- علاوه بر سلامت و روانی زبان، دارای ترکیب های محکمی است که در اشعار متقدمین او به چشم نمی خورد و آن سبکی است که به شعرای متوسط اختصاص دارد.
2- مضمون آفرینی دقیق و باریک که جزء افتخارات متوسطین و متأخرین شمرده می شود.
3- لطافت و پیرایه های نو پدید اورده. از جمله قصیده ای است با ردیف«دست» و قافیه ی «ار» و بیت حسن تخلص آن چنین است:
سودایی است ورنه چرا می کند دراز زلفت به عهد معدلت شهریار دست
و در یک قصیده بعد از تشبیب چنین می گوید:
بعد از این غم مخور ای دل که غم امروز همه روزی دشمن دارای مظفّر شده است
4- ردیف های صعب و مشکلی ایجاد کرده و آنها را به قدری روان ذکر می کند که گویی ساده و معمولی هستند. به علاوه این ردیف ها همه جا در نهایت خوبی نمایان می باشند:
منم مروز بلای شب هجران بر سر کرده در کار تو چون شمع دل و جان بر سر …
(سلمان ساوجی، 1389: 33)

فصل چهارم

4-1- موسیقی بیرونی
موسیقی یکی از عوامل اصلی تمایز زبان شاعرانه است. در واقع زبان شعر برای این که از حالت روزمرّه‌ی خود خارج شود، از دو اصل «قاعده‌ کاهی» و «قاعده افزایی» بهره می گیرد و موسیقی، به ویژه موسیقی بیرونی از عناصر افزاینده ای است که زبان شعر را تقویت می کند.(صفوی، 1373: 37-36) این عنصر شاعرانه در ادبیات ملل مختلف به شیوه های گوناگون حضور دارد؛ ولی اهمیت آن تقریباً در میان شعر همه ی شاعران جهان قابل توجه است. این اهمیت و حضور مؤثّر، در ادبیات فارسی متناسب با نوع وزن و موسیقی ای که همراه دارد، در آثار شاعران بیشتر جلوه گری می نماید.
در این بخش درصدد بررسی جنبه های مختلف موسیقی شعر در قصاید سلمان ساوجی هستیم. ابتدا در بخش نخست به موسیقی بیرونی و اوزان قصاید، در بخش دوم به بررسی موسیقی کناری و کاربرد آن در قصاید ، در بخش سوم به بررسی موسیقی درونی در قصاید و در بخش چهارم نیز به بررسی موسیقی معنوی اشاره می کنیم. همچنین تحلیل جنبه های مختلف موسیقی در قصاید سلمان، به صورت نمودار آماری هر کدام از جنبه های موسیقی در بخش جداول آماری ارائه شده است.
ابتدا به مهمترین بخش موسیقی شعر یعنی موسیقی بیرونی می پردازیم. موسیقی بیرونی را همان وزن شعر گفته اند. وزن یکی از عوامل رجحان شعر بر نثر است. از آن جا که شاعر این قابلیت و قدرت را دارد که سخن خود را با آهنگ و ریتم خاص بیان نماید و سخن را به مرتبه ای برساند که دیگران از آوردن نظیر آن عاجز بمانند. در این قسمت به بررسی اوزان قصاید سلمان ساوجی می پردازیم تا اوزان پرکاربرد قصاید وی مشخص گردد:

4-1- 1- اوزان قصاید سلمان ساوجی
1- بحر رمل مثمّن محذوف (فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن)
شماره‌ی قصیده
مطلع شعر
1
ای غبار موکبت چشم فلک را توتیا خیر مقدم، مرحبا «اهلاً و سهلاً» مرحبا
2
آب آتش رنگ ده ساقی که می‌بخشد صبا خاک را پیرانه سر پیرایه عهد صبا
9
ای سران ملک را شمشیر تو مالک رقاب! باغ عدل از جویبار تیغ سبزت خورده آب!
13
خاک، خون آغشته لب تشنگان کربلاست آخر ای چشم بلابین! جوی خون بارت کجاست؟
24
زلف شبرنگش که باد صبح سرگردان اوست گوی حسن و دلبری امروز در چوگان اوست
33
هدهدی حال صبا پیش سلیمان می‌برد قاصدی نزد نبی پیغام سلمان می‌برد
35
بختم از بادیه در کعبه علیا آورد بازم اقبال بدین حضرت اعلا آورد
39
وصف ماه من چو شعری را منور می‌کند آفتاب از مطلع آن شعر سر بر می‌کند
40
وقت آن آمد که بلبل در چمن گویا شود بهر گل گوید «خوش آمد» تا دل گل وا شود
45
چون به عزم حضرت خورشید جمشید اقتدار آفتاب سایه گستر، سایه پروردگار
46
فرخ اختر اختری دری و دری شاهوار شد ز برج خسروی و درج شاهی آشکار
48
نیست پیدا ، این محیط لاجوردی را کنار ساقیا دریای می در کشتی ساغر بیار !
50
آمد از ملک ملایک، دوش مرغی نامور بسته بر بال همایون، نامه ی فتح و ظفر
57
ای حریم بارگاهت کعبه ملک و ملک ! ساحتت را روضه فردوس حدّی مشترک
68
خوش نسیمی از چمن بر خاست بر خیز ای ندیم! خوش بر آور در هوای باغ یک دم چون نسیم
74
بنگر این زورق رخشنده بر آب روان می درخشد چون دو پیکر بر محیط آسمان
75
این گلستان است ؟ یا صحن ارم ؟ یا بوستان ؟ این شبستان است ؟ یا بیت الحرم ؟ یا آسمان
76
ای دل آخر یک قدم بیرون خرام از خویشتن آشنا شو با روان بیگانه شو از خویش، تن
77
قره ی خنگ صبح را در تاخت سلطان ختن ساقیا گلگون کمیتت را به میدان در افکن
80
پیش از این ملکی که جمع را شد میسربیش ازاین شاه را اکنون به فیروزی است در زیر نگین

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره غیاث الدین، لیلی و مجنون، شرف الدین رامی، خوارزمشاهیان Next Entries تحقیق درباره رِ، دِ، طلعت، صفایی