تحقیق درباره مهارت حرکتی، فعالیت بدنی، دوران کودکی، رشد حرکتی

دانلود پایان نامه ارشد

متفاوت است و شدیداً به عواملی مانند میزان تجربه یا آموزش، کیفیت آموزش و ویژگیهای ارثی فرد مانند قد، قدرت، سرعت حرکت) که اکتساب مهارت حرکتی را اداره میکنند بستگس دارد. رشد کارکردی از سازگاریها در طول زندگی، مادامیکه یاد میگیریم ساختارهای شخصی و عملکردی خود را با محیطمان یکپارچه کنیم است (5).
کلارک و متکالف بیان میکنند بالا رفتن از کوه خیلی زودتر و قبل از اینکه ما به پای آن برسیم آغاز میشود. آمادهسازیها و برنامهریزیهای قبلی قابل توجهی باید برای بالا رفتن از کوه درنظر گرفته شود که در واقع همان نقش رشد پیش از تولد و یا حتی رفتارها (تغذیه، مصرف دارو، سطوح استرس و …) یا ساختار ژنتیکی والدین یا پدر بزرگها و مادر بزرگها میباشد که در نهایت بر فرزندان تاثیر میگذارد (ایساکس). اگرچه این عوامل رشدی آتی را بطور کامل تعیین نمیکنند، اما در نهایت از طریق تعامل عوامل ژنتیکی (طبیعت) و محیطی (تربیت) نقش ایفا میکنند. بالا رفتن اولیه برای برخی افراد ممکن است تدریجی و بدون رخداد خاصی باشد، در حالیکه ممکن است برخی دیگر متحمل مشکلات بیشتری در آغاز بالا رفتن خود شوند.

دورهی رفلکسی:
دورهی رفلکسی اولین دوره از شش دورهی کوه رشد حرکتی کلارک و متکالف میباشد. این دوره با آغاز یادگیری در مورد دنیای پیرامون مشخص میشود و شامل یک سوم پایانی، تقریبا سه ماه پایانی پیش از تولد و همچنین هفتههای آغازین زندگی پس از تولد میشود. بسیاری از رفلکسهای طفولیت حتی در تمام طول سال اول زندگی ادامه مییابند. در این هنگام رفلکسهای طفل، برای بقا (حفاظت، تغذیه و مانند آن) حیاتی اند و یک سنگبنای ضروی هم برای رشد شناختی و هم رشد حرکتی میباشند. رفلکسها یک واکنش غیر ارادی به یک محرک اند. آنها زیر قشری هستند. به عبارت دیگر، آنها حاصل واکنشها در مراکز پایینی سیستم عصبی مرکزی هستند. به عبارتی میتوان گفت آنها اتفاق میافتند تا اینکه ما آنها را انجام دهیم. اعتقاد بر این است بسیاری از رفلکسهایی که در این دوره تجربه میشوند از اجزای ضروری برای رشد حرکات ارادی بعدی هستند. خوشبختانه در اطفال طبیعی و سالم این واکنشها به تدریج در طول سال اول زندگی ناپدید میشوند. در کودکانی که تاخیر رشدی دارند، ممکن است که این رفلکسها باقی بماند و میزان طبیعی رشد را محدود کند.
دوره قبل از سازگاری:
با آغاز ناپدید شدن یا بازداری رفلکسها، حرکات ارادی پدیدار میشوند. در حرکات ارادی، بر خلاف رفلکسها، ما حرکت را از طریق تکانهی حاصل از مراکز فوقانی سیستم عصبی مرکزی تولید میکنیم. این حرکات اغلب هشیارانهاند و یک حرکت خود خواسته را تولید میکنند. رسیدن و چنگ زدن ارادی مثالی از این نوع حرکات است. بعنوان قسمتی از این فرایند، ما به تدریج توانایی عملکرد مستقل را بدست میآوریم. بوسیلهی پیشرفت رفتارهای حرکتی که اغلب با حفظ کنترل سر و گردن آغاز میشوند، به تدریج کنترل بیشتری را بر قسمت فوقانی بدن، ران و پاها بدست میآوریم تا اینکه در نهایت بتوانیم بطور مستقل بنشینیم، باایستیم و راه برویم.

دورهی حرکات بنیادی:
در دورهی حرکات بنیادی کودک کم سن و سال اکنون شروع به بنیانگداری یک چهارچوب بنیادی برای حرکات آتی میکند. بطور ویژه، ارزش این دوره در بنا نهادن آرایههای کافی از حرکات برای توانایی یافتن در کیفیت و کمیت مهارت حرکتی در زندگی آتی است. حرکات بنیادی در دورهی طفولیت آغاز میشوند در اغلب کودکان در تمام طول کودکی ادامه مییابد. همانند همهی دورههای کوه رشد حرکتی، بسیاری از عوامل بر میزان و گسترهی کسب مهارتهای حرکتی تاثیر میگذارند. برای مثال برخی کودکان ممکن است فرصتهای بسیاری برای تجربهی حرکتهای مختلف داشته باشند. برخی حتی ممکن است فرصت آموزش با کیفیت بالا همراه با مقادیر مناسب انواع تمرین را داشته باشند. دیگران ممکن است شانس محدودی برای مشارکت در چنین فعالیتهایی داشته باشند، بنابراین ممکن است بالا رفتن از کوه برایشان دشواری بیشتری داشته باشد.
این دوره از رشد شامل مهارتهای بنیادی جابجایی و مهارتهای بنیادی کنترل شی میباشند. در طول این دوره، بوسیلهی تعامل مناسب صفات ژنتیکی ارثی و محدودیتهای محیطی، میبینیم حرکات جابجایی مانند راه رفتن، از شکل متزلزل و همراه با کمک به شکل متعادل و کارآمد تکامل مییابد. همچنین، چند ماه بعد تعدادی از اشکال پیشرفتهتر جابجایی مانند دویدن، یورتمه رفتن، لی لی و سر خوردن پدیدار میشوند.
کلارک و متکالف (2002)، مهارتهای حرکتی بنیادی کنترل شی را به پرتاب شی (مانند پرتاب کردن و ضربه با پا) و قطع حرکت شی (مانند دریافت کردن) تقسیمبندی کردند. هر دو نوع حرکت نیازمند افزایش سطوح تعامل بین محیط و فرد حرکت کننده هستند. برای مثال، قضاوتهای ادراکی با توجه به تولید نیرو، اندازه، وزن، شکل و خط سیر پرتابه، همگی باید همراه با شرایط غالب محیطی (باد، فضا، مسافت هدف و …) در نظر گرفته شوند، تا نتیجهی حرکتی مورد انتظار بدست آید. این تواناییها همگی حاصل رشد مهارتها در دورههای قبلی صعود به کوه هستند.
اگرچه دورهی حرکات بنیادی بناگذار حرکات آتی اند، اما نباید بر اهمیت آنها بیش از حد تاکید شود. انتخابهای حرکتی که بعداً در زندگی انجام میگیرند به میزان رشد مهارتها در این دورهی حیاتی از زندگی بستگس دارد. اینکه یک کودک تصمیم بگیرد که آیا در نهای ت در یک ورزش، بازیهای جسمانی و حتی فعالیتهای هنری مانند نواختن یک ابرزار موسیقی، نقاشی یا هنرهای تجسمی (مجسمهسازی) شرکت کند به میزان مهارت کسب شده در این دوره بستگی دارد. این دوره میتواند بعنوان “کمپ پایه” در بالا رفتن از کوه تلقی شود.
دورهی مخصوص زمینه:
پس از آنکه فرد به این کمپ پایه رسید و یک خزانهی قوی از مهارتهای حرکتی بنیادی را کسب کرد، فرصت برای گسترش خزانهی حرکتی در حرکات پیشرفتهتر را بدست خواهد آورد. به دلیل اینکه در این دوره حرکات میتوانند در بسیاری از اشکال جدید و متنوع قرار گیرند، کوه رشد حرکتی به قلههای مختلف تقسیم میشود که هر قله مربوط به مهارتهای حرکتی خاصی است. افراد ممکن است از یک قله به قلهی دیگر رفته و یا حتی همزمان از چندین قله بالا روند. مثال آن یک فرد دبیرستانی است که تصمیم میگیرد به تیم دو و میدانی مدرسه ملحق شود اما پس از یک سال از آن کنارهگیری کرده و به رشتهی ورزشی دیگری علاقمند میشود یا شاید تصمیم میگیرد که بطور کلی از ورزش کنارگیری کند. ازاینرو، ارتفاع متفاوت هر قله نشان دهندهی این است که فرد ممکن است به سطوح تبحر در یک قله دست نیابد.
در نتیجهی تجارب کسب شده در زندگی، به ارتفاع قابل ملاحظهای دست یابند یا به مراحل پایین تر پسرفت کنند. این دوره توسط اغلب افراد، اما نه همهی افراد تجربه میشود. با این وجود دورهی بعدی انحصاریتر است.
دورهی ماهرانه:
بنا به عقیدهی کلارک و متکالف (2002)، دستابی به دورهی ماهرانه نیازمند هم تجربه و هم تمرین است. این سطح رشد حرکتی نیز تحت تاثیر دورههای قبلی قرار میگیرد. همهی افراد به این سطح از مهارت نمیرسند و دستیابی به آن به ماهها یا سالها تلاش برای متبحر شدن در یک یا چند حیطه حرکتی نیاز دارد.
این سطوح فوقانی تبحر در حرکت بوسیلهی داشتن انگیزهی بالا برای ممتاز بودن حاصل میشود. انگیزه ممکن است از طریق خانواده، اطرافیان یا سابقهی فرهنگی فرد ایجاد شود.
عامل دیگری که بر توانایی مهارت یافتن تاثیر میگذارد فیزیولوژی فرد است. عوامل فیزیولوژیک مانند قد، وزن، قدرت و انعطافپذیری بر سطح مهارت تاثیر میگذارند.
دورهی جبران
جبران، آخرین دورهی کوه رشد حرکتی است. عموماً جبران به عنوان تطابق یافتن با برخی تاثیرات منفی تلقی میشود. دو نوع جبران عبارتند از آسیب دیدگی و روند افزایش سن.
بسیاری از کارها را میتوان انجام داد تا از کاهش اجرای حرکتی و جسمانی (مانند کاهش قدرت، استقامت و انعطافپذیری) فایق آمد. با این حال برخی از کاهشها ظاهراً اجتناب ناپذیرند، اما میتوان با این کاهشها سازگاری یافت و یا برای مدتی بر آنها غلبه کرد (5, 35, 36).
2-2-3-4) مدل استودن
استودن و همکاران(2008)، پیشنهاد کردند رشد شایستگی مهارت حرکتی، مکانیزم زیر بنایی اصلی است که درگیری در فعالیت بدنی را ارتقاء می دهد و به واسطه ی ترغیب و یا عدم ترغیب (بسته به سطح شایستگی) سطوح فعالیت بدنی افراد، بسیار مهم است. آنها بر این باورند ادبیات پیشین در حوزه ی فعالیت بدنی، عموماَ، بر رشد ماهیت شایستگی مهارت حرکتی و نقش آن در طی زمان متمرکز نبوده اند و تنها به اندازه گیری فعالیت بدنی بدون درک لزوم یادگیری حرکت کردن بعنوان زیر بنای فعالیت بدنی، توجه کردند. بنابراین مدل آنها بدلیل توجه به شایستگی مهارت حرکتی به عنوان زیربنای اصلی فعالیت بدنی و تعامل دیگر متغیّرها (شایستگی حرکتی ادراک شده و آمادگی مرتبط با سلامت) در این ارتباط منحصر بفرد است.
استودن و همکاران (2008)، بر این باورند که شایستگی مهارت حرکتی به منظور درک چرایی انتخاب فعالیت یا عدم فعالیت توسط افراد بسیار مهم است. بنابراین آنها ارتباط پویای رشدی بین شایستگی مهارت حرکتی و فعالیت بدنی را قلب مدل خود معرفی کردند و بیان کردند که این ارتباط در طی زمان رشد قوت می یابد.
فعالیت بدنی خردسالان (دوران کودکی اولیه)، ممکن است بر رشد شایستگی مهارت حرکتی تاثیر بگذارد. اما، به دلیل اینکه خردسالان به واسطهی تجربههای مختلف و تاثیر بسیاری از عوامل محیطی (تربیت بدنی سازمان یافته، وضعیت اقتصادی- اجتماعی، تاثیرات والدین، آب و هوا و …) سطوح متغیّری از فعالیت بدنی را
نشان دهند؛ بنابراین، آنها فرض کردند ارتباط شایستگی مهارت حرکتی و فعالیت بدنی در این دورهی رشدی ضعیف خواهد بود. آنها، همچنین، فرض کردند با انتقال یافتن کودکان به دورهی کودکی میانی و پایانی ارتباط میان
سطوح فعالیت بدنی و اندازه های شایستگی مهارت حرکتی قوت خواهد گرفت. بدین معنا که محدودیتهای فردی و محیطی که در طی دوران کودکی اولیه عمل می کردند، در دوران کودکی میانی و پایانی، با یکدیگر سازش می کنند و در نهایت منجر به ارتباط قوی تر میان شایستگی مهارت حرکتی و فعالیت بدنی می شود. در دوران کودکی میانی و پایانی، سطوح بالاتر شایستگی مهارت حرکتی بالاتر منجر به خزانهی حرکتی غنیتر به منظور درگیری در انواع فعالیت های بدنی، ورزشها و بازیها می شود. در این دورهی زمانی انتظار می رود.
کودکان با سطح تبحر متوسط تا بالا در شایستگی مهارت حرکتی، سطوح بالاتر فعالیت بدنی را انتخاب کنند در حالی که کودکان کمتر متبحر، در فعالیت های بدنی با سطوح پایین تر درگیر می شوند. در واقع استودن و همکاران (2008) بر این باورند که در این دورهی سنی شایستگی مهارت بر سطوح فعالیت بدنی تاثیر می گذارد.

استودن و همکاران (2008)، بیان کردند که شایستگی حرکتی ادراک شده متغیّر میانجی است که به طور متفاوتی بر ارتباط میان شایستگی مهارت حرکتی و فعالیت بدنی اثر می گذارد. در دوران کودکی اولیه، ارتباط شایستگی حرکتی ادراک شده با سطوح واقعی مهارت حرکتی و فعالیت بدنی به دلیل نداشتن مهارت شناختی به منظور تمیز قائل شدن بین شایستگی واقعی مهارت حرکتی، توانایی و تلاش، قوی نیست. در
واقع ممکن است کودک سطوح پایینی از شایستگی مهارت حرکتی داشته باشد اما خود را ماهر ادراک کند. ممکن است در دوران کودکی اولیه، شایستگی حرکتی ادراک شده اغراق آمیز به دلیل تاثیرگذاری بر اکتساب شایستگی مهارت حرکتی ارزشمند باشد، زیرا منجر به تداوم پایداری و افزایش درگیری کودک در فعالیت هایی می شود که باور دارد در آنها ماهر است. با انتقال از دوران کودکی اولیه به دوران کودکی میانی، نقش شایستگی حرکتی ادراک شده در ارتباط بین شایستگی مهارت حرکتی و فعالیت بدنی شروع به تغییر می کند. زیرا در دوران کودکی میانی، کودکان سطوح بالاتری از رشد شناختی خواهند داشت و دقیق تر خود را با همسالان مقایسه می کنند و در نتیجه تقریب آنها از شایستگی حرکتی ادراک شده به شایستگی مهارت حرکتی نزدیکتر خواهد بود. بدین معنا که کودکان کمتر ماهر، شایستگی

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره رشد حرکتی، محدودیت ها، مهارت حرکتی، مدل نیوول Next Entries تحقیق درباره اندام تحتانی، مهارت حرکتی، ورزشکاران، سوگیری