تحقیق درباره مشیت الهی، علم حضوری، رسول خدا (ص)، تاریخ حدیث

دانلود پایان نامه ارشد

که خواستى بدهى و هر که را خواستى محروم کنى.
از همین ها مى توان فهمید که تردید در عبارت: اگر خواست بر شما رحم مى کند، و اگر خواست عذاب تان مى کند به اعتبار مشیت هاى مختلف پدید مى آید و مشیت هاى مختلف هم ناشى از ایمان و کفر و عمل صالح و طالح است. و این نیز روشن مى گردد که جمله «و ما أرسلناک علیهم وکیلا» ردع و تخطئه مؤمنین است از این که در نجات خود (از عمل صالح دست بردارند و تنها) اعتماد به رسول خدا (ص) کنند و سرنوشت خود را مستند به قبول دین او بدانند (همان طور که یهودو نصارى به دین خود دلخوش هستند)، آیه شریفه قرآن هم همه را تخطئه نموده و مى فرماید: «لیس بأمانیکم و لا أمانی أهل الکتاب من یعمل سوءا یجز به؛ کار به آمال و آرزوى شما و آرزوى یهود و نصارى درست نشود، هر آن کس کار بد کند (هر کس که باشد) کیفر آن را خواهد دید».14 و نیز در تخطئه از همین پندار مى فرماید: «إن الذین آمنوا و الذین هادوا و النصارى و الصابئین من آمن بالله و الیوم الآخر و عمل صالحا فلهم أجرهم عند ربهم؛ محققا هر مسلمان و یهود و نصارى و ستاره پرست که از روى حقیقت، ایمان به خدا و روز قیامت آورد و عمل شایسته کند از جانب پروردگار به اجر و ثواب رسند». 15 (سایت دائره المعارف اسلامی طهور)
2-3-4- اقسام مشیت الهی
مشیت خدا در دو محور بحث میشود:
2-3-4-1- مشیت تکوینی:
مشیت تکوینی عبارت است از مقام ایجاد اشیاء، که مخصوص خداوند بوده و بر اساس علم و حکمت و مصلحت خود آنها را ایجاد مینماید و از آنجا که این مقام عین حق است و از قدرت لایزال الهی سرچشمه میگیرد، تخلف از آن امکانپذیر نمیباشد و بندگان در این حوزه حق اختیار ندارند:( طباطبائی، 1417ق: 249.)
«تُولِجُ اللَّیلَ فِی النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیلِ وَ تُخْرِجُ الْحَی مِنَ الْمَیتِ وَ تُخْرِجُ الْمَیتَ مِنَ الْحَی وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَیرِ حِساب‏»16 «شب را در روز داخل مى‏كنى، و روز را در شب و زنده را از مرده بیرون مى‏آورى، و مرده را زنده و به هر كس بخواهى، بدون حساب، روزى مى‏بخشى»‏
این آیه چند نمونه از مصادیق امور تکوینی را ذکر نموده که در ارتباط با تکوین و تقدیر خداوند است و از محدودهی ارادهی مخلوقات خارج است. (مصطفوی، 1380: 144و 145)
2-3-4-2- مشیت تشریعی
مشیت تشریعی این است که خداوند آن چه صلاح بنده‏گان است كه باختيار انجام دهند از عقائد حقه و اخلاق حسنه و اعمال صالحه كه در دنيا و آخرت براى آنها نفع دارد خداوند بتوسط ارسال رسل و انزال كتب و جعل احكام به آن ها ابلاغ مي كند و آن چه بر ضرر آن ها است در دنيا و آخرت از عقائد باطله و اخلاق فاسده و اعمال سيئه نهى مي كند ؛ لذا تخلف از آن امکانپذیر بوده و قرآن اشاره به این مشیت میفرماید: (طیب، 1378:ج5، 388)
«إِنَّا هَدَیناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً»17 «ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاكر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس!»
2-3-5-  رابطهی مشیت و علم خدا
تدبیر عالم در نظام آفرینش أحسن بر اساس مشیت خداوندی، اقتضا میکند که خداوند به تمام امور احاطه و علم تام داشته تا چیزی از امور عالم از او مخفی نماند؛ (مصطفوی، 1360: 156) لذا میتوان گفت که علم حضوری به جمیع اشیاء و مخلوقات یکی از لوازم مهم در مشیت الهی میباشد:
«یعْلَمُ ما بَینَ أَیدیهِمْ وَ ماخَلْفَهُمْ وَ لایحیطُونَ بِشَی‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاء…»18 «آن چه را در پیش روى آنها [بندگان‏] و پشت سرشان است مى‏داند (و گذشته و آینده، در پیشگاه علم او، یكسان است.) و كسى از علم او آگاه نمى‏گردد، جز به مقدارى كه او بخواهد. (اوست كه به همه چیز آگاه است و علم و دانش محدود دیگران، پرتوى از علم بى‏پایان و نامحدود اوست)…»
در این آیه به احاطهی علمی خداوند اشاره شده که از لوازم تمامیت تدبیر امورات عالم است و خداوند با این آیه میفهماند که تدبیر عالم، خاص اوست؛ چرا كه تنها او به روابط بین موجودات آگاه بوده و تنها مشیت اوست که در عالم جریان دارد. (طباطبائی، 1374: 335)
2-3-6- رابطهی مشیت و قدرت خدا
مشیت خداوند یکی از آثار و تجلّیات قدرت خداوندی است؛ زیرا حقیقت قدرت، کنار زدن حدود بوده و هر چه محدودیتها، کمتر و ضعیفتر باشد، نشانی از کاملتر بودن قدرت است. (مصطفوی، 1380: 158 و 1360: 95)
از آنجا که خداوند قادر مطلق است، چیزی در مقابل او نیست تا او را محدود گرداند؛ لذا مشیت او نیز به طور نامحدود نافذ بوده و قرآن دربارهی قدرت نامحدود خداوند و نفوذ مشیت در تمام امور میفرماید:
«وَ رَبُّكَ یخْلُقُ ما یشاءُ وَ یخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِیرَةُ»19 «پروردگار تو هر چه بخواهد مى‏آفریند، و هر چه بخواهد برمى‏گزیند؛ آنان (در برابر او) اختیارى ندارند»
آیه در مقام بیان این نکته است که تنها مؤثر در عالم، خداست و هیچ چیزى در عالم وجود ندارد كه خداى متعال را مجبور به كاری بكند؛ فلذا او مختار حقیقى است.‏ (طباطبائی، 1376: 66.)
2-3-7- تفاوت مشیت بندگان با مشیت الهی
2-3-7-1- عدم احتیاج به وجود لوازم
  یکی از تفاوتهایی که بین مشیت خدا و مشیت بندگان وجود دارد این است که مشیت مخلوقات به شرطی در خارج محقق میشود که لوازم آن وجود داشته باشد؛ یعنی، توجه به مشیء و تصور آن، تمایل و رغبت به سوی آن، عزم و تصمیم بر اجرای آن و مهم تر از همه این که مشیت بندگان منوط به اذن خداست… اما مشیت خدا به هیچ یک از این امور احتیاج ندارد چرا که خداوند بر همهی اشیاء، علم حضوری و احاطه داشته و به مجرد اراده، ایجاد و تحقق مییابد. (مصطفوی، 1360: 158)
«إِنَّما إِلهُكُمُ اللَّهُ الَّذی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَی‏ءٍ عِلْماً»20 «معبود شما تنها خداوندى است كه جز او معبودى نیست و علم او همه چیز را فرا گرفته است!»
آیه بر این نکته دلالت دارد که علم خداوند که از صفات ذاتی اوست، نامحدود بوده و بر همه چیز احاطهی کامل داشته و با این حساب، خداوند نیازی به مقدمه چینی و فراهم آوردن لوازم ندارد. (طیب، 1378ش: ج9، ص 91 و 92)
«إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»21 «فرمان او چنین است که هر گاه چیزی را اراده کند، تنها به آن میگوید: “موجود باش”، آن نیز بیدرنگ موجود میشود.»
2-3-7-2- مطلق و نامحدود بودن:
  از دیگر تفاوتهای مشیت خداوند با مشیت بندگان این است که مشیت بندگان محدود و مقید به قیود فروانی است، زیرا همان طور که گفته شد، مشیت از تجلیات و آثار قدرت و علم است و قدرت مطلق و علم مطلق در هستی، از آن خداست و دیگر مخلوقات از علم و قدرتی محدود که از قدرت بیانتهاء خداوند سرچشمه گرفته، برخوردارند؛ لذا محدودهی مشیت و اختیار مخلوقات، به اندازهی علم و قدرت آن هاست. (طباطبائی، 1417: 279) قرآن دربارهی محدود بودن بندگان و وابستگی مشیت آنان به مشیت خداوند مى‏فرماید:
«وَ لاتَقُولَنَّ لِشَی‏ءٍ إِنِّی فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلاَّ أَنْیشاءَ اللَّهُ وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسیتَ وَ قُلْ عَسى‏ أَنْیهْدِینِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً»22 «و هرگز در مورد كارى نگو: من فردا آن را انجام مى‏دهم، مگر این كه خدا بخواهد! و هر گاه فراموش كردى، (جبران كن) و پروردگارت را به خاطر بیاور و بگو: امیدوارم كه پروردگارم مرا به راهى روشنتر از این هدایت كند!»
آیه بیانگر این نکته است که چون انسان دارای علم و قدرت محدودی است و به موانعی که در آینده رخ میدهد، علم ندارد؛ لذا مشیت او نیز محدود و وابسته به مشیت خداوند بوده و بدون مشیت خدا هیچ گونه کاری از پیش نمیبرد.(مکارم شیرازی، 1354: 385)
2-3-8- سوء استفاده مشرکان از مشیت خدا
مشرکان برای فرار از ایمان به توحید و نبوت به مشیت خدا احتجاج نمودهاند:
«وَ قالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ…»23 «آنان گفتند: اگر خداوند رحمان مى‏خواست ما آن ها را پرستش نمى‏كردیم!…»
و جهت فرار از انفاق به فقراء این گونه توجیه میکنند:
«وَ إِذا قیلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالَ الَّذینَ كَفَرُوا لِلَّذینَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَنْ لَوْ یشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ…»24 «و هنگامى كه به آنان گفته شود: از آن چه خدا به شما روزى كرده انفاق كنید!، كافران به مؤمنان مى‏گویند: “آیا ما كسى را اطعام كنیم كه اگر خدا مى‏خواست او را اطعام مى‏كرد؟! (پس خدا خواسته است او گرسنه باشد)”؛ شما فقط در گمراهى آشكارید!…»
و خیلی از آیات دیگر (أنعام/ 148، نحل/35 و فصلت/14) که بهانهی مشرکان را در برابر اعمال پوچشان به تصویر کشیده است.
در این آیات مشرکان بین مشیت تکوینی و تشریعی خلط کرده و مشیت تشریعی خدا را نادیده گرفتهاند؛ چرا که موارد مذکور در آیات، در حوزهی مشیت تشریعی خداوند است نه مشیت تکوینی؛ ولی کفار این موارد را از مشیت تکوینی خدا دانسته و خود را در عدم ایمان به توحید و نبوت و یا انفاق به زیر دستان، مقهور مشیت خدا دانستهاند. (طباطبائی، 1403: 91و92.)
2-3- 9- جمع بندی فصل
این که برخی از اندیشمندان، اراده را عین علم و یا حب دانستهاند دیدگاه صحیحی نیست زیرا بدیهی است که مفاهیم ذاتا با هم مغایرند البته اراده خداوند در مقام ذات و از جهت مصداقی عین علم و حب است و از نظر معنایی نزدیک به این دو است. به عبارت دیگر اگرچه مصداق اراده همان مصداق حب یا علم است اما نمیتوان معنای اراده را به حب یا علم برگرداند. بنابراین مفاهیم اراده، علم و حب تنها وحدت مصداقی دارند نه اتحاد مفهومی.
همچنین اگر اراده خداوند را عبارت از علم او به مصلحت در فعل بدانیم لازمه‏اش انکار یکی از صفات کمالیه اوست زیرا اراده را به علم فروکاسته‌ایم و پر واضح است که چنین تفسیری به انکار اراده در مقام ذات برمی‏گردد. علاوه بر این که با پذیرش این تفسیر، خداوند را فاعل بالاضطرار (مجبور)تلقی نموده‌ایم چرا که صفت اراده را از او نفی کرده‏ایم و اراده او را عبارت از علم  دانسته‏ایم . صحیح آن است که اراده الهی، همان اختیار ذاتی اوست که در اصل این معنا تفاوتی میان اراده انسان و اراده خداوند نیست. ولی اراده انسانی دارای ویژگی هایی است که جنبه نقص آن به شمار می‏رود و آن خصوصیت تدریج و حدوث است؛ از این جهت نمی‏توان اراده را با این اوصاف بر خدا حمل نمود، ولی  نقطه کمال اراده این است که رمز اختیار و نشانه تسلط فاعل بر فعل است؛ زیرا فاعل در سایه آن، فعل را با کمال اختیار وآزادی انجام می‏دهد و در گزینش خود مقهور نمی‏باشد؛ بنابراین در توصیف خدا به اراده باید به ویژگی کمال اراده، اکتفا کرد و آن این که خدا را فاعل مختار دانست که در سلطنت خود مقهورِ غیر نبوده و در اعمال قدرت مجبور نمی‏باشد.
همچنین در فصل سوم به شرح احوال عالم و دانشمند بزرگ شیعه و صاحب اولین مجموعۀ گسترده و منظم شیعه، ثقة الاسلام شیخ ابو جعفر، محمد بن یعقوب کُلینی خواهیم پرداخت.

فصل سوم:شرح احوال و زندگی نامه ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی

فصل سوم
شرح احوال و زندگی نامه
ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی

در شرح حال و زندگى کلینى مانند بسیارى از علماء و محدثین سلف نقاط مبهم و نامعلومى باقى است که کنجکاوى و تلاشهاى امروز هم نتیجه اى جز تکثیر وجوه و احتمالات ندارد. (مصطفویی، بی تا ، ص 6) ما براى این که این پژوهش خالى از این بهره نباشد، در این فصل به صورت کوتاه به شرح حال کلینی و چگونگی تدوین کتاب کافی می پردازیم.
مقدمه
چنان چه از تاریخ حدیث شیعه بر میآید اصحاب ائمه علیهم السلام تا دوران امام حسن عسکری علیه السلام کوشیدند میراث روایی اهل بیت علیهم السلام را در قالب اصول روایی ثبت و ضبط کنند، بدین ترتیب هرکس بنابرسلیقه ی خود و میزان حضور در جلسات ائمه علیهم السلام به ثبت پارهای از روایات اقدام کرد. اگرچه شماری از محدثان به جامع نویسی و تنظیم بخشهایی از این اصول روی آوردند، اما بخاطر دسترسی نداشتن به تمام اصول روایی و به خاطر درک تنها بخشی از دوران صدور روایات از ائمه علیهم السلام، و نیز توجه آنان به بخشی خاص از روایات نظیر احکام، کاری درخور و جامع ارایه

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره مشیت الهی، رسول خدا (ص)، امر بین الامرین، صراط مستقیم Next Entries تحقیق درباره امام صادق، جبر و اختیار، مذهب شیعه، صفات خداوند