تحقیق درباره مشیت الهی، جبر و اختیار، مذاهب اسلامی، فرق و مذاهب

دانلود پایان نامه ارشد

وَ أَمَرَ إِبْرَاهِيمَ أَنْ يَذْبَحَ إِسْحَاقَ وَ لَمْ يَشَأْ أَنْ يَذْبَحَهُ وَ لَوْ شَاءَ لَمَا غَلَبَتْ مَشِيئَةُ إِبْرَاهِيمَ مَشِيئَةَ اللَّهِ تَعَالَى‏. (کلینی،1407ق: ج1، ص150)
حضرت ابو الحسن (ع) فرمود: خدا را دو اراده و دو مشيت است. اراده حتم و اراده عزم (و مشيت حتم و مشيت عزم) خدا نهى مي كند و مي خواهد، امر مي كند و نمي خواهد، مگر نمى‏بينى كه او آدم و همسرش را نهى كرد كه از آن درخت نخورند ولى خوردن ايشان را خواست و اگر نمي خواست كه بخورند خواست آنها بر خواست خداى تعالى غلبه نمي كرد و حضرت ابراهيم را امر كرد كه اسحاق (و بقول مشهور اسماعيل) را سر ببرد ولى نخواست كه سر او را ببرد و اگر مي خواست، خواست ابراهيم بر خواست خداى تعالى غلبه نمي كرد.
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ شَاءَ وَ أَرَادَ وَ لَمْ يُحِبَّ وَ لَمْ يَرْضَ- شَاءَ أَنْ لَا يَكُونَ شَيْ‏ءٌ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَ أَرَادَ مِثْلَ ذَلِكَ وَ لَمْ يُحِبَّ أَنْ يُقَالَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ وَ لَمْ يَرْضَ‏ لِعِبادِهِ الْكُفْرَ. (کلینی،1407ق: ج1، ص150)
امام صادق (ع) فرمود: خدا خواسته و اراده كرده ولى دوست نداشته و نپسنديده، خواسته است كه چيزى نباشد مگر اين كه او بداند و همچنين هم اراده كرده و دوست نداشته كه او را سوم سه خدا گويند و كفر را براى بندگان خود نپسنديده است.
6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا ع‏ قَالَ اللَّهُ يَا ابْنَ آدَمَ بِمَشِيئَتِي كُنْتَ أَنْتَ الَّذِي تَشَاءُ لِنَفْسِكَ مَا تَشَاءُ وَ بِقُوَّتِي أَدَّيْتَ فَرَائِضِي وَ بِنِعْمَتِي قَوِيتَ عَلَى مَعْصِيَتِي جَعَلْتُكَ سَمِيعاً بَصِيراً قَوِيّاً ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ‏ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ‏ وَ ذَاكَ أَنِّي أَوْلَى بِحَسَنَاتِكَ مِنْكَ وَ أَنْتَ أَوْلَى بِسَيِّئَاتِكَ مِنِّي وَ ذَاكَ أَنَّنِي لَا أُسْأَلُ عَمَّا أَفْعَلُ‏ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ. (کلینی،1407ق: ج1، ص150)
امام رضا عليه السلام فرمود: خداى تعالى فرمايد: اى پسر آدم بخواست من است كه تو هر چه براى خود خواهى توانى خواست و به نيروى من است كه واجبات مرا انجام مي دهى و به نعمت من است كه بر نافرمانيم‏ توانا مي شوى، من ترا شنوا، بينا، توانا ساختم، هر نيكى كه بتو رسد از جانب خداست و هر بدى كه بتو رسد از خود تو است و اين براى آن است كه من به كارهاى نيك تو از خودت سزاوارترم و تو به كارهاى زشتت از من سزاوار ترى و علت اين آن است كه من از آن چه مي كنم بازخواست نشوم ولى مردم بازخواست شوند.

فصل پنجم
تجزیه و تحلیل پژوهش واستنباط ونتیجه گیری

مقدمه
مشیت و اراده از مسائل بنیادین در مجموعه باورهای پیش روی انسان بوده و هست. و گروه های مختلف فکری در این موضوع به ارائه دیدگاه پرداخته و هر یک به سوالات حساس مطرح در این حوزه به فراخور دستگاه معرفتی خویش پاسخ داده اند. در این فصل اراده و مشیت، نسبت به خدا و انسان بررسی می شود. هر چند این مسئله دارای تنیدگی در نتایج است. در مورد پروردگار، از خدا باوران کسی در این مسئله شک ندارد که اراده از صفات الهی و مرید از اسماء خداوند است. تفاوت آراء و دیدگاه ها در حقیقت و چیستی اراده الهی پدیدار شده است. (فخر رازی، 1989، ج 1، ص 207؛ سبحانی، 1412، ج 1، ص 165) اما اثبات اصل این مسئله در مورد انسان با پرسشها و ابهاماتی روبرو شده است.
در یک تقسیم بندی شایع، صفات الهی به صفات ذات و فعل تقسیم می شود. اینکه اراده خدا جزء صفات فعل است یا ذات، دو گونه پاسخ یافته است. جهت تفاوت آراء در این زمینه به معیار این تقسیم بندی و تعریف از اراده بازگشت دارد. برخی در تبیین اراده، آن را با علم یکسان می دانند و از آنرو که علم عین ذات حق است، اراده را نیز از صفات ذات بر می شمارند. در برابر، شماری از متکلمین بویژه محدثین کلامی شیعه، اراده را در گروه صفات فعل جای داده اند. از این رو لازم است به جایگاه اراده و مشیت در قرآن به عنوان خاستگاه جوشش معارف اسلامی توجه شود و پس از آن اشاره به آراء و دیدگاه های مطرح در این مسئله از فرق و مذاهب اسلامی، به گستره معارف حدیثی در نوع نگاه محدثین صاحب نظر و سپس دیدگاه ثقه الاسلام کلینی در کتاب کافی پرداخته شود.
5-1- اراده و مشیت از نگاه متکلمین اسلامی
با یک نگاه کلی، در قرآن کریم واژه های «مشیت، اراده، مرید» در مورد خداوند به کار نرفته است، ولی در آیات بسیاری واژه های «شاءالله، یشاء الله، اراد الله، اردنا، یرید الله، نرید، را می توان مشاهده نمود. با توجه به این افعال، صفت«مشیت و اراده» و اسم «شائی و مرید» انتزاع و به عنوان صفات و اسماء الهی به کار رفته اند. در قرآن اراده به خدا فراگیر و گسترده بیان شده است. از آنجا که اراده در قرآن درمورد جماد به کار رفته است (کهف/ 77) برخی اراده را دو گونه تصویر نموده اند، گاه با قوه تسخیری و حسی و گاه با قوه اختیاری. (راغب، 1412: 371)برخی نیز اراده درمورد جماد را، مجاز دانسته (ابن منظور، 1414، ج 3: 189) .
با توجه به ریشه قرآنی داشتن مسئله اراده و مشیت، متکلمین با پذیرش آن، به تبیینی مناسب با منظور فکری دستگاه عقیدتی خویش اهتمام نموده اند و با توجه به اینکه خداوند ثابت و لایتغیر است و اراده در بشر توأم با بررسی و تغییر است و نمی توان دگرگونی را به خدا نسبت داد، این سوال پیش روی آنها قرار گرفت که نسبت دادن اراده به خدا و مرید دانستن خداوند به چه معنا است؟ برخی در پاسخ، اراده الهی را حکم و دستور خدا تعریف نموده اند. برخی اراده را همان علم دانسته و برخی دیگر در تبیین، اراده را به دو گونه اراده ذاتیه و اراده ای که از صفات فعل است تقسیم نموده و مقصود روایات را گونه دوم آن دسته دانسته اند. با مروری بر تبیین و تعریف های مطرح در مسئله مشیت و اراده، در مکاتب بزرگ اهل سنت یعنی اهل حدیث، معتزله و اشاعره (همزمان با دوره ثقه الاسلام کلینی) می توان علاوه بر آگاهی یافتن از فضای فکری آن دوره، نقاط مورد اختلاف در این مسئله را نمایان نمود و تطور احتمالی در نگاه اراده الهی از نظر کلینی را پیگیری نمود.
5-1-1- اهل حدیث
از نگاه اصحاب حدیث، اسماء الهی بر خلاف دیدگاه معتزله و خوارج، غیر از خدا نیستند. بنابراین دیدگاه هیچ خیر و شری در جهان رخ نمی دهد که مورد مشیت الهی نباشد، همه اشیاء به مشیت الهی است، همچنان که خدا می فرماید: «و ما تشائون الا ان یشاء الله». بنابراین خالق خلق می نماید و بندگان قدرت بر خلق چیزی را ندارند. (اشعری، 1980: 290 و 291) اصحاب حدیث معتقدند خدا امر به شر نکرده بلکه از آن نهی نموده و راضی به آن نسیت، هر چند مرید آن می باشد. (همان: 249) در نگاه اهل حدیث تنها خاستگاه و کانون اراده و مشیت در خداوند خلاصه می شود. در این دوره تبیینی از اراده و مشیت از اهل حدیث دیده نمی شود و این مسئله بیشتر با عنوان جبر و اختیار پیوند یافته است.
5-1-2- معتزله
معتزله نام گروهی از متکلمان به پیشوائی و اصل بن عطا است، که از مجلس درس حسن بصری کناره گیری و دارای فراز و فرودهای فراوان در قرن اول تا چهارم می باشنداین گروه تاثیر بسزایی در روش و گونه بیان معارف در جهان اسلامی داشته اند. (برنجکار، 1385: 112 و اله بداشتی، 1386: ص24) معتزله در ابواب گوناگون کلامی دارای دیدگاه می باشند، با توجه به اهمیت این مکتب، به دیدگاه برخی از اندیشمندان معتزله در مسئله اشاره می رود. از سخن نظام در چیستی اراده الهی، به دست می آید اراده هم رتبه علم است، زیرا اراده به سهو و غفلت نداشتن خدا در افعالش تعریف شده است. (قاضی عبدالجبار، 1422: 292) در این بیان به صفت اراده به گونه ثبوتی نگریسته نشده است. ابوالقاسم بلخی از معتزلیان مشهور بغداد و شاگرد ابوالحسین خیاط، که به کعبی شهرت یافته است (بجنوردی و دیگران، 1379: ج 6، ش 2475) مرید بودن خدا نسبت به افعال خویش را ، به معنای ایجاد کننده (موجد) آن می داند. کعبی بر این دیدگاه است که اراده خدا صفتی قائم بذاتش نیست و خدا مرید لذاته نیست و اراده اش حادث نیست، بلکه باید گفت وقتی بر خدا مرید بودن اطلاق می شود، معنای آن این است که او عالم و قادر است و کاره نمی باشد. آنگاه که گفته شود خدا مرید افعالش است یعنی او خالق آن فعل است مطابق بر علمش.وقتی گفته می شود خدا مرید افعال بندگانش است مقصود این است که او آمر به آن افعال و راضی به آن است. (شهرستانی، 1364: 89) بلخی وجود اراده و عزیمت درانسان را نشانی از ضعف علم او بیان می کند و از آن جا که خداوند، دانا به غیب است و از هر حادثه و واقعه با صورت و وقت و قدرت منوط به آن آگاه است، احتیاج به عزیمت و قصد جداگانه ای ندارد. (بجنوردی ودیگران،1379: ج 6، ش 2475) با این حال کلینی می نویسد، جمهور معتزله بصره معتقدند، اراده صفتی زائد بر عالم بودن خداوند متعال است. (فخر رازی، 1986، ج 1: 208)
نکته عبارات معتزله، تفاوت نهادن میان اراده الهی نسبت به افعال انسان و فعل خود اوست. اراده الهی نسبت به فعل دیگری، امر و نهی به آن فعل تبیین شده است. تلاش معتزله معطوف به راه یابی برای چگونگی نسبت یافتن افعال عباد به اراده الهی است، زیرا از سوئی باورمند به وسعت و حد نداشتن اراده الهی هستند و از سوئی نسبت دادن فعل قبیح بندگان را به ساحت الهی نادرست می دانند و بر مسئله عدل الهی تاکید می نمایند . این دو امر، و سوال از اینکه آیا اراده الهی شامل طاعات، معاصی و دیگر امور حادث می شود و این مسئله که در صورت حادث بودن اراده، خود آن نیز نیازمند اراده ای دیگر تا بی نهایت است سبب شده که گاه اراده را ایجاب کننده مراد خویش ندانند و امکان تراخی میان اراده و مراد و یا پیوند اراده به علم ذاتی خدا مطرح شود. ازاین رو نظام و گروهی با تخصیص گفته اند، اراده ای که مراد آن بلافاصله پس از آن به وجود می آید، ایجاب کننده مراد خویش است (اشعری: 415،ص660) اب

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره امام صادق، جبر و اختیار، مذهب شیعه، صفات خداوند Next Entries منابع تحقیق با موضوع معاملات بورس، بازار سرمایه، بورس اوراق بهادار، حقوق رقابت