تحقیق درباره مزیت رقابتی، حمل و نقل، بازاریابی، مزیت رقابتی پایدار

دانلود پایان نامه ارشد

, Stephane. 2003), (Christensen, 2007)
عوامل تولید: منظور از عومل تولید کیفیت و کمیت عواملی می باشد که در تولید تون ماهی در کشور نقش اساسی دارند. برای بررسی عملیاتی این عامل در تحقیق متغیرهای زیر مورد بررسی قرار گرفتند:
كيفيت مواد اوليه، قيمت مواد اوليه،تكنولوژي پيشرفته و ماشين آلات،تسهيلات ارزان بانكي،دسترسي به نيروي انساني ارزان

سیاستهای دولت : منظوربررسی نقش تقویت کننده و یا تضعیف کننده دولت در بهبود وضعیت صنعت و صادرات آن می باشد متغیرهای مورد بررسی دراین خصوص عبارتند از:
خصوصي سازي صنعت تون ماهی، سياستهاي تشويقي صادرات ،سیاست های دولت درتوسعه تجارت الکترونیک ،برگزاری نمايشگاههاي تخصصي
شرایط توزیع : به نقش بهبود دهنده و يا تضعيف كننده عوامل و امكانات توزيع و حمل و نقل در توسعه صنعت و صادرات تون ماهی اشاره دارد. متغیرهای مورد بررسی دراین خصوص عبارتند از:
کیفیت ناوگان حمل و نقل دریایی و زمینی،هزینه حمل و نقل،بسته بندی،تبلیغات

عوامل مدیریتی: این عوامل به چگونگی سازماندهی و مدیریت شرکتهادر صنعت تون ماهی اشاره دارد و شامل موارد زیر است:
تمایل مدیران به حضور در بازارهای جهانی ،توجه به واحدهای تحقیق و توسعه ،کیفیت روابط شرکتهای مرتبط در صنعت ،توجه به فعالیتهای بازاریابی بین المللی

مقدمه
محدود بودن منابع نفتی کشور و لزوم رفع وابستگی اقتصاد کشور از صنعت نفت و صنایع وابسته امری است که مورد توجه محققان زیادی قرار گرفته است. در این راستا این تحقیق به بررسی زمینه های افزایش درآمد حاصل از صادرات غیر نفتی با توجه به رفع موانع صادراتی محصول تون ماهی بعنوان یکی از اقلام صادراتی می پردازد.به همین جهت موانع صادرات این محصول از اهداف مشخص این تحقیق مي باشد. در این فصل به مرور ادبیات در اين زمينه می پردازیم. این فصل شامل دو بخش است. دربخش اول مروری بر مفاهیم موانع صادرات و مزیت رقابتی خواهد شد و موانع صادراتی ارائه شده توسط محققان مورد بررسي قرار خواهد گرفت. همچنین مدلهای مزیت رقابتی پورتر و الماس ملی و مدل استنتون و دیگر مدلها در این بخش مورد بحث قرار می گیرد. در بخش دوم مروری بر محصول تون ماهی، روش تولید و ارقام و آمارهای مربوط به تولید ، تقاضا ، عرضه و صادرات آن ارائه شده است.
بخش اول –موانع صادراتي و مزيت رقابتي

مروري بر نظرات محققان در مورد موانع صادراتي

اگرچه اهميت حضور در بازارهاي بين المللي و فعاليت صادراتي بعنوان موتور محرك اقتصاد كشورها آشكار شده است، ولي واقعيت آن است كه بسياري از كشورها عليرغم داشتن پتانسيلهاي مناسب نتوانسته اند در حيطه صادرات عملكرد مناسبي داشته باشند . شناسايي موانع صادراتي و ارائه راهكار مناسب براي آنها موضوع مورد پژوهش محققان در اين حيطه بوده است .
بيلكي و تزار در اين حيطه تحقيقي انجام دادند و با توجه به ديدگاه صادرکنندگان مسائل ذيل را عمده ترين موانع صادرات دانسته اند:
1- مشخص نبودن استانداردهای محصول در خارج
توليدكنندگان، كالا و محصولات خود را برمبناي نيازهاي بازار ملي خود توليد و به بازار روانه مي كنند و چون خود را در محيط بسته بازار داخلي محصور مي بينند و از استانداردهاي محصول مورد نظر در خارج بي اطلاعند و يا تصور مي كنند كه مقتضيات بازار خارجي همانند بازار داخلي است، همان محصول را جهت صادرات روانه بازار خارجي مي كنند و به ايجاد تعديل در محصول صادراتي خود جهت جذب مشتريان خارجي توجهي ندارند. عدم آگاهي از ويژگيهاي كيفي مطلوب و لازم محصول در بازار خارجي نهايتا به ارائه محصولي ناكارا و بي مشتري خواهد انجاميد.
2- دريافت درآمد فروش از مشتریان خارجی :
مبادلات تجاري در سطح داخل كشور به مراتب ساده تر و مطمئن تر از مبادلات بازرگاني خارجي است. بخاطر عواملي از قبيل فاصله جغرافيايي ،تفاوت قوانين حقوقي و تجاري كشورها ،عدم آگاهي كافي شركتهاي صادركننده از پيشينه و حسن شهرت خريداران ،فرآيندهاي پيچيده بانكي و …دريافت درآمد ناشي از فروش كالا به مشتريان خارجي با مشكلاتي همراه مي باشد .
3- نداشتن نمایندگی های فعال در خارج از كشور
نمايندگي ها بعنوان عوامل ايجاد ارتباطات شركت با مشتريان خارجي نقش مهمي ايفا مي كنند .نمايندگي براي مشتري خارجي به منزله خود شركت است و آنها اطلاعات بسيار ارزشمند و مورد نياز از مشتري را به شركت ارائه مي دهند .ضمنا نمايندگي ها مسئول انجام خدمات ويژه به مشتريان و بسياري از فعاليتهاي ترفيعي و تبليغي هستند .نداشتن نمايندگي هاي فعال در بازار خارجي موجب عدم امكان برقراري ارتباطات مناسب و آگاهي از بازار و مشتريان است .
بيلكي و تزار مجموعه عوامل فوق را به عنوان عمده ترين مشكلات بر سر راه صادر كنندگان مطرح نموده اند . Bilkey and tesar, 1971))
در پژوهش ديگري توسط الكساندريس موانع عمده بر سر راه صادرات تحت 4 عنوان زير خلاصه شد:
1-وجود رقابت شدید خارجی
2-فقدان دانش و اطلاعات کافی در مورد صادرات
3-درک ناکافی از رویه های پرداخت صادراتی
4-مشکلات مربوط به یافتن بازارهای صادراتی ((Alexondirdes,1971
در مقابل تحقيقات قبلي كه عمدتا بر مبناي شناسايي موانع صادرات از طريق تفحص از صادر كنندگان بود، بعضی از محققين ایراد گرفته اند و متذكر شده اند كه بايد ديدگاه بعضی از شركتهايي که صادر کننده نیستند نيز مورد توجه قرار گيرد، شناسايي موانع صرفا با اتكا به نظريات صادركنندگان بالفعل كافي نيست. اهميت اين موضوع به اين دليل است كه دولت براي حل موانع صادرات باید سیاست های مختلفی را براي هر دو گروه پیش بگیرد و سياستهاي حمايتي دولت از دو گروه صادركنندگان و غير صادركنندگان متفاوت است. شرکتها و سازمان ها برای ورود به صادرات مراحل ويژه اي را طی می کنندكه دولت باید در هر کدام برنامه ريزي خاصي را مطرح سازد.
ياپارك در سال2005 با بررسي شركتهاي غير صادركننده موانع صادرات آنها به شرح زير مي داند:
1 -کمبود اطلاعات درباره صادرات
2-تماسهای محدود با بازارهای خارجی
3-مسائل و مشکلات فردی ( اعتقاد نداشتن به صادرات) (Yaprak”,2005)

چيونگ و چانگ با انجام تحقيقي در سال 1998 موانع غير صادركنندگان را به شرح زير مي دانند:
1-عدم تامين نیازهای اطلاعاتی شركتها
2-عدم موفقيت در برقراري تماس های خارجی
3-عدم تنظيم خط مشی های مدیریتی مناسب Chong,1998) , Cheong and (
كديا و شوكار در سال 2006 عمده ترين موانع صادرات شركتهاي غير صادركننده را شامل موارد زير دانسته اند:
1-فقدان دانش و اطلاعات کافی در مورد بازارهای خارجی
2-رویه های صادارتی پيچيده
3- ريسك موجود در تجارت خارجی ((Kedia, and Chhokar, 2006
در پژوهش ديگري كه توسط گروت و کیرشوف در سال 2001 تحت عنوان تجزيه تحليل موانع صادراتي شركتهاي كوچك انجام گرفته است، 5 عامل زير به عنوان موانع اصلي صادرات مطرح نموده است:
1- مسائل مربوط با سیاستهای دولت
2- پیچیدگی فنی یا رویه ای
3-تفاوت های زمینه ای
4- محدوديت هاي استراتژيك
5- رقابت موجود در شركتهاي داخلي (Grote and etal, 2001)
ويلسون در سال 2002عمده ترين مشكلات شركتهاي صادر كننده را در ناتوانی شرکتها در دستیابی به قیمتهای رقابتی و هزینه های بالای حمل و نقل معرفي مي كنند .) (Wilson,2002
شرينگهوس و راجسون موانع صادراتي را در دسته بندي كلي عملياتي ،اطلاعاتي،انگيزشي و دانشي قرار داده و شركتهاي غير صادركننده را نيز به 4 دسته زير تقسيم مي نمايند:
1-شركتهاي بي تفاوت
2-شركتهاي ضعيف ( از نظر توان رقابتي )
3-شركتهاي با گرايش فعاليت داخلي
4-كسب و كار هاي كوچك (Musonda et al,2001)
كريستنز و سنتنر در سال 1987 مهمترين موانع صادراتي صادركنندگان را شامل موارد ذيل مي دانند:
1-نداشتن نیروهای متخصص
2-مشکلات مربوط به حمایت های فنی ، خدماتی پس از فروش ، دانش کم در مورد بازار جهانی
3-مقررات سخت در مورد صادرات ، بالا بودن هزینه تأمین مالی
4-قوانین و مقررات در بازار بین المللی و شدت رقابت در بازار خارجی نوسانات نرخ ارز
(christensn ,1987)
دايت و كولماير عوامل اثر گذار بر صادرات را به موارد زير تقسيم مي كنند:
1-متغیرهای محیطی (شامل فاصله جغرافيايي،زيربناي اقتصادي،دولت)
2-متغییرهای مربوط به شرکت (شامل ويژگيهاي مديريتي و ارتباطات و فعاليتهاي بازاريابي)
3-استراتژي شركت(شامل استراتژي محصول ،استراتژي قيمت ،استراتژي كانال توزيع) (Dicht,2005)
در تحقيق ديگري باركر و كينادر سال 1992 عوامل موثر بر عملكرد صادراتي را به شرح زير تقسيم بندي كرده اند :
الف- عوامل ملموس (شامل :شرايط كانال توزيع ،محصول،برخورد با مشتري،تحقيق و توسعه،تكنولوژي ، مالي)
ب- عوامل نا ملموس( شامل: مسائل نگرشي (مانندتعهد مديريت)، مهارتي(مانند مهارتهاي ارتباطي و مهارتهاي بازاريابي و عوامل دانشي (از قبيل دانش تخصصي در بازاريابي بين المللي)) (Barker et al,1992)
موارد مطرح شده فوق بر مبناي تحقيقات و نظرات محققان در مورد موانع پيش روي صادركنندگان بالفعل و بالقوه در زمينه انجام فعاليت صادراتي مي باشد و از آنجاكه موضوع اين پژوهش بررسي موانع صادرات كنسرو تن ماهي كشورمان مي باشد ، اشاره اي به سابقه تحقيقات انجام گرفته در سطح جهان در مورد مفهوم موانع صادراتي ضروري بنظر رسيد؛ اما لازم به ذكر است كه هر تحقيقي بر اساس موقعيت مكاني و نوع كالاي صادراتي و شرايط محيطي خاص خود انجام مي گيرد و صنايع مختلف در كشورهاي متفاوت هر كدام با موانع و مسائل جداگانه اي براي توسعه صادراتي خود مواجه مي باشند.
بعد از بررسي تحقيقات در مورد موانع صادراتي ، اين مساله مطرح مي شود كه اصولا بر چه مبنايي كشورها در زمينه تجارت بين المللي به موفقيت جهاني دست پيدا مي كنند و چگونه يك كشور مي تواند در قياس با ديگران به نوعي مزيت رقابتي دست يابد ؟چه عواملي در ايجاد و حفظ اين مزيت رقابتي موثر است تايك كشور بتواند با تقويت آنها ،فضايي مناسب براي رشد صنايع خاصي را در بستر خود فراهم سازد.در اين ارتباط به نظريات مختلفي كه در اين باره ارائه شده است مي پردازيم.
حضور رقابتی پایدار
شرکتها و کشورها در جهان امروز به اهمیت توجه به بازارهای جهانی و تلاش جهت حضور موفق در آن ها پی برده اند. حال دیگر موسسات بزرگ تولیدی وخدماتی به افقی فراتر از مرزهای داخلی برای بسط و توسعه امور تجاری خویش می نگرند .در این راستا دغدغه بزرگ سازمانها و کشورهای فعال در بازار جهانی چگونگی دستیابی به یک حضور پایدار در این عرصه رقابتی است .چرا که رقابت در عرصه جهانی بسیار چالشی و تنگاتنگ است و رقبا از کوچکترین نقاط ضعف حریف در جهت تامین اهدافشان بهره می گیرند.در حیطه حضور رقابتی پایدار در بازار تحقیقات مختلفی از جانب صاحبنظران انجام گرفته که در ذیل به عمده ترین آنها اشاره می شود.
مفهوم مزیت رقابتی پایدار1
بايد در نظر داشت كه مبنای اصلی موفقیت یک شرکت دستیابی به یک مزیت رقابتی پایدار و حفظ آن است. در واقع، درک اینکه چه منابعی و یا کدام رفتارهای شرکت منجر به مزیت رقابتی می شود موضوع اصلی در استراتژی بازاریابی می باشد. ( 2004، Kurien)
مزیت رقابتی زمانی پایدار خواهد بود که دیگر شرکت ها قادر نباشند مزیت های این استراتژی را تقلید کنند.(2006 ، Ponte )
یک مزیت رقابتی می تواند نتیجه به کارگیری یک استراتژی ایجاد ارزش باشد که به طور همزمان توسط رقبای فعلی یا بالقوه مورد استفاده قرار نگیرد و یا نتیجه به کارگیری همان استراتژی به شیوه ای بهتر از سایر رقبا باشد. (2006، Rudloff)
اولین مباحث مربوط به مزیت رقابتی توسط آلدرسون در سال 1937 مطرح شد و جنبه اصلی سازگاری رقابتی را تخصصی کردن عرضه کنندگان برای پاسخگویی به تقاضای خریدار دانست. بعدها، آلدرسون در سال 1965 جزء اولین کسانی بود که بیان کرد شرکت ها باید به دنبال ویژگی های منحصر به فردی باشند که بتوانند آنها را در نظر مشتری از دیگر رقبا متمایز سازد. این دیدگاه بیان می کرد که مزیت متفاوت ممکن است از

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره توسعه صادرات، موانع توسعه صادرات، موانع توسعه، جامعه آماری Next Entries تحقیق درباره مزیت رقابتی، صنایع وابسته، نیروی انسانی، مزیت رقابتی پایدار