تحقیق درباره غیاث الدین، لیلی و مجنون، شرف الدین رامی، خوارزمشاهیان

دانلود پایان نامه ارشد

رحمتیم ز ابر احسان تو ما را چشم باران عطاست
یا ابا عبدالله از لطف تو حاجات همه چون روا شد حاجت ما گر برآید هم رواست
همچنین بهمظلومیت علی(ع) و فاطمه(س) اشاره کرده و به غصب خلافت و باغ فدک تصریح می نماید:
خطّه ی بغداد جز در سایه ی اقبالشان چون خلافت بی علی بودست و بی زهرا فدک
با توجه به ابیاتی که ذکر شد و ابیات بسیار دیگری که در دیوان شاعر موجود است، می توان دریافت که مذهب وی تشیع بوده است. در تمام دیوان تنها چند بار نامی از خلفا به میان آورده است، بی آن که در مورد آن ها سخن بپردازد:
استاد مرحوم رشید یاسمی در این مورد می نویسد:
«چنانکه می نماید در اوایل عمر شیعه ی متعصبی بوده است و هر قدر سن او پیش می رفت بهتر وارد اختلاف دو مذهب می شد و ادلّه ی طرفین را ملاحظه می نمود. غالباً در این باب فکر می کرده است و از مطّلعین می پرسیده است. این خیال او را مشغول کرده بود که یک شب خواب رسول اکرم(ص) را می بیند و از خواب برمی خیزد:
لؤلؤ لعل همی سفت و لیکن نشنود صدف گوش من آن لؤلؤ عمّانی را
فردای آن روز قضیه خواب را در قطعه ای منظوم ساخت و چون از فرمایش و تبسم پیغمبر چیزی دستگیرش نشد، این بار به درگاه باری تعالی توسّل جسته و کشف حقیقت را از وی مسألت می نماید:
یارب امّید چنان است که بر ما ز کرم آشکارا کنی این حالت پنهانی را
از این قرار تردید او مرتفع نشد و در آخر عمر ظاهراً جمع هر دو کرده و طریقتی شبیه به عرفای اهل تسنّن اختیار کرده است…»(یاسمی، 1390: 86-69)
3-3- ممدوحان سلمان
ظهور و درخشش سلمان در شعر و شهرت عمده ی وی در این فنّ، پس از کسب مقدمات علوم و آموختن آداب دیوانی و علم سیاق، در اواخر عهد ایلخانیان و به هنگام وزارت غیاث الدین محمد(متوفی 736 هـ.ق.) بوده است. سلمان در آغاز کار خود، این وزیر ادب پرور را چندبار ستود و قصیده ی مصنوع خود، موسوم به «بدایع الاسحار» را در ستایش آن وزیر ساخت. وی شاعری را با امارت شیخ حسن جلایر ایلکانی که استقلال وی از سال 740 به بعد بوده، آغاز نکرده است بلکه چندگاهی از دوره ی جوانی، در اوایل عهد شاعری خود را در خدمت غیاث الدین محمد وزیر گذرانید و او را ستود و بعد از آن نیز در ایامی که شیخ حسن ایلکانی به نام حمایت از سلطنت محمد خان از نبیره زادگان هلاکو کار خود را آغاز می کرد، سلمان به ستایش وزیر محمد خان، یعنی خواجه شمس الدین محمد زکریا دختر زاده ی خواجه رشیدالدین فضل الله پرداخت و چند قصیده در مدح او ساخت. همچنین دلشاد خاتون را که به همسری شیخ حسن درآمد، مدح کرده و این ستایشگری را تا پایان سال حیات آن زن ادامه داده است. سلمان در موکب شیخ حسن و همسرش به بغداد رفت و در آنجا سکونت کرد. دوران واقعی شهرت و رواج کار سلمان در همین شهر بوده است. وی در بغداد سمتی نظیر مالک الشعرایی دربار ایلکانی داشته و به ستایشگری شیخ حسن، دلشاد خاتون و فرزندان آنها اشتغال داشته است. دلشاد خاتون که مرگ او پیش از سال 755 اتفاق افتاده، نسبت به سلمان توجه خاص مبذول می داشت و به همین سبب سلمان در ستایش او قصیده های متعددی ساخت و حتّی در بسیاری از قصاید که در مدح شیخ حسن ساخته، آن خاتون را نیز ستوده است.
به طور کلی ممدوحان سلمان ساوجی را می توان به قرار زیر نام برد:
1- «خواجه غیاث الدین محمد وزیر؛ سلمان تا روز به هم خوردن اساس سلطنتی اولاد هلاکو در ملازمت این وزیر به سر می برده و قصیده ی معروف«صرح ممرّد» را برای او ساخته است.
2- شیخ حسن ایلکانی همسر دلشاد خاتون
3- دلشاد خاتون زن شیخ حسن
4- فرزندان دلشاد خاتون : میر قاسم، شیخ زاهد
5- وزرای شیخ حسن و سلطان اویس» (همان، 1390: 21-18)
سلمان تا پایان حیات اویس و هنگام مرگ او و پس از آن چندی در عهد سلطان حسین ملازم درگاه بود و پادشاهان ایلکانی علی رغم اجابت همه ی درخواست های مالی سلمان، از صدور اجازه ی عزلت و کناره گیری او از دربار امتناع ورزیده بودند و به همین سبب ظاهراً وی از لذت انزوا و گوشه گیری بهره ای نگرفت؛ زیرا چنانکه از اشعار او بر می آید، هنگام مرگ سلطان اویس سال 776 هـ.ق. در تبریز به سر می برده است و همچنین در دوران سلطان حسین و تسلط چند ماهه ی شاه شجاع بر تبریز و بازگشت سلطان حسین بدانجا در آن شهر بوده و بدین ترتیب توقف و اقامت وی در درگاه سلطنتی در سال های مذکور بر دوام بوده است. سلمان در غیبت سطان حسن از تبریز و استیلای شاه شجاع بر آن شهر، پادشاه مظفری را مدح می گفته است؛ بنابراین در دوران بازگشت پادشاه جلایری به تبریز، مغضوب سلطان واقع شد و گویا اعتذار او مفید نیفتاد و او آخرین سال حیات خود را در نوعی انزوای اضطراری و تهیدستی گذراند و در نماز شام دوشنبه 12 ماه صفر سال 778 هجری بدرود حیات گفت. (صفا، 1371: 1010-1005)
3-4- آثار سلمان ساوجی
«سلمان ساوجی علاوه بر دیوان شعری، دو مثنوی به نام های «جمشید و خورشید» و «فراقنامه» دارد. جمشید و خورشید به بحر هزج مسدس مقصور یا محذوف و در موضوع عشق جمشید پسر فغفور چین با خورشید دختر قیصر روم به سال 753 هـ.ق. ساخته شده است و داستان آن ابداعیست، امّا «فراقنامه» مشتمل بر هزار بیت به بحر متقارب مثمن مقصور یا محذوف در ذکر محبت و فراق سلطان اویس و بیرامشاه فرزند خواجه مرجان و مرگ او در گیلان به سال 769 هـ.ق. است. در پایان این منظومه شاعر یادی از جدایی ها در سرگذشت های عاشقانه ای از قبیل لیلی و مجنون و وامق و عذرا و شیرین و فرهاد کرده و سلطان اویس را از این راه تسلی داده است.»(صفا، 1370: 209)
3-5- اوضاع سیاسی و اجتماعی عصر سلمان ساوجی
پس از گذشت حمله ی بنیان کن و سیل آسای مغول و کشتارهای بی امان و قتل عام های پی در پی که به انقراض دولت خوارزمشاهیان در سال 628 هجری انجامید یک دوره حکومت ملوک الطوایفی در ایران آغاز شد. پس از فتح بغداد به دست هلاکو، حکومت، میان خانواده ها و خاندان های مختلف مغولی تقسیم گردید.
سرداران بانفوذ ابوسعید و بعضی امارت جویان دیگر از هر گوشه ای سر برآوردند و چندی به بهانه ی حمایت از خان زاده های مغول و بعد هم رسماً به عنوان تصرّف و تسلّط بر نواحی مختلف، دعوای امارت کردند و از این راه حکومت های معروف آل جلایر، امرای چوپانی، آل مظفّر، آل اینجو، امرای طغا، تیموری، امرای سربداری و امثال آنها به وجود آمدند. سلسله های دیگر هم که مقارن با حمله ی مغول وجود داشتند یا در دوره ی حکومت ایلخانان پدید آمدند و با قبول ایلی، باقی مانده بودند، مانند سلغریان، ملوک شبانکاره ی فارس، اتابکان یزد، اتابکان لرستان، قراختائیان کرمان، آل کرت هرات، ملوک طبرستان، بعضی در دوره ی ایلخانان منقرض شدند و بعضی پس از سقوط ایلخانی به حکومت خود ادامه دادند. دوره ی قدرت این امارت ها چندان طولانی نبود و بخش اعظم دوران تسلّط آنها در زد و خورد با امرای دیگر می گذشت و در مجموع، این حکومت ها از عوامل انحطاط مدنی ایران شمرده می شدند و در دوره ی قدرت خود تنها فرصت دخالت در امور عمرانی، علمی و ادبی را داشتند.
از میان این امارتها آن چه که مربوط به زندگی و آثار و اشعار سلمان ساوجی است، حکومت آل جلایر و آل مظفّر است.
ایلکانیان یا آل جلایر دسته ای از ملوک طوایف ایرانند که بعد از ضعف حکومت ایلخانی در ایران و عراق به حکومت رسیدند. اینان اولاد امیر حسین گورکان پسر آقبولای جلایرند که دختر ارغوان را به زنی گرفته و با ایلخانان خویشی یافته بودند. پس از او امیر شیخ حسن، داماد چوپان، سردار بزرگ سلطان ابوسعید شده بود، لیکن ابوسعید طمع در زن او «بغداد خاتون» بست و همین امر مقدمه ی اختلاف ابوسعید و امیر حسین جلایر گردید چنانکه مدتی در حبس می گذرانید. بعد از مرگ شیخ حسن یکی از نوادگان هولاکو به نام محمد خان نامزد ایلخانی گردید و به آذربایجان تاخت و در سال مرگ «ابوسعید» تبریز را تصرّف کرد و محمد خان را رسماً به ایلخانی نشاند و آذربایجان و عراق را مسخر نمود. ولی بعداً میان او و امیر شیخ حسن چوپانی معروف به «شیخ حسن کوچک» و بعضی امرای دیگر مغول منازعاتی درگرفت. سرانجام به عراق عرب استیلا یافت و از سال 740 هجری حکومت مستقلی در بغداد ایجاد کرد. بعد از او پسرش سلطان اویس، آذربایجان و ری و برخی از نواحی عراق عجم را نیز بر متصرفات خود افزود ولی بعد از او اختلاف و ضعف در حکومت ایلکانیان راه یافت و سرانجام باقی مانده ی خاندان، به دست خاندان تیموری در سال 827 هجری از بین رفت. اهمیت ایلکانیان بیشتر در آن بود که همواره شاعران بزرگی در دستگاه خود داشته و آنان را مورد تشویق قرار داده اند. از میان آنان سلطان اویس به سبب شاگردی در نزد سلمان ساوجی خود در زمره ی ادبا و از طرفداران بزرگ اهل ادب و علم بوده است. غیر از سلمان، شعرای بزرگی همچون عبید زاکانی، خواجه محمد عصّار، شرف الدین رامی، حافظ شیرازی و ابن نصوح شیرازی در دربار ایلکانیان راه داشته اند.(صفا، 1371: 28-19)
خاندان جلایر 86 سال سلطنت کردند و چهار تن از آنها فرمانروایی داشتند. اولین فرمانروای این سلسله، شیخ حسن ایلکانی بود.(نعمانی، 1373: 164-150)
«امیر شیخ حسن بزرگ ایلکانی، مؤسّس سلسله ی آل جلایر در سال 757 هجری در بغداد مرده است و پسر او سلطان اویس در ماه رجب همین سال، به جای پدر بر سریر سلطنت نشست. چنان که سلمان ساوجی در تهنیت او می گوید:
مبشران سعادت بر این بلند رواق همی کنند ندا در ممالک آفاق
که سال هفتصد و پنجاه و هفت ماه رجب به اتفاق خلایق به یاری خلاق
نشست خسرو روی زمین به استحقاق فراز تخت سلاطین به دار ملک عراق
خدایگان سلاطین عهد شیخ اویس پناه و پشت ملوک جهان علی الاطلاق»
(غنی، 1383: 162-161)
3-6- اهمیت سلمان در میان شاعران هم عصر
در مقام و اهمیت سلمان ساوجی باید گفت که او عنوان شاعر برتر را در میان شاعران بلند آوازه‌‌ی قرن هشتم هجری یدک می کشد و با شاعرانی چون: حافظ، محمد شبستری، کمال خجندی، عبید زاکانی و… در یک دوره می زیست. سلمان ساوجی با استفاده از معانی ظریف و مضامین و تصاویر شعری و به کمک ذوق و قریحه ی شاعری خود توانسته است شعر زیبایی را از خود به یادگار بگذارد. دقت و تأمل در دیوان سلمان ساوجی نشان می دهد که وی شعر شاعران پیش از خود را پیش چشم داشته و با ظرافت خاصی از گذشتگان بهره برده است. همچنین از اشعار آنان استقبال کرده و آشکارا از آنها در شعر خود یاد کرده است که در زیر اشاره می گردد:
جان برین گفته روان باشد انوری گر درین زمان باشد
با وجود سلامت سخنم انوری باری از کیان باشد(انوری، 1347: 502)
سلمان چند قصیده به استقبال از قصیده ی انوری ساخته است که مطلعش چنین است:
باز این چه جوانی و جمال است جهان را وین حال که نو گشت زمین را و زمان را
سلمان:
آغاز حیات است دگر باره جهان را سرسبزی و عیش است زمین را و زمان را
عنصری:
…بیش ازین نتوان قدم زد بر بساط انبساط بر دو بیت عنصری کردم سخن را اختصار
«تا ببندد تا گشاید تا ستاند تا دهد تا جهان بر پای باشد شاه را این یادگار
آنچه بستاند ولایت، انچه بدهد خواسته آنچه بندد پای دشمن آنچه بگشاید حصار»
ظهیر فاریابی:
سلمان بیش از هر شاعری از ظهیرالدین فاریابی و کمال الدین اسماعیل تقلید کرده است. سلمان ساوجی به استقبال هایی که از ظهیر کرده است، می گوید:
شاها اگر چه گفت ظهیر از سر طمع این بیت را ز

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره موسیقی شعر، شفیعی کدکنی، شعر فارسی، ملک الشعرا Next Entries تحقیق درباره موسیقی شعر، قاعده افزایی، شاعران معاصر، غزلیات حافظ