تحقیق درباره طلاق بائن

دانلود پایان نامه ارشد

مصلحت: تشخيص مصلحت تصرف در اموال طفل: “اگر ولي از اهل خبره باشد، به نظر خود ميتواند تصرف کند و در غير اين صورت ، بايد(براي تشخيص مصلحت وعدممفسده) به اهل خبره رجوع کند”.887
* تشخيص مصلحت تصرف وصي در اموال: تصرف وصي در مال، منوط به مصلحت است که”اين مصلحت را اهل خبره تشخيص ميدهند”.888 حتي وصي در مصالحه با کسي که ادعايي بر ميت دارد، بايد مصلحت را رعايت کند و تشخيص مصلحت به تأييد اهل خبره است.889
* تشخيص مصلحت قطع درختان: در بارور کردن درختان نخلي که رهن شده، اگر نخلها به هم فشرده و مزاحم هم باشند واهل خبره به جهت مصلحت بيشتر به درآوردن درختان حکم کنند، جايز است.890
14ـ تشخيص غبن : “مرجع تشخيص غبن اهل خبره است”.891 بنابر نظر فقهاء در جايي که خود خبره مغبون واقع شود، ادعاي غبن از وي پذيرفته نميشود. 892 به طور مثال اگر مشتري کالايي را به قيمت بيشتر از آنچه که قيمت کالاست بخرد، چنانچه از اهل خبره و معرفت باشد، خيار ندارد.893 همچنين چنانچه بايع خود اهل خبره باشد و دانسته به کمتر از قيمت واقعي بفروشد، دعواي غبن او ساقط است.894 و چنانچه هر دو (بايع و مشتري) اهل خبره باشنـد و اختلاف قيمت کم باشد به گونهاي که معمولاً مصالحه ميشود، غرري وجود نخواهد داشت و بيع صحيح است.895
دليل عدم توجه به قول مغبون خبره، آنست که “چنانچه (خبره) مدعي جهل به قيمت شود، تناقض به وجود ميآيد؛ زيرا مقتضي ظاهرخبره بودن (مشتري) آن است که معامله از جانب کسي صادر شده که علم و آگاهي دارد”.896 “(بنابراين) اگر علم به عدم معلوم بودن جهل يا قطع به عدم احتمال جهل در حق او وجود داشته باشد، قولش شنيده نميشود” ؛ 897زيرا “جهل به قيمت تنها به سبب غفلت و مثل آن محقق ميشود”898 که در حق خبره معنا ندارد. البته برخي معتقدند امکان جهل در خبره هم وجود دارد.899
15ـ رفع جهالت و غرر با ارزيابي اهل خبره: فقهاء گفتهاند: “غرر چيزي است که در عرف و نزد اهل خبره غرر شمرده شود”.900
* به طور مثال در باب تبعّض صفقه و در جايي که شرط فاسد، مفسد عقد نيست “با تعيين و تشخيص اهل خبره، جهالت رفع ميشود”.901
* زماني که شخص نخلي را به ارث ببرد (در حالي که آن را مشاهده نکرده است)، اما اهل خبره آن را به مقدار معيني از مال ارزيابي و قيمتگذاري کنند و سپس بفروشد… زماني که بايع از قول اهل خبره به مقدار مالکيت مبيع و مشاهدهي مشتري اطمينان حاصل کند، اشکالي در بيع او از جهت(وجود) غرر نيست.902
* “سنّ يکي از اوصاف جنس است و بايد مشخص و معلوم باشد. اگر مولاي غلام نسبت به سن جاهل باشد، به ظنّ اهل خبره رجوع ميشود”.903 “واگر کبير باشد به قول خود غلام رجوع شده و با اشتباه، به اهل خبره مراجعه ميکنند”.904
* در بيع جاريهي حامله نيز گفته شده است، جاريهي حامله مجهول نيست ؛ “زيرا مرجع در تشخيص حمل، اهل خبره و معرفت است”.905
گفتار چهارم : اشخاص و احوال شخصيه
1ـ تشخيص نسب: تشخيص نسب به دو صورت ممکن است:
* تشخيص نسب با استفاده از امارات توسط اهل خبره: اگر طفل در اقل مدّت حمل، مرده يا ناقصالخلقه به دنيا بيايد، چنانچه اهل خبره به امکان تولدش بدين صورت حکم کنند، الحاق طفل به مرد، ممکن خواهد بود.906
* تشخيص نسب از روي قيافه توسط قائف (قيافه شناس): شيخ طوسي در جايي که براي اثبات نسب بيّنهاي وجود ندارد، ميفرمايد: “چنانچه کسي که قايل به قيافه (نسبشناسي از روي قيافه) باشد، طفل را به مسلمان ملحق کند؛ پس طفل مسلمان است و اگر به کافر ملحق کند، تنها نسب او به کافر ملحق ميشود و نه دين او”.907 کساني که براي قول قائف اعتباري قائلند بايد در قائف صفاتي را شرط بدانند: “علم به قيافه، مورد اطمينان بودن، حريّت و ذکوريت”.908در فقه اعتباري براي قول قائف وجود ندارد.
2ـ رجوع به کارشناس براي تشخيص يائسگي: هر چند برخي از فقهاء براي يائسگي سن تعيين کرده و ملاک قطعي دانستهاند، اما در صورت شک، حکم به اجراي اصل عدم يائسگي ميکنند. پزشکان متخصص نيز معتقدند امروزه زنان به ويژه زنان ايراني در سنّ تعيينشده (50 سال قمري) براي يائسگي، قاعده ميشوند و دليل آن عوامل متعدد زيستي، رواني، اجتماعي و حتي فرهنگي، نوع تغذيه و… است. بنابراين به نظر ميرسد با توجه به نظر پزشکان متخصص (کارشناس) و همچنين مقتضيات روز و متناسب با شرايط فردي و اجتماعي و نيز شرايط خاص اقليمي هر منطقه، حکم به يائسگي شود.909
3ـ تشخيص حمل: “اگر مطلّقه به طلاق بائن ادعاي حامله بودن کند و به صحت ادعاي او اطمينان حاصل شود و يا کشف حال وي با معاينه نزد اهل خبرهي ثقه (مورد اطمينان) ممکن باشد،ادعايش ثابت ميشود”.910
4-در تشخيص حيات يا مرگ: اگر حامل بميرد و حيات ولدش مشکوک باشد، پس اولي است که صبر کنند تا اين که به حيات يا موت يقين حاصل شود، و در آن به قول عارف و اهل خبره (پزشک) رجوع ميشود.911
تشخيص مرگ: تشخيص مرگ 912 از آن رو داراي اهميت است که با احراز آن، احکام ميّت بر شخص جاري ميشود. براي احراز مرگ بايد به عرف خاص (پزشک) مراجعه کرد، زيرا در مواردي چون مرگ مغزي به دليل تخصصي بودن از توان و صلاحيت عرف عام خارج است.
5ـ تشخيص رضاع: در تحقق رضاع(شير خوردن) که موجب حرمت ميشود دو اثر(روياندن گوشت و محکم کردن استخوان) بايد حاصل شود و مرجع در تشخيص اين دو اثر قول اهل خبره است،913که بايد در نزد ايشان به صورت محسوس، روشن باشد.914 “(البته) کلام اهل خبره در اينجا از جهت احساس ايشان ( اهل خبره) به يکي از حواس ظاهري نيست… بلکه از جهت اعمال رأي و نظر ايشان است، اگر چه رأي از ناحيهي احساس حاصل شده است”.915 به همين جهت برخي از فقهاء تعدد و عدالت را شرط ندانسته و بين قول اهل خبره و شهادت تفاوت قائل شده و حتي قول واحد و فاسق بلکه کافر را به جهت بناي عقلاء در رجوع به اهل خبره و عدم منع شارع از بناي عقلاء، حجت ميدانند.916
شيخ انصاري نيز ميفرمايد: “شهادت عدلين (در حصول اين دو اثر) کم اتفاق ميافتد”.917 اما برخي از فقهاء معتقدند: “اقوي آنست که آنچه در شهادت از عدد و عدالت معتبر است، در اهل خبره نيز معتبر باشد…(و) واحد، گرچه عدل باشد که کلامش مفيد ظن است، کفايت نميکند؛ به علت اين که دليل بر اکتفاء به قول واحد نداريم”.918
همچنين در صورت فاصله افتادن ميان شيرخوردنها، اگر علم حاصل شود يا اهل خبره بگويند اثر مذکور حاصل شده، رضاع محقق ميشود.919
6ـ تشخيص امراض:
* تشخيص مرض موجب خيار عيب در نکاح: در تشخيص امراضي که موجب خيار عيب در نکاح ميشود (به طور مثال جذام و برص) بايد به اهل خبره مراجعه کرد.920 و گفته شده در ايشان “عدالت و عدد و ذکوريت”921 شرط است. محقق ثاني و شهيد ثاني از جمله کساني هستند که عدالت وتعدد در خبره را شرط ميدانند.922 شيخ انصاري ميفرمايد: “ظاهر است از بعضي اعتبار تعدّد، براي اينکه (نظر اهل خبره) شهادت است و در اعتبار عدالت، نظر و محل تأمّل است”.923
* تشخيص مرض مخوّف924و ممتد:925 در باب وصايا آمده است: بيمار در حال مرض مخوّف از وصيت و تبرّعات زائد بر ثلث، محجور و ممنوع ميباشد، اما در مرض غيرمخوّف، وصيت به هر ميزان صحيح است. فقهاء معتقدند چنانچه تشخيص مرض مخوّف از غيرمخوّف مشکل باشد، به اهل خبره و تجربه از اطباء مراجعه ميشود.926
“اهل خبره در اينجا پزشکان مسلمان عادل هستند”.927 علت اشتراط اسلام و عدالت آنست که “… خدا اهل ذمه را به کذب و خيانت و تحريف وصف کرده است.(به همين جهت) در اينجا مثل شهادت، عدالت و عدد معتبر است”.928
همچنين در تشخيص مرض ممتد و غيرممتد، “مرجع در طول مدت و کوتاهي آن اهل خبره است”.929
البته در تشخيص برخي عيوب و بيماريها به جهت مخفي بودن و به لحاظ اينکه جز از طريق خود اشخاص قابل احراز نيست، نميتوان به کارشناس و پزشک ارجاع داد و نظر پزشک از نظر فقهي پذيرفته نيست.930
گفتار پنجم : ديگر موارد
1- تشخيص ضرر:
* تشخيص ضرر داشتن استعمال آب براي وضو: “اگر علم يا ظن به ضرر داشته باشد تيمّم واجب است و اگر ظن نداشته باشد واجب است به قول عارف مسلمان(خبره) رجوع کند”.931 و “قول ذمّي حتي اگر خبره هم باشد کافي نيست، اما عــارف فاسق به خاطر حصول ظن به ضرر کفايت ميکند”.932
* تشخيص ضرر داشتن روزه: چنانچه مکلف مرضي داشته باشد که روزه موجب ضرر براي اوست، روزه بر او واجب نيست. براي تشخيص ضرر “يا خود مکلف علم دارد يا ظنّ، به جهت وجود امارهاي، مانند قول طبيب عارف (خبره) و چنانچه با تحقق ضرر روزه بگيرد، بايد قضا کند”.933 حتي اگر براي مريض خوف ضرر نباشد، بر اساس حجيت قول طبيب از آن جهت که اهل خبره است، نبايد روزه بگيرد.934 در طبيب شرايط شاهد شرط نيست و حتي “اگرشرايط قبول شهادت جمع نباشد، مانند اينکه طبيب غيرمسلمان باشد، ظن حاصل شده و از قولش خوف به ضرر ايجاد ميشود”.935
* تشخيص مضر بودن ادامهي حاملگي (و جواز سقط جنين): اسلام در مواردي سقط جنين را اجازه داده است.936 احراز اين موارد تنها توسط خبره (پزشک) ممکن ميباشد. امام خميني دراينباره ميفرمايند: “اگرخوف خطر جاني هست با تشخيص دکتر مورد وثوق قبل از ولوج روح مانعي ندارد”.937 اما برخي از فقهاء حتي با رجوع به خبره و تشخيص او مبني بر وجود خطر براي سلامت و حيات مادر، سقط را جايز نميدانند.938 بعد از ولوج روح حتي اگر به قول اهل خبره هم اطمينان حاصل شود، سقط جنين جايز نيست.939
* تشخيص ضرر حاصل از وطي: مضر بودن وطي براي زن مريض، مسقط نفقه نيست. “اگر مرد تضرر به وطي را انکار کند به اهل خبره رجوع ميشود”.940و ظاهراً فرقي بين خبرهي مرد و زن نيست، زيرا برخي گفتهاند: “به اهل خبره از نساء يا مردان بايد رجوع کرد”.941
* تشخيص مضر بودن مأکولات: سموم و هرآنچه که براي بدن ضرر دارد، جزء محرمات است. “مرجع در تشخيص(سم و مضرّبودن)، اهل خبره و مثل ايشان است”.942
* درمان و معالجه با شيء مضرّ به تشخيص اهل خبره: فقهاء معتقدند: “مداوا و معالجه کردن به وسيلهي دارويي که احتمال خطر در آن ميرود و گاهي هم منجر به خطر ميشود، جايز است. و اين در صورتي است که به حسب تجربه و تشخيص حاذقان و اهل خبره احتمال سوددهي آن بيشتر باشد و غالب مبتلايان به آن بيماري با اين دارو و بهبودي حاصل کرده باشند”.943 البته مشروط به اينکه اهل خبره “پزشکان حاذق و مورد اطمينان باشند”.944
* تشخيص ضرر(نقصان آب) حاصل از حفر چاه ديگر: در حفر چاه براي احياء موات، “اگر حفر چاهي که نزديک چاه ديگري قرار دارد ، موجب نقصان آب چاه اولي شود،…اگر از جهت اين باشد که چاه دوم، آب چاه اول را جذب ميکند، از آن منع شده، اما اگر از جهت اين باشد که چاه دوم عميقتر است… ظاهر آن است که مانعي از آن نيست و مرجع در آن (تشخيص علت نقصان آب) اهل خبره است”.945
* تشخيص ضرر آبياري: در آبياري درختان و ميوهها، اگر آبياري موجب ضرر به يکي از بايع و مشتري شود، مصلحت مشتري ترجيح داده ميشود لکن از مقدار مورد نياز نبايد بيشتر باشد. حال “چنانچه بين مشتري و بايع(در ضرر و عدم ضرر يا مقدار آب مضرّ و تشخيص مصلحت) اختلاف به وجود آيد، به اهل خبره رجوع ميشود”.946
2ـ تشخيص انتفاي ضرر: “اگر درخت کسي ريشه يا شاخههايش در ملک ديگري فرو برود، ديگري آن را برميگرداند. والا ميتواند قطع کند. اما اگر بر باقي ماندن آن در زمين و هوا مصالحه کنند، چنانچه ظن اهل خبره اين باشد که ديگر شاخه ها و ريشه ها بيشتر رشد نميکنند… قطع جايز نيست”.947
3ـ تشخيص مواضع وقف در قرآن: براي تشخيص مواضع وقف در قرآن (به حسب نظم در کلام) به قرّاء رجوع مي شود. “به لحاظ اين که در اين امر اهل خبره هستند”.948در صورت اختلاف در قرائت نيز به معلمين قرائت مراجعه ميشود.949
4ـ تشخيص رميم شدن (پوسيده شدن جسد ميت): يکي از شرايط نبش قبر آن است که جسد ميت فاسد شود و چنانچه اين امر مشکوک باشد به اهل خبره مراجعه ميشود.950
5ـ تشخيص اعضاء اصلي و زائد خنثي(براي تعيين ارث): “اگر از قراين يا جستجو و فحص از کسي از اهل خبره که مورد اعتماد است، واضح شود که مشخصاً يکي از دو عضو او

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره رجوع جاهل به عالم Next Entries تحقیق درباره رجوع جاهل به عالم