تحقیق درباره شوري، افزايش، ژنوتيپ، برگهاي

دانلود پایان نامه ارشد

ار کلر موجود در ريشه تحت تاثير نوع ژنوتيپ پيوندي و غلظت شوري قرار گرفت. همانطور که از جدول (3-18)، مشاهده ميشود، بيشترين مقدار کلر در ريشههاي تمامي پايههاي مطالعه شده، در تيمار شوري 8/4 گرم بر ليتر، مشاهده شد. در اين سطح از شوري، بيشترين مقدار کلر بهترتيب در ريشههاي پايههايي که ژنوتيپ 25-1 (38/3%)، رقم A200 (17/3%)، رقم مامايي (96/2%)، رقم شاهرود 12 (66/2%) و شکوفه (66/2%)، روي آنها پيوند شده بودند، مشاهده شد. در نقطه مقابل کمترين مقدار کلر در دو سطح شوري 6/3 و 8/4 گرم بر ليتر در ريشههاي پايههاي شاهد (پيوند نشده)، مشاهده شد. اين نتايج حاکي از آن است که کلر توسط گياه جذب ميشود ولي مقدار انتقال آن به قسمت هوايي با توجه به نوع پيوندک متفاوت ميباشد. همچنين ارقام شاهرود 12 و شکوفه علاوه بر جلوگيري از ورود کلر به قسمت هوايي گياه تا حدودي توانستند از جذب کلر توسط ريشهها نيز، ممانعت کنند. اين نتايج با نتايج حاصل از بررسي صفات مورفولوژيک، مطابقت داشت. نتايج حاصل از بررسي مجموع صفات مورفولوژيک نشان داده بود، که بهترتيب رقمهاي شاهرود 12 و شکوفه که به ترتيب داراي شرايط رشدي بهتري در شرايط تنش شوري بودند، داراي کمترين مقدار کلر در برگ بودند و قابليت بيشتري به منظور دفع کنندگي يون کلر داشتند. اين دو رقم در مجموع توانستند با حفظ قدرت رشدي مناسب در شرايط تنش شوري، به طور موثري از انتقال کلر از ريشه به قسمت هوايي جلوگيري کنند. اختلال در رشد و فتوسنتز تا حد زيادي به تجمع کلر در برگها مربوط است. تحمل به شوري به ميزان جذب و انتقال يونهاي کلر از ريشه به شاخه بستگي دارد. گياهاني که قابليت بيشتري براي دفع کنندگي يونهاي سديم و کلر دارند، اين عناصر را بيشتر در بافت ريشه خود ذخيره ميکنند [Staples and Toenniessen, 1984].
3-4-8-برهمکنش شوري و ژنوتيپ بر غلظت روي برگ و ريشه
نتايج حاصل از مقايسه ميانگين دادهها نشان داد که مقدار روي در برگ و ريشه تحت تاثير برهمکنش نوع پيوندک و غلظت شوري قرار گرفت. بر اساس نتايج به دست آمده، مقدار روي در برگهاي ژنوتيپ 25-1، با افزايش شوري تا تيمار 8/4 گرم در ليتر و در رقم A200، تا تيمار 6/3 گرم در ليتر به طور معنيداري نسبت به گياهان شاهد، افزايش يافت. محتواي روي در برگهاي ارقام شاهرود 12، شکوفه، نانپاريل، سهند و ژنوتيپ 16-1، تا سطح شوري 4/2 گرم بر ليتر، افزايش يافت به طوريکه ميزان افزايش در محتواي روي در برگهاي ارقام شکوفه، شاهرود 12 و نانپاريل، نسبت به گياهان شاهد، معنيدار ولي ميزان افزايش در محتواي روي در برگهاي رقم سهند و ژنوتيپ 16-1، نسبت به گياهان شاهد به صورت جزئي و غير معنيدار بود. سپس در اين ژنوتيپها با افزايش بيشتر شوري، محتواي روي در برگهاي آنها، کاهش يافت. همچنين، محتواي روي در برگهاي رقم مامايي ابتدا تا سطح شوري 2/1 گرم بر ليتر به طور غير معنيداري نسبت به گياهان شاهد، افزايش و سپس با افزايش بيشتر شوري، محتواي روي در برگهاي اين رقم، کاهش يافت. محتواي روي در برگهاي ساير ژنوتيپهاي مطالعه شده از ابتدا با افزايش سطح شوري، کاهش يافت بطوريکه ميزان کاهش در محتواي روي در برگهاي پايه GF677، در سطوح شوري 4/2، 6/3، 8/4 گرم بر ليتر در مقايسه با گياهان شاهد، معنيدار بود. اين نتايج حاکي ار آن است که به ترتيب ژنوتيپ 25-1، رقمهاي A200، شاهرود 12، شکوفه و نانپاريل از طريق افزايش اين عنصر تا حدودي با اثرات منفي سديم مقابله کردهاند. گزارش شده است، شوري موجب تغييرات ساختماني در ساقه، ريشه و برگ گياهان مي‌شود؛ بطوريكه گياهان تحت تنش شوري، دسته‌هاي آوندي كمتر و با قطر كوچكتري دارند، ولي در مقابل داراي سلولهاي پارانشيمي بيشتري هستند. بر اين اساس، گياهاني که قابليت جذب بيشتر اين عنصر را در رقابت با سديم، در شرايط تنش شوري دارند، دچار تغييرات ساختماني کمتري شده و خصوصيات رشدي خود را بهتر حفظ ميکنند [Alpaslan et al., 1999].
نتايج مقايسه ميانگين دادهها نشان داد که اثر نوع پيوندک و غلظت شوري بر مقدار روي در ريشه معنيدار بود. بر طبق نتايج به دست آمده، محتواي روي در ريشههاي پايههايي که ارقام شکوفه، شاهرود 12 و ژنوتيپ 25-1، روي آنها پيوند شده بودند، با افزايش شوري تا تيمار 8/4 گرم بر ليتر به طور معنيداري نسبت به گياهان شاهد، کاهش يافت. در حاليکه محتواي روي، در ريشههاي پايههايي که رقم تونو و ژنوتيپ 40-13، روي آنها پيوند شده بودند، با افزايش شوري تا تيمار 6/3 گرم بر ليتر و در در ريشههاي پايههايي که رقمهاي نانپاريل، سهند، A200 و ژنوتيپ 16-1، روي آنها پيوند شده بودند، ابتدا تا سطح شوري 4/2 گرم بر ليتر به طور معنيداري نسبت به گياهان شاهد، کاهش و سپس با افزايش بيشتر شوري، محتواي روي در اين ژنوتيپها، افزايش يافت. اين نتايج حاکي از آن است که ارقام شکوفه، شاهرود 12 و ژنوتيپ 25-1، به مقدار بيشتري از ساير ژنوتيپهاي مطالعه شده در اين تحقيق، از طريق تاثير بر قدرت جذب پايه باعث افزايش جذب روي توسط ريشه و انتقال آن به بخش هوايي ميشوند و از طريق افزايش اين عنصر در برگها، تا حدودي با اثرات منفي سديم و کلر مقابله کردهاند. گزارش شده است که عنصر روي براي انسجام غشا سلولي ريشه ضروري بوده و احتمالاً ميتواند اثر منفي کلريد سديم را با محدود نمودن جذب و يا انتقال سديم و كلريد به داخل گياه، کاهش دهد [Alpaslan et al., 1999].
3-4-9-برهمکنش شوري و ژنوتيپ بر غلظت مس برگ و ريشه
نتايج نشان دادند که غلظت شوري و نوع پيوندک به طور معنيداري بر غلظت مس برگ تاثير دارد (جدول 3-17). بر اساس نتايج به دست آمده، غلظت مس در برگهاي ارقام شکوفه، شاهرود 12، سهند، A200، نانپاريل و ژنوتيپ 16-1، با افزايش شوري تا سطح 4/2 گرم بر ليتر، افزايش يافت به طوريکه ميزان افزايش غلظت مس در برگهاي ارقام شکوفه، شاهرود 12 و سهند در مقايسه با گياهان شاهد، معنيدار بود ولي ميزان افزايش غلظت اين عنصر در برگهاي رقم A200 و ژنوتيپ 25-1 در مقايسه با گياهان شاهد، معنيدار نبود. همچنين، غلظت مس در رقمهاي مامايي، تونو و ژنوتيپهاي 25-1 و 40-13، با افزايش شوري تا سطح 2/1 گرم در ليتر به طور غير معنيداري نسبت به گياهان شاهد، افزايش يافت. سپس در تمامي ژنوتيپهاي مورد مطالعه، با افزايش بيشتر شوري، محتواي مس در برگهاي پايه GF677، از ابتدا با افزايش شوري، کاهش يافت. ميزان کاهش در غلظت مس در برگهاي اين پايه در سطوح 4/2، 6/3 و 8/4 گرم بر ليتر در مقايسه با گياهان شاهد، معنيدار بود. گزارش شده است که مس از جمله عناصر ضروري و كم مصرف براي رشد و توسعه گياهان بوده و در فتوسنتز، تنفس ميتوكندري، پاسخ به تنشهاي اكسيداتيو و متابوليسم ديواره سلول شركت ميكند [Marschner, 1995; Raven et al., 1999]. در شرايط تنش، عدم توازن بين فرآيند جذب انرژي و مصرف آن توسط اندام فتوسنتزي باعث توليد انواع اكسيژن فعال ميشود [Mittler, 2002]. مهم ترين سيستمهاي جمع آوري كننده ROSدر گياهان، آنزيمهاي كاتالاز و سوپراكسيددسموتاز هستند. مس به عنوان كوفاكتور در برخي آنزيمها مانند سوپراكسيد دسموتاز عمل ميكند [Yruela, 2005]. از اين سوء با توجه به نقش اين عنصر در گياهان، ژنوتيپهاي پيوندي (بخصوص ارقام شکوفه و شاهرود 12) با حفظ خصوصيات رشدي مطلوبتر در مقايسه با پايههاي GF67 (پيوند نشده)، از طريق افزايش در جذب اين عنصر در رقابت با سديم، توانستند تا حدودي با اثرات منفي اين عنصر مقابله کنند.
نتايج نشان دادند که تاثير برهمکنش نوع پيوندک و غلظت شوري بر غلظت مس ريشه معنيدار نبود. بر اساس نتايج به دست آمده در ريشههاي تمامي پايههاي مطالعه شده، با افزايش مقدار شوري، مقدار مس کاهش يافت. ميزان کاهش در غلظت مس در ريشههاي پايههاي مطالعه شده، معنيدار نبود. در مجموع، کمترين مقدار مس در سطح شوري 8/4 گرم بر ليتر و ريشههاي پايههاي شاهد (پيوند نشده)، مشاهده شد (جدول 3-18).
3-4-10-برهمکنش شوري و ژنوتيپ بر غلظت آهن برگ و ريشه
نتايج حاصل از مقايسه ميانگين دادهها نشان داد که نوع پيوندک و غلظت شوري بر مقدار آهن برگ موثر ميباشد. بر اساس نتايج به دست آمده، محتواي آهن در برگهاي ارقام شاهرود 12 و شکوفه تا سطح شوري 8/4 گرم بر ليتر به طور معنيداري در مقايسه با گياهان شاهد، افزايش يافت. در حاليکه محتواي آهن در برگهاي ارقام نانپاريل و A200 و ژنوتيپ 25-1، ابتدا با افزايش شوري تا سطح 6/3 گرم بر ليتر و در برگهاي رقم مامايي تا سطح شوري 4/2 گرم بر ليتر به طور معنيداري در مقايسه با گياهان شاهد، افزايش يافت. سپس با افزايش بيشتر شوري، غلظت آهن در برگهاي تمامي ژنوتيپهاي فوق، کاهش يافت. همچنين، محتواي آهن در برگهاي رقم تونو و ژنوتيپ 40-13، تا سطح شوري 4/2 گرم بر ليتر و در رقم سهند، ژنوتيپ 16-1 و پايه GF677، تا سطح شوري 2/1 گرم بر ليتر به طور غير معنيداري در مقايسه با گياهان شاهد، افزايش يافت. سپس با افزايش بيشتر شوري، غلظت آهن در برگهاي تمامي ژنوتيپهاي فوق، کاهش يافت به طوريکه ميزان کاهش در غلظت آهن در برگهاي ارقام تونو، سهند و ژنوتيپهاي 16-1 و 40-13 در سطح شوري 8/4 گرم بر ليتر و در برگهاي پايه GF677، در سطوح شوري 6/3 و 8/4 گرم بر ليتر در مقايسه با گياهان شاهد، معنيدار بود (جدول 3-17). بررسيهاي مربوط به جذب کاتيونهاي چند ظرفيتي، مانند آهن، در فضاي آزاد آپوپلاست ريشه نشان داده است که آهن ميتواند به صورت پيوند غيريوني به گروههايي مانند پراکسيدازهاي موجود روي ديواره سلولزي ريشه بچسبد. لذا اين گونه چسبيدن کاتيون در آپوپلاست ميتواند به گونهاي معنيدار به ميزان کل کاتيون ريشه کمک کند [Grattan, 2002]. در اين تحقيق، آهن توسط ريشهها جذب مي شدند ولي مقدار انتقال آن به اندام هوايي تحت تنش شوري با توجه به نوع ژنوتيپ پيوندي، متفاوت بود.
نتايج نشان دادند که مقدار آهن ريشه تحت تاثير برهمکنش نوع پيوندک و غلظت شوري قرار گرفت. بر اساس نتايج به دست آمده، غلظت آهن در ريشههاي پايههايي که ارقام شاهرود 12 و شکوفه روي آنها پيوند شده بودند، تا سطح شوري 8/4 گرم بر ليتر به طور معنيداري در مقايسه با گياهان شاهد، کاهش يافت. در حاليکه محتواي آهن در ريشههاي پايههايي که ژنوتيپ 25-1، روي آنها پيوند شده بودند، تا سطح شوري 6/3 گرم بر ليتر و در ريشههاي پايههايي که ارقام نانپاريل و A200، تونو، مامايي و ژنوتيپ 40-13، روي آنها پيوند شده بودند، تا سطح شوري 4/2 گرم بر ليتر به طور معنيداري در مقايسه با گياهان شاهد، کاهش يافت. سپس با افزايش بيشتر شوري، غلظت آهن در ريشههاي پايههايي که ژنوتيپهاي فوق، روي آنها پيوند شده بودند، افزايش يافت. ميزان افزايش در غلظت آهن در ريشههاي پايههايي که ارقام A200 و مامايي روي آنها پيوند شده بودند، در سطوح شوري 6/3 و 8/4 گرم بر ليتر نسبت به گياهان شاهد، معنيدار بود. همچنين، محتواي آهن در ريشههاي پايههايي که رقم سهند و ژنوتيپ 16-1، روي آنها پيوند شده بودند و ريشههاي پايههاي شاهد (پيوند نشده)، از ابتدا با افزايش شوري، افزايش يافت. ميزان افزايش در غلظت آهن در ريشههاي پايههايي که رقم سهند و ژنوتيپ 16-1، روي آنها پيوند شده بودند، در سطوح شوري 6/3 و 8/4 گرم بر ليتر و در ريشههاي پايههاي شاهد در تمامي سطوح اعمال شوري در مقايسه با گياهان شاهد، معنيدار بود (جدول 3-18). در مجموع بيشترين تجمع آهن در ريشه پايههاي شاهد (بدون پيوند) و در تيمار شوري 8/4 گرم بر ليتر، مشاهده شد. به طور کلي نتايج حاصل از بررسي غلظت آهن در برگ و ريشه نشان داد که نوع پيوندک در انتقال آهن به بخشهاي هوايي گياه بسيار موثر است. بطوريکه در اين آزمايش در سطوح شوري 6/3 و 8/4 گرم بر ليتر، کمترين غلظت آهن در برگهاي پايههاي شاهد (در مقايسه با ساير ژنوتيپهاي پيوندي به غير از ارقام تونو، سهند مامايي و ژنوتيپ 16-1) و بيشترين غلظت آهن در ريشههاي پايههاي شاهد (پيوند نشده)، مشاهده شد. در تحقيق ديگري نيز، اثر تيمار شوري کلريد سديم بر ميزان جذب عناصر غذايي در بادام تلخ در

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره 4/2، 2/1، g-i، a Next Entries منابع و ماخذ مقاله مطالعات اجتماعی، برنامه درسی، برنامه ی درسی، علوم اجتماعی