تحقیق درباره سوءمصرف مواد، بهداشت روان، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

اند و علائم آزار جسمي بر روي صورت، اندام فوقاني،پشت و اندام تحتاني آن ها قابل مشاهده بوده است. با وجود اين که بيش از 40 درصد مراجعين پزشکان را اطفال تشکيل مي دهند، اين پزشکان در معاينات و مصاحبه هاي تشخيصي خود مساله آزار جسمي را ناديده گرفته اند و بسياري از شکستگيها، خون مردگيها و ضربات وارده به جمجمه و اندام کودک را به حساب نوعي حادثه تلقي کردهاند. بررسيها نشان داده اند که اگر پزشکان سوء رفتار با کودکان را تشخيص ندهند، امکان کشته شدن 5 درصد از کودکان آزار ديده متعاقب آسيبهاي جسماني وجود دارد و 25 درصد آنها نيز مجدداً با شدت بيشتري مورد آزار قرار خواهند گرفت. با توجه به نتايج تحقيقات، در اين پژوهش در پي آنيم که، مسئوليت مدني ناشي از کودک آزاري را مشخص کنيم، آنگاه قلمرو مسئوليت مدني ناشي از کودک آزاري را مورد بررسي قرار دهيم.

الف- بيان مسئله
سوء رفتار با کودکان عبارت از انجام هر عملي. در مورد کودک و يا غفلت از کودک توسط يک فرد مي باشد،که منجر به صدمه قابل ملاحظه جسمي و يا رواني مي گردد و يا باعث شود آسيب جدي کودک را تهديد کند. سوءرفتار ميتواند در هر سني از قبل از تولد تا نوجواني ويا هر جنس، نژاد، يا مليت را در بر گيرد سالانه حدود چهار ميليون سوء رفتار با کودکان گزارش مي شود.مرکز ملي سوءرفتار با کودکان سن متوسط قربانيان را در حدود هفت سال بر آورد مي کندکه 53درصد آنها را دختران و47درصد را پسران تشکيل مي دهد. 79 درصد قربانيان بوسيله والدين،10 درصد توسط بستگان، 5 درصد توسط افراد غريبه و2درصد بوسيله ناپدري و نامادري مورد سوء رفتار قرار مي گيرند. سوء رفتار با کودکان شامل آزار جسمي، آزار حنسي،آزار هيجاني،آزار تجاري،مسامحه و غفلت در مورد کودک ميباشد. سوء رفتار همان اندازه که در بيان ساده به نظر ميرسد، ميتواند در توضيح و بررسي پيچيده باشد.سوءرفتار از جنبههاي مختلف مورد بررسي قرار گرفته است صرفنظر از موارد شديد وخشن که مصداق سوءرفتار با کودکان ميباشند، بسياري از رفتارهايي که به منظور تربيت فرزندان انجام ميشود جزيي از از روشهاي فرزند پروري محسوب ميشوند، نيز مي توانند نوعي سوء رفتار نسبت به کودکان باشند. هر ساله هزينههاي زيادي در زمينه کودک آزاري به دولتها و ملتها تحميل ميشود که اين هزينه ها ميتواند ناشي از مراقبت از کودکان کم وزن، مرگ و مير کودکان، صدمات حمايتي،مسائل جنايي نوجوانان و بزرگسالان،ترک تحصيل،درمان بيماري هاي جسمي و معلوليتهاي ناشي از بيماري هاي مقاربتي و ايدز باشند.
عوارض فردي شامل عوارض کوتاه مدت وگذرا مثل شکستگي، جراحت، خونريزي، ضربه به سر و حتي مرگ ناشي از اين صدمات ميباشد. به علاوه اين کودکان اختلالات دير پاي جسمي و بخصوص رواني مانند از دست دادن حس اعتماد به نفس، احساس بيارزشي، اختلالات رفتاري، اضطراب، وقوع بالاي خودکشي، سوءمصرف مواد را در سالهاي آينده نشان خواهند داد. عوارض بر جاي مانده از صدمات بر سيستم عصبي حرکتي، نقص عضو هاي ناشي از سوختگي، دردهاي مزمن، سر درد از عوارض کودک آزاري ميباشد. طبق آمارهاي بدست آمده بررسيهاي گسترده در مورد شيوع اين پديده در دسترس نمي باشد. تنها انجمن حمايت از کودکان در سال 1384 ارجاع بيش از 100کودک آزاري را که برخي منجر به مرگ شده اند گزارش نموده اند. مطالعات متفاوت در جمعيت هاي ديگر اين رقم را تا حدود 20تال 45 درصد بر حسب انواع مختلف گزارش کرده اند.
در قانون اساسي بيشتري از کشورهاي توسعه يافته توجه لازم به حقوق کودکان مبذول شده است. دهها نهاد و سازمان منطقهاي و بينالمللي وحمايت از آنها تأسيس شده که بارزترين آنها يونيسف در سازمان ملل متحد ميباشد. اما در کشور ما در سال 1381 سوء رفتار با کودکان به صورت يک جرم عمومي در آمده و قابل طرح از سوي عموم افراد است. (در ماده 5 و 6 قانون حمايت از کودکان نوجوانان) اما با توجه به عدم گسترش مناسب سيستمهاي حمايت اجتماعي کودکان و وجود خلاءهاي قانوني در مورد مجازاتهاي خاص کودک آزاري (به جز ء موارد خاص) اين امر به خوبي تحقق نيافته است. بسياري از کارشناسان بر اين باورند که نظام قانوني و حقوقي ما بايد در اين مورد اصلاح شود. پايان نامه فوق با هدف بررسي مسئوليت مدني ناشي از کودک آزاري و سوء رفتار هاي عاطفي با کودکان در پي آن است که به شناسايي نقطه ضعف ها و کمبودهاو راهکارهاي قانوني کشورمان مي باشد زيرا که کودک آزاري بايد در کشور ما جرم شناخته شده و براي برخورد با آن تعزيرات مناسبي لحاظ شود و نظام اجرايي کشور توانايي اجراي موثر قوانين را داشته باشد. از آن جايي که کودکان قشر آسيب پذير ي بوده و نيازمند حمايت بيشتري هستند بايد براي دفاع از حقوق آنها و جلوگيري از تعدي خانواده ها گامي هرچند کوچک در اين راه برداشت شايد بتوان گره گشاي اندکي از مشکلات آنان باشيم.

ب- انگيزه طرح موضوع
با توجه به اين که موضوع مسئوليت مدني ناشي از کودک آزاري و سوءرفتارهاي عاطفي با کودکان کمتر مورد توجه قرار گرفته و از آن جا که در کتب حقوقي مبحثي با اين عنوان وجود ندارد، و به لحاظ اهميت رسيدگي و رفع مشکلات کودکاني که حق آنها تضييع و مورد آزار و اذيت قرار گرفته اند بر خود لازم ميدانم شمهاي از انواع کودک آزاري و مسئوليت ناشي از آن را به عنوان موضوع پايان نامه خود انتخاب کرده تا اين مسئله بيشتر مورد بررسي قرار گرفته شود.

ج- پيشينه تحقيق
درخصوص بررسي موضوع مسئوليت مدني کودک آزاري طي تحقيقات بعمل آمده تا کنون هيچ تحقيقي صورت نگرفته است. ولي موضوع پايان نامه اي که تا حدودي با موضوع مقاله فوق ارتباط دارد و از آن استفاده شده است از آقاي اکبر سپهوند فارغ تحصيل مقطع کارشناسي ارشد دانشگاه آز اد اسلامي با گرايش جزا و جرم شناسي در سال 1383-82 تحت عنوان کنکاشي در کودک آزاري از منظر جرم شناسي و حقوقي در ايران صورت گرفته است.
در پاسخ به فرضيه اصلي تحقيق گفته شده که نارسايي ها و کاستي ها ي موجود در قوانين کنوني ايران مهمترين عامل پيدايش و گسترش اين پديده است و با توجه به تعاريف گوناگون کودک آزاري و کودک وجودداشته نتيجه حاصله اين است که هنوز توافقي بر سر تعريف کودک و کودک آزاري نه تنها در نظام حقوقي ايران،بلکه در ديگر کشورها نيز وجود ندارد. همين مسئله خود مشکلاتي را در برخورد با پديده کودک آزاري موجب مي شود و از نظر جرم شناسي مورد بحث قرار گرفته است و در اين بررسي هم عوامل اصلي اين پديده به عوامل فردي، عوامل اجتماعي و فرهنگي و عوامل روانشناختي و باليني تقسيم شده است. بيشتر صاحبنظران عقيده دارند که قرار داشتن در معرض بد رفتاري در کودکي احتمال رفتار کودک آزاري را در بزرگسالي افزايش مي دهد. بهمين خاطر بايد از دور باطل بين نسلي کودک آزاري پيشگيري کرد. کودک آزاري مسئله جديدي نيست و از ديدگاه قانونگذاران ديگر کشورها پنهان نبوده است.
نگاهي به برخي از مواد قانون مدني و مجازات اسلامي نشان مي دهد که هم اکنون در نظام حقوقي ايران، کودک آزاري نه تنها به عنوان يک جرم عمومي مستقل مورد شناسايي نيست،بلکه برخي از مواد قانوني و رويه هاي قضايي عملاًبه تأييد انواع کودک آزاري مي پردازد. که دادن مجوز تنبيه کودکان به بهانه تأديب آنان از جمله نقايص موجود در قوانين مي باشد. و در نهايت تنها راه مقابله با اين پديده شوم،مجرمانه ساختن آن و برخورد قاطع کيفري با آنان مي باشد.
تحقيقي ديگري در خصوص بررسي شيوع کودک آزاري در دانش آموزان دوره دبيرستان شهرستان بم در سال تحصيلي 82-81 توسط خانم سکينه ميري کار شناسي ارشد آموزش پرستاري با گرايش بهداشت روان انجام شده است. اين پژوهش يک مطالعه توصيفي مي باشد؛که با هدف ” تعيين شيوع کودک آزاري در دانش آموزان دوره دبيرستان شهر بم ” انجام شده است. جامعه پژوهش در اين تحقيق شامل کليه دانش آموزان اول تا سوم دبيرستان مي باشد که در مدارس روزانه دولتي و غير دولتي مشغول به تحصيل بوده اند. نمونه اين پژوهش 562 دانش آموز بوده که به طور تصادفي انتخاب گرديده اند،ابزار اين گرد آوري داده ها،پرسشنامه اي پژوهشگر ساخته بود که پس از کسب ضرايب مناسب روايي و پايايي مورد استفاده قرار گرفت. تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از جداول توزيع فراواني،شاخص هاي مرکزي و پراکندگي و آزمون مجذور کاي،صورت گرفت. نتايج نشان داد که 02/20 درصد از دانش آموزان به نوعي مورد آزار جسمي واقع شده اند ( 53/29/. آزار جسمي خفيف و 34/13/. آزار جسمي شديد ). بيشترين آزار جسمي خفيف سيلي زدن (6/42/.) و آزار جسمي شديد. کتک زدن با وسيله بوده است. هم چنين شيوع بي توجهي 95/24/. گزارش شده است ( 76/25/. بي توجهي جسمي،7/18 درصد بي توجهي آموزشي و 3/29/. بي توجهي عاطفي ). ميزان آزار عاطفي گزارش شده 61/33درصد بوده است.
در ادامه نتايج نشان دادکه بين ميزان گزارش آزار جسمي و عاطفي با سن دانش آموزان اختلاف معني دار آماري وجود داشته است (به ترتيب 01 /0P و 05 /0P ) بدين صورت که آزار جسمي و عاطفي توسط دانش آموزان 17سال،بيشتر گزارش شده است. هم چنين ميزان رضايت از زندگي و گزارش آزار در هر سه حيطه اختلاف معني دار بوده است. ( به ترتيب 05/0P،05/0P و 005/0 P ). بدين ترتيب که آزار و بي توجهي در دانش آموزاني که زياد و خيلي زياد از زندگي راضي بودند،کمتر از ساير گروه ها بوده است.
هم چنين در رابطه با تحصيلات مادر و بي توجهي و نيز تحصيلات والدين با آزار عاطفي و جسمي اختلاف معني داري وجود داشت (05/0 P ). بدين ترتيب که بي توجهي گزارش شده در دانش آموزان با مادران داراي تحصيلات دبيرستاني و دانشگاهي و نيز آزار جسمي و عاطفي در دانش آموزان با والدين داراي تحصيلات دبيرستاني و دانشگاهي کمتر بوده است. ميزان آزار جسمي در دانش آموزان با مادران خانه دار،پدران معتاد و در خانواده هاي با سابقه مثبت طلاق به طور معني داري بيشتر از ساير گرو هها بوده است (05/0P ). هم چنين عاملين آزار در حيطه آزار جسمي و بي توجهي بيشتر پدران و در حيطه عاطفي بيشتر مادران تشکيل مي دادند.

د – هدف از تحقيق
آشنا نمودن والدين با وظايف خود در قبال فرزندان و آگاه ساختن ساير اقشار جامعه نسبت به مسئله کودک آزاري و اين که شايد با بررسي اين موضوع خدمتي به جامعه علمي کرده باشم.

ه – سئوالات تحقيق
1- مباني نظري مسئوليت مدني کودک آزاري کجاست؟
2- مسئوليت مدني ناشي از کودک آزاري در برابر چه کساني است؟
3- ارکان مسئوليت مدني ناشي از کودک آزاري کدامند؟
4- دامنه مسئوليت ناشي از کودک آزاري تا کجاست؟

و- فرضيات
1- مباني نظري ناشي از کودک آزاري عبارت از نظريه تقصير، نظريه ايجاد خطر، نظريه مسئوليت بدون رابطه سببيت مي باشد.
2- مسئوليت مدني ناشي از کودک آزاري ممکن است در برابر خود کودک، والدين و دولت باشد.
3- ارکان مسئوليت مدني ناشي از کودک آزاري عبارت از وجود ضرر، فعل زيانبار، رابطه سببيت ميباشد.
4-مراقبين نسبت به خساراتي که به کودکان وارد مي کنند مسئوليت مدني دارند.

ز – روش تحقيق
تلفيقي از روشهاي کتابخانه اي،انديشه ورزي توصيفي است.

فصل اول
کليات

مبحث اول- کودک آزاري و انواع آن
گفتار اول: کودک آزاري
در لغت نامه دهخدا،فرهنگ نفيسي و فرهنگ معين در خصوص معناي اصطلاح کودک آزاري هيچ موردي بيان نگرديده است.
در طول تاريخ ديدگاهها و نظريات مختلفي در اين خصوص وجود داشته است. گروههاي فرهنگي مختلف تعاريف جداگانهاي از کودک آزاري ارائه دادهاند. کودک آزاري در ايران مبحثي نسبتاً جديد و تازه است. اما طرح موضوع در کشورهاي اروپايي و آمريکايي قدمت بيشتري دارد. پس از مطرح شدن مفهوم کودک آزاري از سوي کارشناسان و صاحب نظران علوم روانشناختي و تربيتي تعاريف متعددي عنوان شد که هر يک اين پديده را از زاويه ديد مخصوصي مورد توجه قرار دادهاند. قانون دادگاه خانواده ايالت نيويورک کودک آزاري را اين گونه تعريف ميکند “شرايطي که موجب ميشود والدين يا ساير افرادي که به طور قانوني مسئوليت تأمين رفاه و سلامت ي

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره قاعده اتلاف، قاعده لاضرر، قاعده غرور Next Entries تحقیق درباره حقوق کودک، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان