تحقیق درباره رفتار انسان، سبک تفکر

دانلود پایان نامه ارشد

(دنيوي و/ يا اخروي) در ساحت اخلاقي بوده است. در واقع، چنين مي‌نمايد که “جهت‌گزيني مبتني بر پاداش و خسارت” به‌عنوان نيرومندترين عامل در پاي‌بندي اخلاقي افراد در زنده‌گي اوليه‌شان عمل مي‌کرده است. براي مثال، دو تن از مشارکت‌کننده‌گان وضعيت دين‌داري خود در دوران نوجواني را چنين گزارش مي‌دهند:
“من يه جورايي با خدا معامله مي‌کردم اون دوره. مثلن يادمه مي‌گفتم خدايا اگه تو امتحانام قبول بشم قول مي‌دم کاراي مامانم رو انجام بدم” (زن، متأهل، 26 ساله). “اگه اخلاقيات رو رعايت نمي‌کردم از طرف اطرافيان طرد مي‌شدم ولي اگه انجام مي‌دادم پاداش مي‌گرفتم؛ منظورم يه نوع تقويت مثبت و منفيه. مثلن هر وقت نماز مي‌خوندم همه مي‌گفتن آفرين! البته خدا هم تأثير داشته ها؛ خدا بيش‌تر واسم يه منبع ترس بوده تا اين‌که يه منبع پاداش باشه” (مرد، 28 ساله، مجرد).
در مجموع، کيفيت اخلاقي‌ مشارکت‌کننده‌گان را در زندهگي اوليه ميتوان ميان سطح “اخلاق پيشاعرفنگر” و “اخلاق عرف‌نگر” (ديويس، 1387: 266) در مدل رشد اخلاقي لورانس کلبرگ در نوسان دانست.
4-1-4 ايمان ديني
ايمان ديني و وجه معنوي دينداري در زندهگي ديني اوليهي مشارکتکنندهگان نقشي پررنگ داشته است. در اين دوره ايماني “قشري ـ اسطورهاي” (Kropf,1990: 122) بر جوهرهي اعتقادورزي آنان سايه افکنده و فرد ديدي نسبتن رازآلود نسبت به جهان دارد. نگاهي که موجبات پذيرش تفکر اسطورهاي موجود در فرهنگ ديني نظير باور به وجود منجي و اعتقاده به اسطوره‌ي آفرينش و… را فراهم ميسازد. براي مثال، يکي از مصاحبه‌شوندهگان در توصيف ايمان خود در دوران نوجواني چنين سخن گفت:

“… شنيده بودم که قرمزي غروب بهخاطر اينه که امام حسين روز عاشورا يه مشت از خون گلوش رو به طرف آسمون پرت کرده و از اون روز ديگه غروبا قرمز ميشه آسمون، خيلي وقتا صحنهي غروب رو ميديدم احساس عجيبي داشتم، ياد صحنهي عاشورا مي‌افتادم و دلم ميلرزيد” (مرد، 29 ساله، مجرد).

برخي از مشارکت‌کننده‌گان (6 نفر از 15 نفر) به نقش باورهاي ديني‌ در تسکين آلام ناشي از تجربه‌ي رنج در زنده‌گي اوليه‌شان اشاره کرده‌اند. تجربياتي نظير شکست در روابط عاطفي، ناملايمات اقتصادي تجربه‌‌ي شکست تحصيلي و… در واقع، در اين دوران دين به‌مثابه‌ي مجموعه‌اي از نمادهاي تأمين‌کننده‌ي معاني مقدس (هميلتون، 1390: 266) براي زنده‌گي مردمان در معنابخشي به اين تجربه‌ها و قرار دادن اين تجربه‌ها در بستري معنادار نقشي اساسي ايفا مي‌کرده و از اين طريق فرد را در تطبيق با واقعيات رنج‌آور ياري مي‌کرده است. يکي از دانش‌جويان اين تجربه را چنين روايت مي‌کند: “… هيچ‌وقت نمي‌گفتم چرا فلان اتفاق افتاد. مي‌گفتم حتمن يه حکمتي داشته که برا من قابل درک نيست. مي‌گفتم نمي‌شه همه چي رو درک کرد و اين‌جوري به خودم آرامش مي‌دادم. هر وقت اتفاقي برام مي‌افتاد که برام قابل درک نبود به خودم مي‌گفتم حتمن حکمتي داره و حتمن خروجي‌اش مثبته” (مرد، مجرد، 34 ساله). بنا به تعبير نادِل اين “الاهيات خوش‌بيني” (هميلتون، 1390: 268) باعث مي‌شود که فرد، دستي گشايش‌گر را در پس تمام اتفاقات زنده‌گي ببيند. در صفحات بعدي از نقشي که تجربه‌ي بحران در بروز نوگروي ديني ـ اعم از صعودي و نزولي ـ در دوره‌هاي بعدي زنده‌گي دارد سخن به ميان خواهد آمد.
به‌طور کلي، محيط اجتماعي‌اي که مصاحبه‌شونده‌گان در کودکي و نوجواني در آن رشد يافته‌‌اند به بيان خود آنان “محدود”، “بسته”، “سنتي” و “يک‌دست” بوده است؛ محيطي که زير يک چتر اعتقادي واحد، زيست‌جهان اجتماعي مشترکي را براي افراد فراهم مي‌آورده ست. آنان دين‌داري اعضاي خانواده‌ و نيز اجتماع خود را از نظر سطوح و اشکال دين‌داري يک‌سان و همگون توصيف کرده‌اند. پاي‌بندي ديني اعضاي خانواده ـ به‌ويژه والدين ـ بالا بوده و همين همگون بودن بافت ديني اجتماع، فرصت مواجه با افکار و عقايد ديني و غيرديني نو را از آنان سلب مي‌کرده است و لذا مي‌توان دين‌داري مشارکت‌کننده‌گان در زنده‌گي اوليه‌شان را به تأسي از فرهنگ ديني غالب در اجتماع آنان، پررنگ توصيف کرد. به بيان يکي از مشارکت‌کننده‌گان؛ “وقتي آدم در کنار خانواده زنده‌گي کنه فرصت زيادي نداره که به خودش فکر کنه؛ اون‌جا همه يه چيز رو به تو نشون مي‌دن؛ اين‌کارو بکن، اين کارو نکن، فلان کار بده و فلان کار خوبه. تو هم نمي‌توني متفاوت باشي و متفاوت فکر کني” (مرد، 29 ساله، متأهل). در بحث از ارزشها و الزامات کنوني مشارکتکنندهگان نشان داده خواهد شد که در هر کدام از وجوه دينداري، افراد به چه ميزان دچار تحول شدهاند اما نخست به عوامل و تجربياتي مي‌پردازيم که منجر به بروز اين تحولات شده است؛ دوره‌اي که با ورود به محيط دانش‌گاه و شهر تهران آغاز شده و معمولن چند سال به طول انجاميده است.

4-2 سفر از جهان سنتي به جهان مدرن
چه ميشود که افرادي با زمينهي فرهنگي و اعتقاديِ ديني، به سمت حيات غيرديني و يا دست‌کم حيات ديني متفاوتي حرکت ميکنند؟ سي رايت ميلز122 بر اين عقيده است که معنايي که فرد براي زندهگي معنوي قائل است وابسته به اتفاقات اجتماعي بيروني است و مجموعهاي از وقايع گذشته در صورت‌بندي وقايع جاري دخيل‌اند (ديليني، 1391: 9). به‌عبارت ديگر، رفتار انساني و واقعيت اجتماعي محصولي است که از دل وقايع به‌هم‌پيوسته در حوزه‌هاي رفتار و پديده برآمده است. اجتماعي‌شدن در يک بافت فرهنگي و اعتقادي يک‌دست و همگن، فرد را هر چه بيش‌تر با الگوهاي از پيش‌ تعيين ‌شده‌ي اعتقادورزي منطبق مي‌کند. در واقع، زيستن در يک زيست‌جهان اجتماعي واحد، مسير واحدي را براي کسب هويت ديني پيش روي افراد مي‌گذارد و از اين طريق فرهنگ دينيِ مسلّط در يک بافت سنتي بازتوليد مي‌شود.
چنان‌که در فصل پيشين اشاره شد، کليه‌ي مشارکت‌کننده‌گان در پژوهش حاضر از ميان افرادي انتخاب شده‌اند که خاست‌گاه شهري‌اي به‌غير از شهر تهران داشته‌اند و آن‌گونه که از گفته‌هاي خود آنان پيدا است، غلبه‌ي تفاسير سنتي از دين و يک‌دست بودن اجتماع ديني به نسبت محيط نسبتن مدرن تهران و محيط دانش‌گاه وجه مميزه‌ي اين دو محيط به‌لحاظ فرهنگ ديني بوده است. اما با ورود به يک بافت اجتماعي متکثر چه بر سر نظام باورهاي يک فرد مي‌آيد و در مواجهه با وضعيت مدرن کدام‌يک از وجوه دين‌داري سنتي تاب مي‌آورد، کدام‌يک ريزش مي‌کند و يا دست‌خوش تغيير مي‌شود؟ در اين قسمت، تلاش مي‌شود عوامل و تجربيات موجد تحول در پاي‌بندي ديني و نيز تأثير اين تجربيات و عوامل بر روي هر کدام از جنبه‌هاي دين‌داري افراد گزارش شود.
با قرار گرفتن در يک محيط به‌لحاظ ارزشي و اعتقادي متکثر، فرصت رويارويي با مشرب‌هاي فکري و نظام‌هاي انديشه‌گي و اعتقادي گوناگون براي افراد فراهم آمده و آنان خود را در ميان مردماني با ارزش‌ها و نگرش‌هاي مختلف، باز مي‌يابند. برخي از افراد در برخورد با اين تغييرات حالتي تدافعي به خود گرفته و تقريبن هيچ‌گونه تغيير جدي‌اي را در ارزش‌ها و اعتقادات خود تجربه نمي‌کنند (اين دسته از افراد خارج از حوزه‌ي مطالعه‌ي پژوهش حاضر هستند). برخي ديگر نيز معمولن با گذر زمان با برخي از جريان‌هاي نو هم‌راه شده و نظام باورهاي‌شان دچار تغيير مي‌شود. اين‌که چه عاملي سبب مي‌شود برخي افراد در محيطي واحد راحت‌تر از سايرين به يک چنين دگرگوني ارزشي و اعتقادي‌اي تن در دهند، به گمان پژوهش‌گر به عواملي نظير عمق ريشه‌هاي جامعه‌پذيري ديني اوليه و ارزش‌هاي دروني‌شده در فرد، ويژه‌گي‌هاي نوعي شخصيتي، سطح رشد شناختي و سبک تفکر فرد بسته‌گي دارد که البته در اين پژوهش نمي‌توان بدين پرسش پاسخي قطعي داد و به نظر مي‌رسد ارائه‌ي پاسخي قطعي به اين پرسش در گرو تحليل مقايسه‌ايِ عميقي درباره‌ي زنده‌گي افراد است123.
گفته شد که با قرار گرفتن در يک محيط اجتماعي متکثر، براي مردمان فرصت مواجهه با افکار، عقايد و ارزش‌هاي گوناگون را فراهم مي‌شود. در اين ميان، مواجهه دانش‌جويان با مظاهري از زنده‌گي مدرن که تا آن زمان براي آنان ناشناخته بود، منجر به بروز حالتي از سرگشته‌گي و تجربه‌ي تحيّر در حيات ذهني آنان مي‌گردد. به‌طوري که براي برخي از مشارکت‌کننده‌گان اين وضعيت مبدل به وضعيتي تنش‌زا مي‌گرديده است. يکي از دانش‌جويان مقطع دکترا مواجه‌‌اش با محيط مدرن تهران را چنين روايت مي‌کند:

“عزيمت‌اَم به تهران نقطه‌ي تحول زنده‌گيم و شخصيتم بود … با اومدنم به تهران يک‌سال و نيم دچار يک شوک فرهنگي شدم، 6 ماه اول دچار افسرده‌گي شدم، اصلن صحبت نمي‌کردم. تو اين دوره دائمن ظاهرم رو عوض مي‌کردم، نحوه‌ي حرف زدنم رو عوض مي‌کردم …” (مرد، مجرد، 29 ساله).

در اين مورد مشاهده مي‌شود که فرد در تلاش براي هم‌نوايي با فرهنگ غالب در محيط تهران و دانش‌گاه دست به تغيير جلوه‌هاي رفتاري خود مي‌زده است. يک چنين کشمکشي را بيش‌تر مشارکت‌کننده‌گان اين بار در وجوه اعتقادي و ارزشي خود گزارش داده‌اند. براي مثال، يکي از مشارکت‌کننده‌گان اين کشمکش را چنين وصف مي‌کند:

“کُلَن زنده‌گي خواب‌گاهي به تو اين فرصت رو مي‌ده که بحث کني با ديگران، حالا چه علمي و چه ديني. بحث‌هاي ديني و اخلاقي هم هميشه توي خواب‌گاه رواج داشته. وقتي ديگران همش منو به چالش مي‌کشيدن چيزهايي رو مي‌شنيدم که با عقايد من در تضاد بودن و اين بحث‌ها خيلي ذهن منو درگير مي‌کرد. من اولش در مقابل اين بحث‌ها مخالفت مي‌کردم و همش حرف خودمو مي‌زدم. يادمه اصلن بعضي وقت‌ها عصباني مي‌شدم. مثلن يه هم‌اتاقي داشتم که همش از علي [پيش‌واي اول شيعيان] انتقاد مي‌کرد و من عصباني مي‌شدم و حرف‌مون مي‌شد اون موقع، ولي کم‌کم برام عادي شدن و بعدن ديدم که خدايي خيلي از حرفاشون درسته. ديدم که نزاعم با مذهب‌هاي ديگه بي اساسه” (مرد، 28 ساله، مجرد).

در اين نقل‌قول نيز مشاهده مي‌شود که فرد در برخورد با عقايد دگرانديشان در ابتدا دست به مقاومت و مخاصمت مي‌زده اما چنين جزم و جمودي با گذر زمان در يک محيط متکثر تاب نياورده و فرد رفته‌رفته برخي از اين باورها و گرايش‌ها را که به مذاق فکري يا اعتقادي‌اش خوش‌تر آمده پذيرفته است. از آن پس، تعاريف ديني از واقعيت، در نبود تأييد دائمي اجتماعي و عمومي، خصلت قطعي خود را از دست ميدهند و در عوض به موضوعهايي انتخابي بدل ميشوند. باور ديني از اين پس حکم تجربهي جمعي را ندارد، بلکه بايد به‌صورت فردي به دست آيد .هم‌چنين، زنده‌گي در چنين بافت متکثري با گذشت زمان به افزايش تسامح و تساهل فرد نسبت به افکار و عقايد مخالف و هم‌زيستي آزاد‌منشانه با ديگر دانش‌جويان دگرانديش منجر شده است و اين فرآيندي است که ساير دانش‌جويان نيز هر يک به‌نحوي بدان اشاره کرده‌اند. هم‌چنين، به نظر ميرسد برخي از مصاحبهشوندهگان پس از ورود به محيط دانش‌گاه در اجتماعي‌شدن تجربهي ناموفقي داشته و دچار نوعي تعارض ‌مي‌شده‌اند. براي نمونه، يکي از مصاحبه‌شونده‌گان وضعيت خود را در سال‌هاي آغازين ورود به دانش‌گاه چنين توصيف ميکند:
“… يه جوري احساس ميکردم هنوز هيچي نيستم. دورهاي بود که ساعتها مي‌نشستم و فکر ميکردم من کيام و آدما چي از من برداشت ميکنن … چيزي که احساس کنم متعلق به منه واسم قابل تعريف نبود. اين وضعيت خيلي آرامشم رو ازم گرفته بود …. تو اون دوره دوست داشتم يه برچسبي به من چسبونده بشه. مثلن، چه ميدونم! برچسب مارکسيست يا آدم مذهبي يا هر چيز ديگه به من چسبونده بشه… دوست داشتم به يه جايي تعلق داشته باشم اما نداشتم، دوست داشتم منو به يه چيزي بشناسن” (زن، مجرد، 26 ساله).
البته نبايد چنين پنداشت که اين تنها محيط دانش‌گاه است که چنين بستري را براي تحول در نظام باورهاي افراد فراهم مي‌کند. در واقع، محيط اجتماعي شهر تهران سهم به‌سزايي در آشنا ساختن دانش‌جويان با مظاهر زنده‌گي مدرن و شيوه‌هاي کنش غيرسنتي داشته است124. نتايج نشان مي‌دهد که دين‌داري سنتي مشارکت‌کننده‌گان که ديرزماني در محيط محدود شهرستان و درون مدرسه و خانواده نيرومند بوده است، در جهان مدرن تاب نمي‌آورد و در مواجهه با سبک‌

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره مفهوم خدا Next Entries تحقیق درباره تعدد زوجات، صدق و کذب، سبک تفکر