تحقیق درباره رشد شرکت، اقلام تعهدی، قلام تعهدی

دانلود پایان نامه ارشد

برون سازمانی، مدیران ارشد شرکت ها هستند، مسئول مدیریت سود در شرکت ها نیز مدیران ارشد شرکت ها می باشند. به علاوه در تئوري «مدیریت افشاي مالی شرکتی»، به خروجی افشاي شرکت به دید تابعی از چندین متغیر از جمله ساختار داخلی شرکت و سیاست ها نگریسته می شود و در این تئوري بر نقش کلیدي مدیران ارشد در تعیین موقعیت افشاي شرکت تاکید می شود: «وضعیت افشا تحت تأثیر و تأثیرگذار بر چندین عامل سازمانی داخلی است از جمله «تاریخچه شرکت، عملکرد مالی آن، شخصیت و ترجیحات مقامات اجرایی آن»(گیبینز وهمکاران،1990). مدیریت موظف است، علاوه بر سود هر سهم ارائه‌شده از طریق صورت‌های مالی، برآورد آتی از دورنمای شرکت را در قالب سود هر سهم پیش‌بینی‌شده در اختیار استفاده‌کنندگان بگذارد. تصمیم‌گیری صحیح سبب می‌شود، سرمایه‌گذار به انتظارات خود دست‌یافته و شرکت نیز با ارائه اطلاعات درست و به موقع بتواند اعتماد استفاده‌کنندگان را جلب کند (بهرامیان، 1385).
بیان موضوع تحقیق
سود یکی از اقلام مهم و اصلی صورت‌های مالی است که توجه استفاده‌کنندگان را به خود جلب کرده است. سرمایه‌گذاران، اعتباردهندگان، مدیران، کارکنان شرکت، تحلیل گران، دولت و سایر استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی از سود به عنوان مبنایی جهت اتخاذ تصمیمات سرمایه‌گذاری، اعطای وام، سیاست پرداخت سود، ارزیابی شرکت‌ها، محاسبه مالیات و سایر تصمیم‌های مربوط به شرکت استفاده می‌کنند (مشایخ و شاهرخی، 1386).
سود پیش‌بینی‌شده توسط شرکت‌ها باید اطلاعات منطقی، قابل‌اتکا و به موقع فراهم کند تا موجب بهبود تصمیم‌گیری استفاده‌کنندگان از گزارش‌های مالی شود. روش‌های مختلفي براي پیش‌بینی سود هر سهم وجود دارد که عمده‌ترین آن‌ها شامل پیش‌بینی به وسيله مديران، تحليل گران و استفاده از مدل های سري زماني است (رولاند1، 1978). نتایج اکثر تحقیقات نشان می‌دهد پیش‌بینی مدیران یا تحلیل گران نسبت به پیش‌بینی بر اساس مدل های سری زمانی دقیق تر است (مشایخ و شاهرخی، 1386؛ کرگ و مالکیل2، 1968؛ رولاند، 1978). از آن جا که مدل های سری زمانی عملکرد سال‌های گذشته را مبنای پیش‌بینی سود قرار می‌دهند از دقت لازم برخوردار نیستند، اما سود پیش‌بینی‌شده توسط مدیریت بازتابي از پروژه‌های مديران است كه بر ارزيابي دورنماي تجاري شركت مبتني و از سوي ديگر كمی و تحقيق پذير است به همین دلیل از دقت بالایی برخوردار است (خلیفه سلطانی و همکاران، 1389). دقت پیش‌بینی تحلیل گران نیز تحت تأثیر عوامل مختلفي است؛ بوليگر3 (2001) نشان داد كه دقت پیش‌بینی تحليل گران باتجربه آن‌ها و همچنين تعداد شرکت‌هایی كه تحليل می‌کنند، رابطه مستقيم دارد. میزان اطلاعات افشاشده براي مشارکت‌کنندگان بازار نیز بر دقت پیش‌بینی سود تحلیل گران تأثیر می‌گذارد. در مجموع شرکت‌هایی که اطلاعات بیشتري براي استفاده‌کنندگان خارجی منتشر می‌کنند داراي دقت پیش‌بینی سود بیشتري هستند (ساربان‌ها و آشتاب، 1387).
پیش‌بینی سود توسط مديريت، نوعي افشاي اجباري است كه اطلاعاتي درباره سود مورد انتظار هر شركت خاص ارائه می‌کند و جنبهاي كليدي از افشا به شمار مي رود (هرست4 و همکاران، 2008). در كشور ايران، بورس اوراق بهادار تهران در سال 1376 طبق بخشنامهاي شرکت‌ها را ملزم به ارائه سود هر سهم واقعي سه ماهه و سود هر سهم برآوردي سالانه كرد. بند چ از ماده 5 آئين نامه افشاء اطلاعات شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس در سال 1381 شرکت‌ها را ملزم به ارائه پیش‌بینی سود هر سهم در پايان هر سه ماه، حداكثر 20 روز بعد از پايان دوره سه ماه كرده است (مشایخ و شاهرخی، 1386).
يكي از ابزارهاي تعامل مديران شرکت‌ها با بازار و استفاده‌کنندگان اطلاعات مالی، ارائه اطلاعاتي در مورد پیش‌بینی سود شركت است كه بدين وسيله شرکت‌ها می‌توانند رفتار بازار را تحت تأثیر قرار دهند. از آنجا كه بسياري از تحليل گران مالی و سرمایه‌گذاران با توجه به پیش‌بینی‌های مدیریت تصمیم‌گیری می‌کنند و سودهاي پیش‌بینی‌شده توسط مديريت در ارزيابي شرکت‌ها و تأثیرگذاری بر قيمت سهام شرکت‌ها معيار بااهمیتی است (کاچ5،2001) باید انتظار داشت مدیران در پیش‌بینی‌های خود نهایت دقت را به عمل آورند (نمازی و شمس الدینی، 1385).
پژوهش انجام‌شده توسط براون6 (1988) نشان داد كه مديران به منظور افزايش دقت پیش‌بینی‌ها از اقلام تعهدي به عنوان ابزاري جهت راست نمايي پیش‌بینی‌ها استفاده می‌کنند. نتايج پژوهش‌های انجام‌شده توسط راگرس و همكاران7 (2005) و گانگ و همكاران8 (2009) نیز بيانگر وجود ارتباط مستقيم و معنی‌دار بين اقلام تعهدي و خطاي سود پیش‌بینی‌شده به وسيله مديران است. از آنجايي كه هم پیش‌بینی سود و هم ايجاد اقلام تعهدي هردو دربردارنده درجه زيادي از ذهن‌گرایی مديريت است، اشتباهات موجود در برآوردهاي تجاري مديريت به احتمال زيادي هم در پیش‌بینی سود و هم در اقلام تعهدي آشكار می‌گردد. ارتباط مثبت بين خطاي سود پیش‌بینی‌شده به وسیله مديران و اقلام تعهدي تا زماني وجود دارد كه دو شرط حفظ شود: اولاً در محيط عملياتي عدم اطمينان وجود داشته باشد تا جايي كه مديران به طور اجتناب‌ناپذیری خطاهايي در برآورد چشم‌انداز تجاري شركت مرتكب شوند. ثانياً، مديران در خصوص انتقال اين برآوردهاي ذهني درباره چشم‌انداز تجاري از طريق اقلام تعهدي و سود پیش‌بینی‌شده، داراي انعطاف باشند. به عبارت دیگر، این انعطاف‌پذیری به مدیران امکان می‌دهد که رویه‌های حسابداری را به منظور رسیدن به آستانه‌های سود، انتخاب کنند. بنابراين، تفاوت در عدم اطمينان عملياتي و انعطاف‌پذیری گزارشگري مديريت داراي آثار قابل پیش‌بینی بر ارتباط بين خطاي پیش‌بینی سود و اقلام تعهدي بود (گُنگ و همکاران، 2009). به نظر چانگ و همكاران9 (2008) اطلاعات مربوط به پیش‌بینی‌های مديران نقش مهمي در كاهش عدم تقارن اطلاعاتي موجود بين مديران و سرمایه‌گذاران بازي می‌کند. این نتیجه حاکی از آن است که سود پیش‌بینی‌شده توسط شرکت‌ها داراي محتواي اطلاعاتی و کارایی بوده و از این جهت اهمیت پیش‌بینی سود حسابداري به دلیل نقش و تأثیر آن در تصمیم‌گیری‌های استفاده‌کنندگان به ویژه سرمایه‌گذاران بارزتر می‌شود.
بايد توجه داشت كه افراد در جامعه به طور ذاتي درصدد افزايش منافع شخصي خود هستند و مديران نيز از اين قاعده مستثني نبوده و علاقه مند که در راستاي حداكثر كردن منافع شخصي و تثبيت موقعيت شغلي خود، تصوير مطلوبي از وضعيت مالي واحد تجاري به سهامداران و ساير افراد ذينفع ارائه نمايند. مشكل اينجاست كه در برخي موارد الزاماً افزايش ثروت مديران در راستاي افزايش منافع ساير ذينفعان از جمله سهامداران نيست. در حقيقت اين امر بيانگر عدم همسويي ميان منافع مديران و ساير گروه‌های ذينفع در واحد تجاري می‌باشد. لذا با در نظر گرفتن تئوري تضاد منافع ميان مديران و مالكان، مديران واحدهای تجاري می‌توانند از انگيزه لازم براي مديريت سود به منظور حداكثر كردن منافع خود برخوردار باشند. در صورتي كه مديريت سود با اهداف فرصت‌طلبانه توسط مديران انجام شود، در آن صورت شرکت‌هایی كه هزینه‌های نمايندگي بيشتري دارند، مديريت سود بالايي را نشان خواهند داد. به عبارتي ديگر، ميزان مديريت سود با شدت تضاد نمايندگي رابطه مثبتي دارد؛ اما در صورتي كه مديريت سود در جهت منافع شخصي مديران نباشد، در آن صورت انتظار مي رود كه شرکت‌های داراي هزینه‌های نمايندگي بالا، از مديريت سود پاييني برخوردار باشند، به خاطر اينكه مديران مديريت سود را در جهت منافع شخصي خود انجام نمی‌دهند (پرنسیت10 و همکاران، 2008).
بر اساس مطالعات انجام گرفته مهم‌ترین انگیزه‌های مدیریت سود عبارت‌اند از انگیزه‌های پاداش، انگیزه‌های سیاسی، انگیزه‌های قرارداد بدهی (واتس و زیمرمن11، 1986)، انگیزه‌های مالیاتی (پورحیدری و افلاطونی، 1385) و تغییر مدیریت (ولز12، 2002؛ گادفری13 و همکاران، 2003؛ ویلسون و وانگ14، 2010).
هنگامی که شرکت‌ها دچار تغییر مدیریت می‌شوند، احتمالاً مدیریت جدید شرکت به گزارش زیان بیشتر یا کمتر نشان دادن سود، تمایل نشان می‌دهد؛ زیرا یکی از دلایل اصلی تغییر مدیریت قبلی عملکرد ضعیف شرکت بوده است و با مبادرت به چنین عملی اوضاع برای مدیر جدید تغییر چندانی ن کرد. مدیریت جدید با اقداماتی نظیر تهاتر دارایی‌ها، انتقال درآمدها و سود به سنوات آتی، شناسایی هزینه‌های مرتبط با سال‌های آتی، دست‌کاری اقلام تعهدی اختیاری و غیره، سود سال جاری را کاهش و احتمال گزارشگری سود در آینده را افزایش می‌دهد. در سال تغییر مدیریت به منظور پایین آوردن مبنای مقایسه‌ای سال بعد از تغییر، نسبت دادن عملکرد ضعیف به مدیران پیشین و سرزنش آن‌ها، مدیریت منفی سود قابل پیش‌بینی است. در سال بعد از تغییر مدیریت با توجه به این موضوع که قراردادهای پاداش و حق‌الزحمه با توجه به عملکرد سال بعد از تغییر مدنظر قرار می‌گیرد؛ مدیریت افزایشی سود رخ می‌دهد که اصطلاحاً به این پدیده «شستشوی سود15» می‌گویند.
از جمله عوامل موثر بر دقت پیش‌بینی سود اندازه شرکت، رشد شرکت، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار حقوق صاحبان سهام، افق پیش‌بینی، بحران مالی و عملکرد مالی شرکت می‌باشد. شرکت‌هایی که اندازه بزرگ‌تری دارند نسبت به شرکت‌هایی که اندازه آن کوچک‌تر است، پیش‌بینی سود دقیق‌تری دارند، زیرا شرکت‌های بزرگ‌تر کنترل بیشتری بر ساز و کارهای بازار دارند. شرکت‌های بزرگ‌تر نسبت به نوسان‌های اقتصادی از شکنندگی و حساسیت کمتری برخوردار هستند؛ ولی معمولاً شرکت‌های کوچک‌تر نسبت به تغییرات شرایط اقتصادی محیطی از شکنندگی بیشتری برخوردارند، بنابراین انتظار می رود سود پیش‌بینی‌شده شرکت‌های کوچک‌تر نسبت به شرکت‌های بزرگ‌تر از دقت کمتری برخوردار باشد. هم چنین از آن جایی که اندازه شرکت به میزان قابل‌ملاحظه‌ای به اقلام تعهدی اختیاری مربوط است و شرکت‌هایی که از نظر اندازه بزرگ هستند با دقت بیشتری توسط سرمایه‌گذاران و تحلیل گران مالی دنبال می‌شوند، در نتیجه مدیران آن‌ها انگیزه بیشتری برای اجتناب از اشتباهات بزرگ در پیش‌بینی سود از طریق دستکاری اقلام تعهدی اختیاری دارند.
یکی از معیارهای رشد شرکت، تغییرات فروش است که تابع محیط عملیاتی شرکت‌ها می‌باشد. این محیط سرشار از نوسان است. با در نظر گرفتن این نوسان‌ها و عدم اطمینان در محیط عملیاتی شرکت‌ها، فروش دچار نوسان شده و پیش‌بینی‌های مدیران نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.
معمولاً آخرین پیش‌بینی سود هر سهم نسبت به اولین پیش‌بینی دارای انحراف کمتری با سود واقعی است؛ بنابراین هرچه فاصله زمانی بین روز پیش‌بینی و روز گزارش سود کمتر باشد دقت پیش‌بینی سود افزایش می‌یابد.
نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار حقوق صاحبان سهام بیانگر فرصت رشد در عملیات شرکت می‌باشد. ارزش شرکت‌های دارای رشد بالا به طور گسترده به جریان‌های نقدی مورد انتظار آتی بستگی دارد و همزمان خطای پیش‌بینی سود نیز با قابلیت رشد شرکت افزایش می‌یابد، زیرا فرصت‌های رشد بلندمدت بر اقلام تعهدی اختیاری اثر دارد.
مدیران شرکت‌هایی که دارای بحران مالی هستند از انگیزه بیشتری جهت فراهم ساختن پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه به منظور برآورده ساختن انتظارات بازار نسبت به سود برخوردارند.
مدیران شرکت‌هایی که دارای مشکلات مالی و عملکرد مالی ضعیف هستند به منظور انعکاس مناسب عملیات شرکت اقدام به پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه سود می‌کنند.
حال اگر سود پیش‌بینی‌شده توسط شرکت‌ها از دقت کافی برخوردار نباشد موجب نگرانی، سردرگمی و پایین آمدن امنیت سرمایه‌گذاری در بازارهای سرمایه شد و چه بسا بسیاری از سرمایه‌گذاران به دلیل نوسان‌های شدید سود و به ویژه انحراف‌ها و نوسان‌های منفی و به دلیل اتکا بر اطلاعات منتشره دچار ضرر و زیان‌های بسیاری شوند.
با عنایت به اینکه ارزیابی دقت پیش‌بینی سود یکی از مسائل مهم پیش روی سرمایه‌گذاران به منظور سرمایه‌گذاری در سهام مورد نظر محسوب می‌شود، پژوهش حاضر در صدد پاسخ‌گویی به این سؤال است که آیا تغییر هیئت‌مدیره بر دقت پیش‌بینی سود تأثیر دارد؟
اهدا

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره مدیریت سود، هیئت مدیره، خطای پیش بینی سود Next Entries تحقیق درباره مدیریت سود، اقلام تعهدی، قلام تعهدی