تحقیق درباره رجوع جاهل به عالم

دانلود پایان نامه ارشد

اصلي و دومي در خلقتش زائد است ، حکم او به آن ملحق ميشود”.951
6ـ اثبات شرايط و شناخت افضل و اعلم براي منصب قضاوت: يکي از راههاي اثبات اجتهاد و اعلميت، شهادت دو شاهد عادلي است که اهل خبره باشند، مثل شناخت اصل اهليت. 952پس “اجتهاد (قاضي) از طريق علم… براي کسي که اهل خبره است، ثابت ميشود”.953در کتاب القضاء نيزآمده است: “در تعيين اعلم براي منصب قضاوت، مثـل شنـاخت اصل اهليـت و اجتهـاد، اگـر به شهادت اهل خبـره ممکن باشد، به ايشان رجوع ميشود”.954
7ـ در خصوص امّ ولد شدن: براي ام ولد شدن کنيزي که چيزي از او ساقط شده است، فقهاء گفتهاند: بايد “چهار زن از اهل خبره شهادت بدهند چيزي که از او ساقط شده اصل خلقت آدمي را داشته ولو اينکه مضغه بوده باشد”.955 شيخ طوسي نيز ميفرمايد: “اگر جسدي را وضع کند که در آن نشانه و علامت ظاهري(خلقت آدمي) را ندارد وليکن قابلهها بگويند که نشانههاي باطني و پنهاني دارد، همچنان احکام (امّ ولد) به آن زن تعلق خواهد داشت. براي اين که مرجع در (تشخيص) آن قابلههاي داراي خبرويت و معرفتي هستند که به تحقيق، شهادت به ولد بودن آن دادهاند”.956
8ـ رجوع به کارشناس تقسيم اموال شرکاء (قاسم): قاسم کارشناس تقسيم اموال است که يا از سوي امام منصوب ميشود و يا با رضايت شرکاء.
9-رجوع به مترجم: براي ترجمهي اظهارات اشخاصي که با اشاره سخن ميگويند به مترجم مراجعه ميشود.
گفتار ششم: فقه الجزاء
در فقه، حاکم( قاضي) براي تشخيص ميزان جنايت وارده بر اعضاء، زوال منافع، جراحات و شکستگيها و امکان استيفاء قصاص به اهل خبره رجوع ميکند. البته در حکم به ديه براي جراحتها و شکستگيهاي اعضاي بدن، حاکم بايد ابتدا صبر کند تا جراحات و شکستگيها خوب شود، سپس به اهل خبره مراجعه کند.957 موارد رجوع به خبره به شرح ذيل ميباشد:
1ـ ديهي مو و ريشها: “در ديهي موي سر تشخيص اين که موي مجنيعليه ميرويد يا نه، با کارشناس و اهل خبره است”.958 در ديهي ريشها نيز اگر به واسطهي جنايتي از بين برود و اهل خبره بگويند در هر حال ميريزد، ارش متعين خواهد شد.959
2ـ جنايت بر دندان: در جنايتي که موجب افتادن دندان ميشود “اگر دوباره درنيايد، از اهل خبره سؤال ميشود. اگر ايشان قائل بودند که دوباره در آمدن آن تا فلان زمان طول ميکشد، نااميد نميشود و به همان مقدار انتظار ميکشد… “.960 “چنانچه نصف دندان شيري را بشکند يا اگر از غير موضع قصاص بشکند، قصاص نميشود مگر اينکه اهل خبره حکم کنند که در صورت قصاص، از کنده شدن دندان در امان ميماند”.961
” در جنايت بر دندان، چنانچه دندان سفيد مجدّداً برويد، اما بعد سوراخ شده و سپس سياه برويد، اگر اهل خبره بگويند که اين سياهي به خاطر بيماري و مرض نيست، پس بر قالع ديه است واگر بگويند که به علت بيماري و مرض ميباشد، بر قالع حکومت است”.962 همچنين “اگر به واسطهي جنايتي، دندان معيوب شود و اهل خبره بگويند در هر حال ميافتد، ارش در همان زمان ثابت ميشود”.963
3ـ تشخيص از بين رفتن حس چشايي: در صورت وجود اختلاف ميان مجنيعليه و جاني در خصوص از بين رفتن حس چشايي “…اگر تشخيص حال (مجنيعليه) با وسايل جديد ممکن باشد به دو کارشناس عادل مراجعه کنند…”.964
4ـ تشخيص از دست دادن حس بويايي: در تشخيص از دست دادن حس بويايي “اگر کشف واقعيت در زمان ما به وسايل جديد ممکن باشد، به اهل خبره مراجعه ميشود. البته بايد احتياطاً عدالت اهل خبره و تعدد آنان را در نظر گرفت، اگر دو نفر شاهد عادل ازاهل خبره شهادت دهند، طبق شهادت آن دو عمل ميشود”.965
5ـ تشخيص از بين رفتن حس شنوايي: اگراهل خبره دراينباره عقيده بر اين داشتند که (مجنيعليه صبر کند) مدتي صبر ميکند، و چنانچه شنوايي باز نگردد، ديه را مطالبه خواهد کرد.966 در صورت انکار جاني نيز “ممکن است براي روشن شدن وضع به کارشناس متخصص گوش مراجعه کنند”.967 “البته به شرطي که (اهل خبره) مورد وثوق آنان باشد و احتياط در تعدد متخصص و عدالت آن دو است”.968
6ـ تشخيص از بين رفتن نور چشم: در تشخيص از بين رفتن نور چشم به اهل خبره مراجعه ميشود. فقهاء معتقدند که درجنايات عمدي به دو مرد عادل خبره و درجنايات خطائي و شبه عمد به يک مرد و دو زن خبره رجوع ميشود.969 اهل خبره در اينکه آيا اميدي به بازگشت نور چشم هست يا خير، اظهار نظر ميکنند. صاحب جامعالمدارک ميگويد: “گاهي قبول شهادت مستند به حدس و ظن حاصل از بعضي قراين، قابل تأمل است”.970
7ـ تشخيص دست اصلي از زايد: “تشخيص اين که کداميک (دست) اصلي و کدام زايد ميباشد با اهل عرف و يا با اهل خبره است و در دست زايد، حکومت (ارش) است”.971
8ـ جنايت بر سينه ها و قطع شير: “در جنايت بر سينههايي که قبلاً در آن شير نبوده چنانچه وقت نزول شير، شير از آنها نيايد و نظر اهل خبره اين باشد که اين به واسطهي جنايت است، جاني بايد حکومت (ارش) بپردازد”.972
9ـ زوال عقل: ” اگر اهل خبره حکم به زوال عقل حکم کنند، منتظر ظاهر شدن حال مجنيعليه مانده، اگر زوال عقل استمرار داشته باشد، جاني بايد ديه بپردازد …”.973 براي معتبر بودن قول اهل خبره، امام خميني ميفرمايند: “بنا بر احتياط، هم عدالت معتبر است و هم اينکه دو نفر باشند”.974
10ـ ساييدگي کف دست: “اگر انگشتان قطع شدهي مجنيعليه مداوا شده، (اما) کف دست وي ساييده شود و جاني ادعا کند اين ساييدگي به واسطهي درمان بوده و مجنيعليه مدعي ساييدگي به علت قطع (انگشتان) باشد، قول جاني با شهادت اهل خبره مقدّم ميشود”.975
11ـ سقط جنين: اگر از زن حامله به واسطهي جنايتي چيزي سقط شود، مرجع تشخيص در آنچه ساقط شده، اهل خبره است. نظر فقهاء بر آنست که “… فقط با حکم اهل خبره به اينکه آنچه ساقط شده، اصل خلقت آدمي را دارد، ديه واجب خواهد بود”.976 همچنين در مورد سقط جنيني که روح در آن حلول کرده، در صورتي ديه بر جاني است که “…جاني عالم به زنده بودن جنين باشد ولو به اينکه دو شاهد عادل از اهل خبره شهادت دهند …”.977
حال اگر به واسطهي جنايتي بر زن حامله وقوع سقط جنين به تأخير افتد، “چنانچه اهل خبره شهادت دهند که او جنين را خواهد انداخت، جاني بايد نصف ديه را بپردازد…”.978
12- تشخيص جراحت جائفه:979 اگر مجنيعليه ادعا کند که سر نيزه داخل بدنش فرو رفته،
“بيّنهاي از ارباب خبره… به آنچه که او ادعا ميکند، شهادت ميدهند”.980
13- امکان استيفاء قصاص به تشخيص اهل خبره: اگرجاني دست را از مفصل شانه قطع کند، يعني کتف را در آورده و استخوان شانه را بيرون بياورد، از اهل خبره سؤال ميشود، اگر دو ثقه (مورد اطمينان) از اهل خبره به امکان استيفاء بدون اينکه منجر به جائفه شود حکم کنند، قصاص استيفاء مي شود، والا بايد ديه را مطالبه کند.981
در مثالي ديگر در امکان استيفاء قصاص از دست فلج جاني در مقابل قطع دست صحيح مجنيعليه، چنانچه اهل خبره حکم کنند که در صورت قطع دست فلج جاني، وي از تلف در امان نميماند، قطع نميکنند.982 “اما اگر اهل خبره بگويند بهبود مييابد، دست فلج قطع ميشود”.983
14- تشخيص حوامل براي پرداخت ديه: يکي از چيزهايي که جاني به عنوان ديه ميتواند بپردازد، حوامل (شتران حامله) است… که “در(تشخيص) وجود حمل به اهل خبره مراجعه ميشود”.984
مبحث سوم : موارد و مصاديق رجوع به خبره در اصول فقه
در اصول فقه رجوع به مجتهد (در تقليد)، لغوي و رجالي از نمونههاي رجوع به خبره و کارشناس است .
در حجيت نظر مجتهد به عنوان کارشناس فقهي و شرعي نسبت به مقلدين اتفاق نظر وجود دارد، اما حجيت قول لغوي و رجالي و شرايط ايشان مورد اختلاف واقع شده است. در ادامه هر يک از اين موارد، جداگانه مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
گفتار اول : رجوع به ” مجتهد ” (تقليد)
مجتهد، خبره و کارشناس مسائل شرعي است (که تعريف آن قبلا گذشت) و تقليد از مجتهد از مصاديق رجوع به خبره ميباشد.
1-تعريف اصطلاحي تقليد985:
1- “عمل به قول غير بدون حجت است”.986
2- تقليد عبارت است از “گرفتن گفتار ديگري (اگر مشافهة باشد) يا رأي و نظر ديگري (اگر غيرمستقيم و از طريق رساله باشد) و هدف از اين أخذ و قبول قول يا رأي ديگري آن است که اگر مسأله از مسائل عمليه و فروع فقهي است، بدان عمل کند، و اگر از مسائل عقيدتي است به آن معتقد و ملتزم شود و تسليم قلبي پيدا کند”.987
در تعريف اوّل، تقليد برخود عمل اطلاق شده، امّا در تعريف دوم تقليد مقدم بر عمل و در مقابل اجتهاد است.
تقليد به معناي رجوع به اهل خبره، امري فطري براي انسان است؛ زيرا يک نفر به تنهايي فرصت ندارد تا در هر آنچه که در زندگي مورد نياز اوست، مجتهد شود؛ پس بناي عقلاء از افراد اجتماع بر رجوع به اهل خبره است. 988
2ـ مباني رجوع به مجتهد:
مباني رجوع به مجتهد ، همان مباني رجوع به خبره است:
1ـ1آيات:
* “شايسته نيست مؤمنان همگى (بسوى ميدان جهاد) كوچ كنند; چرا از هر گروهى از آنان، طايفه‏اى كوچ نمى‏كند (و طايفه‏اى در مدينه بماند)، تا در دين (و معارف و احكام اسلام) آگاهى يابند و به هنگام بازگشت بسوى قوم خود، آنها را بيم دهند؟! شايد (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خوددارى كنند! “989
به حکم اين آيه چون انذار واجب است، قبول فتوي ( تقليد ) نيز واجب ميباشد.
* “اگر نمى‏دانيد، از آگاهان بپرسيد (تا تعجب نكنيد از اينكه پيامبر اسلام از ميان همين مردان برانگيخته شده است)”.990
1-2 روايات:
اخباري که بر وجوب پيروي از علماء و يا لزوم تقليد از فقهاء جامع شروط دلالت دارند، اخباري که منطوقاً از قول به غير علم و فتواي بدون تحقيق منع کرده است و اخباري که مستقيماً بر اظهار علاقه و محبت امام نسبت به مفتيان اصحابش دلالت دارند.991
1-3عقل و سيرهي عملي عقلايي:
“از دلايل صحت تقليد جاهل992 از مجتهد اموري است که يکي از آنها جريان سيرهي عمليهي عقلانيه بر عمل به قول اهل خبره و اطلاع در هر علم و فني است بدون مطالبهي دليل از ايشان.993 به عبارت ديگر بنابر (قاعدهي رجوع جاهل به عالم) بايد به مجتهد مراجعه کرد؛ “(زيرا) مجتهدي که فتوا ميدهد به خاطر آنکه ثقهي خبير است، قولش طريقي به احکام شرعيه ميباشد”.994 البته برخي معتقدند: “قبول قول مستفتي(مجتهد)، (به اين دليل) است که قولش از ساير طرق نسبت بهمقلد به واقع نزديکتر است نه از باب اين که وي اهل خبره ميباشد”.995
گفتار دوم : رجوع به “خبره” براي اثبات اجتهاد
فقهاء براي اثبات اجتهاد، اعلميت و حتي عدالت مجتهد طرقي را ذکر کردهاند و در هر يک از اين طرق ” خبرويت” و يا “رجوع به خبره” به نوعي شرط است:
1- علم وجداني: مقلد خود اهل خبره بوده و به اجتهاد شخص علم داشته باشد، البته لازم نيست که حتماً مجتهد باشد.996
2- شهادت دو عادل خبره997در تشخيص اصل اجتهاد واعلميت.998 “در تقليد از مجتهد اخباري يا اصولي که عوام نميتوانند بين آن دو را تمييز دهند بايد از هر کدام که اهل خبره او را اعلم ميدانند، تقليد نمود”.999و “(اگر) معلوم شوداز کساني که از اعلم پرسيده اهل خبره نبودهاند، بايد مجدداً فحص کند”. 1000
الف) مقصود از خبره بودن بيّنه:
احتياط آن است که دو شاهد عادل، اهل خبرهي مجتهد باشند و از قولشان اطمينان و وثوق حاصل شود.1001 و يا چنانچه مجتهد نيست، قريب به اجتهاد باشد.1002 البته “(قبول) شهادت يک نفر (مرد) خبرهي ثقه که از( قول) او اطمينان حاصل شود، بعيد نيست”.1003 هر چند زماني ميتوان اخبار و شهادت ثقهي واحد را يکي از طرق اثبات اجتهاد دانست که از روي حس باشد. “و استناد او به حدس و تخمين کفايت نمي کند”.1004
ب) شرط قبول شهادت دو عادل خبره:
فقهاء قبول شهادت اهل خبره را مشروط بر آن ميدانند که با شهادت دو عادل ديگر (خبره) به نفي اجتهاد (يا اعلميت) در تعارض نباشد.1005 و در صورت تعارض و وجود مرجّح، شهادت آنکه در خبرويت قويتر است، قبول شده و در صورت تساوي و نبود مرجّح ، تخيير حاکم است.1006
در صورت تعذّر يا توقف اهل خبره، احتياط آنست که به قولي عمل شود که از ميان اقوال ديگر بيشتر به احتياط نزديک است. 1007

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره طلاق بائن Next Entries تحقیق درباره رجوع جاهل به عالم، استعمال لفظ، حمل و نقل