تحقیق درباره ديني، دين‏داري، دانش‏جويان

دانلود پایان نامه ارشد

اعتقادات خود تجديد نظر مي‌کند؛ خواه در مسير تقويت آن‌ها و خواه در مسير تضعيف آن اعتقادات” (خضرائي، 1388).
نوگروي حاد نيز بهمعني “بروز تغيير بنيادين در نظام اعتقادي و حرکت از يک نظام اعتقادي به نظام اعتقادي ديگر است” (همان). شکل تام نوگروي را براي مثال ميتوان در تغيير نظام باورها و جهانبيني يک يهودي محافظهکار که به مسيحيت بنيادگرا گرويده و يا يک هندوي به اسلام گرويده، مشاهده کرد.
اما به لحاظ کاربست اوليهي نظريات موجود در زمينهي نوگرويِ ديني، از خلال “تحول در نظام باورهاي فردي”، “تجربيات فردي”، “روابط اجتماعي” و “مسيرهاي هويتيابي افراد” (McGuire, 1981: 61)، ميتوان سه گذر عمده را فرارو نهاد. گذر نخست، گذري روانشناسانه است که بر نقش عوامل شخصيتي و فردي در بروز نوگروي ديني تأکيد ميکند. در اين چشمانداز، عواملي نظير بحرانهاي شخصي، تجربيات ديني و مکاشفات فردي، حالات نفساني، تحولات شناختي، تيپهاي شخصيتي، سطح هوشمندي معنوي، انگيزههاي فردي مبتني بر پاداش و خسارت و… در تبيين نوگروي ديني استفاده مي‌شود. ديگري، گذري جامعهشناسانه است که بر نقش جامعهپذيري ديني، شبکههاي روابط، ساختارهاي اجتماعي، مسيرهاي هويت‌يابي ديني، تکثر ارزشي، جهانيشدن، بحران‌ها و محروميت‌هاي اجتماعي و… در بروز نوگروي ديني تأکيد ميکنند. در هر دو اين گذرها بر نقش عوامل اجتماعي و فردي تأکيد مي‌شود و خلاصه بيش‌تر “علت” دارند تا “دليل”. اما شکل سه‌ومي از نوگروي را مي‌توان از دو حالت مذکور متمايز کرد؛ در اين حالت که گذري است معرفتي، فرد مي‌کوشد از طريق مداقه، تفکر، تحليل و تحقيق در معتقدات خويش بازانديشي کند و خلاصه بيش‌تر “دليل” دارند تا “علت”. در حالي که پارهاي از نظريات، وزن بيش‌تري را به هر کدام از جنبه‌هاي مذکور ميبخشند، به نظر ميرسد در اين زمينه مدلي مناسب است که بنا بر واقعيت تجربي به هرسه‌ي اين جنبهها پرتو بيافکند، بدون اينکه تأکيدي بيشازحد بر يکي از آنها روا دارد. در اين پژوهش سعي شده است با عطف توجه به هر سه چشم‌انداز بالا، نقش هرکدام از عوامل فردي و اجتماعي در بروز نوگروي توضيح داده شود.
2-2-3 تعريف مفهومي معنويتهاي نوپديد
طي ديدگاه‌هاي گوناگوني که از دههي 70 با ظهور و شناخت پديدهاي با عنوان “جنبشهاي نوين ديني” (NRM)78 در جامعهشناسي آمريکا مطرح شد مباحثات زيادي بر سر تعبير و تفسير اين پديده به راه انداخته شد. براي برخي، اديان و معنويتهاي نوپديد نتيجهي طبيعي بسط و گسترش تغييرات ديني در عصر حاضر هستند (Eliade, 1987: 390) اما به نظر ميرسد دايرهي تعابير و تفاسيري که از معنا و اهميت آن ميشود بسيار گسترده است. اطلاق عناويني چون “دينداريهاي جديد”، “معنويتهاي نوپديد”، “رفتارهاي نوين ديني” “دينداري لايت” “دين کدر” و… به اين گرايشها خود گواه بر فزوني اين تفاسير است.
از سال هاي آغازين دههي 50 و تشکيل حلقههاي درسي محمدجعفر مصفّا که در آن انديشه‌هاي کريشنا مورتي ترويج ميشد و با ترجمهي آثار کريشنامورتي در سالهاي آغازين انقلاب توسط برخي مترجمان، رفته‌رفته جوانان بسياري به “عرفانهاي شرقي” اقبال کردند. از سوي ديگر، در همان سالهاي آغازين دههي 50 مرکزي با عنوان مرکز ايراني مطالعهي فرهنگها تاسيس شد که در آن، آثاري از عرفان سرخپوستي به فارسي ترجمه شد. در آن زمان اين آثار بسيار مورد استقبال قرار گرفتند، به طوري که از زمان آغاز ترجمه‌ي اين آثار در سال 54 تا سال 57 اين کتابها چندين بار تجديد چاپ شدند. پس از پيروزي انقلاب 57 و منحلشدن مرکز ايراني مطالعات فرهنگها، بودند مترجماني که دست به ترجمه‌ي ساير مجلدات آثار عرفان سرخ‌پوستي (از جمله آثار دون خوان) و عرفان شرقي زدند. اين آثار در 15 سال اول انقلاب بسيار پرفروش گشته و تا آن زمان، دو نحلهي پرنفوذ از معنويتهاي نوپديد (تعاليم کريشنامورتي و عرفان سرخپوستي) در ايران شناخته شد (ملکيان، 1392). بنابراين، نخستين طليعه‌ي گرايشات معنوي نوپديد در ايران از سال‌هاي آغازين دههي 50 به بعد، بسط و گسترش يافت.
قاطبه‌ي تعاريف موجود در باب معنويت‌هاي نوپديد، تحت تأثير تجربه‌ي جوامع غربي از اين پديده شکل گرفته‌اند (ن.ک: کريسايدز، 1386) اما در اين پژوهش سعي شده است تعريفي بومي براي معنويت‌هاي نوپديد ارائه شود. در اين تعريف، معنويت نوپديد عبارت است از گرايش به کيفيتي متعالي و فرامادي در هستي تحت تأثير آموزه‌هاي نحله‌ها، گروه‌ها و گرايش‌هاي غيرمادي‌اي که از دهه‌ي پنجاه شمسي به بعد در ايران رواج يافته‌اند.
2-3 بررسي پيشينهي تجربي پژوهش
پژوهش‌هايي که در حوزه‏ي جامعه‏شناسي دين در ايران به‏صورت تجربي انجام شده‏اند را مي‏توان از منظرهاي گوناگون دسته‏بندي کرد. در برخي از اين مطالعات، نتايج حاصله عمدتن دنباله‏رو ترجيحات ارزشي فرد پژوهش‏گر و آبش‏خور اعتقادات وي بوده‏اند. در اين دسته از پژوهش‏ها، پژوهش‏گر براي گزاره‏‏هاي اعتقادي خويش اعتبار پيشيني قايل است. چنين پژوهش‌هايي به دور از هر گونه بررسي “انتقاديانديشانه” (محدثي، 1388: 31) صورت گرفته و اساسن نمي‏توان آن‏ها را کاوشي جامعه‏شناختي دانست. بهعنوان مثال، مژگان ميرآخورلي در پژوهشي با عنوان “بررسي ميزان پاي‌بندي مذهبي دانش‏جويان دانش‏گاه آزاد اسلامي واحد گرمسار”، يکي از علل کاهش پاي‌بندي ديني جوانان را “تقليد از فرهنگ غربي که امروزه جوامع غربي را به پوچي و بي‏هويتي و سقوط اخلاقي کشانده است و پيروي از هوي و هوس”، مي‏داند (ميرآخورلي، 1388: 65). “انتقادي انديشي يعني وفاداري به منطق دروني جهد و کوشش فکري با هر نتيجه‏ي ممکن و محتمل … يعني پي‏گيري کار نقادي تا انتها. بدين ترتيب انتقادي انديشي مستلزم پذيرش نفي “بالقوه‏ي” اعتقادات خويش و ديگري است؛ نفي‏اي که ممکن است بالفعل بشود يا نشود” (محدثي، 1388: 31).
اما بررسي و به‏کارگيري اين‏گونه پژوهش‌هاي اعتقاديانديشانه در بحث از پيشينه‏ي پژوهش بنابر عدم قابليت اعتماد نتايج بهدست آمده از آن‏ها، ضرورت و فايده‏اي ندارد. بنابراين، به‏طور کلي آن‏دسته از پژوهش‌هايي به‏عنوان پيشينه‏ي تجربي در نظر گرفته و بررسي مي‏شوند که در آن‏ها، پژوهش‏گر در مقام جامعه‏شناس – به عنوان کسي که از منظر علمي به پديده‏ها از جمله دين نظر مي‏کند – پاي‏بند به مواضع معرفتي و روشي رشته علمي خود بوده و اجازه دهد اين اصول روند مطالعه‏ي او را به پيش ببرند.
با ايجاد يک دسته‏بندي موضوعيِ مرتبط با پژوهش حاضر، مي‏توان پژوهش‌هاي انجام شده داخلي و خارجي را در دو طيف عمده قرار داد؛ برخي پژوهش‏گران در مطالعات خود در پي سنجش “ميزان” دين‏داري مردمان مورد مطالعه بوده‏ و دين‏دارشدن يا دنيوي‏شدن آنان را هدف قرار دادهاند. دسته‏اي ديگر نيز به مطالعه‏ و گونه‏شناسي انواع سبک‏هاي دين‏داري پرداخته‏اند79. با وجود اين‏که هر دو دسته راه به شناخت وضعيت ديني مردمان مي‏برند، اما در اين ميان، صرفن آن دسته از پژوهش‌هايي براي مطالعه‏ي حاضر داراي اهميت هستند که در لابه‏لاي آن‏ها به عوامل موجد تغيير و تحول در دين‏داري مردمان نيز پرداخته شده است. چنين گزينشي مستقيمن به اهداف پژوهش حاضر باز مي‏گردد که در آن، هدف نه سنجش دين‏دار شدن يا دنيوي‏شدن مردمان است و نه سنخ‏شناسي دين‏ورزي آن‏ها، بل‏که مراد، پي بردن به فهم و درک و توصيف مردمان نمونه از تحول در پاي‌بندي ديني‏ آنان و رصد کردن آن‌دسته از عواملي است که چنين تحولي را موجب شده‌اند. بدون شک، در اين ميان، مطالعه و بررسي پژوهش‌هايي مفيد فايده است که به اهداف پژوهش حاضر نزديک‏تراند. آن‏چه در ادامه مي‏آيد مهم‏ترينِ اين پژوهش‏هاست که به دو دسته‏ي داخلي و خارجي تقسيم شده و به ترتيب زمان انجام مطالعه، دسته‏بندي و گزارش شده‏اند.
2-3-1پژوهش‌هاي داخلي
“سنجش گرايش ديني دانش‏جويان روزانه دانش‏گاه تبريز و بررسي نقش يادگيري اجتماعي در آن” عنوان پژوهشي است که اسماعيل جلالي (1377) انجام داده است. وي در اين پژوهش با استفاده از روش مطالعه‏ي پيمايشي و با بهرهگيري از 45 گويه به سنجش گرايش ديني 325 نفر از دانش‏جويان پرداخته است. مجموعهي گويهها از طريق تحليل عاملي به سه بعد اساسي شامل اعتقادات ديني، آمادگي رفتاري ديني و شناخت ديني دلالت ميکنند و ضرايب مربوط به روايي مقياسها براي بعد اول 80%، بعد دوم 85% و بعد سه‌وم 86% گزارش شده است. يافتههاي پژوهش نشان داد که ميان اعتقادات ديني و آمادگي رفتاري ديني و جنسيت تفاوت معناداري وجود دارد، به گونهاي که بعد اعتقاد ديني دانش‏جويان دختر نسبت به دانش‏جويان پسر بيش‌تر است، ولي در بعد آمادگي رفتاري، نمرهي مردان بيش‌تر از زنان است. در ابعاد شناختي، اعتقاد ديني و رفتار ديني نتايج حاکي از وجود تفاوتي معنادار ميان دانش‏جويان متاهل و مجرد و بالاتر بودن نمره‏ي دانش‏جويان متاهل در اين خصوص است. تحليلهاي رگرسيوني متغيرهاي مستقل مطالعه فوق با ابعاد اعتقادات ديني، نشاندهنده‏ي وجود رابطهي رگرسيوني ميان ابعاد اعتقاد ديني با نوع الگوي ديني، نوع دوستان، ارزيابي مردمان از اطلاعات منابع ديني، هم‌اتاقي‌هاي فرد، ارزيابي وي از اطلاعات خود و مذهبي بودن مادر و پدر اوست (جلالي، 1377).
احمد غياثوند (1380) در پژوهشي با عنوان “بررسي فرآيند جامعه‏پذيري ديني جوانان” که جهت أخذ درجه‏ي کارشناسي ارشد جامعه‏شناسي از دانش‏گاه تهران انجام داده است، به دنبال پاسخ‏گويي به پرسشات زير است:
– وضعيت و ابعاد دين‏داري ميان دانش‏جويان چه‏گونه است؟
– عوامل و منابع مؤثر بر وضعيت و ابعاد دين‏داري دانش‏جويان شامل چه مولفه‏هايي است؟
روش مورد استفاده پيمايش و ابزار گردآوري داده‏ها پرسش‏نامه مي‏باشد. جمعيت آماري اين پژوهش کليه‏ي دانش‏جويان دختر و پسر مقطع کارشناسي دوره‏ي روزانه دانش‏گاه تهران در سال 80 – 1379 است که در گروه‏هاي تحصيلي علوم انساني، هنر، علوم پايه و مهندسي تحصيل مي‏کنند. روش نمونه‏گيري خوشه‏اي چندمرحله‏اي و حجم نمونه 263 نفر است. غياثوند پس از بررسي ابعاد دين‏داري از نظر واخ، دِواس و گلاک و استارک، از مدل گلاک و استارک براي سنجش دين‏داري بهره مي‏گيرد.
نتايج تحقيق نشان مي‏دهد که خانواده، دانش‏گاه و دوستان تأثير مستقيم بر جامعه‏پذير شدن ديني دارند. هم‏چنين 56 درصد از دانش‏جويان داراي دين‏داري قوي، 20 درصد متوسط و 19 درصد دين‏داري ضعيف دارند. در خصوص ابعاد دين‏داري، وي 5 بعد اعتقادي، عاطفي، شناختي، پيامدي و مناسکي را مورد بررسي قرار مي‏دهد که در بعد مناسک ديني، به‏ويژه مناسک جمعي دانش‏جويان پايين‏ترين نمره را أخذ مي‏کنند. غياثوند در نهايت به اين نتيجه مي‏رسد که در ميان دانش‏جويان نوعي “بي‏شکلي دين‏ورزي” وجود دارد و اين بي‏شکلي حاکي از رسوخ باورها و ارزش‏هاي مدرن در دين و رشد نهادها و کارگزاران ديني جديد در کنار نهادهاي سنتي است (غياثوند، 1380).
“مطالعه‏ي ميزان و انواع دين‏داري دانش‏جويان” عنوان پژوهشي است که محمد ميرسندسي (1383) براي أخذ درجه‏ي دکترا در دانش‏گاه تربيت مدرس انجام داده است. روش تحقيق پيمايش و ابزار گردآوري داده‏ها پرسش‏نامه است. جمعيت آماري اين پژوهش را دانش‏جويان دانش‏گاه‏هاي سراسري شهر تهران تشکيل داده‏‏اند که از طريق نمونه‏گيري چند مرحله‏اي، تعداد 415 نفر دانش‏جوي يازده دانش‏گاه به‏عنوان نمونه انتخاب شدند. پرسش اصلي پژوهش نيز اين است که انواع دين‏داري در جامعه‏ي معاصر ايران کدام است.
ميرسندسي در اين پژوهش 12 تقسيم‏بندي راجع به انواع دين‏داري ارائه کرده است. بر اين اساس، براي دين‏داري دو سطح مرکزي و پيراموني در نظر گرفته شده است، که در لايه‏ي مرکزي، دين‏داري مبتني بر ابعاد اصلي دين (مناسک، باورها و تجربه‏ي ديني) و در لايه‏هاي پيراموني انواع دين‏داري ايده‏ئولوژيک/ غيرايده‏ئولوژيک؛ رسمي/ غيررسمي؛ سنتي/ پويا؛ باواسطه/ بي‏واسطه (به‏علاوه ميزان پيروي از روحانيت) مطرح شده است.
چارچوب نظري پژوهش با استفاده از رهيافت نظري “برگر و لاکمن” در حوزه‏ي شناخت کوشيده است انواع دين‏داري را در “واقعيت زنده‏گي روزمره” مورد تحليل قرار دهد؛ که نکات

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره گروه مرجع، مصرف مواد Next Entries تحقیق درباره دانش‏جويان، دين‏داري، ديني