تحقیق درباره دعوای اصلی، دعوای طاری، قانون مدنی

دانلود پایان نامه ارشد

نمود.

گفتار سوم : جلوگیری ازتکرار دعاوی
دربعضی موارد جالب ازاین جهت ضمن دعوای اصلی اقدام به جلب ثالث می نماید که اگر دعوا بدون دخالت مجلوب رسیدگی شود، حکم صادره ازاین دعوا، فقط نسبت به طرفین دعوای اصلی معتبر می باشدوممکن است شخص ثالث آن حکم را نپذیردوبه آن اعتراض کند.”ازاینروجلب شخص ثالث جنبه تامینی واحتیاطی دارد.”31زمانی که خواهان یاخوانده شخص ثالثی رابه دعوا جلب می نماید، حکم صادره ازاین دعوا، ثالث راهم فرا می گیرد وشخص اخیرازاصحاب دعوای اقامه شده محسوب می شود به همین علت دیگر نمی تواند به حکم صادرشده به عنوان ثالث اعتراض نماید. طبق نظریکی از نویسندگان «اشخاصی که بین خود دعوایی طرح کرده اند، کسی راکه به عنوان ثالث جلب، یعنی وارد دردعوای بین خود می نمایند که بیم دارند بعداز ختم دعوا حکمی بین آنها صادر خواهد شد، باحقوق آنکس تماس داشته واومنکر اعتبار آن حکم خواهد شد یااحیاناً به عنوان شخص ثالث به آن اعتراض خواهد کرد.»32همچنین زمانی که خواهان یاخوانده لازم می داندشخصی رابه دعوا جلب نماید، اگر این دعواراضمن دعوای اصلی اقامه نماید دیگر نیازی به اقامه آن به طور مستقل نمی باشد.

مبحث دوم :شرایط اقامه ی دعوای جلب ثالث

دعوای جلب ثالث از انواع دعاوی طاری است که برای اقامه آن شرایطی باید رعایت شود. بعضی ازاین شرایط مربوط به اقامه دعوا به طور کلی است که درهمه دعاوی باید رعایت شود وبرخی دیگر به دعوای جلب ثالث مربوط می شود. دراین مبحث هردودسته شرایط فوق بررسی می شود.

گفتار اول : شرایط عمومی اقامه ی دعوا
شرایط عمومی اقامه دعوا مشتمل برنفع، سمت واهلیت می باشند. این شرایط درعموم دعاوی اعم از اصلی وطاری بایستی رعایت شوند. لذا، رعایت شرایط مزبور دراقامه دعوای جلب ثالث نیزضروری است که ذیلاً به توضیح وتبیین هریک ازاین شرایط خواهیم پرداخت.

بند اول : نفع
شخصی حق اقامه دعواداردکه نفعی درآن موضوع داشته باشد.هیچ فردی نمی تواند اقدام به تعقیب دعوایی نمایدکه هیچ سودی برای وی ندارد. این شرط در ماده2ق.آ.د.م بیان شده است. به موجب این ماده «هیچ دادگاهی نمی تواند به دعوایی رسیدگی کند مگر اینکه شخص یا اشخاص ذینفع یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی آنان رسیدگی به دعوا را برابر قانون درخواست نموده باشد.»احرازاین شرط درتمام دعاوی ازجمله دعوای جلب شخص ثالث که خوددعوایی کامل می باشد، ضروری است. پس جالب بایددرصورت اقامه دعوای جلب و محکوم شدن مجلوب به طور مستقل یا به همراه طرف دیگر دعوای اصلی، سودی کسب نماید. این نفع یا سود می تواند مصداق های گوناگون داشته باشد. نحوه احراز ذینفعی جالب بستگی به نوع دعوای جلب دارد زیرا در جلب ثالث اصلی، جالب خواسته ای علیه مجلوب ثالث داردکه محکومیت وی درخصوص خواسته مطروحه رادرخواست می نماید و بایدراجع به همین خواسته ذینفع قلمدادشود، حال آنکه درجلب ثالث تقویتی، همین که بالحاظ اوضاع واحوال مورد، حضورمجلوب ثالث بتواند به تقویت موضع جالب بینجامد، برای احراز ذینفعی وی درجلب ثالث تقویتی کافی است.«جهت احراز ذینفع بودن خواهان دادگاه به موجود بودن یا نبودن حق اصلی خواهان دردعوای مزبوردراین مقام، نبایدعنایت نماید. درحقیقت بررسی وجودحق اصلی در زمانی باید شروع شود که دادگاه شرایط اقامه ی دعوا از جمله ذینفعی خواهان را احراز نموده باشد.»33
البته احراز وجود نفع برای جالب در دعوای اقامه شده مستلزم بررسی ارکان وشرایط نفع می باشد. ازجمله حقوقی و مشروع بودن نفع، به وجود آمده وباقی بودن نفع، وشخصی و مستقیم بودن آن، که توضیح موارد بیان شده در حوصله این تحقیق نمی گنجد.
اینکه مجلوب ثالث اصلی می تواند به ذینفع نبودن جالب ایرادنماید امری بدیهی است اما آیا مجلوب ثالث تقویتی هم می توانداین ایراد رادرمقابل جالب مطرح نماید؟ با توجه به آنچه قبلاًگفته شدو طبق متن صریح قانون که مجلوب را خوانده دانسته، وی می تواند ایراد ذینفع نبودن جالب را بیان نماید. اما به بیان قانونگذار ایراد گرفته شد وگفته شدکه نمی توان مجلوب ثالث تقویتی را خوانده محسوب و تمام احکام خوانده را بر وی بار نمود. طبق این نظر مجلوب تقویتی نمی تواند به ذینفع نبودن جالب ایرادی وارد نماید. لیکن ذینفع بودن جالب در اقامه دعوای جلب یکی از شرایط عمومی اقامه دعوا می باشد که درصورت نبودن آن به دعوارسیدگی نمی شود،شاید بتوان از این دیدگاه مجلوب ثالث تقویتی را در طرح ایراد مختار دانست.
موضوع بعد این است که آیا طرف دیگر دعوای اصلی می تواند به ذینفع نبودن جالب ایراد نماید؟ همانطورکه گذشت طرف دیگر دعوای اصلی رانمی توان خوانده دعوای جلب ثالث تلقی نمودوایشان به عنوان خوانده حق طرح ایراد ندارد. اماطبق مفهوم ماده137ق.آ.د.م یک نسخه ازدادخواست جلب ثالث باید به طرف دیگر دعوای اصلی هم ابلاغ شود.از این ماده بر می آید که ضرورت ابلاغ دادخواست جلب ثالث به طرف دیگردعوای اصلی به این جهت است که شخص اخیر الذکر با آگاهی از دادخواست جلب، در صورت لزوم بتواند دفاع مناسب فراهم نماید. همچنین رسیدگی توأمان به دعوای اصلی وجلب ثالث به نوعی درحقوق وی نیزموثراست، به همین جهت ایرادی که می تواند منتهی به عدم پذیرش دعوای جلب ثالث گردد، ازسوی طرف مزبور قابل طرح خواهدبود.در صورت پذیرش این نظر، مسلم است که وی می تواند در مقام خوانده به این امر ایراد نماید.امااگر ابلاغ دادخواست جلب ثالث به طرف دیگر فقط ازباب اطلاع وی ازوقوع چنین دعوایی باشد، شخص مذکور نمی تواند به ذینفع نبودن جالب ایراد واردنماید.

بند دوم : سمت
داشتن سمت در مواردی که شخصی به نمایندگی از دیگری اقامه دعوا می نماید ازشرایط اقامه دعوا می باشد. مفهوم شرط سمت دربحث جلب ثالث اینست که اگر شخصی به نمایندگی از جانب خواهان یاخوانده دعوای اصلی مبادرت به تقدیم دادخواست جلب ثالث نماید، باید سمت نمایندگی او محرز باشدوبه این منظور، باید مدرک مثبت سمت ارائه نموده باشد. طبق ماده35ق.آ.د.م جهت اقامه دعوای جلب ثالث یا دفاع از آن نیاز تصریح این امر توسط موکل در وکالتنامه می باشد. به عبارت دیگر اصل بر این است که وکیل با داشتن وکالتنامه ازموکلش باز هم اختیاری در این مورد نداردمگر اینکه در وکالتنامه این امر صریحاً قید شده باشد. بند10ماده 35ق.آ.د.م دادن اختیار درمورد اقامه دعوای جلب ثالث یا دفاع از آن را، بدون هیچ تفکیکی میان انواع جلب ثالث بیان نموده است. بااینکه جلب ثالث تقویتی نقش حمایتی دارد اما اقامه آن یا دفاع از آن منوط به تفویض این اختیار از سوی موکل به وکیل است. عدم احرازسمت نماینده مزبور مانندهردعوای دیگری نوعی ایراد محسوب می شودکه مستنداً به بند5 ماده84 وماده 89ق.آ.د.م منتهی به صدور قراررددعوا خواهدشد.
حال با توجه به مراتب فوق این سوال پیش می آید که آیا نمایندگانی مانند قیم صغیر یا امین غائب مفقود الاثر، جهت اقامه یا دفاع از دعوای جلب ثالث اختیار تام دارد یا نیاز به صدور اجازه از سوی سازمان یا نهاد خاصی وجود دارد؟ آیا در قوانین خاص برای این امر شرایطی پیش بینی شده است؟
ماده119قانون امورحسبی مقررمی دارد: «مقررات راجع به وظایف واختیارات و مسئولیت قیم شامل امین وجنین هم می شود.» مقرراتی که درزمینه اختیارت قیم بیان شده است هیچ محدودیتی برای اقامه دعوای جلب درنظرنگرفته است. اما ماده 123 قانون ذکر شده، احکامی که برای اداره اموال عاجز تعیین می شودراهمان احکام وکیل دانسته است.ماده مذکورمقررمی دارد: «امینی که برای اداره اموال عاجزتعیین می شود به منزله وکیل عاجز واحکام وکیل نسبت به اوجاری است.» ماده35 ق.آ.د.م راجع به وکلای دادگستری است، امامنظور ماده123قانون امورحسبی ازوکیل، به طورکلی نماینده قراردادی (اعم ازوکیل دادگستری وغیرآن) است. لذا تصریح به اختیار جلب ثالث برای چنین وکیلی به نظر ضروری نیست.
یکی از اساتید34 ایرادی را نسبت به ماده 135ق.آ.د.م با ذکر مثالی بیان نموده است: شخص (الف)با وکالت دادن به (ب)علیه (ج) طرح دعوی کرده است. (ج) نمی تواند(الف) را به دعوی جلب نماید زیرا نماینده قراردادی (الف)یعنی(ب)دردعوای مطروحه مداخله دارد.شخصی که ازطریق نماینده قراردادی، قانونی یا قضایی خود دردعوای اصلی شرکت دارد، به عنوان شخص ثالث، قابل جلب به دعوانمی باشد، بنابراین اطلاق ماده 135 در مورد جلب هر شخصی به عنوان ثالث صحیح نیست.
به نظرمی رسد نویسنده مذکورحساسیت زیادی به خرج داده است زیرااین ازبدیهیات است که شخصی که نماینده قانونی یاقراردادی یا قضایی وی دردعوی شرکت داردجزء اصحاب دعوی محسوب می شود و عنوان شخص ثالث بر وی اطلاق نمی شود.
اما عکس این مورد یعنی ثالث محسوب نمودن وکیل یا نماینده و فراخواندن آنها به دعوا به عنوان مجلوب ثالث بلامانع است چون آنها نسبت به آن دعوا،ثالث محسوب می شوند وطرف دعوا به شمار نمی روند، پس منعی برای جلب آنها به دادرسی وجود ندارد.

بند سوم : اهلیت
اقامه دعوا نوعی استیفای حق است.برای اقامه دعوااهلیت استیفا(بلوغ، عقل ورشد) شرط است. صغیر ومجنون اهلیت اقامه هیچ دعوایی راندارند وسفیه وتاجر ورشکسته درامورمالی اهلیت اقامه دعواندارند. اگرکسی مبادرت به طرح دعوا نماید درحالیکه اهلیت لازم برای اقامه دعوارا نداشته است، خوانده می تواند ایراد عدم اهلیت رابه استناد بند3ماده 84مطرح نماید ودادگاه بایستی دراین مورد قراررد دعوا صادر نماید.(ماده 89 ق.آ.د.م) تمام آنچه که درخصوص شرایط عمومی اقامه دعوا وازجمله راجع به شرط اهلیت گفته شد، درعموم دعاوی اعم ازاصلی وطاری جاری است. لذا، مقررات مزبور را می توان درزمینه دعوای جلب ثالث نیزاعمال نمود.اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ اوتمام می شود.(ماده956قانون مدنی) هرانسان متمتع ازحقوق مدنی خواهدبود لیکن هیچکس نمی تواند حقوق خود را اجرا کند مگر اینکه برای این امر اهلیت قانونی داشته باشد. (ماده 958 قانون مدنی)
خواهان دعوای جلب همانند خواهان هر دعوایی جهت اقامه ی دعوا باید دارای اهلیت باشد. از این جهت تفاوتی میان جلب ثالث اصلی و تقویتی نمی باشد ودر هر دو حالت، جالب باید اهلیت داشته باشد تا بتواند اقدام به طرح دعوای جلب نماید. البته به دلیل اینکه جلب ثالث دعوای طاری است وبه تبع دعوای اصلی شکل می گیرد علی القاعده کسی که اقدام به جلب ثالث می نماید دارای اهلیت می باشد، زیرا وی ازقبل طرف دعوای اصل نیزبوده است. البته چنانچه خواهان یاخوانده دعوای اصلی محجور باشد، نماینده وی(ولی یاقیم) دردادرسی شرکت نموده وعندالاقتضاء می تواند ازجانب مولی علیه اقدام به جلب ثالث نماید.

گفتار دوم : شرایط اختصاصی اقامه ی دعوای جلب ثالث
جهت رسیدگی به دعوای جلب ثالث علاوه بر شرایط عمومی اقامه دعوا، رعایت شرایط اختصاصی دعوای جلب ثالث ازجمله وجود دعوای اصلی، ارتباط بین دعوای اصلی وجلب ثالث ورعایت مهلت اقدام، لازم است. هریک ازمواردمذکور توضیح داده می شود.
بند اول : وجود دعوای اصلی
دعوای اصلی به هردعوایی گفته می شودکه ابتدا ازسوی خواهان علیه خوانده طرح می گردد. دعوای جلب ثالث یکی ازانواع دعاوی طاری است که به تبع دعوای اصلی شکل می گیرد.به عبارت دیگر تا دعوایی شکل نگرفته باشد دعوای جلب ثالث معناپیدا نمی کند. اگر بدون وجود دعوای اصلی دعوایی دیگر شکل بگیرد، خود دعوایی مستقل است و دیگر دعوای طاری تلقی نمی شود.
چون جلب ثالث در مرحله بدوی، واخواهی وتجدیدنظر قابل طرح است، در هریک از مراحل مزبور، دعوای اصلی بایددرحال رسیدگی باشد تابتوان جلب ثالث نمود. درغیر این صورت، عنوان دعوای جلب ثالث بر آن صدق نمی کند. اقامه دعوای طاری فرع بر وجود دعوای اصلی است وبدون وجود دعوای اصلی،

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره دعوای اصلی، آیین دادرسی، آیین دادرسی مدنی Next Entries تحقیق درباره دعوای اصلی، دعوای طاری، حقوق فرانسه