تحقیق درباره دعوای اصلی، تامین خواسته، تجارتخانه

دانلود پایان نامه ارشد

ه دودسته اصلی و تقویتی صحیح می باشد.زیرا مبهم ماندن جایگاه مجلوب ثالث تقویتی دردادرسی، طرفین دعوارانسبت به حقوق و تکالیف خوددررابطه با مجلوب ثالث تقویتی باابهام روبرومی کند. هم چنین مجهول ماندن این جایگاه، باعث سردرگمی دادگاه برای صدور حکم نسبت به وی می باشد.
ماده139ق.آ.د.م بیان می دارد:«شخص ثالث که جلب می شود خوانده محسوب وتمام مقررات راجع به خوانده درمورداوجاری است.هرگاه دادگاه احرازنمایدکه جلب شخص ثالث به منظورتاخیر رسیدگی است می توانددادخواست جلب راازداداخواست اصلی تفکیک نموده به هریک جداگانه رسیدگی کند.»
طبق رای فرجامی شماره237مورخ 15/2/1327 شعبه 4دیوان عالی کشور «بعد از فوت مجلوب باید طبق مقررات مربوط در مورد فوت خوانده اقدام شود.»
قسمت اول ماده139 به این امراشاره داردشخصی که جلب می شودخوانده محسوب می شودوتمام مقررات راجع به خوانده درباره اوجاری است. هنگامی که مجلوب ثالث جهت محکوم شدن دردعوا چه به طورمستقل وچه همراه باطرف دیگر دعوا به دادرسی فرا خوانده می شود، شکی نیست که می توان تمام مقررات مربوط به خوانده رابروی بارنمود.پس اومی توانداز حقوق خوانده استفاده نماید وخواستن تکالیف مربوط به خوانده ازوی بجاوصحیح است .دراین صورت خوانده می تواند از تمام ایرادات تصریح شده درماده84ق.آ.د.م نسبت به خواهان جلب استفاده نمایدو ادعای جعل یا اظهار انکار وتردید نماید.
اما شخصی که به دعوا جلب می شود تاصرفاً جالب را حمایت و پشتیبانی نماید صدق عنوان خوانده بروی وبارنمودن تکالیف خوانده براوصحیح نیست. چون باتوجه به تعریف فوق،او اصلاً درجایگاه خوانده قرارنمی گیرد، زیراخوانده کسی است که درمقابل خواهان قرارمی گیردو خواسته یاهدفش درتعارض باخواسته یاهدف خواهان است،در صورتیکه درموردمجلوب ثالث تقویتی چنین نمی باشد.پس علیرغم تصریح قانونگذار درماده139ق.آ.د.م به خوانده محسوب نمودن مجلوب ثالث، نمی توان مجلوب ثالث تقویتی راخوانده محسوب نمود واحکام خوانده را بروی بارنمود. چنین شخصی نمی تواند از ایرادات ماده84 ق.آ.د.م درمقابل خواهان جلب استفاده نماید.بعضی ازاساتیداین مساله رابه این نحوبیان نموده اندکه :«می توان علیه جالب ثالثی که مستقلاً حقی رامطالبه کرده است دعوای متقابل مطرح کرد. قاعدتاً در دعوای جلب ثالثی که به هدف مطالبه حق مستقلی طرح می شود مانعی وجود نداردکه بر اساس آن جالب نتواند تقاضای تامین خواسته بنماید.»20
خواهان می تواند علیه خوانده تقاضای تامین خواسته نماید. برهمین اساس جالب می تواند علیه مجلوب ثالث تقاضای تامین خواسته نماید.امااین امرزمانی صورت می گیردکه مجلوب درتقابل با جالب باشد.مجلوب تقویتی به دلیل اینکه نقش حمایتی دردعوا داردخوانده واقع نمی شود و نمی توان علیه وی تقاضای تامین خواسته نمود. نظریه مشورتی شماره 1224 مورخ 17/3/1344 در این زمینه اشعار میدارد: «دعوای جلب ثالث اگر به منظور دعوت مجلوب برای جوابگویی به دعوای خواهان اصلی اقامه شده باشد، خواهان جلب نمی توانددرخواست تامین خواسته را ازاموال مجلوب ثالث بنماید.ولی اگر دعوای جلب به منظور محکومیت مجلوب درمقابل خواهان جلب اقامه شود،درخواست تامین خواسته بارعایت ماده 225 ق.آ.د.م(ماده 108قانون فعلی) ضمن دادخواست جلب ممکن است به عمل آیدودرجریان رسیدگی یا بعداز انجام تبادل لوایح تامین خواسته موقعیت نداشته و قابل قبول نیست.»
«هرگاه جالب تبعه بیگانه باشد و مجلوب تبعه ایران،می تواند در خواست تامین خسارات دادرسی را بنماید.»21اما مجلوب تقویتی که برای حمایت ازجالب تبعه بیگانه وارد دعوا شده است چنین اختیاری ندارد.
ماده99ق.آ.د.م بیان می دارد:«دادگاه می تواندجلسه دادرسی را به درخواست و رضایت اصحاب دعوا فقط برای یکبار به تاخیر بیندازد.» ماده فوق در مورد مجلوب ثالث تقویتی قابل اعمال نمی باشد زیرا وی نمی تواند به عنوان یکی از اصحاب دعوا در این تصمیم گیری شرکت نماید.
مورددیگری که قابل تسری به مجلوب تقویتی نمی باشد، این است که هرگاه مجلوب ثالث اصلی در برابرجالب محکوم شودبایدخسارات وی رابپردازد و هرگاه جالب محکوم به بی حقی شود باید خسارت مجلوب را بپردازد. اما مجلوب تقویتی چون به هیچ وجه محکوم نمی شود و طبق رویه لازم نیست که درموردوی حکم صادر شودمحکوم به پرداخت خسارت در فرض محکوم شدن خواهان جلب در دعوای اصلی نخواهد شد.
قسمت دوم ماده137ق.آ.د.م بیان می دارد:«جریان دادرسی درمورد جلب شخص ثالث ، شرایط دادخواست ونیز موارد رد یا ابطال آن همانند دادخواست اصلی خواهد بود.» طبق ماده فوق که شرایط رسیدگی به دعوای جلب رابه قواعدعمومی ارجاع داده است می توان نتیجه گرفت هزینه دعوای جلب ثالث برابربادعوای اصلی است امااین امردرمورد مجلوب ثالث تقویتی قابل اعمال نمی باشدطبق رویه قضایی هزینه دادرسی دعوای مجلوب ثالث تقویتی معادل هزینه دعوای غیرمالی می باشد.
مجلوب ثالث اصلی چون خوانده محسوب می شودمی تواند شخص دیگری رابه دعواجلب نماید اما با توجه به آنچه گذشت واینکه مجلوب ثالث تقویتی ،خوانده درمفهوم واقعی نیست بنابراین از حق جلب برخوردار نمی باشد.«البته شایدبتوان استدلال کردکه مجلوب ثالث تبعی نیزحق ارائه دلیل برای تقویت موضع یکی ازطرفین داردواین تقویت ممکن است گاه مستلزم جلب شخص دیگری به دادرسی باشد.»22
طبق نظری دیگر23ایرادنشودکه مطابق ماده274(135قانون جدید)جلب شخص ثالث ازحقوق اصحاب دعوای اصلی است و مجلوب حق جلب دیگری را ندارد، چه به موجب ماده281 (139قانون جدید) شخص ثالثی که جلب می شودمدعی علیه محسوب وتمام مقررات راجع به مدعی علیه درباره اوجاری است.وقتی که شخص ثالث مدعی علیه محسوب می شودجزء اصحاب دعوااست وحق دارد دادخواست جلب دیگری رابه دادگاه بدهد.
درصورتیکه طرفین دعوا به توافق برسند، دعوارابه داوری ارجاع می دهند.زمانیکه درحین دعوای اصلی، دعوای جلب ثالث اقامه می شود طرفین دعوای جلب ثالث، با طرفین دعوای اصلی درارجاع دعوابه داوری توافق می نمایند. اما بعیدبه نظر می رسدکه مجلوب ثالث تقویتی نقشی درایجاد توافق مزبور داشته باشد.
باتوجه به مواردگفته شده، مقررات ماده139ق.آ.د.م مربوط به بارنمودن احکام خوانده نسبت به مجلوب ثالث قابل انتساب به مجلوب ثالث تقویتی درهمه موارد نمی باشد. البته تعیین نمودن احکام خوانده برمجلوب ثالث به طورکلی،وعدم تفکیک آن توسط قانونگذار شایدبه دلیل عدم تقسیم جلب ثالث به اصلی وتقویتی توسط مقنن باشد. چون قانونگذارجلب ثالث راتقسیم ننموده دیگرلزومی به تفکیک احکام آنها ندانسته است. امادر نهایت تقسیم بندی جلب ثالث به اصلی وتقویتی وتفکیک مقررات آنهاآثار بهتری بجامی گذارد.لیکن بعضی حقوقدانان24براین نظرهستندکه به دلیل حاکم نبودن قوانین خوانده برمجلوب ثالث تقویتی مشکل است که بتوان جلب ثالث تقویتی راقبول کرد.
جای توضیح است که جایگاه جلب ثالث تقویتی به خوبی دررویه قضایی تعریف نشده است.به همین دلیل دربیشتر مواردی که طرفین دعوانیازبه حضورشاهد دارند، اشتباهاً اقدام به جلب ثالث می نمایند و رویه قضایی درزمینه جلب شخص ثالث وتفکیک مجلوب ثالث تقویتی از شاهد یا مطلع دچارابهام یاسردرگمی است. لذا ازاین نظر نیا به رفع ابهام توسط قانونگذار می باشد.
یکی از اساتیددراین زمینه چنین بیان می نماید:«معمول است که پاره ای ازاشخاص را برای استفاده از اطلاع آنها جلب می کنندو این را هم مصداق جلب ثالث می دانندوپاره ای از دادگاهها هم بامجلوب مذکورمعامله جلب ثالث می کنند. مثلاً کسی که مالی را تحویل انباردار تجارتخانه ای داده ودر نتیجه قیمت آن رااز صاحب تجارتخانه مطالبه می کرده است، براثر انکاراواز پرداخت عوض مال، علیه صاحب تجارتخانه طرح دعوا می کند و انباردار رابه دعوا می کشدکه ازاطلاعات وتأیید اواستفاده کند بدون اینکه صدورحکم علیه انباردار راخواسته باشد. در چنین وضعیتی چون انباردار معنون به عنوان مدعی علیه نیست ماهیت حقوقی جلب ثالث درمورد او صدق نمی کند وباید با او معامله شاهد کرد. صرف استعمال غلط کلمه جلب در این مورد ازطرف کسانی که آشنا باموازین قانونی نیستند نباید مأخذو ملاک کار باشد.»25
شخصی که به عنوان مجلوب ثالث تقویتی به دعوافراخوانده می شود، درصورتی که تمایل به حضور در دادرسی نداشته باشد هیچ ضمانت اجرایی جهت عدم حضور وی در هیچ یک از قوانینی که جلب ثالث در آن پیش بینی شده وجود ندارد. اما برای حضور شاهد در قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1318ضمانت اجرا تعیین شده بود. در صورت احضار گواه وحاضر نشدن وی، باردوم احضار می شد.در صورت حاضر نشدن دادگاه می توانست دستور جلب اورا صادر نماید.(ماده 409 قانون مذکور)در این حالت بسیار منطقی تر بود که به جای اقدام به جلب ثالث، ازمجلوب به عنوان شاهددعوت می شد تادرصورت عدم حضور وی بتوان وی را جلب نمود. قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب مصوب1379فاقد چنین ضمانت اجرایی است. ماده 243 قانون مذکور فقط بیان داشته است: «گواهی که برابر قانون احضار شده است چنانچه درموعد مقرر حضور نیابد،دوباره احضار خواهد شد.» درست است که برطبق قانون جدیددر ضمانت اجرا تفاوتی میان شاهد ومجلوب ثالث تقویتی نیست اما جلب ثالث تقویتی یکی ازانواع دعاوی طاری است که جهت اقامه نمودن آن شرایط مقرردرقانون باید رعایت شود و نمی توان هرشخصی را که از دعوای اقامه شده اطلاعاتی دارد مرتبط با دعوای اصلی دانست و او را به عنوان مجلوب ثالث به دعوا فراخواند. درواقع موضوع دعوای جلب ثالث تقویتی مرتبط یا دارای وحدت منشا با دعوای اصلی است اماموضوعی که شاهدجهت آن احضار می شود یکی از راههای اثبات موضوع دعوای اصلی است. شخصی که به عنوان شاهد یا مطلع به دعوا فراخوانده می شود، فقط به خاطر داشتن اطلاعاتی درمورددعوای طرح شده به دادرسی فراخوانده می شود. به عبارت دیگر تفاوت این دوباجمع مواد135و17ق.آ.د.م قابل استنباط است چون با جمع این دوماده می توان نتیجه گرفت که دعوای جلب ثالث، دعوای طاری می باشد وجهت اقامه آن باید یکی از شروط ماده17ق.آ.د.م یعنی ارتباط بادعوای اصلی یاوحدت منشأ را دارا باشد. در صورتی که شاهد یا مطلع برای حضورش در دعوا چنین شرطی را ندارد.مجلوب ثالث تقویتی رابطه حقوقی بادعوای درحال رسیدگی دارد. برای مثال «طلبی به شخص دیگرانتقال داده می شود. منتقل الیه برای وصول آن علیه مدیون اقامه دعوا می کند. مدعی علیه منکرمدیونیت خود می شود. مدعی، ناقل رابع دعواجلب می کندبرای اثبات اینکه حین انتقال دین مدعی علیه اصلی به مجلوب مشغول بوده است.»26درمثال ذکرشده مجلوب تقویتی براساس رابطه حقوقی که باجال دارد وارد دعواشده است و مدیون بودن خوانده دعوای اصلی را تأیید می کند. اماشاهد هیچ رابطه حقوقی بادعوا یاکسی که وی رابه دعوافراخوانده است، ندارد. درتأییداین سخن می توان به مثال صفحه 19اشاره نمود. درمثال مذکورانباردارهیچ رابطه حقوقی بادعوایا کسی که وی رابه دادرسی دعوت نموده است، ندارد. برای صحت این امر به نظر یکی ازنویسندگان استناد می شود:«شهود طرفین دعوا، به دلیل اینکه با موضوع دعوا ارتباط حقوقی ندارند و تنها می توانند صحت ادعای آنان راموردتایید قرار دهند، در هیچ دعوایی، به عنوان ثالث قابل جلب نیستند وکمک گرفتن اصحاب دعوا از آنان، برای اثبات ادعا، باید در چهارچوب مقررات مربوط به شهادت انجام پذیرد.»27
تفاوت دیگر مجلوب ثالث تقویتی باشاهد این است که شاهدنفعی درموضوع دعوا ندارد اما مجلوب ثالث تقویتی ممکن است دردعوا ذینفع باشد. برای مثال شخص الف ماشینی رابه نمایندگی ازشخص ب به ج می فروشد. شخص د باادعای مالکیت قصد استرداد ماشین رااز ج دارد. شخص ج به فروشنده یعنی الف اعتماد کامل دارد ونمی خواهدبحث بیع فضولی رامطرح نماید به همین خاطر مالک ماشین، یعنی ب رابه دعوا فرامی خواند تاوی اثبات نماید که برچه اساسی مالک بوده وماشین رابه ج انتقال داده است. صاحب ماشین اگردردعوا حاضر نشود حکمی علیه وی نمی توان صادر نمود اما شخص د دردعوای اقامه شده حاکم می شود. شاهد نمی تواند نفعی در دعوا داشته باشد زیرا ذینفع بودن شاهد ازجهات جرح او محسوب می

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره دعوای اصلی، دادرسی مدنی، آیین دادرسی مدنی Next Entries تحقیق درباره دعوای اصلی، آیین دادرسی، آیین دادرسی مدنی