تحقیق درباره دعوای اصلی، آیین دادرسی، دادرسی مدنی

دانلود پایان نامه ارشد

اقامه دعوای جلب ثالث در دیوان عدالت اداری برای طرفین دعوای اصلی تفکیک شده است. هرگاه دعوایی دردیوان اقامه شده باشد و شاکی درصدد اقامه دعوای جلب ثالث باشد، باید ظرف سی روزپس ازتقدیم دادخواست اصلی، دادخواست جلب خود را تسلیم کند.طرف دیگر دعوای اصلی جهت اقامه دعوای جلب ثالث،می تواندضمن پاسخ کتبی، دادخواست جلب خود را تقدیم نماید. ماده54 قانون تشکیلات وآیین دادرسی دیوان عدالت اداری مقررمی دارد :« هرگاه شاکی جلب شخص حقیقی یا حقوقی دیگری غیر از طرف شکایت را به دادرسی لازم بداند، می تواند ضمن دادخواست تقدیمی یا دادخواست جداگانه، حداکثر ظرف سی روز پس از ثبت دادخواست اصلی تقاضای خود را تسلیم کند. همچنین در صورتی که طرف شکایت، جلب شخص حقیقی یا حقوقی دیگری به دادرسی راضروری بداند، می تواندضمن پاسخ کتبی، دادخواست خودرا تقدیم نماید. در این صورت شعب دیوان تصویری از دادخواست، لوایح و مستندات طرفین را برای شخص ثالث ارسال می کند.» همانگونه که ازمتن ماده مشخص است، قانونگذار ابلاغ دادخواست جلب را فقط به ثالث کافی دانسته است و دراین مورد نیازی به ابلاغ آن به طرف دیگر دعوای اصلی نیست.
مقنن در ماده 135ق.آ.د.م بیان نموده که هرگاه جالب بخواهد اقامه دعوای جلب ثالث نماید باید تا پایان جلسه اول دادرسی جهات و دلائل خود را اظهار کرده وظرف سه روز پس از جلسه، دادخواست جلب را تقدیم نماید. نکته قابل توجه این است که آیا تقدیم دادخواست جلب ثالث باید مسبوق به بیان جهات ودلائل جلب درجلسه اول باشد؟ به عبارت دیگر درصورتیکه جالب، جهات و دلائل خودرا در جلسه اول بیان ننماید اما ظرف سه روز بعد از جلسه، دادخواست جلب خود را تقدیم دادگاه نماید دادخواست از وی پذیرفته نمی شود؟دعوای جلب ثالث از انواع دعاوی طاری است که به تبع دعوای اصلی شکل می گیردواولین تاثیرش بر روند رسیدگی، اطاله دادرسی می باشد. به همین جهت دادگاه قبل ازرسیدگی یاپذیرش این دعوا، موثر بودن این دعوا دردعوای اصلی را مدنظر قرار می دهد. درمتن قانون مواردی وجود دارد که دادگاه رادرصورت موثربودن آن موضوع، مجازبه رسیدگی دانسته است. «درخواست رسیدگی به گواهی درصورتی دادگاه راملزم به رسیدگی می کند که دادگاه لااقل احتمال بدهد که ادای شهادت در اثبات دعوا یا دفاع به نحوی ازانحاء تاثیر دارد.»40
همچنین حکم شماره4135 دادگاه انتظامی مورخ18/18/1326بیان میدارد :« اگرچه بردادگاه لازم است که به دلایل مدعی ودفاع خوانده رسیدگی کندولی درعین حال درمقابل تقاضاهایی که هریک ازطرفین دایر برتجقیقات ویامعاینه محل ویارجوع به کارشناس می کنند،دادگاه باعدم تاثیرآن در کار،اجباری به قبول نداشته ودر رد یاقبول آن مختار است.»
هنگامی که جالب قبل از تقدیم دادخواست جلب، جهات و دلائل خود را بیان نماید دادگاه بهتر می تواندموثر بودن دعوای جلب راتشخیص دهد ویا حتی درصورت احراز قصد اطاله دادرسی به آن ترتیب اثر ندهد. یکی از اساتید در این زمینه چنین می نویسند: « جالب ثالث باید بتواند دادگاه را قانع کند که جلب ثالث در جریان دادرسی موثر خواهد بود وگرنه دادگاه جریان دادرسی را قطع ننموده ومنتظر تقدیم دادخواست جلب ثالث نخواهد شد.»41
طبق نظر یکی از حقوقدانان « اشاره قانونگذار به ضرورت اظهار جهات و دلائل جلب ثالث در جلسه اول فقط از این جهت است که دادگاه از قصد خواهان جلب مطلع باشد نه اینکه تقدیم دادخواست جلب ثالث متوقف بر موافقت دادگاه با تقدیم آن باشد.بدیهی است در صورتی که خواهان یا خوانده بعد از جلسه اول دادرسی تصمیم بگیرند شخص ثالثی را جلب نمایند ولو اینکه ظرف سه روز ازجلسه اول پرونده اصلی چنین دادخواستی را تقدیم کنند این دادخواست قابل رسیدگی نخواهد بود چرا که تقدیم دادخواست باید مسبوق به اظهار قبلی در جلسه اول دادرسی پرونده اصلی باشد.» 42
براساس نظر فوق دادگاه نمی تواند موثر بودن دعوای جلب را قبل از رسیدگی به آن بررسی کند وبه صرف اظهار جهات ودلائل در جلسه اول، دادخواست جلب باید پذیرفته شود. فرض نداشتن چنین اختیاری برای دادگاه در زمان اقامه دعوای طاری که مهمترین اثرش اطاله دادرسی است، با اصول حقوقی سازگار نیست. ازطرف دیگر دادگاه دررسیدگی به موضوع پرونده مواردی که موثر در رسیدگی می باشد را بررسی می کند. شاید این سوال پیش آید که دادگاه موثربودن یانبودن دعوای جلب ثالث را می تواند بادریافت دادخواست جلب بررسی نماید ودیگر نیازی به بیان جهات جلب قبل ازتقدیم دادخواست نمی باشد.در جواب می توان گفت، قانونگذار به دلیل وجود مزایایی همچون صرفه جویی در وقت، هزینه و… رسیدگی توام به دعوای اصلی و جلب را پیش بینی نموده است. حال اگر جالب جهات ودلایل خودرا اظهار نماید ودادگاه آن راموثر دررسیدگی نداند، دیگرلزومی به تقدیم دادخواست جلب نیست وجالب متحمل هزینه بیهوده نمی شود. این حالت بهتراز فرضی است که بیان جهات و دلایل جلب لازم نباشدودادخواست جلب پس ازطی تشریفات و پرداخت هزینه دادرسی تقدیم شود ودر نهایت دادگاه آن را موثر در رسیدگی به دعوای اصلی نداند یا ارتباط دو دعوا را احراز ننماید و به آن ترتیب اثر ندهد. مثال دیگری هم می توان بیان نمود. مثلاً دادخواست جلب ثالث بدون اظهار جهات ودلایل، ناقص تقدیم دادگاه می شود. دادگاه رسیدگی به دعوای اصلی را متوقف می نماید تا دادخواست جلب تکمیل گردد. بعد از گذشت مدت زمان لازم و تکمیل شدن دادخواست جلب، دادگاه جلسه رسیدگی را تشکیل می دهد. امادرجلسه به این امرپی می برد که دعوای جلب ثالث، موثر در رسیدگی به دعوای اصلی نیست. در حالت اول بایدبه دادخواست جلب ترتیب اثرندهد ودرحالت دوم دودعوا راتفکیک نماید ودرصورت داشتن صلاحیت جداگانه به آن رسیدگی نماید. همانطورکه مشاهده می شود در صورت بیان جهات ودلائل توسط جالب واظهار نظر دادگاه درمورد آن، روند رسیدگی می تواند کوتاهتر شود.
البته این موضوع ازدیدگاه دیگری هم قابل بررسی است،اینکه بایستی جهات و دلایل جلب ثالث تا پایان جلسه اول دادرسی اعلام شود و تا سه روز بعدازآن دادخواست تقدیم گردد، حداکثر مهلت اقدام به جلب ثالث رانشان می دهد وگرنه تفکیک بین دوعمل مزبور(اعلام جهات وتقدیم دادخواست) ضرورتی ندارد. به عبارت دیگر، تقدیم دادخواست جلب ثالث ممکن است قبل از جلسه اول یادرحین جلسه اول دادرسی صورت پذیرد. دراین صورت، اعلام قبلی جهات و دلایل جلب ثالث ضرورتی ندارد ودادخواست جلب ثالث خودبخودحاوی جهات ودلایل مزبور خواهد بود.
همچنین نیازی به بیان جهات جلب در دادخواست جلب نمی باشد. رای صادرشده از دیوان عالی کشور به شماره 2488 مورخ 30/7/1319 شعبه چهارم در این زمینه مقرر می دارد: «در قانون آیین دادرسی مدنی شرط نشده است که دادخواست جلب باید مستقل بوده وموجبات جلب در آن تصریح شده باشد. بنابراین رد دادخواست (به استناد اینکه تشریفات قانونی از حیث استقلال دادخواست و موجبات جلب اعمال نشده) صحیح نخواهد بود.»
قانون اصول محاکمات حقوقی جهت اقامه دعوای جلب، در ماده ای مجزا بیان نموده بودکه جهت جلب باید تصریح شود. ماده 410 قانون مزبور در این زمینه مقرر می داشت: «باید در عرض حال اسم و شهرت ومحل اقامت شخص ثالث وجهت جلب او به محکمه صریحاً قید شود.»ودرماده ای دیگر پذیرفتن دادخواست جلب ثالث را توسط مدعی فقط مسبوق به اظهار آن درجلسه اول محاکمه دانسته است. اما در قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1318بحثی از بیان جهت جلب قبل از تقدیم دادخواست به میان نیاورده است و اظهار درخواست جلب را در جلسه اول کافی دانسته است. ماده 276قانون مذکورمقررمی دارد:«دردادرسی های اختصاری هرگاه یکی ازاصحاب دعوابخواهد درخواست جلب ثالث نماید، باید تا آخر جلسه اول اظهار کرده و دادخواست آن را در ظرف سه روز پس از جلسه به دفتر دادگاه بدهد.» به طورخلاصه در ابتدا قانون اصول محاکمات حقوقی بر بیان جهت جلب تاکید داشت امادرقانون آیین دادرسی 1318صرف اظهارجلب ثالث کافی بود. بعدازآن درقانون آیین دادرسی مدنی مصوب1379 صریحاً بیان شده است که جهت جلب باید اظهار شود. با نگاهی بر این روند می توان به این نتیجه رسید که بیان جهت جلب قبل از تقدیم دادخواست آن، دارای آثاری است که می تواند در روند رسیدگی به دعوای اصلی تاثیرگذار باشد به همین دلیل مقنن بیان جهت جلب را لازم دانسته است. به طور خلاصه فایده اعلام جهات ودلایل جلب ثالث تاپایان جلسه اول دادرسی آن است که اولاً دادگاه راازقصد جالب مبنی براقدام به جلب شخص ثالث آگاه می سازد وثانیاً این امکان رابه دادگاه می دهد تارابطه بین دعوای اصلی وطاری وتاثیر دعوای جلب ثالث بردعوای اصلی را ارزیابی نموده ونهایتاً تشخیص دهد که آیا چنین دعوایی را می توان مصداق جلب شخص ثالث قلمداد نمود یاخیر.
حقوق فرانسه درماده 327قانون آیین دادرسی مدنی خویش جلب شخص ثالث درمرحله بدوی و تجدیدنظرراپیش بینی نموده است. ودر ماده 331قانون مذکور بیان نموده است: هریک ازطرفین که دارای حق اقدام است می تواند شخص ثالثی رابه منظور محکومیت به طور اصلی طرف دعوا قراردهد. همچنین طرفی که درسرایت دادن رأی به شخص ثالث ذینفع است می توانداوراطرف دعوا قرار دهد.43

ب) مرحله شکایت از رأی
1) درطرق شکایت عادی
اول : واخواهی
جلب شخص ثالث به بیان صریح قانونگذار در واخواهی هم می تواند صورت بگیرد. ماده 136ق.آ.د.م بیان می دارد :« محکوم علیه غیابی در صورتی که بخواهد درخواست جلب شخص ثالث را بنماید باید دادخواست جلب را با دادخواست اعتراض تواماً به دفتر دادگاه تسلیم کند. معترض علیه نیز حق دارد در اولین جلسه رسیدگی به اعتراض، جهات ودلایل خود را اظهار کرده وظرف 3روز دادخواست جلب شخص ثالث را تقدیم دادگاه نماید.»
مقنن طبق ماده فوق به شخصی که حکم غیابی علیه وی صادر شده است این حق را داده است که ضمن واخواهی بتوانداقدام به جلب ثالث نماید. سوالی که پیش می آیداین است که آیا دادخواست اعتراض وجلب ثالث بایدهمزمان تقدیم دادگاه شودیا علاوه بر همزمان بودن نیاز است که دریک دادخواست هردو دعوا اقامه شود؟ ازعبارت ماده136برمی آید که تقدیم دادخواست های جداگانه برای اعتراض به حکم غیابی وجلب ثالث لازم است. اما رأی دیوان عالی کشور تقدیم دادخواست جداگانه را ضروری ندانسته است. رای شماره 880مورخ 31/5/1327شعبه اول دیوان عالی کشور بیان می نماید: «اگرکسی دردادخواست اعتراض بر حکم غیابی جلب ثالث راخواستارشود، درحقیقت به مفاد ماده277 قانون آیین دادرسی مدنی(ماده 136 قانون فعلی) عمل کرده است وامتناع دادگاه از رسیدگی نسبت به دادخواست جلب ثالث مستند قانونی ندارد.» همچنین حکم شماره 2488 مورخ 30/7/1319 شعبه 4دیوان عالی کشوراشعارمی دارد: «درآیین دادرسی مدنی شرط نشده است که دادخواست جلب باید مستقل بوده و موجبات جلب در آن تصریح شده باشد. بنابراین رد دادخواست به استناد اینکه تشریفات قانونی از حیث استقلال دادخواست و موجبات جلب اعمال نشده درست نیست.»
نظر مخالفی هم در این باره وجود دارد: «برخلاف آرای متعددی که ازشعبه های دیوان عالی کشور صادر شده وطرح دعوای جلب ثالث وواخواهی را همراه یک دادخواست اجازه داده اند، از ظاهر ماده 136 چنین برداشت می شود که واخواهی و جلب ثالث باید به موجب دو دادخواست اقامه شوند. زیرا واژه دادخواست را دو بار بکار برده است.»44 باتوجه به آنچه درماده136 بیان شده است به نظرمی رسد نظراخیر صحیح باشد ونیازبه تقدیم دودادخواست جداگانه برای اعتراض وجلب ثالث باشد.
معترض علیه حق دارد دراولین جلسه رسیدگی به اعتراض، جهات و دلایل خودرا اظهار کرده و ظرف 3روز دادخواست جلب شخص ثالث را تقدیم نماید. در مبحث واخواهی مهلت اقامه دعوای جلب برای واخواه و واخوانده تفکیک شده است. برخی از نویسندگان45 به این تفکیک ایراد نموده اند. وی بیان می نماید: «مهلتی که قانونگذار برای واخوانده در ماده136ق.آ.د.م مقرر کرده است در مقایسه با مهلتی که در ماده 135آن قانون برای خواهان یا خوانده مقررشده است قابل انتقاد است، زیرا اگردر ماده 135اظهاردرجلسه و تقدیم دادخواست ظرف 3روزرا مقررکرده، بدین خاطر است که شاید طرفی

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره دعوای اصلی، دعوای طاری، حقوق فرانسه Next Entries تحقیق درباره آیین دادرسی، دیوان عالی کشور، آیین دادرسی مدنی