تحقیق درباره دانشگاه تهران، قانون کار

دانلود پایان نامه ارشد

expertising is not absolutely considered as an independent reason or a judicial presumption. The expert’s opinion is sometimes a reason and sometimes a presumption in non proceedings.
By determining the nature of experts when there is a conflict between expertising and indications and other proofs, the court carries out the validity of expertising and its conflict reasons instantly in each case and performs the rules of solving the conflict.
Key words: expert, specialist, official expert, expertising, the evidence of proving
1 experience
2 ابنمنظور، لسانالعرب (بيروت: داراحياء التراث العربي، 1408، چاپ اول، ج4) ص12؛ احمد بنمحمدبنعليالمقري الفيّومي، المصباحالمنير (قم: مؤسس? دارالهجره، 1405ه.ق، چاپ اول) ص162؛ الخليلالفراهيدي، العين ([بيجا]: مؤسس? دارالهجره،1410 ه.ق، چاپ دوم، ج4)ص258؛ الجبران مسعود، فرهنگ الفبايي الرّائد، ترجمهي رضا انزابينژاد (مشهد: بهنشر آستان قدس رضوي، 1380، چاپ سوم، ج1) ص722.
3 الراغب الاصفهاني، المفردات (مصر: دفتر نشرالکتاب، 1404 ه.ق، چاپ دوم) ص141؛ سعدي ابوحبيب، القاموسالفقهي (دمشق: دارالفکر، 1408ه.ق، چاپ دوم) ص112.
4 احمد فتحالله، معجم الفاظ فقه جعفري ([بيجا]: [بينا]، 1415ه.ق، چاپ اول) ص175؛ محمد قلعجي، معجم لغ? الفقهاء (بيروت: دارالنفائس للطباعه، 1408 ه.ق، چاپ دوم) ص193.
5 خليل جرّ، فرهنگ لاروس، ترجمهي سيد حميد طبيبيان (تهران: اميرکبير، 1382، چاپ سيزدهم، ج1) ص889.
6 محمد معين، فرهنگ فارسي (تهران: اميرکبير، 1382، چاپ بيستم، ج 1) ص1397.
7 احمد فتحالله، پيشين، ص175.
8 خليل جُرّ، پيشين، ج1، ص889 .
9 الخليل الفراهيدي، پيشين، ج4، ص258؛ اسماعيل بن حماد الجوهري، الصحاح (بيروت: دارالعلم للملايين، 1407ه.ق، چاپ چهارم، ج2) ص641؛ فخرالدين الطريحي، مجمعالبحرين ([بيجا]: مکتب النشر الثقاف? الاسلاميه، 1408ه.ق، چاپ دوم، ج1)ص626.
10 عبدالأمير عبدالزهره عناد الغزالي ، فرهنگ لغات حقوقي، ترجمهي عباس زراعت (تهران: خط سوم، 1382، چاپ اول ) ص55.
11 ابنمنظور، پيشين، ج4، ص12.
12عبدالأمير الغزالي، پيشين، ص55.
13 محمد قريب، واژهنامهي نوين (تهران: بنياد، 1367، چاپ چهارم) ص405.
14 عبدالامير الغزالي، پيشين، ص 55.
15 محمدمعين، پيشين، ج1، ص 1397؛ حسن عميد، فرهنگ عميد (تهران: امير کبير،1381، چاپ هشتم ، ج 2) ص991 .
16حسن عميد، پيشين، ج2، ص992.
17 محمد معين، پيشين، ج1، ص1397.
18 حسن عميد، پيشين، ج2، ص992؛ محمدجعفر جعفري لنگرودي، ترمينولوژي حقوق (تهران: گنج دانش، 1374، چاپ هفتم) ص 259؛ علياکبر دهخدا، لغتنامه (تهران: مؤسسهي انتشارات و چاپ دانشگاه تهران،1377، چاپ دوم ازدورهي جديد، ج3) ص3667 .
19 علياکبر دهخدا، پيشين، ج3، ص3667؛ محمدجعفر جعفريلنگرودي، ترمينولوژي حقوق، پيشين، ص259.
20 حسن عميد، پيشين، ج2، ص992.
21 محمد قريب، پيشين، ص405.
22 محمد معين، فرهنگ فارسي (تهران: اميرکبير، 1382، چاپ بيستم، ج3 ) ص2809.
23علياکبر دهخدا، لغتنامه (تهران: 1377، مؤسسهي انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ دوم از دورهي جديد، ج12) ص17971.
24 محمد معين، پيشين، ج 3، ص2809.
25 حسن عميد، فرهنگ عميد (تهران: اميرکبير،1381، چاپ هشتم، ج 3) ص1922.
26 محمدحسين بن خلف تبريزي، برهان قاطع (تهران: اميرکبير، 1376، چاپ ششم، 3) ص1560.
27 غلامحسين صدرافشار، فرهنگ زبان فارسي امروز (تهران: کلمه، 1396، چاپ اول) ص749.
28 حسن عميد، پيشين، ج3، ص1922.
29 علياکبر دهخدا، پيشين، ج12، ص1797.
30 محمد معين، پيشين، ج3، ص2809.
31 سيد محمود هاشميشاهرودي، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (قم: مؤسس? داير?المعارف فقه اسلامي، 1385، چاپ دوم،ج1) ص766.
32محمدجعفر جعفريلنگرودي، مبسوط در ترمينولوژي حقوق (تهران: گنج دانش، 1378، چاپ دوم، ج1) ص732.
33 وهمو، مبسوط در ترمينولوژي حقوق (تهران: گنج دانش، 1378، چاپ دوم، ج2) ص1798.
34 احمد فتحالله، پيشين، ص175.
35 عبدالامير الغزالي، پيشين، ص55؛ احمد سياح، فرهنگ عربي- فارسي (تهران: اسلام، 1364، چاپ اول، ج1) ص366.
36 محمدجعفر جعفريلنگرودي، مبسوط در ترمينولوژي حقوق (تهران: گنج دانش، 1378، چاپ دوم، ج4) ص2988؛ وهمو، دانشنامهي حقوقي (تهران: اميرکبير، 1372، چا پ دوم، ج 4) ص131.
37وهمو، ترمينولوژي حقوق، پيشين، ص317.
38 سيد جلالالدين مدني، آيين دادرسي مدني (تهران: پايدار، 1379، چاپ دوم، ج2) ص317.
39 سيدمحسن صدرزادهيافشار، ادلهي اثبات دعوي در حقوق ايران (تهران: مرکز نشر دانشگاهي، 1369، چاپ اول) ص163.
40 ناصر کاتوزيان، اثبات و دليل اثبات (تهران: نشر ميزان، 1385، چاپ سوم، ج2) ص118.
41 معاونت آموزش قوهي قضاييه، مجموعه نشستهاي قضايي(مسائل قانوني آيين دادرسي کيفري) (تهران: جاودانه، 1387، چاپ اول،ج 1) ص346.
42 معاونت آموزش قوهي قضاييه ، مجموعه نشستهاي قضايي(مسائل قانوني آيين دادرسي کيفري) (تهران: جاودانه، 1387، چاپ اول، ج2) ص1224.
43 وهمو ، رويهي قضايي ايران در ارتباط با مديريت دادرسي (تهران: جنگل، 1382، چاپ اول) ص325.
44 ر.ک: محمدجعفر جعفري لنگرودي، مبسوط در ترمينولوژي حقوق، پيشين، ج2، ص3385 ؛ علي بنبابويه القمي، فقهالرضا (مشهد: المؤتمرالعالمي للامامالرضا عليهالسلام لاحياءالتراث، 1406ه.ق، چاپ اول) ص196؛ محمد بن النعمان العکبري البغدادي (الشيخالمفيد)، المقنعه (قم: مؤسس? النشر الاسلامي،1410ه.ق، چاپ دوم) ص254.
45 محمدجعفر جعفري لنگرودي، دانشنامهي حقوقي(تهران: اميرکبير، 1372، چاپ دوم، ج 5) ص351 ؛ دکتر کاتوزيان دراينباره ميگويد: “در صورتي که دوطرف درانتخاب کارشناس به توافق برسند، دادگاه برگزيدهي آنان را به اين سمت انتخاب ميکند،هر چند که در زمرهي کارشناسان رسمي نباشد. چنين برگزيدهاي را، اگر همراه باتراضي در قبول نظريهي کارشناس باشد،”مصدّق” نيز ميگويند”. (ناصر کاتوزيان، اثبات و دليل اثبات، پيشين، ج2، ص120).
46 سيد حسن امامي، حقوق مدني (تهران: اسلاميه، چاپ ششم، ج 6) ص245.
47 ر.ک: محمدجعفر جعفريلنگرودي، داير?المعارف علوم اسلامي قضايي (تهران: گنج دانش، ]بيتا[، ج 2) صص1070-1071.
48 ايرج گلدوزيان، ادلهي اثبات دعوي (تهران: نشر ميزان، 1386، چاپ سوم) ص62.
49 روشنعلي شکاري، ادلهي اثبات کيفري (تهران: نسل نيکان،1381، چاپ اول) ص96.
50مرتضي الانصاري (الشيخالانصاري)، فرائدالاصول (رسائل) (قم: مؤسس? النشرالاسلامي، [ بيتا]، ج2) ص705.
51 ر.ک: عبدالله شمس، ادلهي اثبات دعوي (تهران: دراک، 1387 ، چاپ دوم) ص211.
52 ر.ک: محمدحسين ساکت، نهاد دادرسي در اسلام (مشهد: مؤسسهي چاپ و انتشارات آستان قدس رضوي، 1365) ص246.
53 معاونت آموزش قوهي قضاييه، رويهي قضايي ايران در ارتباط با مديريت دادرسي، پيشين، ص327.
54 محمدجعفر جعفري لنگرودي، ترمينولوژي حقوق، پيشين، ص564.
55 مادهي 15 قانون کارشناسان رسمي دادگستري مقرر ميدارد: “متقاضيان أخذ پروانهي کارشناسي رسمي علاوه بر وثاقت بايد واجد شرايط ذيل باشند: الف- متدين به دين اسلام و يا يکي از اقليتهاي ديني شناخته شده در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و وفاداري به نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران. ب- داشتن تابعيت ايراني. ج- نداشتن پيشينهي کيفري مؤثر. د- عدم اعتياد به مواد مخدّر. ه- نداشتن وابستگي و سابقهي عضويت و هواداري در گروههاي غيرقانوني يا مخالف اسلام…. و- داشتن دانشنامهي کارشناسي يا بالاتر در رشتهي مورد تقاضا و حداقل 5 سال سابقهي تجربي در رشتهي مربوط بعد از أخذ مدرک تحصيلي مذکور…. ز- دارا بودن حداقل بيست و پنج سال سن در پايان مهلت ثبت نام. ط- گذرانيدن دورهي کارآموزي به مدت يک سال تحت نظر کارشناس رسمي…. ي- داشتن معافيت يا کارت پايان خدمت وظيفهي عمومي”. (سيد احمد باختر، مجموعهي کامل قوانين و مقررات کارشناسان رسمي دادگستري (اصفهان: نشر چهارباغ، 1387، چاپ دوم) ص44.
56 ر.ک: معاونت آموزش قوهي قضاييه، رويهي قضايي ايران در ارتباط با مديريت دادرسي، پيشين، صص 309- 310.
57 محمدجعفر جعفري لنگرودي، ترمينولوژي حقوق، پيشين، ص564.
58 ادارهي حقوقي قوهي قضاييه در نظريهي شمارهي 3703/7 مورخ 6/6/1381 بيان داشته است: ” بازرس يا بازرسان فني کار و نيز افسر يا افسر کاردان فني ادارهي راهنمايي و رانندگي کارشناس رسمي محسوب نميشوند، بلکه صرفاً اهلخبره به شمار ميآيند”.(معاونت آموزش قوهي قضاييه، رويهي قضايي ايران در ارتباط با مديريت دادرسي، پيشين، ص 327).
59 ر.ک: عباس زراعت، قانون آيين دادرسي مدني در نظم حقوقي ايران (تهران: خط سوم، 1383، چاپ اول) ص852 .
60مادهي 29 قانون کارشناسان رسمي مصوب 1317 مقرر ميدارد: “هرگاه در فن معيني کارشناس رسمي نباشد دادگاهها و پارکهها و مقامات صلاحيتدار ميتوانند هر موقع که احتياج به انتخاب کارشناس در آن فن داشته باشند، از بين کساني که شغل و حرفه و معلومات آنها مربوط به آن فن باشد يک يا چند نفر معتمد را به سمت کارشناس انتخاب کنند. کارشناساني که با اين ترتيب انتخاب مي شوند بايد در پيشگاه دادگاه يا پارکهي انتخاب کننده يا مقامات صلاحيتدار مطابق مادهي 5 سوگند ياد کنند و از حيث تخلف تابع مقررات انتظامي کارشناسان رسمي هستند و در صورت استنکاف از قبول کارشناسي بدون عذر قانوني مورد تعقيب واقع شده، به يک الي سه سال محروميت از اشتغال به شغل يا حرفه مربوطه محکوم خواهند شد”.(ادارهي کل قوانين و مقررات کشور، مجموعهي آيين دادرسي مدني (با واژهنامهي تفصيلي و قوانين منسوخه)
([ بيجا]: 1374، چاپ اول) ص 393).
61 مقصود از کارشناس غيرشرعي در اينجا کارشناس و خبره در مقابل مجتهد است.
62 ر.ک: محمدجعفر جعفري لنگرودي، داير?المعارف علوم اسلامي قضايي، پيشين، ج2، ص343.
63ابنمنظور، پيشين، ج4، ص62؛ الطريحي، پيشين، ج1، ص636؛ الجوهري، پيشين، ج2، ص1035.
64 همانجا.
65 همانجا.
66 علياکبر دهخدا، لغتنامه (تهران: مؤسسهي انتشارات و چاپ دانشگاه تهران،1377، چاپ دوم از دورهي جديد، ج11) ص92.
67 همانجا.
68 “”عريّه” نام درخت خرمايي است که ميوه ي آن با شروط خاص قانوني به فروش ميرسد. در اين ميوهي سردرختي، خرما در مقابل خرما معامله ميشود”.(داير?المعارف علوم اسلامي قضايي، پيشين، ج1، ص554).
69 همانجا.
70 محمدجعفر جعفري لنگرودي، مبسوط در ترمينولوژي حقوق، پيشين، ج4، ص2535.
71″رَخَّصَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) فِي الْعَرَايَا بِأَنْ تُشْتَرَى بِخِرْصِهَا تَمْراً” (ابيجعفر محمدبنيعقوب بناسحاق الکلينيالرازي (الشيخ الکليني)، الکافي(تهران: دارالکتب الاسلاميه، 1365ه.ش، چاپ چهارم، ج5) ص276؛ محمدحسن النجفي، جواهرالکلام (تهران: دارالکتب الاسلاميه،1368 ه.ش، چاپ نهم، ج24) ص94 ؛ وهمو، جواهرالکلام (تهران: دارالکتب الاسلاميه، 1362ه.ش، چاپ سوم، ج 40) ص 214).
72 محمدجعفر جعفري لنگرودي ، مبسوط در ترمينولوژي حقوق (تهران: گنج دانش، 1378، چاپ دوم، ج3) ص1781.
73 محمدجعفر جعفري لنگرودي ، داير?المعارف علوم اسلامي قضايي، پيشين، ج1، ص 554.
74 همانجا.
75 اسماعيل بن حماد الجوهري، الصحاح (بيروت: دارالعلم للملايين، 1407ه.ق، چاپ چهارم، ج4) ص1419؛ فخرالدين الطريحي، مجمع البحرين )([ بيجا]: مکتب النشر الثقاف? الاسلاميه، 1408ه.ق، چاپ دوم، ج3) ص560.
76 علياکبر دهخدا، پيشين، ج12، ص17832.
77 “الذي يتتبع الاثار ويعرفها ويعرف شبه الرجل به اخيه وابيه” (ابنمنظور، لسانالعرب (بيروت: داراحياءالتراث العربي، 1408ه.ق، چاپ اول، ج11) ص349 ؛ ر.ک: ابيجعفر محمد بنعليبنالحسين بنبابويه القمي (الشيخالصدوق)، من لايحضرهالفقيه (قم: منشورات جماع?المدرسين، 1404ه.ق، چاپ دوم، ج3) ص50).
78 علياکبر دهخدا، پيشين، ج 11، ص17279.
79 خليل جر، فرهنگ لاروس، ترجمهي سيد حميد طبيبيان (تهران: اميرکبير، 1382، چاپ سيزدهم، ج2) ص 1608.
80 محمدجعفر جعفري لنگرودي، مبسوط در ترمينولوژي، پيشين، ج4، ص2825.
81 از جمله قراين و امارات خاص آن است که مدت حمل از زمان وقوع وطي کمتر از شش ماه و بيشتر از 9 ماه

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره استان اصفهان، فقه و احکام، فقه وحقوق Next Entries تحقیق درباره دانشگاه تهران، قانون کار