تحقیق درباره حقوق کودک، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان

دانلود پایان نامه ارشد

مت يک کودک زير 18 سال سن را به عهده دارند يا خود اقدام به کودک آزاري ميکنند يا به ديگران اجازه دهند، وي را مورد آزار و اذيت قرار دهند”. کودک آزاري در معناي گسترده خود تجاوز به حقوق قانوني کودکان در رسانيدن صدمه جسماني و رواني به آنها است که اغلب بوسيله والدين صورت ميگيرد. اين گونه والدين، به علل مختلف کودک را هدف عواطف خصمانه خويش قرار ميدهند. بر اساس مجله پزشکي قانوني کشور: “بد رفتاري و آزار کودکان عبارت است از هر گونه بدرفتاري با کودکان يا افرادي که در سنين بلوغ به سر ميبرند. اين بد رفتاري ميتواند از طرف پدر يا مادر يا محافظان کودک و کساني که مسئول مراقبت از او هستند صورت گيرد”. کودک آزاري پديدهاي است نسبي که در فرهنگهاي گوناگون مفهوم آن متفاوت است. بهطوري که برخي از جنبههاي رفتاري نسبت به کودک در بعضي از فرهنگها امري طبيعي است. در نگرش مردمان با فرهنگ ديگر ميتواند، نوعي کودک آزاري تلقي شود دليل اين امر را بايد در اين دانست که هيچ معيار بينالمللي براي تربيت کودک وجود ندارد. ملاک قابل تشخيص اهمال و سهل انگاري و غفلت والدين قابل تعيين نيست براي حل اين مشکل بايد تعريفي ارائه کردکه مفهوم آن شامل بهترين و جامع ترين تعريفي که در ارتباط با کودک آزاري ميتواند ارائه داد چنين باشد. “کودک آزاري بخشي از آسيب به کودکان است که قدغن بوده، تقريباً منع شده و قابل پيشگيري است و به دست انسان صورت ميگيرد1”.
اغلب تعاريفي که از کودک آزاري شده داراي عناصر مشترک مانند: رفتارهاي ناپسند، قصور و کوتاهي والدين قصد ايراد و صدمه زدن به کودکان است.
واکنش ذهني متخصصان در اين زمينه نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. زيرا اين واکنش بر چگونگي استعمال تعاريف و تأثير آنها مؤثر خواهد بود. آن چه مسلم است ذهنيت افراد تحت تأثير عواملي چون ارزشهاي فردي، فرهنگي و آموزش حرفهاي قرار دارد.
در بحث کودک آزاري تعاريف متعددي در زمينههاي مختلف روان شناختي، جامعه شناختي و حقوقي…. ارائه شده که در ذيل به پارهاي از آنها ميپردازيم.2

1- تعريف واژه کودک
واژه کودک عبارت است از :کوچک،ضغير،فرزندي که به حد بلوغ نرسيده (پسر يا دختر )، طفل 3
کودک در هنگام تولد موجود ناتواني است که براي طي کردن مسير زندگي مستقل نياز مبرمي به حمايت خانوادگي دارد. به طورکلي اگر به اين حمايت خصوصاً در سالهاي اوليه زندگي خدشه وارد شود، ادامه زندگي سالم کودک با مخاطره بسيار جدي مواجه ميشود. در اين دوران کودک زندگي مستقل، توجه به ديگران رعايت حق و حقوق ساير افراد و نظم وانضباط را در يک محيط پويا و صميمي چون خانواده فرا ميگيرد. محيط خانواده خصوصاً والدين اولين آموزگاران، دوستان و همبازي کودک هستند. والدين بايد، بتوانند نيازهاي فزاينده کودک را در يافته (اعم از مادي و معنوي) و به آن پاسخ مناسب بدهند ميزان وابستگي و علاقه دو طرفه بين والدين و کودک، توانايي او را براي يادگيري و دانستن مطالب جديد افزايش ميدهد، در حالي که بد رفتاري با کودک و عدم توجه به نيازهاي او ميتواند باعث ايجاد اختلالات روانشناختي همانند پرخاشگري در بزرگسالي ميشود.4
کودکي، عاملي است که جنبهها و آثار مختلف آن در حقوق، همواره موضوع مطالعات و مقررات ويژهاي قرار گرفته است، به همين دليل کودکان در مقابل بزهکاري، و هم در مقابل بزهديدگي، ضعف و آسيبپذيري بيشتري نسبت به بزرگسالان دارند. به همين علت است که اطفال و نوجوانان بزهکار در مراجع ويژه و به موجب آيين دادرسي خاص محاکمه و موضوع اقدامهاي حمايتي وتربيتي در کانون هاي اصلاح و تربيت واقع ميشوند.5
بر اساس تعريف ارائه شده از سازمان بهداشت جهاني کودک، به هر انسان زير 18 سال سن گفته ميشود. در ماده يک کنوانسيون حقوق کودک نيز درج شده است که تمام افراد پايين تر از 18 سال کودک به شمار ميآيند.
از آن جايي که مسئله شروع دوران کودکي به دليل دارا شدن يک سري حقوق و حمايتهاي ويژه براي کودکان بسيار با اهميت است، تعيين زمان شروع دوران کودکي نيزاز اهميت خاصي برخوردار است. بنابراين با هدف تعيين مرحله آغاز کودکي به بررسي ساير اسناد و کنوانسيونهاي مربوط به کودک پيش از کنوانسيون حقوق کودک ميپردازيم.
در بيانيه سال 1923 و 1959 حقوق کودکان نقطه آغازين دوران کودک معين شده است. اما در مقدمه کنوانسيون سال 1959به حوائج فکري و جسماني فرد نابالغ و حمايتهاي قانون پيش از تولد اشاره شده است.
از آنجايي که در ماده 41 کنوانسيون حقوق کودک نيز اشاره شده است کنوانسيون در قانون گذاري ملي و قوانين لازم الاجراي بينالمللي در صورت امکان مداخله نمينمايد، بنابراين رويه يکساني براي تعيين آغاز دوران کودکي توسط کشورها اتخاذ نشده است. اما برخي از کشورها در راستاي انطباق با مقررات کنوانسيون اقداماتي صورت دادهاند به عنوان مثال جمهوري آرژانتين در قوانين خود شروع دوران کودکي را از زمان انعقاد نطفه اعلام کرده است. و اين امکان را بوجود آورده که اشخاص حقيقي حمايتهاي خاص پيش از تولد را دارا گردند.6 کميته حقوق بشر در ميثاق بينالمللي حقوق سياسي و مدني تأکيد دارد که دولتها
نميتوانند سن حمايتي کودک را به طور نامعقول و غير منطقي پايين بياورند و به اين ترتيب خود را از بسياري از تعهدات دولت نسبت به کودکان مبري نمايند.
کميته حقوق کودک نيز بر تعيين حداقل سن کودکان توسط قانونگذار تأکيد کرده است. اين کميته از افزايش سن کودک استقبال کرده است و 18 سالگي سن مورد تأييد اين کميته است.
برخي از کشورها با بيان اعلاميههايي به تعيين سن پايين کودکي اقدام نمودهاند. به عنوان نمونه دولت کوبا براي برخورداري کامل کودکان از مزاياي حقوق مدني 18 سالگي را به عنوان سن بلوغ اعلام کرد. ليختن اشتاين نيز به موجب قانون شاهزادگي ليختن اشتاين، سن بلوغ را 20 سالگي اعلام کرد.7
موضوع مورد توجه ديگر اين است که در برخي از کشورها فرض بر اين است که کودک با ازدواج به بلوغ ميرسد. بنابراين کودک در هر سني که ازدواج نمايد از محدوده حفاظتي اين کنوانسيون خارج خواهد شد. و بسياري از حقوق و امتيازات خويش را از دست ميدهد. بنابراين در اين جوامع دختران که در سنين پايينتر از پسران ازدواج ميکنند لطمه بيشتر خواهند ديد.
در راستاي رفع اين مشکل کميته حقوق کودک اعلام ميدارد که رشد جسماني و جنسي کودک دليل معتبر و صحيح براي تعيين بلوغ نميباشد. بنابراين بهتر است تا با افزايش سن ازدواج کودکان به 18 سالگي آنان را از بسياري از حقوق خويش محروم نسازيم.
براي تعيين سن کودکي و تعريف کودکي با مراجعه به قوانين ايران نمايان ميگردد که اين موضوع در هيچ يک از مفاد قانوني تعريف نشده است، اما بر اساس مواد 1207و1210 قانون مدني کشورمان پايان کودکي در دختر 9 سال قمري و در پسر 15 سال تمام قمري است و طفل کسي است که صغير باشد. مقصود از صغير خواه مميز و خواه غيرمميز طفلي است که بالغ نشده است. به موجب ماده 956 و 957 قانون مدني اهليت براي دارا شدن حقوق بازنده متولد شدن جنين (طفل) آغاز شده و با مرگ او پايان مييابد و حمل مشروط بر زنده متولد شدن از حقوق مدني ممتنع خواهد شد.
از ديدگاه حقوقي کودک به شخصي گفته ميشود که آمادگي جسماني و رواني لازم براي زندگي اجتماعي را نداشته باشد با توجه به اينکه حيات واقعي کودک با تولد آغاز ميگردد، دوران کودکي نيز با تولد آغاز ميشود. برخي از حقوقدانان در تعريف صغير اظهار داشتهاند که صغير کسي است که از لحاظ سني به نمو روحي و جسماني لازم براي زندگي اجتماعي نرسيده است.8
از نظر عرفي دوره کودکي پس از نوزادي شروع و تا رسيدن به سن قانوني ادامه مييابد. حد فاصل ميان نوزادي و نوجواني را در عرف عام دورهي کودکي ميگويند. از ديد علماي حقوق پسر و دختري که به بلوغ شرعي نرسيده است از محجورين است، به محض رسيدن به بلوغ حجر او محو ميشود، بدون اينکه احتياج به صدور حکم از سوي حاکم شرع باشد، اگر پيش از بلوغ به حدي رسد که داراي تميز باشد او را صغير مميز گويند.9
سن بلوغ و رشد با پيدايش يکي از پنج وضعيت براي طفل حاصل ميشود که عبارتند از: روئيدن موي در بعضي قسمتهاي بدن (در صورت، زير بغل، اطراف اندام تناسلي)، احتلام در پسران، حيض در دختران، رسيدن به سن 9 سال تمام در دختران و 15 سال تمام در پسران و استعداد بارور شدن دختران.10
اگر اين ويژگيهاي درکي به منصه ظهور و مشاهده نرسد کودک است والا نوجوان يا جوان خواهد بود و نيز گفته شده که صغار جمع صغير است و در اصطلاح به کسي گفته ميشود که از نظر سني به نمو جسماني و روحي لازم براي زندگاني اجتماعي نرسيده باشد. برخي از فقيهان ميفرمايند: صغير کسي است که به حد بلوغ نرسيده باشد، اين شخص از تصرفات در اموال خود ممنوع خواهد بود و هر چند که در کمال تميزي و رشد باشد و تصرفاتش در نهايت سود و صلاح صورت گيرد.11

2- تعريف کودک آزاري:
در خصوص واژه کودک آزاري در هيچ يک از فرهنگ هاي لغت اشاره اي به اين موضوع نشده است.
تعريف کودک آزاري، از نظر مفهوم لغوي، کودک آزاري به سوء رفتار والدين يا قيم کودک اطلاق مي شود و شامل غفلت،کتک زدن و آزار جنسي مي باشد.
هر نوع کوتاهي و غفلت يا ارتکاب هر نوع عملي که به نحوي به بهداشت و سلامت رواني کودک خطري برساند يا در آن خدشه وارد کند و مانع از رشد بهنجار وي شود کودک آزاري قلمداد مي شود.
در رابطه با تعريف آزار اختلاف نظر وجود دارد. يکي از عمدهترين اشکالات در پيش بيني رفتار با کودک عدم تعريف روشن از کودک آزاري و بيتوجهي است. هم اکنون هيچ تعريف اختصاصي يا قانوني که مقبوليت جهاني داشته باشد، وجود ندارد و از جامعهاي به جامعه ديگر متفاوت است.به عنوان مثال تنبيه بدني توسط والدين در سوئيس، فنلاند و نروژ غير قانوني ميباشد در حالي که در چين هيچ برنامهريزي دولتي و قانوني در جهت شناسايي و پيشگيري از کودک آزاري وجود ندارد. و هيچ قانوني در رابطه با خارج کردن کودکان از خانوادههاي خشن وجود ندارد وحتي کودک کشي با توجه به شعار “يک زوج، يک فرزند” نيز مشاهده
ميشود.12
کودک آزاري به شيوه متفاوتي از جمله: اذيت و آزار کودکان به وسيله پدر و مادر، ناپدري و نامادري، خواهر و برادر ناتني، تجاوزات جنسي به کودک، به کار واداشتن و استشمار کودک و تبعيض جنسي قائل شدن ميان فرزندان تجلي مييابد.13
به موجب ماده 2 قانون حمايت از کودکان و نوجوانان مصوب سال 1381، هر نوع آزار و اذيت کودکان و نوجوانان که موجب شود به آنان صدمه جسماني يا رواني و اخلاقي وارد شود و سلامت جسم يا روان آنان را به مخاطره اندازد ممنوع است. ماده 3 همان قانون اشعار ميدارد هر گونه خريد و فروش، بهره کشي و به کار گيري کودکان به منظور ارتکاب مجازات ميباشد. برخي بر اين باورند که کودک آزاري پديدهاي نسبي است و در فرهنگها و آداب و رسوم متفاوت متغير است.
اعمالي مانند ختنه کردن،سوراخ کردن گوش، در اتاقي جداگانه از والدين خوابانيدن اطفال، بستن کودکان بر پشت مادران، قنداق کردن و… کودکان در بعضي از فرهنگها ارزش و در برخي ديگر ضد ارزش به شمار ميآيد.
سازمان بهداشت جهاني هرگونه رفتار والدين و افراد مسئول که باعث آسيب رساندن به سلامت جسماني، روان، سعادت، رفاه و بهزيستي کودک گردد را کودک آزاري ميداند.14
اکثر متخصصان خشونت را يک عمل عمدي تعريف ميکنند که موجب درد فيزيکي در شخص ديگر و يا آسيب ديدن وي ميشود خشونت بزرگسالان بر روي کودکان و نوجوانان دامنهاي از سيلي زدن خفيف تا حملات آسيب زننده را در برميگيرد.
در مورد رفتارهايي که مرز بين تنبيه بدني عادي و افراطي را مشخص ميسازد توافق وجود ندارد. به ويژه که از نظر اجتماعي و فرهنگي خشونت و انضباط فيزيکي در مورد کودکان و نوجوانان پذيرفته شده است. آن چه قابل ذکر است اين است که در هر فرهنگي خشونت به دو نوع: مشروع و نامشروع تقسيم ميگردد.
پرفسور ديويد جيل نويسنده کتاب “رفتار خشونت آميز با کودکان” کودک آزاري را کليه رفتارها و اعمال غفلتآميز مردم، نهادها و کل جامعه ميداند که باعث محروميت کودکان از حقوق خويش گرديده

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره سوءمصرف مواد، بهداشت روان، سازمان ملل Next Entries تحقیق درباره ضرب و جرح، حقوق کودک، ترک فعل