تحقیق درباره حقوق بشر، حمایت اجتماعی، اسناد بین المللی

دانلود پایان نامه ارشد

بنيادي دارد . اما روشن ترين و كامل ترين بيان از حق بر سلامتي در معاهدات بين المللي در ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي ، اجتماعي ، و فرهنگي يافت ميشود . بند 1 ماده 12 اين ميثاق 80 با الهام از اساسنامه سازمان بهداشت جهاني ميگويد كه : ” دولتهاي عضو ميثاق حق هر کس را به تمتع از بهترین حال سلامتی و روحی ممکن الحصول به رسمیت میشناسند . ” . و بند 2 همين ماده به تفصيل به اقداماتي كه بايد از سوي دولتهاي عضو در تحقق كامل حق سلامتي اتخاذ شود ميپردازد . در بحث از محتوي حق سلامتي به اين بند خواهيم پرداخت . حق سلامتي همچنين در معاهدات حقوق بشري ديگر هم جايگاه برجسته اي دارد . در اين ميان ميتوان از سه معاهده نام برد . ماده 5 كنوانسيون محو كليه اشكال تبعيض نژادي ، ماده 12 كنوانسيون محو كليه اشكال تبعيض عليه زنان ، ماده 23 كنوانسيون حقوق كودك 81 .
ماده 25 اعلاميه جهاني حقوق بشر به حق بر سلامتي اختصاص دارد . : ” الف – هر كس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک و مسکن و مراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری ، یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود . ب- مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مند شوند . کودکان چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند . ” .
توجه به اين واقعيت كه در همه معاهدات حقوق بشري و تقريبا تمام اعلاميه هاي مربوط به حقوق بين المللي بشر كه از سال 1948 تا كنون به تصويب سازمان ملل رسيده ،‌به اعلاميه جهاني استناد شده است ، دليلي كافي بر پذيرش حق بر سلامتي به عنوان قاعده اي از حقوق بين المللي عرفي است و بر همه كشورها الزامي ميباشد .
گفتار سوم : مفهوم حق بر سلامتي
براي پي بردن به گستره مفهومي ، ‌قلمرو و محتوي حق بر سلامتي ،‌لازم است نگاهي از نزديك به اسناد بين المللي اصلي مربوط به اين حق بيافكنيم . شناسايي جهاني حق بر سلامتي به معناي روشن بودن مفهوم و محتوي اين حق به طور كامل نيست . در واقع تبيين حق بر سلامتي كاري بسيار دشوار و پيچيده است . اين دشواري از عوامل گوناگون تغذيه ميشود . دراينجا به دو عامل مهم به طور جداگانه مي پردازيم .
بند اول : نارسايي تعبير حق بر سلامتي
تعبير رايج حق بر سلامتي علاوه بر اينكه در اسناد حقوقي بين المللي يافت نميشود ، ‌از نارسايي دروني رنج ميبرد . سلامتي در معناي لغوي محدود به كاركرد عادي و بهينه يك ارگانيزم در حالتي فارغ از مريضي يا ناهنجاري اطلاق ميشود . اما در معنايي گسترده تر ، ‌سلامتي عبارت است از وضعيت رفاه كامل جسمي ،‌رواني ،‌و اجتماعي و نه صرفا فقدان بيماري يا ناتواني . اين معناي گسترده جنبه آرماني دارد و شايد هرگز قابل تحقق نباشد . از اين گذشته ،‌سلامتي مسئله اي است كه جنبه نسبي و اضافي دارد . يعني نسبت به اشخاص و محيط زندگي و نوع فعاليت و كار آنان ممكن است كاملا تفاوت كند . سلامتي براي مثلا كتابدار ،‌هنرمند ،‌يا فروشنده مغازه ،‌ممكن است با سلامتي براي چوب بر ،‌كشاورز يا آهنگر ،‌كاملا فرق داشته باشد . هر كدام از اين اشخاص هم ممكن است در محيط زندگي و كار خود سالم باشند . ولي وقتي به شغل يا محيط ديگر وارد ميشوند ممكن است از لحاظ سلامتي آسيب ببينند . مثلا كتابدار پس از پارو كردن برفي سنگين ممكن است دچار حمله قلبي شود . يا فرد ساكن در منطقه هم سطح دريا وقتي به منزلي در كوهستان نقل مكان ميكند ممكن است به دليل كم بودن اكسيژن و تا زماني كه مقدار سلولهاي قرمز خون او با اين ارتفاع متناسب شود از تنگي نفس يا آنمي (‌كم خوني )‌رنج ببرد . از طرف ديگر سلامتي را نميتوان به فقدان بيماري تعريف كرد . نميتوان گفت شخصي كه به بيماري مبتلا ميشود سلامتي خود را از دست داده است .
بيماري هم ممكن است جنبه موقت يا ناپايدار داشته باشد . و يا خود امري طبيعي در برخي شرايط و نسبت به برخي افراد باشد . مثلا نميتوان گفت فردي كه به حمله ناگهاني دريا زدگي دچار ميشود سلامتي خود را از دست داده است . 82 البته ميتوان گفت سلامتي يعني فقدان بيماري مستمر . روشن است كه سلامتي وضعيت و حالتي است كه نميتوان آن را تضمين كرد . به عبارت ديگر ،‌سلامتي چيزي نيست كه بتوان آن را به كسي داد . وانگهي از دست دادن سلامتي گاه با اعمال ارادي خود فرد صورت ميگيرد . مثل استعمال دخانيات ، مصرف الكل ،‌و غيره . و گاه خارج از اراده انساني است و گاهي ديگر نتيجه اعمال ديگران . از اين رو وقتي سخن از حق بر سلامتي ميرود نبايد آن را به حق بر سالم بودن ،‌مريض بودن ،‌ناتوان شدن ،‌و امثال آن تعريف كرد .
با توجه به اين مطلب در انتخاب تعبير درست براي چنين حقي و بكار بردن مناسب ترين واژه براي آن ،‌اختلاف نظر وجود دارد . با اين كه عبارت ” حق بر سلامتي ” كاربرد وسيع تري دارد ،‌تعابيري چون ” حق بر مراقبت سلامتي ” ،‌” حق بر مراقبت پزشكي ” ، . ” حق بر حمايت از سلامتي” هم مورد استفاده قرار ميگيرد .
به نظر ما با آنكه تعبير حق بر سلامتي داراي نارسايي است ، علاوه بر اينكه فهم متعارف از آن ، حق بر مريض نشدن ، ناتوان و پير نشدن ، و امثال آن نيست ، مفهومي بسيار گسترده تر از حق بر مراقبت پزشكي و مراقبت سلامتي و حتي حمايت از سلامتي دارد و به همين دليل كاربردي عمومي تر به خصوص در سطح بين المللي يافته است . به بيان ديگر ، تعبير حق برسلامتي ، عبارت كوتاه شده اي است كه محتوي وسيعتر از اصطلاحات ياد شده دارد و از اين جهت بر آنان ترجيح دارد .
بند دوم : تنوع ابعاد و حوزه هاي مربوط به سلامتي
عامل ديگري كه به دشواري تعريف حق بر سلامتي مي افزايد ، وجود ابعاد گوناگون براي سلامتي و حوزه هاي متنوعي است كه به سلامتي ارتباط ميابند . در اسنادي كه مورد اشاره قرار گرفته ،عموما از سلامتي جسمي و رواني و بعضا در كنار اين دو از سلامتي معنوي و اجتماعي سخن رفته است . اگر هم توافقي نسبي در مورد سلامتي جسمي وجود داشته باشد ، يافتن توافق بر سر ساير ابعاد سلامتي بسيار دشوار است . كافي است كه به سلامتي روحي يا رواني اشاره كنيم . منظور از اين بعد از سلامتي دقيقا چيست ؟ فردي كه از نظر رواني سالم تلقي ميشود چه خصوصياتي دارد ؟ البته اين مقدار شايد محل اختلاف نباشد كه شخص ممكن است از نظر جسمي فردي قوي مقاوم در برابر ابتلاء به بيماري و توانا در كنار آمدن با مشكلات جسمي و ديگرابعاد محيط فيزيكي خود باشد و در عين حال از نظر وضعيت روحي ناسالم به حساب آيد ولي معيار واحد و روشني براي سلامتي رواني وجود ندارد . مثلا برخي گفته اند فرد در صورتي از نظر رواني سالم است كه كاركرد و رفتار منطقي خوبي داشته باشد . برخي ديگر معتقدند فرد سالم به لحاظ رواني كسي است كه رفتار او همانند اكثر همگنان خود باشد . برخي هم چنين فردي را با وضعيتي ايده آل مقايسه ميكنند كه ميتوان به آن نزديك شد ولي دستيابي به آن ممكن نيست .
حوزه هاي بسيار متنوعي در تحقق و تداوم اين وضعيت و توانايي از يك سو و متاثر ساختن و تهديد آن از سوي ديگر دخيل ميباشند . اولا اين وضعيت انساني وابسته به پيش شرط هايي براي حفظ و تداوم است . محيط زيست سالم ، آب سالم آشاميدني ، تغذيه سالم ، شرايط سالم كاري و حرفه اي ، نظافت و بهداشت ، با حقهاي بشري ديگري ارتباط پيدا ميكند : حق حيات ، حق بر غذا ، مسكن و پوشاك ، حق آزادي بيان و دسترسي به اطلاعات ، حق بر شغل و حق بر آموزش و پرورش . ثانيا سلامتي وضعيتي بسيار شكننده و لرزان است كه همواره در معرض تهديد و آسيب ميباشد . اين مسئله خود مستلزم جلوگيري يا كاستن از عوامل تهديد كننده مثل آلودگي زيست محيطي است . از سوي ديگر نياز به باز گرداندن سلامتي پس از ابتلا به عوامل تهديد كننده ، وجود امكانات و مراقبت هاي پزشكي را ضروري ميسازد . بنا بر اين تعريف حق بر سلامتي به گونه اي كه از حق هاي همجوار و مرتبط متمايز گردد و حوزه هايي را كه مستقيما به سلامتي مربوط ميشود در بر گيرد ، مشكل تر خواهد بود .
وقتي عبارت حق بر سلامتي به عنوان يك حق بشري مستقل شناخته شده در اسناد حقوقي بين المللي موضوع تعريف قرار ميگيرد ، بايد توجه كرد كه سلامتي موجود در اين عبارت را نميتوان دقيقا به همان معناي معمول و متعارف گرفت . يعني تعاريف فلاسفه ، اركان و مراجع سلامتي عمومي ، فرهنگ ها و دانش نامه ها و نظام هاي پزشكي را نميتوان معيار يك اصل و قاعده حقوقي دانست كه در وضعيت هاي خاص قابل اجرا باشد . اين نوع تعاريف كلي و گسترده در حقيقت نشانگر هدفي است كه بايد تلاشها و منابع دولتها براي تحقق آن بكار گرفته شود و از سوي سياست گذاران به عنوان مشعل راه تلقي گردد . آنچه در عالم حقوق و در بحث كنوني ارتباط حق اختراع و حق بر سلامتي مورد نياز است ، داشتن ضوابطي حتي الامكان عيني و قابل اجرا و سنجش است تا معلوم شود حق بر سلامتي دقيقا چه استحقاق هاي قانوني و مطالبه پذير را شامل ميشود و دولتها در قبال آن چه تكاليف مشخصي دارند و چگونه ميشود عدم ايفاء اين تكاليف را به اثبات رساند و مسئوليتي بر دوش دولت نهاد .

فصل دوم : محتوي حق بر سلامتي
مقدمه
حق بر سلامتي از چه عناصري تشكيل شده است ؟ و چگونه ميتوان اين عناصر را باز شناخت ؟ ديديم كه توسل به معناي لغوي و كاربرد كلمه سلامتي براي تعيين حدود حق بر سلامتي چندان كارساز نيست . براي اين كار كه خصلتي حقوقي دارد بايد به تحليل اسناد حقوقي بين المللي پرداخت . اما چون آنچه در اين اسناد در زمينه حق بر سلامتي آمده است به زحمت از حد كلي گويي فراتر ميرود ، ناگزير به مراجعه به كارهاي مقدماتي ، رويه اركان نظارتي اين اسناد ، اظهارات و فعاليت هاي سازمانهاي بين المللي كه در زمينه حق بر سلامتي وظايفي بر عهده دارند و مشخصا سازمان بهداشت جهاني و نظرات حقوق دانان برجسته هستيم .
گفتار اول : بیان حق بر سلامتی در اسناد بین المللی حقوق بشر
براي آنكه دامنه اين بحث به درازا نكشد و به حداقل نكات لازم اكتفا شود ، اسنادي كه تحليل خواهيم كرد عبارتند از اعلاميه جهاني حقوق بشر ماده 25 ، و ميثاق حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي (ماده 12). و نظر كلي شماره 14 كميته حقوق اقتصادي ، اجتماعي ‌و فرهنگي83 .
به عنوان ناظر بر اجراي مقررات ميثاق در زمينه حق بر سلامتي ، فعاليت كميسيون حقوق بشر در اين خصوص و همچنين تلاشهاي سازمان بهداشت جهاني در تبيين حق بر سلامتي نيز مورد توجه قرار خواهد گرفت .

بند اول : ماده 25 اعلاميه جهاني حقوق بشر
در ماده 25 اعلاميه جهاني حقوق بشر 84 ، از حق بر سلامتي به طور خاص نامي به ميان نيامده است . اما نكات مهمي در خصوص اين حق در اين ماده وجود دارد كه شايسته تامل است . متن كامل اين ماده چنين است : ” 1) هر كس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک و مسکن و مراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد ، از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود . 2 ) مادران و کودکان حق دارند که از کمک دولت و مراقبت مخصوصی بهره مند شوند . کودکان چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند . ” . اين ماده را بيشتر ميتوان حاوي ” حق بر سطح آبرومند زندگي ” كه شامل شرايطي كه براي سلامتي فرد كافي باشد دانست و نه دقيقا منعكس كننده حق بر سلامتي . در هر صورت بند 1 اين ماده مورد توجه ما ميباشد . در اين بند دو حق به هم مرتبط ذكر شده است .: حق برخورداري از استانداردي از زندگي كه در آن نيازهاي اساسي فرد و خانواده اش به طور كامل براورده شود . اين نيازهاي اساسي شامل سلامتي و رفاه

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره حقوق بشر، انتقال اطلاعات، منشور ملل متحد Next Entries تحقیق درباره حقوق بشر، بهداشت محیط