تحقیق درباره جهان بینی، عرفان و تصوف، مذاهب اسلامی، عاشق و معشوق

دانلود پایان نامه ارشد

اجتماعی به درستی درک می شود و اگر این شرایط وجود نداشته باشد آن اتفاق نیز تحقّق نمی یابد .
تردیدی نیست که اندیشه ها و آرای گوناگون اعتقادی در مسیر تصوف اسلامی وارد شده اند و چه بسا تأثیرات غیرقابل افکاری نیز بر آن گذاشته اند لیکن پذیرش این فرضیه که تصوف ناگزیر باید از یک منشاء غیراسلامی سرچشمه بگیرد امروزه دیگر قابل قبول نیست .
«در تصوف اسلامی مبادی و اصولی هست که با پاره ای افکار و عقاید غیر اسلامی مناسباتی دارد ولیکن هیچ یک از این موارد شباهت منشأ تصوف را بیان نمی کند : چنان که اندیشة تجرّد و توکّل صوفیه بی شباهت به اخلاق و آداب راهبان عیسوی نیست. همچنین «فقر» و «سیاحت» و «مقامات» صوفیه، یادآور نظایر آنهاست در نزد فقر بودایی.
با این همه، تصوف اسلامی در عین شباهت بازری که با اینگونه مذاهب غیراسلامی دارد، نه پدید آورندة هیچ یک از آنهاست و نه مجموع همة آنها. چیزی است مستقل که منشأ واقعی آن اسلام و قرآن است و شک نیست که بدون اسلام و قرآن از جمع مجموع این عناصر غیر اسلامی، ممکن نبود چنین نتیجهای حاصل شود و این، نظری است که امروزه مورد قبول بیشتر اهل تحقیق واقع شده است. قسمت عمدهای از این نفوذ را باید نتیجة ارتباط غیرمستقیم و مستمّر صوفیه با فرقه های مختلف چون معتزله، قرامطه، اشاعره، باطنیه و امثال آنها دانست» (زرین کوب، 1377 : 14).
عرفا با پذیرش تفکر اشاعره و رنگ درونی و مُدِل سازی آن توانستند یک مکتب فکری مستقلّی را با ذهن و محصولات فکری مستقل خلق کنند. برای تبیین تصوف براساس موضوع مورد بحث (اشاعره) لزوماً باید شرایط اجتماعی، سیاسی و فکری سده های دوم و سوم هجری مورد کنکاش قرار گیرد ؛ زیرا در این سده ها بود که آرمان های صوفیانه پدید آمدند . درباره منشأ تصوف ایرانی در مناطق مختلف سخنان متنوعی گفته شده است .
«از آن جمله پس از مرگ مأمون، مذاهب اسلامی ـ حنفی ، شافعی و… که از دریچة انسان انگاری (anthropomor phism) به هستی می نگریست و بزرگترین دشمن استقلال فکری بود، بر توده ها سلطه یافتند. پس صاحب دلان در برابر این مذاهب به فکر ایجاد آیینی دیگر افتادند .
ستیزههای دینی که به تشویق مأمون میان نمایندگان آیین های گوناگون و مخصوصاً آیین های معتزلی و اشعری در گرفتند، اذهان را از قیل و قال و بحث و جدل رویگردان کردند و فراسوی حقایقی برتر برانگیختند.
در سایة خردگرایی عصر عباسی، غیرت دینی به تدریج تلطیف شد. همچنین افزایش ثروت، محافل بالای جامعه اسلامی را به آسان گیری اخلاقی و بی قیدی دینی سوق داد. از این رو آیین لطیف تری لزوم یافت» (اقبال لاهوری، 1380 : 90).
چنین اوضاعی بستر به وجود آمدن تصوف و زیربنای شکل گیری مبادی و مبانی و مفاهیم آن شد. تب و تاب حصول معرفت، شناخت طریق باطن، دست یابی به حقیقت وجودی حضرت دوست رفته رفته عمقی بیشتر یافت و به صورت نظامی فکری جای خود را محکم کرد .

3-5-1 عرفان و اندیشه
عرفان، بازتاب حقیقت های درونی است، نمای اندیشه های ناب که از یک تجربه باطنی بی آلایش سرچشمه می گیرد چرا که در بافت یک اندیشه است که مکتب زاییده می شود. اندیشه ها وقتی در یک نظام می نشینند رنگ و اصول یک مکتب را رقم می زنند، آنگاه متجلّی می شوند و یک اندیشه پنهان را در قالب یک ظهور معنوی با یک مجموعه نشانه های مادی به معرض نمایش می گذارند. تصوّف یک واکنش عقلی آمیخته با هدایت به سوی کمالات نفسانی است.
اگر مفهوم مکتب را در معنای پیروی از یک خط فکر واحد بپذیریم می توانیم بگوییم عرفان، مکتبی است که الگوی خود را از درون انسان دریافت می کند. مکتب عرفان با زیرساخت فکر کلامی اشاعره نظامی مدوّن همچون مکاتب ادبی غرب را رقم زدند که هم نظریه پردازان غیرعارف داشته که فقط دارای دیدگاه کلامی اشاعره بودند و هم عارفانی که اهل قلم بودند و آثاری را در این حوزه آفریدند .

3-5-2 دلایل گسترش مکتب عرفان پس از حمله مغول
تغییرات اجتماعی، وابسته به نظام های اجتماعی، قدرت طلبی ها، سلطه گری ها و ویرانی قدرت ها، از مهمترین تحولات اجتماعی هستند که منجر به ظهور نظام ها و انقلابهای جدید می شوند. تاریخ پرفراز و نشیب ایران، در طول حیات خود، حوادث فراوانی به خود دیده است که هرکدام در زمان خود مسبّب تغییرات اساسی در نظام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این دیار شده است. در همة این ادوار، رشادت های بارزی مشاهده می شود که برای رهایی از ظلم و ستم و نجات از استثمار و ایجاد فضای تحمل و آرامش به کار گرفته شده است. یکی از اتفاقات بسیار تأثیرگذار در تاریخ ایران که دگرگونیهای عظیمی را در این سرزمین پدید آورد، حملة مغول ها بود که در پی آن تحولات عظیم در جهت وقوع جنبش های تازه به وجود آمد. یکی از پیامدهای قابل توجه آن گسترش مکتب عرفان بود که همچون عکس العملی روحانی در مقابل اوضاع نابسامان زمان ایستاد. یورش مغول از سال 617 آغاز شد و در سال 656 سقوط کرد. در طی این چهار سال اوضاع ایران به طور کامل آشفته بود. «در دورة هجوم مغول و پس از آن ، بعد از یک دوره طولانی تحمل فشار، به دلیل عوامل مختلفی چون وجود فضاهای تساهل و تسامح مذهبی حاکمان، شیعه توانست در کنار نفوذ اهل تسنّن در دستگاه حکومتی، در حوزه های سیاسی و اجتماعی و مذهبی بدرخشد و فصل تازه ای در حیات خویش آغاز کند. حتی در میان اُمَرا نیز حامیانی یافت از جمله خواجه نظام الملک وزیر دورة سلجوقی از حامیان صفویه بود، این در حالی است که به دلیل این هجمة بزرگ و پیامدهای پس از آن در عرصه های مختلف، تصوّف که در دامن اهل تسنّن پرورش یافته بود به نوعی خود را به عنوان مرهمی بر دردهای اجتماعی آن روز معرفی کرد و به تدریج رشد فزاینده ای یافت .
در نتیجه، جامعه در برابر مشکلات، حالتی انفعالی به خود گرفت و به جای مقابله، گوشه گیری و تحمل این فشار را پذیرفت، تا آنجا که بزرگانی از شیعه به دلیل قدرت نفوذ تصوّف در جامعه، از آن به عنوان ابزار برون رفت جامعه از وضعیت نابسامان استفاده کردند چرا که مردم به دنبال مرهمی برای آلام لاعلاج خود می گشتند که در نهایت آن را در توجه و تأکید بر فقر و دنیا گریزی و زهد و معنویّت تصوف یافتند» (حسینی ، 1388: چکیده).
از سوی دیگر اختلافات مذهبی بود که همه را از بحث و مناظره و عقل گرایی خسته کرده و به سمت اندیشه های عارفانه و صوفیانه کشانده بود. همین دگرگونی عظیم در جامعه ایران شاید موجب ایجاد بستری مناسب برای خلق آثار عرفانی فراوانی شد تا مایة تسلّی خاطر آسیب دیدگان باشد ؛ از سوی دیگر خلق یک اثر عرفانی خود میتواند نشانگر روح انزوا و گوشه گیری خالق آن از هرج و مرج حاکم بر محیط باشد. بنابراین ریشة خلق آثار عرفانی این عصر و دوره های بعد را می توان در تحولات عظیم اجتماعی و سیاسی جستجو کرد .
حملة مغولان ، سبب از میان رفتن آثار گذشته شد با این حال بسیاری توانستند خود را دور از کشمکش ها نگاه دارند و انزوایی برای خلق آثار ادبی فراهم کنند.

3-6 اشتراکات عرفان و اشعریت
همانطورکه گفته شد جریان «عرفان» با توجه به ایجاد بستر مناسب در جامعه، در جهت تلطیف عقاید، راهی برای خود گشود و در مقابل نظام خشک اشعری قرار گرفت اما شاخه های مشترک این دو جنبش (عرفان و اَشاعره) را نمی توان انکار کرد .
– از اصول بسیار برجسته ای که از مبانی عرفان و تصوف به شمار می آید چگونگی ارتباط میان مرید و مراد است. چنانکه در باب «توکل» که از مقامات عرفانی است آمده : برترین مرتبة توکل آن است که انسان نسبت به خدا مانند مرده در دست های غسّال باشد و خود را مجری قدرت و حرکت و علم و ارادة حق بداند و همانطور که می بینیم این نظریه کاملاً منطبق است با اصول قواعد اشاعره یعنی «عمومیت اراده و قضا و قَدَر الهی در همة حوادث» و یا «مختار نبودن بشر و مخلوقِ خدا بودن اعمال او».
«عرفا در پی آن بودند و هستند که علم حال آموزند و علم قال را به کناری افکنند و به صفای اسرار دست یابند و فانی الصّفات شوند و در صدد غّواصی در اقیانوس بی پایان علم و معرفت حقیقی از طریق کشف و شهود و فانی کردن وجود در وجود حضرت حق، برآمدند و هردم تشنگی بر تشنگی افزودند و بیزار از سیرابی شدند تا بی واسطه با خدا مرتبط شوند تا به گفتة بایزید بسطامی «عشق و عاشق و معشوق» یک وجود واحد پیدا کنند» (برزگر ، 1382 : 43).
به گفته عارف بزرگ، مولانا، که اشعری مذهب بود، هر که در پی معنی باشد و بیاعتنا به ظواهر و عالم ماده، به وحدت وجودی خواهد رسید :
کان جـمــال دل جـمــال باقــی است دو لبــش از آب حیـوان ساقــی است
خود هم او آب است و هم ساقی و مست هر سه یک شد چون طلسم تو شکست
درست است که زیربنای عمل صوفیه ارتباط شخصی و قلبی و معرفت درونی نسبت به نیروی الهی و آسمانی است و روش آنها برای رسیدن به نجات و وصول به حق، انتخاب انزوا و خلوت است اما پیروی از شریعت را به منزلة لازمة رسیدن به تزکیة باطن می دانند و پیروی از اصول آن را در عبادات، واجب
میدانند .
در قرآن و حدیث، برای صوفیه، نشانه هایی هست که می تواند مطابق با اصول عقاید آنها، انسان را با آفرینندة هستی اتصال دهد، از دیدگاه صوفی، خداوند در همه جا هست ، در هر جا که انسان روی آورد و این مطلب ، به کرّات در قرآن ذکر شده است : وللهِ المشرق و المغرب فَاَینما تَوَلّوا فَقُم وجه الله» (قرآن، 2 : 161).
همچنین در قرآن برای ایمان آورندگان وعدة دیدار خداوند در روز قیامت آمده است که متصوفه به لقاء الله قائل هستند. در قرآن، سخن از «میثاق» هست که صوفی آن را پیمان مِهر می داند که مابین خدا و انسان برقرار است .
ریشه معنای عشقی که در قرآن از آن یاد می شود «فَسَوْف یَأتیِ الله بقوم یُحبهم و یُحبونَه» (قرآن، مائده : 54).
همان عشقی است که در تصوف، عاشق را به تسلیم محض می کشاند و او را به سوی رضا و توکل در مقابل معشوق هدایت می کند .
از مسیر همین نقاط اشتراک است که در دین اسلام جایی برای عرفان گشوده می شود همگام با لحظات استغراق عارف در مکاشفه های روحانی .
سرگذشت زاهدان مسلمان، همواره الگویی بوده که نیکوکاران می توانند آن را انگیزه ای قرار دهند برای کشش به سوی عالم درونی، که همان عرفان است .
کیفیت رابطه خدا، انسان و جهان، مهمترین مسأله ای است که همة جهان بینیهای معتقد به خدا درصدد تبیین آن بوده اند. تفاوت عمدة این جهان بینی ها مربوط به نقشی است که برای سه عامل (خدا، انسان ، جهان) قائل هستند .
بعضی از این جهان بینی ها خدا محور، برخی انسان محور و بعضی نیز قدرت را به شکل عادلانه بین عوامل بالا تقسیم می کنند. در تفکر اسلامی، در زمینة خدا محوری، دو گرایش عمده وجود دارد که همة محوریّت را برای خدا قائل هستند : «عرفان» و «اشعریت» .
بین چهرة ظاهری این دو مسلک تشابهات زیادی دیده می شود البته بر کسی پوشیده نیست که عرفان و کلام از لحاظ روش و ابزار شناخت کاملاً متمایز هستند و آنچه که از آن به «تشابه» تعبیر می شود مربوط به دعاوی این دو مکتب است .
– بارزترین دیدگاهی که وجه تشابه میان این دو مکتب را نشان می دهد مربوط به اعتقاد آنها نسبت به «جبر» است. «جبر» حاکم در مکتب اشاعره به نوعی می تواند تجلّی تصوّر همان تسلیمی باشد که در عرفان، عاشق در برابر معشوق به آن تن میدهد، تسلیم محض در برابر ارادة معشوق (خداوند).
«همانگونه که اشاعره قائل به جبر مطلق هستند و تمامی اعمال انسان را از پیش تعیین شده و خارج از محیط اختیار انسان می دانند اهل تصوف نیز همداستانند که انسان هر نَفَسی که بر می آورد و چشمی که بر هم می زند و تحرکی که ایجاد می کند در اثر قوّت و قدرتی است که خداوند همراه فعل در آنان
می آفریند .
دست پنهان و قلم بین خط گذار اسب در جولان و ناپیدا سوار
تیر پرّان بین و ناپیدا کمان جانها پیدا و پنهان جان جان
(مثنوی معنوی، دفتر دوم : حکایت آفت تاخیر خیرات…)
نهایت ها، بازگشت به بدایت هاست و وجودی جز وجود حق، مطلق نیست، انسان بازتاب قدرت و ارادة حق را در خود می بیند

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره عرفان نظری، آثار ادبی، عرفان عملی، سیر و سلوک Next Entries تحقیق درباره کلام اشعری، زبان فارسی، کتابخانه ملی، خلفای راشدین