تحقیق درباره جامعه عربی، امام رضا ع، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

ه دست آورد و در اين راستا مشكلاتي وجود دارد كه عبارتند از:
1ـ مهمترين مشكل در باب بررسي نظرات متكلمان شيعه در كوفه استخراج نظرات آنها از منابع موجود مي‌باشد زیرا کتب ایشان در دست نیست و نظریات آنها به صورت پراکنده در کتابهای مختلف انعکاس یافته است.51
2ـ صاحبان كتب ملل و نحل چون اكثرا از اهل سنت هستند و خود داراي گرايش‌هاي كلامي بر خلاف جريان شيعه مي‌باشند و از طرفي هم در مقام تأليف و نقل نظرات فرقه‌هاي مختلف گرايش‌ها و اعتقادات خود را دخالت داده‌اند بنا بر اين نمي‌توان به سخنان آنها اعتماد كرد و منقولات آنها را نظرات متكلمان شيعه تلقي كرد و بايستي با احتياط پيش رفت و بدون تاييد ادعاي نويسندگان كتب ملل و نحل با قرائن موجود در منابع شيعي اصيل نمي‌توان انتسابات آنها را قطعي تلقي نمود.52
3ـ نظرات هشام بن سالم و تطورات عقیدتی او، طبق سير زماني و تاريخي در منابع منعكس نشده و دقيقا مشخص نيست كه هشام بن سالم در كدام مرحله از عمر علمي خود به تشبیه یا جبر باور داشته و در چه زماني تغيير نظر داده و از آنجايي كه ممكن است يك متكلم تغيير مذهب و رويه اعتقادي داده باشد انتساب اين سخنان به آنها بايد مشخص باشد كه مربوط به كدام دوره از عمر او بوده است ولي اين مطالب ثبت نشده و يك محقق براي كشف حقيقت بايستي از مقايسه اقوال و روايات و بررسي‌هاي دقيق و قرينه‌يابي استفاده كنند و اين عمل خود زمان و منابع زيادي را مي‌طلبد و از آن طرف هم بر حسب برخورداري هر محققي از منابع و روش‌هاي مختلف و نظرات مختلف نظرات متفاوتي پيدا مي‌شود.
4ـ گر چه برخي از اين انتسابات در احاديث شيعه از قبيل برخي احاديث كتاب شريف كافي53 و توحيد صدوق54 و رجال كشي55 انعكاس يافته ولي در كنار اين روايات رواياتي ديگر به واسطه هشام بن سالم از امام نقل شده كه مخالف ساير نقل‌ها و پرسش‌ها از ائمه (عليهم السلام) است و جمع بين اين مطالب و كشف حقيقت نيازمند به دقت و برخوردار بودن از اطلاعات رجالي و حديثي و تاريخي گسترده است.
5ـ وضعيت متكلمان عصر حضور، از جمله هشام بن سالم نسبت به امامان (عليهم السلام) به طور دقيق معلوم نيست از اين جهت كه چه اندازه از افكار و انديشه‌هاي آنان بر امامان عرضه مي‌شده و در چه مباحثي متكلمان حق آزادانديشي داشته و آيا ملزم بوده‌اند كه همه انديشه‌هاي كلامي خود را بر امامان عرضه كنند؟ آیا هشام بن سالم دیدگاه خود در مورد تشبیه و… را به امام عرضه نموده یا نه؟ و در چه مواردي از طرف امامان مجاز به نظريه پردازي بوده‌اند و پرسش ديگر اينكه از فنون جدل در چه زمينه‌هايي استفاده مي‌كرده‌اند؟ به برخي از اين نقاط مبهم در روايات و گوشه و كنار كتب رجالي اشاره شده ولي تحليل و تبيين دقيق و سازماندهي شده از اين موارد در تاريخ تفكر شيعه انجام نشده و اين موارد در هاله‌اي از ابهام قرار دارد كه بدون شفاف سازي آن نمي‌توان به طور دقيق اين انتسابات را تحليل نمود و در اين زمينه نياز شديدي نسبت به تحقيق و شفاف كردن و بازسازي آن فضا احساس مي‌شود. و استخراج نظرات متكلمان عصر حضور نياز به تدوين روش دارد و هنوز فعاليت جدي در زمينه روش‌شناسي استخراج اعتقادات آنها صورت نگرفته و اساسي ترين مشكل در زمينه اينگونه تحقيقات عدم وجود روش مي‌باشد.
روش استخراج دیدگاه متکلمان مدرسه کوفه
با وجود از بين رفتن تأليفات متكلمان كوفه56 بخشي از مطالب آن تأليفات كه اغلب به صورت روايت مي‌باشد توسط روات، شاگردان و محدثان طبقه بعدي گزارش گرديده و به عنوان مهمترين منبع و در واقع منبع اصلي كشف آراء كلامي متكلمان است زیرا دأب آنان بر اين بوده كه معارف و انديشه‌هاي خود را از منبع وحياني دريافت نموده و حتي استنباطات خود را نيز به امام (عليه السلام) عرضه مي‌كرده‌اند و در مقام تأليف نيز در مصنفات خود فقط روايات مورد قبول و باور را ذكر مي‌نموده و مورد استشهاد قرار مي‌داده‌اند و اين يك روش رائج در تأليف مصنفات كلامي كوفه بوده است چنانكه اين روش از مدرسه كوفه به مدرسه قم منتقل شده و ما در تاليفات صدوق و كليني ادامه آن روش را مي‌بينيم.57 به عنوان نمونه، وقتي از يك متكلم سوالي شده او در پاسخ سؤال، حديثي از امام (عليه السلام) عرضه‌ مي‌كند و يا در برخي روايات اين متكلمين سؤالاتي از امامان (عليهم السلام) نموده‌اند و با گرفتن پاسخ از امام اعتقاد خود را تصحيح نموده‌اند و يا اعتقاد خود را بر امام عرضه نموده و امام آن را تقرير نموده است. با توجه به مجموع ادله و قرائن فوق مي‌توان مجموعه روايات متكلمان کوفه را، راهي براي كشف اعتقادات اين متكلمان و كشف موضوعات كلامي متنوع و مطرح در ميان آنها قرار داد و با نگاه عميق به طرح سؤال توسط متكلم به محضر امام و سطح معرفتي روايت و موضع امام در قبال مطلب منتسب به يك متكلم توسط شخص ديگر و مدح و مذمت افراد در روايات و توجه دقيق به نوع مدح‌ها و مذمت‌ها و بار معنايي الفاظ به كار برده شده توسط امام (عليه السلام) و تقرير‌هاي صورت گرفته از ناحيه ائمه نسبت به فعاليت‌هاي كلامي يك متكلم و در نظر گرفتن فضا و فرهنگي كه امام و متكلم گفتگو نموده‌اند و…. از راه روايات پي به نظرات متكلمان عصر حضور برد و با مقايسه اطلاعات به دست آمده از روايات با انتسابات صاحبان كتب ملل و نحل وساير منابع در مورد آنان به داوري نشست.
نگارنده کتاب مقالات الاسلامیین اشعری را بخاطر ویژگیهای خاص ( قدیمیترین منبع موجود، دقت در نقل و کمتر دخالت دادن تعصبات عقیدتی در مقایسه با دیگر فرقه نگاران) در اندیشه شناسی هشام بن سالم محور قرار داده است. به نظر میرسد اشعری در نسبت دادن عقائد در جایی که متکلمی تفرد در قول دارد، آن عقیده را با نام بردن از آن متکلم ذکر میکند ودر غیر آن، عقیده را بدون نسبت دادن به فردی، به کل فرقه منسوب میکند از اینرو در مواردی که اشعری در نقل اقوال شیعیان به هشام بن سالم اشاره نکرده براساس روایات او به کشف دیدگاهش در میان اقوال منسوب را مییابیم.

فصل دوم:
شخصیت شناسی هشام ابن سالم الجوالیقی

هشام بن سالم از اندیشمندان ومتکلمان شیعی قرن دوم هجری، مفسر، فقیه، محدث و از اصحاب و شاگردان امام صادق و کاظم علیهما السلام بود. او در پرتو تعالیم اهل بیت علیهم السلام مدرسهای کلامی و جریان فکری ایجاد نمود که در تاریخ اندیشه به هشامیه و جوالیقیه شهرت دارد. اما چون معاصر با شخصیتی سترگ و نابغه ای همچون هشام بن حکم بود، باعث شده تحت شعاع قرار گرفته و علمای رجال و صاحبان کتب ملل ونحل کم تر به بررسی شخصیت و اندیشههای او بپردازند. ما در این فصل با استفاده از گزارش هایی هر چند تلگرافی به بررسی شخصیت فردی و علمی او میپردازیم.

شخصیت فردی هشام ابن سالم
اسم و نسب58
ابومحمد هشام بن سالم جوالیقی، اسم و نسبی است که نگارندگان کتابهای رجال و فهرست برای هشام ذکر کردهاند و تفاوت گزارشی در میان ایشان نیست. 59 اما آنچه حائز اهمیت در تراث شناسی هشام بن سالم میباشد عنوان یا عناوینی است که از او در سند روایات یاد شدهاست. چون با بررسی کتاب های رجال و فهرست با شخصیتهایی آشنا میشویم که در اسم ونسب اشتراک دارند، یعنی چند فرد دارای اسم و نسب مشترک هستند از این رو عنوان شناسی روات بسیار اهمیت دارد، چه از لحاظ اعتبار شناسی روایت، چه از لحاظ میراث شناسی راوی.
با برسی سند روایات هشام بن سالم ، حدود نود درصد از عنوان هشام بن سالم استفاده شده است و هشام جوالیقی عنوانی است که در رتبه بعدی قرار دارد و در چند روایت با کنیه ابومحمد از او یاد شده است.
در جوامع روایی بیش از صد روایت وجود دارد که از عنوان هشام بدون نسب یا کنیه استفاده شده است و این احادیث بین هشام بن حکم و هشام بن سالم مردد است.60 پس هشام عنوان دیگر هر چند مشترک برای هشام بن سالم است. اما آخرین عنوان بشیر است که در چهار روایت استفاده شده حال این تصحیف عنوان هشام است یا بشیر لقب هشام بن سالم بوده قضاوت دشوار است.
شهرت و شغل
کتب ملل و نحل همچنین شرح حال نویسان در کنار نام هشام بن سالم همواره کلمه جوالیقی را نگاشتهاند، حتی نام فرقه ای که فرقه نگاران به او منسوب کرداند جوالیقیه نامیدهاند. 61 جوالیق کلمهای معرب از جوال یا گوال به معنی انبان وکیسهی بزرگ است.62 به کسی که به بافتن یا خرید و فروش کیسههای بزرگ اشتغال داشته اطلاق میشده است. ولی اینکه او بافنده جوال بوده یعنی تولیدی جوال داشته یا در کار تجارت و فروش آن بوده تردید وجود دارد.63 مدرسی در میراث مکتوب او را فروشنده جوال دانسته است 64 ولی شیخ عباس قمی در الکنی والالقاب 65و فان اس او را سازنده و فروشنده جوال معرفی کرده اند.66 دیدگاه اخیر با واقعیت تاریخی همخوانی بیشتری دارد، زیرا معمولا کسانی که ابزار یا لوازمی میساختند خود نیز امر فروش آن را بر عهده می گرفتند. وسیستم تجاری در آن دوره مانند امروز پیچیده نبوده است. اما اشتغال هشام بن سالم به ساخت و فروش جوال تا آخر عمر ادامه نیافت به خاطراینکه شغلِ پردرآمدی نبوده یا دشواری زیادی داشته است معلوم نیست. زیرا کشی در کتاب رجال خود گزارش کرده که هشام بن سالم تغییر شغل داده و به کار فروش علوفه روی آورده است.67 دور از نظر نیست که تغییر شغل بی ارتباط با تغییر ولاء از بشر بن مروان به جعفی باشد.
کنیه
در روایات تاکید شده در زمان تولد برای کودک کنیهای نیکو انتخاب کنید.68 در فرهنگ جامعه عربی استفاده از کنیه بجای آوردن نام اصلی فرد از اهمیت خاص و نشان از احترام و تکریم بود. لیکن در مورد هشام بن سالم محدثین هنگام ذکر نام راویان احادیث، هر جا به هشام بن سالم برخورد کرده اند، نام اصلی او را (هشام بن سالم ) ذکر کرده اند بدون این که همراه با کنیه یا لقب باشد. هر چند عدم شهرت کنیه وی، دلیل برنداشتن کنیه نیست شیخ طوسی در کتاب رجال کنیه ابو محمد را برای هشام بن سالم ذکر کرده است، و در دیگر کتب رجالی کنیه ابوالحکم به هشام بن سالم نسبت داده شده است69. جالب اینکه همین کنیهها به هشام بن حکم نیز منسوب است، اشتراک کنیه هشام بن سالم با کنیه هشام بن حکم گونه ای تردید به ذهن می آورد که شاید به خاطر تشابه اسمی کنیه هشام بن حکم برای فرزند سالم یا بالعکس در کتابها ثبت شده است. این کار تحلیل روایات منقول از ایشان و حتی نظریات منسوب را با دشواری مواجه می سازد که اندیشه یا روایتی به علت تشابه اسمی یا کنیه به دیگری نسبت داده شود.
برای نمونه، روایتی با یک محتوی وسندی مشترک در باب نص بر امامت امام رضا علیه السلام می بینیم که در اصول کافی به سند هشام بن حکم نقل شده ولی در کتب دیگر روایی با سند هشام بن سالم آمده است که این مورد احتمال وجود مورد های مشابه را تقویت می کند70 .
نژاد و قبیله
هشام بن سالم از نظر نژادی از موالیِ غیر عرب و تبار او به شهر جوزجان از توابع خراسان قدیم نزدیک بلخ می رسد.71 طبق روالی که بر جامعه آن روز کوفه حاکم بود، افراد یا قبائلی که به جامعه عربی اسلامی میپیوستند برای کسب حمایت یا موقعیت اجتماعی ولاء فرد یا قبیله ای پر نفوذ را میپذیرفتند. اخبار وارده در مورد هشام بن سالم حاکی از آن است که او از موالی بوده است. در این میان مسئله ای که نیاز به بررسی دارد کتاب های رجالی او را از اُسرای جنگ جوزجان شمرده اند و همخوانی این نقل با گزارشهای تاریخی که در مورد فتح جوزجان وارد شده، دشوار است.72
مسلمانان از سال 18هجری در تعقیب یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی، مناطق شرقی ایران را فتح کردند؛ در مورد چگونگی فتح جوزجان اختلاف وجود دارد طبری آنرا همراه با جنگ گزارش کرده است، ولی دیگر تواریخ فتح جوزجان را با امضای قرارداد صلح و پرداخت جزیه دانستهاند؛73 ولی درمورد سال فتح سرزمین خراسان و شهر جوزجان اختلافی نیست وسال 33هجری شهر جوزجان به قلمرو سرزمین های اسلامی اضافه شده است. از سوی دیگر با در نظرداشت سال وفات هشام بن سالم که سال 183ه.ق است و سال فتح جوزجان در سال 33هجری، و انتقال هشام بن سالم به عنوان اسیر، لازمه دارد که

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره نظریه پردازی، انتقال دانش، فرهنگ دانش، شیعه امامی Next Entries تحقیق درباره امام رضا ع، امام صادق، امام رضا (ع)، اعراب مسلمان