تحقیق درباره انسان کامل، امام حسین، امام حسین علیه السلام، عزیزالدین نسفی

دانلود پایان نامه ارشد

تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیمَة اِنّا کُنّا عَن ْهذا غافِلینَ»؛ و(به خاطر بیاور) زمانی را که پروردگارت از صلب فرزندان آدم ذریّه آنها را برگرفت؛ وآنها را بر خودشان گواه ساخت؛ (و فرمود) آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند:آری گواهی میدهیم (خداوند چنین مبادا) روز رستاخیز بگویید ما از این، غافل بودیم؛(و از پیمان فطری بی خبر ماندیم.)
در دعاي روح بخش عرفه، که مضامین بلند و معارفی عمیق در بر دارد امام حسين (ع) به عهد و پیمان اشاره کردهاند:
«ابْتَدَأْتَنِي‏ بِنِعْمَتِكَ‏ قَبْلَ أَنْ أَكُونَ شَيْئاً مَذْكُوراً وَ خَلَقْتَنِي مِنَ التُّرَابِ ثُمَّ أَسْكَنْتَنِي الْأَصْلَابَ آمِناً لِرَيْبِ الْمَنُونِ وَ اخْتِلَافِ الدُّهُورِ والسِّنینَ فَلَمْ أَزَلْ ظَاعِناً مِنْ صُلْبٍ إِلَى رَحِمٍ فِي تَقَادُمٍ مِنَ الْاَيَّامِ الْمَاضِيَةِ وَ الْقُرُونِ الْخَالِيَةِ لَمْ تُخْرِجْنِي لِرَأْفَتِكَ بِي وَ لُطْفِكَ لِي وَ إِحْسَانِكَ إِلَيَّ فِي دَوْلَةِ اَئمَّة الْكَفْرِ الَّذِينَ نَقَضُوا عَهْدَكَ وَ كَذَّبُوا رُسُلَكَ لَكِنَّكَ أَخْرَجْتَنِي َ لِلَّذِي سَبَقَ لِي مِنَ الْهُدَى الَّذِي لَهُ‏ يَسَّرْتَنِي وَ فِيهِ أَنْشَأْتَنِي وَ مِنْ قَبْلِ ذَلِكَ رَؤُفْتَ بِي بِجَمِيلِ صُنْعِكَ وَ سَوَابِغِ نِعَمَکَ»(آغاز كردي آفرينش مرا با نعمتت پيش از اينكه باشم چيزي ياد شده، و آفريدي مر از خاك، سپس جاي دادي مرا در صلب‌ها (پشت‌ها)ی آسوده خاطر از دو دلي مردن، و رفت و آمد روزگاران و ساليان، پس هميشه بودم كوچ‌كنان از صلبي به رحمي در كهنگي شدن روزگاران گذشته، و قرن‌هاي سپري شده، بيرون نياوردي مرا بخاطر مهرباني و لطفي كه داشتي به من و نيكويي كردنت بر من، در زمان حكومت پيشوايان كفري كه شكستند پيمان ترا، و دروغ دانستند پيامبران ترا، لكن تو بيرون آوردي مرا در زماني كه گذشته بود بر من هدايتي كه بخاطر آن هدايت هموار كردي مرا، و در آن هدايت نشو و نما دادي مرا، و پيش از آن نيز مهرباني كردي به من با زيبا آفرينشت، و فراواني نعمت‌هايت)
از نظر عمان ساماني و نیّر تبریزی، ياران امام در عهد ألست مِي عشق را نوشيده‌اند، در عالم ذّر با خداوند پيمان عشق بسته‌اند و اكنون بايد به عهدشان وفا كنند؛ خاندان رسالت و عصمت و طهارت براي وفاي به عهد خود در راه خدا همۀ سختي‌ها و رنج‌ها و شهادت‌ها را به جان مي‌خرند و در راه خدا جان خود را فدا مي‌كنند.
در بیت زیر امام عهد ألست را به یاران یادآوری می کند:
گفتشان كاي سرخوشان مي ‌پرست

خورده مي از جام ساقي الست
(عمان،293)
امام می فرماید: شما مِي محبت و معرفت را از جام ساقي در عهد ألست نوشیده اید و به این دلیل مِي پرست شده و به عهد خود وفا مي‌كنید.
شاعر همچنين در ابيات زير با اشاره به واقعه ألست و با بكارگيري واژگان غنايي ذات حق را به ساقي تشبيه مي‌كند و وصل او را چونان باده‌يي مي‌داند كه مشتاقان را مست مي‌كند. در ادامه عمان به شرح گفتگوی امام (ع) با یاران می پردازد و می گوید:
جمله را كرد از شرابِ عشق، مست
يادتان باد اي فرامُش كرده‌ها
اينك از هر گوشه‌يي، جَمّ غَفير
كاين خمار آن باده را بُد در قفا
گوشه چشمي مي‌نمايد گاه گاه

يادِشان آورد آن عهد الست
جلوه‌ي ساقي ز پُشت پرده‌ها
مر شما را مي‌زند ساقي، صفير
هان و هان آن وعده را بايد وفا
سوي مستان مي‌كند، خوش‌خوش نگاه
(عمان،280)
در ادامه بیان می کند که امام به پيماني كه در عالم ذّر بسته وفادار مانده و با ايفاي به عهد و پيمان خود مسرور و خشنود از مي وصال الهي شده، شاهد غیبی را در آغوش می کشد:
سر خُوش از اتمام انجام عهود

شاهد غيبش هم آغوش شُهود
(همان،350)
آنطور که شاعر در بيت زير مي‌گويد حضرت زينب نیز توانسته با چشم شهودي عالم غيب را بنگرد و عهد ذّر را به خاطر بیاورد و وفای آن را یادآوری کند:
غيب بين گرديد با چشم شُهود

خواند بر لوح وفا، نقش عهود
(همان، 335)
شاعر می گوید کوفیان از تعهد و وفاداری به اجابت میثاق نخستین که با حق بسته بودند سرباز زدند و البته پیمان شکنی کوفیان را نیز به یاد می آورد:
کوفیان در نقص آن عهدِ نُخُست

سر خوش از پیمانۀ پیمانِ سست
(نیّرتبریزی، 54)
در جای دیگر شاعر باز به عهد ذّر اشاره می کند نکته قابل توجه آن است که شاعر به وفاداری و غافل نبودن از میثاق ألست اشاره کرده و می گوید امام در تمام این مدّت پیمانی که در عالم ذرّ با خداوند بسته بود را به یاد داشت و بر تکلیف به آن استوار ماند:
چنان سرگرم صَهبای اَلَستم

که سر از پاندانم بس که مستم
(همان، 185)
از تشنگی ز پا چو درآمد به سردوید

چون بر وفای عهد الستش ندا رسید
(همان،172)
شاعر می گوید از حجاب بارگاه کبریا، ندایی از هاتف به گوش امام رسید که : ای حسین ای کسی که در طوفان حوادث راه عشق راهبرو راهنمای سالکان هستی این طوفان حوادث همان سختی های راه عشق است و این عهدی را که توبه جا می آوری همان عهد الستی است که در عالم ذّربسته ای و الآن هم وقت عمل و وفا به آن عهد است.
کِای حسین ای نوحِ طوفان بلا

این همان عهد است و این جا کربلا
(نیّر تبریزی، 112)
امام حسین با گفتن پاسخ بلی و پیمان بستن با خداوند در عالم ذّر به ربوبیت خداوند اقرار کرده است، شاعر می گوید از شراب عشق الهی مست شده است و در شوق تمنای شهادت و وصال معشوق ازلی به سر می برد:
جرعهای نوشیده ازجام الست
عشقْ صهبا و شهادتْ جام اوست

شسته جز ساقی دو دست از هرچه هست
در ره حق تشنه کامی کام اوست
(همان، 75)
و همچنين است ابيات زير نيز به اين پيمان اشاره كرده است:
رمزهای نامۀ عهدِ اَلَست

که شهید عشق با محبوب بست
(همان،88)
شُکر کآمد بر سرْ آن عهد « بلی »

این حسین و این زمین کربلا
(همان، 118)
گويد او چون باده خواران الست

هر يك اندر وقت خود گشتند مست
(عمان،272)

3-4. انسان كامل
يكي ديگر از موضوعات اساسي عرفان اسلامي، مبحث انسان كامل است. سخنان و اقوال عارفان دربارۀ انسان كامل بسيار است. اين عقیده وجود دارد که انسان كامل در نظام هستي، نقش قطب را دارد، جهان به واسطۀ وجود او آفریده شده و به واسطۀ وجود او در گردش است، او هميشه بايد وجود داشته باشد، مظهر اسم الهي است و صفات كماليه را در وجود خود به طور كامل داراست و جلوۀ رحماني را از دريچۀ وجود او مي‌توان مشاهده كرد و به وسيلۀ دستوراتي كه از خداوند مي‌گيرد خلايق را رهبري و تدبير مي‌كند. «انسان كامل مثال اعلاي خدا و آيت كبراي اوست و كتاب مبين حق و نبأ عظيم بوده و بر صورت حق آفريده شده است و با دست قدرت او وجود يافته و خليفۀ او بر مخلوقاتش و كليد باب معرفت حق مي‌باشد هر كه او را بشناسد خدا را شناخته است. او با هر صفتي از صفات و تحلي از تجلياتش آيتي از آيات خداوند است و از زمرۀ نمونه‌هاي بلند مرتبه و گرانقدر براي شناخت كامل خالقش مي‌باشد»(رحیمی، 223: به نقل از شرح دعاي سحر امام،56)
عزیزالدین نسفی مینویسد:«انسان کامل آن است که او را چهار چیز به کمال باشد: اقوال نیک و افعال نیک و اخلاق و معارف … انسان کامل را اسامی بسیار است به اضافات و اعتبارات به اسامی مختلفه ذکر کرده اند، و جمله راست است. ای درویش انسان کامل را شیخ و پیشوا و هادی و مهدی گویند و دانا و بالغ و کامل و مکمل گویند. و امام وظیفه و قطب و صاحب زمان گویند و جام جهان نما و آیینه گیتی نمای و تریاق بزرگ و اکسیر اعظم گویند و عیسی گویند که مرده زنده می کند، و خضر گویند که آب حیات خورده است، و سلیمان گویند که زبان مرغان می داند و این انسان کامل همیشه در عالم باشد و زیادت از یکی نباشد»( نسفی، ۱۳۸۶: ۷۴ و ۷۵ ). اين نكته در عقايد اصيل اسلامي مطرح است كه زمين هيچگاه از حجت حق با بدن عنصري خالی نخواهد بود كه در زمان حاضر، وجود مقدس حجه‌بن‌الحسن‌العسكري (عج) عهده‌دار چنين مقامی است.
نگاهی گذرا به ویژگی ها و اوصاف انسان کامل در مکتب عرفا بیان کننده این نکته است که عرفا انسان کامل را به صفات و کمالات انسانی و فضایل اخلاقی وصف کرده اند و از ایشان به عنوان اسوه و نمونه کامل یاد می کنند ومعتقدند انسان بدون راهنمایی وی راه به جایی نمیبرد و پير و مراد اصلي طريق را انسان كامل مي‌دانند و بر این عقیده اند که سالك همواره گرفتار دشواري‌ها و خطراتي مي‌شود مانند عدم تشخيص يا فرو رفتن در اميال دروني پليد و غيره، از همين رو بايد راهبري کارآزموده و راه آشنا باشد که او را دلالت وهدایت نماید و سالک هم باید دل به پیر راه سپارد و بر مقام اطاعت او برآید..« در سلوک راه دین ورسیدن به عالم یقین از شیخی کاملِ راهبرِ راهشناسِ صاحب ولایتِ صاحب تصرّف گریز نباشد»(رازی، 1371: 226).
از نگاه عمان، امام حسين(ع) يكي از مصاديق انسان كامل است. به عقيدۀ او انسان كامل، پير و مراد اصلي طريق است كه در شريعت و طريقت، رسالت رهبري و هدايت خلق را بر عهده گرفته و مظهر ولايت و خليفة الهي است. او نيز همچون ديگر بزرگان عرفان بر اين نظر است كه امام (ع) نقش قطب را در عرصۀ هستي دارد. عمان، انسان كامل را صاحب كرامات و خوارق عادات مي‌داند و قادر به انجام اموري است كه ديگران از انجام آن عاجزند.
نیّر نیز در مواضع گوناگون از امام حسین علیه السّلام به عنوان یکی از مصادیق انسان کامل نام میبرد او برخی ویژگی ها و اوصاف انسان کامل را مطرح می کند، از جمله: دارا بودن علم لدنی و اینکه آینه منعکس کننده دوام فیض و صفات الهی است و از وی با تعابیری چون خضر، مسیح زنده دل و قطب عالم امکان و … یاد می کنند. و معتقد است امام حسین علیه السلام به عنوان انسان کامل نمونه ای از خضر و پیر طریقت و راهگشا و راهنمای سالک است و بر لزوم اطاعت از شیخ و مرشد کامل تأکید دارد و بر این باور است که سلوک بدون راهنمایی واسطه ممکن نیست و سالکان بدون هدایت پیر کامل و شیخ نمی توانند راه پر فراز و نشیب طریقت را طی کنند.
تعابیری که شاعر از انسان کامل کرده است نیز قابل توجه است از جمله اینکه او را قطب نامیده است:
قُطب باید، گردش افلاک را

محوری باید سُکون خاک را
(عمان، 341)
«قطب از مردان خداست که ارشاد و هدایت خلق بدو واگذار شده و مدار تصرفات او از عرش تا فرش است»(سجادی، 1379: 641). امام حسین به عنوان انسان کامل در گفتگوی با حضرت زینب، سجاد (ع) را امام و قطب جهان پس از خود معرفی میکند.
امام که قطب عالم امکان است اکنون جان به کف گرفته و به میدان کربلا آمده است:
آن که دارد رشتۀ جانها به کف

جان به کف آورده در میدانِ طف
(نیّرتبریزی، 95)
امام حسین علیه السلام قبل از رفتن به نبرد به فرزندش حضرت سجاد می فرماید:
چون سخن با اهل بیتِ راد کرد
گفت: کِای فرزانه فرزند مِهین
چون کشم من رَخت از این دَیر کهن
هرچه میراث نبوّت، زآنِ توست

رو به سوی خواجۀ سجّاد کرد
طاعتت را گردنِ امکان رَهین
هین تویی گنجُورِ علم مِن لَدُن
مُلک هستی، جمله در فرمان تست
(همان، ۹۳ )
در عرفان اسلامی آمده که چون ولی یا خلیفه یا انسان کامل از دنیا برود، مردی از مردان خدا جانشین او میشود، چنانکه شاعر هم به آن اشاره کرده است. شاعر در بیت سوم به

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره انسان کامل، امام حسین، امام حسین (ع)، قرآن کریم Next Entries تحقیق درباره امام حسین، علی اکبر (ع)