تحقیق درباره اندام تحتانی، مهارت حرکتی، ورزشکاران، سوگیری

دانلود پایان نامه ارشد

عکسالعمل زمین را با انتقال از اندام تحتانی به شانه و نهایتاً توپ منتقل و تقویت میکنند (60). در شرایط بدکارکردیهای زنجیره جنبشی، عدم تعادل در قدرت، عدم انعطافپذیری، خستگی، بیثباتی، توالی نامناسب شلیکها و ثبات عضلانی و کاهش سرعت و دقت پرتاب قابل مشاهده است (60).
حرکت تِرناوت در رقص باله، مستلزم 80 تا 90 درجه چرخش خارجی ران است (60). این حرکت امکان آغاز راحت حرکات چندبرنامهای و رسیدن پا به حداکثر اکستنشن را ممکن میکند. حرکت اربسکو4 در این رقص، بوسیله حفظ وضعیت ایستاده روی یک پا، درحالیکه پای مخالف در حالت اکستنشن 90 درجه است، اجرا میشود (60). عضلات شکم هنگام این حرکت در حالت کشیده قرار داشته و برای کنترل فشارهای کمر دچار عدم مزیت مکانیکیاند (60).
در هنگام دویدن و در زمان تماس پاشنه، نیرویی معادل دو و نیم برابر وزن بدن به فرد تحمیل میشود (60). عضلات قویتر ناحیه شکم و کمر به پایداری بیشتر لگن کمک میکنند. این امر موجب سیستماتیک شدن و مناسب شدن طول گام میشود، که نتیجه آن افزایش کارامدی و کاهش تقاضاهای متابولیک است (64).
در بسکتبال از اصول بیومانیکی مشابه دویدن استفاده میشود، اما این ورزش شامل حرکات جانبی بیشتر، تغییر مسیر ناگهانی، افزایش و کاهش شتاب است (60). این اعمال نیازمند تعدیلات مداوم قامتی و جبرانهای سیستم عضلانی گلوبال است.
ضربه با پا میتواند به بسیاری از مصدومیتهای مرتبط با اندام تحتانی فوتبالیستها نسبت داده شود (60). در مرحله ادامه حرکت، در عمل ضربه با پا، تنه بیش از حد معمول اکستنشن مییابد. عمل فریب هنگام دریبل، نیازمند حرکات جانبی سریع است موجب تغییرات در جهت و سرعت میشود (60). کارآمدی سیستم عصبی – عضلانی ناحیه مرکزی و همچنین تمام زنجیره جنبشی برای پیشگیری از مصدومیتهای غیرتماسی در این ورزشها ضروری است.
2-5-6) ناحیه مرکزی و آسیب
تعاملات نامناسب زنجیره حرکتی میتواند فرد را مستعد آسیبهای پرکاری و غیرتماسی کند. اگر عضلات موجود در اندامها قوی، اما ناحیه مرکزی بدن ضعیف باشد، میزان نیروی مناسب برای تولید الگوهای حرکتی فراهم نخواهد شد (54). این قضیه بویژه در رابطه با عضلات گلوبال صادق است زیرا آنها دو عمل را انجام میدهند: حرکت دادن تنه و اندامها و پایدارسازی ناحیه مرکزی.
وجود ضعف هم در عضلات لوکال و هم عضلات گلوبالمکانیزمهای تولید نیرو را در سراسر مجموعه کمر – لگن – ران کاهش میدهد، و موجب حرکات جبرانی و آسیب قسمت تحتانی کمر، ران و زانو میشود (54).
آتروفی یا تاخیر شلیک حرکتدهندههای اولیه نیازمند همکوشی عضلات برای فراهمسازی حداکثر نیرو برای حرکات عملکردی است (54, 58, 60). این تسلط همکوشانه، در نوار ایلیوتیبیال، نیام کششی جانبی و سرینی میانی قابل مشاهده است. اگر این عضلات در حالت تعادل باشند، ابداکشن ران در صفحات ساجیتال و هوریزنتال بدون انحراف انجام میشود. اما اگر عدمتعادل وجود داشته باشد، ابداکشن ران در جهت عضله قویتر اتفاق خواهد افتاد. معمولاً عضله ضعیف طولانیتر و یا ضعیف میشود (58). بر اساس زنجیره حرکتی، عضلات انتاگونیستِ ابداکشن ران و همچنین عضلاتی که بصورت ایزومتریک ران را پایدار میکنند، تحت تاثیر قرار خواهند گرفت. عدم تعادل همکوشها، همچنین وقتی که سرینی بزرگ مورد استفاده قرار نمیگیرد و عضلات همسترینگ اکستنشن ران را تولید میکنند نیز مشاهده شده است. در این شرایط ممکن است عضله همسترینک دچار آسیبهای پرکاری شود (58).
تغییر آرتروکینماتیک مفاصل اندام تحتانی ، میتواند بر تمام زنجیره جنبشی اثر گذارد. سیستم عضلانی ران، مخصوصاً سرینی میانی، قادر به کنترل چرخش داخلی ران، درشتنی و نازکنی نیست و ازاینرو پرونیشن پا اتفاق میافتد (58, 60). این امر یکی از علتهای رایج ایجاد کمردرد میباشد. اکثر ورزشکاران کمردرد، آسیبهای غیربرخوردی و آسیبهای ناشی از پرکاری را تجربه میکنند. بیشتر این آسیبها آزجمله سندروم درد کشککی رانی، سندروم ساییدگی نوار ایلیوتیبیال و شکستگیهای ناشی از فشار اندام تحتانی بدون هیچگونه سابقهی قبلی بوقوع میپیوندند. مشخص شده دچار پرکاری اندام تحتانی بیشتر به درمان کمردرد نیاز پیدا میکنند (65).
لتون و همکاران (66) چنین تصور میکنند که این نوع آسیبها ممکن است بعلت ناپایداری سیستم ناحیه مرکزی باشد. نتایج مطالعه آنها نشان داد “ورزشکاران مصدوم در قدرت ابداکشن و چرخش خارجی اندام تحتانی بطور معناداری از ورزشکاران غیرمصدوم ضعیفتر بودند”.
برای این نتایج سه مکانیزم اصلی پیشنهاد شده است. (1) عوامل خطرزای مادرزادی و ارثی موجب بروز کمر درد میشوند. (2) صدمات حاصل آسیب به گیرندههای مکانیکی عضلات ناحیه مرکزی است و (3) اینکه استراتژیهای جبرانی ممکن است برای غلبه بر حرکات ناگهانی تنه انطباق یافته باشند (67). دیگر عواملی که ممکن است با کمردرد در ارتباط باشند عبارتند از: استقامت ضعیف عضلات، تغییر میزان شلیک عضلانی، عدم تعادل عضلات و اختلاف طول پاها (64).
2-6) ارزیابی مهارتهای حرکتی بنیادی و ابزارهای اندازه گیری
یکی از مباحث مهم در مورد اندازه گیری شایستگی مهارت حرکتی، وجود انواع ابزارهای اندازه گیری است. غالباَ تعریف پژوهشگر از شایستگی مهارتی، ابزار مورد استفاده در مطالعه را تعیین می کند.
ابزارهای اندازه گیری به شیوه های مختلفی دسته بندی می شوند. یک روش، تقسیم بندی ابزارها به دو نوع هنجاری یا هنجار مرجع و ملاکی یا ملاک مرجع است (9, 13). ابزارهای سنجش هنجار مرجع اساساَ ارزشیابی های کمّی طراحی شده برای مقیاسهای مهارتها و توانایی های یک فرد با مهارت ها و توانایی های افراد از طبقات سنی، جنسی و اجتماعی- اقتصادی مشابه طراحی شده اند (13).
اجرای اکثر این ابزارها آسان است، آزمونگر به حداقل آموزش نیاز دارد و شیوه های نمره دهی آنها معمولاَ آسان است. نمره ی این سنجش نشان می دهد یک فرد در یک زمان خاص، نسبت به همتایان خود در چه نقطه ای قرار دارد (9, 13).
اما چون این مقیاس اطلاعاتی درباره ی کارکرد میانگین فرد ارائه می دهد غیر دقیق هستند، بنابراین نمی توانند علت مهارت یا نقایص رشد را مشخص کنند. نمره ها این مقیاس بینش اندکی از ملاحظات برنامه ریزی القاء می کند (13).
ابزارهای سنجش ملاک مرجع، کیفیت عملکرد فرد را ارزشیابی می کند و چون رشد با توالی قابل پیش بینی نقاط برجسته استمرار می یابد، این امکان وجود دارد که مشخص شود فرد در چه جایی از این پیوستار قرار می گیرد. در این سنجش به تکنیک توجه می شود و غالباَ به این نوع سنجش به عنوان فرایند- محور اشاره می کنند (9, 13). این ابزار در مقایسه با ابزار هنجار مرجع بینش بیشتری از ملاحظات برنامه ریزی می دهد. در این آزمون مقایسه ی فرد با خود انجام می شود. اما این آزمون در مقایسه با ابزار هنجار مرجع پیچیده تر است و نیاز به آموزش دارد و همچنین نمره دادن مشکل است (9, 13).
دومین روش، تقسیم بندی ابزارها به دو نوع نتیجه محور و فرایند محور است. ابزارهای نتیجه محور، همان طور که از نام آنها مشخص است مستلزم ارزیابی نتیجه ی اجراست. این ابزارها از این نظر که به سنجش کمّی می پردازند شبیه به ابزارهای هنجاری اند. بنابراین مزایا و معایب آنها نیز مشابه ابزارهای هنجاری است (9, 13).
ابزارهای فرایند محور، الگوی حرکت را ارزیابی می کنند، بنابراین آزمونگر باید از توالی رشد بخش های مختلف بدن در تکالیف مورد نظر آگاهی کامل داشته باشد و این امر مستلزم صرف زمان زیاد برای مطالعه و تمرین است (9, 13).
برخی ابزارهای اندازه گیری شایستگی مهارت حرکتی عبارتند از: آزمون تبحر حرکتی بروینینکس- اوزرتسکی (BOTM)، ارزیابی رشد عصبی- عضلانی مک کارون (MAND) و آزمون رشد حرکتی درشت (TGMD)، مجموعه آزمونهای ارزیابی حرکات کودکان (ABC Movement).

2-6-1)آزمون تبحر حرکتی بروینینکس – اوزرتسکی
این آزمون هنجار مرجع است و کارکردهای حرکتی کودکان چهار و نیم تا چهارده و نیم سال را ارزیابی می کند. این آزمون شامل هشت خرده آزمون (دوی سرعت، چابکی، تعادل، هماهنگی دوجانبه، قدرت، هماهنگی اندام فوقانی، سرعت پاسخ، سرعت حرکتی بینایی، سرعت اندام فوقانی، چالاکی) است. این آزمون در مجموع از چهل و شش مورد مجزا تشکیل شده شاخصی از تبحر حرکتی را فراهم می کند، همچنین این آزمون به طور مجزا مهارتهای حرکتی ظریف و درشت را اندازه گیری می کند.
2-6-2) مجموعه آزمون ارزیابی حرکات کودکان
این ابزار هنجار مرجع، از چک لیست معلم، آزمون استاندارد و مجموعه راهنمایی-ها برای مداخله تشکیل شده است (68). شامل سی و دو مورد است به چهار مجموعه¬ی هشت تکلیفی تقسیم شده است و هر مجموعه برای گروه سنی خاصی اختصاص یافته است. اولین مجموعه برای کودکان چهار تا شش سال، دومین مجموعه برای کودکان هفت تا هشت سال، سومین مجموعه برای کودکان نه تا ده سال و چهارمین مجموعه مخصوص کودکان یازده سال و بالاتر است. برای همه ی مجموعه ها هشت مورد تکلیف وجود دارد که سه مورد مربوط به مهارت های دستکاری است، دو مورد نیازمند آن است کودک کیسه ی لوبیا یا یک توپ کوچک را بگیرد و یا پرتاب کند و سه مورد دیگر تعادل پویا و ایستا را ارزیابی می کند (68).
2-6-3) آزمون رشد حرکتی درشت
آزمون رشد مهارتهای حرکتی درشت (TGMD2) (الریخ، 1985)، یک آزمون فرایند محور روا و پایا برای اندازهگیری مهارتهای حرکتی بنیادی است اخیراً مورد تجدید نظر و اصلاح قرار گرفته است (الریخ 2000) (44). هدف TGMD2 اندازهگیری مهارتهای حرکتی درشت کودکان 3 تا 11/10 سال است.خTGMD2 بعنوان ابزار اندازهگیری برای پژوهش های است هدف اصلیشان اندازهگیری رشد مهارتهای حرکتی درشت است. در واقع TGMD2 اطلاعات کمی برای جامعه امریکا را فراهم میکند (44).
آزمون، دو زیرمجموعه مهارتهای حرکتی بنیادی را اندازهگیری میکند. 12 مهارت حرکتی بنیادی در دو خردهمقیاس گروهبندی میشوند. (الف) خوردهآزمون جابجایی، (ب) خردهآزمون کنترل شی. هدف خردهآزمون جابجایی، اندازهگیری مهارتهای حرکتی درشتی است نیازمند حرکات و انتقال هماهنگ بدن در فضا است. خردهمقیاس کنترل شی توانایی کلی کودکان در مهارتهای دستکاری را اندازهگیری میکند. شش مهارتی که خردهآزمون جابجایی را تشکیل میدهند عبارتند از دویدن، یورتمه، لیلی، جهیدن، پرش افقی و سرخوردن. شش مهارت کنترل شی عبارتند از ضربه از پهلو به یک توپ ساکن، دریبل ساکن،دریافت، ضربه با پا، پرتاب از بالای سر و غلتاندن از پایین شانه. هر مهارت دارای مجموعهای از معیارهای اجراست و عملکرد کودک با استفاده از صفر و یک برای هر کوشش ارزیابی میشود. همه مهارتها، به استثنای جهیدن که تنها 3 و لیلی که دارای 2 معیار اجراست، دارای 4 معیار اجرایی اند. بعنوان مثال آیتمهای معیار پرتاب از بالای شانه به شرح ذیلند: (1) عمل با حرکت به سمت پایین دست / بازو آغاز میشود. (2) کودک ران و شانه خود را تا نقطهای که سمت غیرپرتاب با دیوار روبرو میشود میچرخاند (3) وزن توسط گامبرداری با پای مخالف دست پرتاب انتقال مییابد (4) دست پرتاب بصورت مورب بهصورت قطری به سمت دیگر بدن استمرار مییابد.
الریخ (2000) شواهدی را برای پایایی، ثبات درونی، آزمون – آزمون مجدد و تفاوتهای بین آزمونگر ارائه کرده است. گزارشهای ضریب آلفای بالاتر از 9/0 برای گروههای انتخابی (مردان، زنان، اروپایی امریکاییها، افریقایی امریکایی ها، قفقازی امریکاییها و آسیایی امریکاییها)، موجب شده تا الریخ اظهار کند TGMD2 “پایایی تقریبا یکسان آزمون برای همه خرده گروههای مورد بررسی از این ایده حمایت میکند که آزمون نسبت به آن گروها دارای سوگیری بسیار کم یا بدون سوگیری است” (44).

2-7) پیشینۀ پژوهش
2-7-1) تاثیر تمرینات ثبات مرکزی بر اجرای جسمانی:
مهدوی و همکاران (1391) به بررسی اثر 6 هفته تمرینات ثبات مرکزی بر میزان زمین خوردن سالمندان پرداختند. این مطالعه که بصورت کارآزمایی بالینی انجام گرفت 40 نفر از زنان سالمند با میانگین سنی (2/66) و انحراف معیار(98/5) بصورت داوطلبانه در مطالعه شرکت کردند. آزمودني ها يك هفته قبل از شروع تمرينات ثبات مركزي، بر اساس نمرات

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره مهارت حرکتی، فعالیت بدنی، دوران کودکی، آمادگی جسمانی Next Entries تحقیق درباره ثبات مرکزی، گروه کنترل، ایزومتریک، پیش آزمون