تحقیق درباره امام صادق، معراج پیامبر، روایات تفسیری، تفسیر قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

امامان بزرگوارى مانند امام صادق و امام كاظم(عليهما السلام) مشرف شود و از درياى بى كران علوم و معارف الهى آنان خود را سيراب نمايد.
 روايت شده كه امام صادق(عليه السلام) به او ‌فرموده:‌ با مردم مدينه صحبت و گفتگو نما, همانا كه من دوست دارم در ميان شيعه, كسى مانند تو را ببينم.
مدرسی در میراث مکتوب عبدالرحمن بن حجاج را فقیه و محدث شمرده است که آشنایی و علاقه به کلام ندارد146ولی بررسی شواهد نشانگر حضور فعال عبدالرحمن بن حجاج در مناظرات دارد. برای نمونه، میتوان به مناظره مشهور بین هشام بن حکم و هشام بن سالم اشاره کرد. عبدالرحمن بن حجاج در این مناظره با اعتراض تندی که به هشام بن حکم میکند باعث میشود جلسه مناظره ناتمام بماند. همچنین در گزارشی دیگر هشام بن حکم را به تخلف از درخواست امام کاظم علیه السلام (ترک جلسات مناظره) متهم میکند و هشام بن سالم را مطیع امر امام معرفی میکند. حدیث امام صادق علیه السلام در مورد عبدالرحمن بن حجاج و تشویق حضرت تشویق به مناظره با مردم مدینه و همچنین ابراز رضایت از او، میتواند نشان دهد که عبدالرحمن بن حجاج در علم کلام توانمند و مورد وثوق امام بود و همچنین در مناظرات و گفتگوهای اعتقادی حضوری فعال داشت.
عبدالرحمن بن حجاج دو موضع گیری صریح در مقابل هشام بن حکم دارد. کشی در شماره 544 مخالفت صفوان بن یحیی (مهم ترین شاگرد عبدالرحمن بن حجاج ) با یونس بن عبدالرحمن و هشام بن حکم را گزارش کرده است.
مطالب مذکور به روشنی گرایش و تعلق فکری عبدالرحمن بن حجاج به هشام بن سالم را گواه است. تنها مسئله ای که ذهن نگارنده را به خود مشغول داشته، این است که عبدالرحمن بن حجاج با وجود معاصرت با هشام بن سالم، هیچ حدیثی منقول از وی را نیافته است ولی موضع گیری تند و تیز عبدالرحمن بن حجاج و شاگردش صفوان بن یحیی نسبت به هشام بن حکم و یونس بن عبدالرحمن و حمایتش از هشام بن سالم برای قرار داشتن یا حداقل گرایش فکری عبدالرحمن بن حجاج به جریان هشام بن سالم کفایت میکند.
دیگر شاگردان هشام بن سالم:
ابن مُسکان، أحمد بن محمد بن أبی نصر، جعفر بن بشیر البجلیّ، حماد بن عثمان صفوان بن یحیی، و محمد بن إسماعیل بن بزیع، النضر بن سوید، یونس بن عبد الرحمن، منصور ابن حازم البجلیّ، محمد بن الربیع الاقرع، أبو یحیی الواسطی، محمد بن سعید الجُمحیّ و آخرون.147
بررسی آثار منسوب به هشام ابن سالم
هشام بن سالم اندیشمندی پرتالیف نبوده و آثار معدودی به او منسوب است. متاسفانه هیچ یک از آن ها به دست ما نرسیده ولی در جوامع روایی و کتابهای دوره های بعدی انعکاس گسترده ای آنها را رصد کرد که نشان از اهمیت، وثاقت و ارزش علمی کتاب های هشام بن سالم است.
اصل هشام ابن سالم
مهم ترین اثر منسوب به هشام بن سالم یک اصل از اصول اربعه مائه شیعه148است. از لحاظ ساختار طبق تعریفی که از اصل شده باید دفتر یادداشت حدیثی هشام بن سالم باشد. کتب حدیثی اصول معمولا بدون تبویب و دسته بندی بودند149 از اینرو اصل هشام بن سالم نیز باید به صورت یک مجموعه حدیثی بدون تبویت و موضوع بندی باشد.
از لحاظ محتوا با در نظر گرفتن این که هشام بن سالم متکلم بود، باید اکثر روایات موجود در این اصل اختصاص به روایات کلامی و اعتقادی باشد که حضور چشم نواز روایات اعتقادی در کتابهای حدیثی از هشام بن سالم موید این مطلب است. سرنوشت اصل هشام بن سالم مانند دیگر یارانش در پیچ و خم صفحات تاریخ گم شدهاست. این اصل نزد شیخ طوسی موجود بودو او در کتاب امالی 37 روایت از این اصل نقل کرده است. 150آخرین گزارش از سرنوشت اصل هشام بن سالم به سید بن طاووس میرسد؛ او اشاره می کند که من روایتی را در اصل هشام بن سالم دیدم از اینرو میتوان نتیجه گرفت اصل هشام بن سالم نزد سید بن طاووس موجود بوده که به آن ارجاع داده است151.
مسئله دیگری که باید در مورد اصل هشام بن سالم بررسی کرد تعبیر نجاشی در کتاب الفهرست خویش با عنوان (له کتاب)152 آیا مقصود نجاشی از « لهُ کتابٌ » اثر دیگری است یا همان اصل است؟ و این اختلاف تعبیری است که نجاشی با دیگر رجالیون دارد.153
2- کتاب التفسیر
دومین کتاب منسوب به هشام بن سالم کتاب التفسیر است. این کتاب بیانگر تبحر و توجه هشام بن سالم به علم تفسیر و همچنین مفسر بودن او میباشد. رویکرد او در تفسیر که خوشبختانه امروز روایات آن در کتاب تفسیر قمی و تفسیر عیاشی بصورت گسترده منعکس شده است بیشتر بحث قصص انبیا و نبوت خاصه و سپس بحث معراج پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله و مرتبه بعد تفسیر آیات امامت154 و روایات روش تفسیری مانند نهی از تفسیر به رای155را به خود اختصاص داده است.
متاسفانه از تحلیلهای هشام بن سالم در کتاب تفسیرش مطلبی در کتابهای دوره متاخر که روایات تفسیری او را نگاشتهاند، انعکاس نیافته است و بیشتر به ذکر اصل روایت بدون تحلیل قناعت نمودهاند.
با توجه به نقل شیخ طوسی در کتاب امالی که حدود 37روایت از اصل هشام بن سالم نقل کرده است بخش قابل توجه آن مربوط به تفسیر میباشد، از اینرو مدرسی در میراث مکتوب ادعا نموده که کتاب تفسیر هشام بن سالم بخشی از اصل او بوده که جداگانه گزارش شده است ولی با توجه به این که اصلها معمولا روایات صرف بدون تحلیل یا اضافات بوده اند156احتمال دارد که هشام بن سالم روایات تفسیری در اصل خود داشته که به صورت جداگانه با اضافه کردن تحلیل یا اضافات نگاشته است 157 .
کتاب الحج
سومین کتاب منسوب به هشام سالم کتاب حج است که متاسفانه سرنوشتی مانند دیگر کتب او دارد. مدرسی در میراث مکتوب 158با توجه به کمی روایات منقول از هشام بن سالم در باب حج در منابع روایی از سویی و کثرت روایات اودر باب امامت و همچنین نقلی که از کتاب الدعامه ابوطالب هارونی آورده که از جمله کسانی که طرفدار نظریه لزوم تشخیص جانشین پیامبر(ص) از راه نص بودند از آثار هشام بن حکم و هشام جوالیقی یاد میکند که در آنها حدیث منزلت آمده است. او با ذکر این ادله احتمال میدهد که کتاب الحج در اصل کتاب الحجه بوده که تصحیف در آن صورت گرفته است اما استاد محمد تقی سبحانی در بحث تاریخ کلام کوفه159 این را صحیح نمیداند به علت این که اولا اصطلاح حجت در آن دوره تاریخی رایج نبود ثانیا: بسیار بعید است که چنین کتابی وجود داشته باشد از دید خریت فنی همچون نجاشی مخفی مانده باشد.
اما با توجه به کثرت استعمال لفظ حجت در روایات هشام بن سالم در مورد امام از یک سو و گزارش سه کتاب با نام الحجه توسط ابن ندیم در کتاب الفهرست خویش160و گزارش صاحب کتاب الدعامه، احتمال مدرسی را تقویت میکند.161

کتاب المعراج
چهارمین کتاب منسوب به هشام بن سالم کتابی در موضوع معراج پیامبراکرم(ص) است. قمی در تفسیرش162و همچنین عیاشی در تفسیر خویش 163 آن را کامل نقل کردهاند. فان اس در کتاب علم الکلام والمجتمع دیدگاه منسوب به هشام در مورد اعتقاد او به صورت برای خداوند را برخاسته از روایات کتاب معراج نبی اعظم(ص) مبنی بر رویت و ملاقات خداوند می داند. 164 بعید هم به نظر نمیرسد به هر حال امکان ملاقات و رویت خدا توسط انسان با در نظر گرفتن روایاتی که در باب معراج پیامبر بین مردم بخصوص اهل سنت مبنی بر رویت نبی(ص) خدا را در صورتی زیبا در حالی که قدم هایش در سبزه زار بوده میتواند زمینه ساز نظریه تشبیه باشد.
با بررسی این روایات که چقدر در متون روایی شیعی به صورت عام و کتاب معراج هشام نفوذ پیدا کرده است میتواند پاسخ گوی ما باشد که این فرضیه با بررسی روایات او در این باب مورد قبول واقع نمیشود چون در روایات منقول از هشام در این باب با چنین تعبیراتی مواجه نمی شویم حتی میتوان خلاف آن چه منسوب است را برداشت کرد.165 ‌.
کتاب نوادر
ملا علی کنی در کتاب توضیح المقال کتابی با عنوان نوادر به هشام بن سالم نسبت داده است حال این بخشی از اصل هشام بن سالم بوده یا کتابی مستقل و همچنین از محتوای آن اطلاعی در دست نیست166.
دستاورد
با توجه به آن چه در موضوع شخصیت شناسی با تحلیل نقلهای تاریخی و کتب رجال آمد نتیجه گیری میشود هشام بن سالم در حدود سال 100 هجری متولد و اندکی بعد شهادت امام کاظم (ع) وفات کرده است. او از نظر نژادی غیر عرب و از اهالی جوزجان از توابع خراسان بزرگ میباشد که پدرش در جنگ اسیر و به عنوان عبد تحت ولای بشر بن مروان قرار میگیرد که به احتمال زیاد اسلام آورده وحتی گرایش شیعی داشته است پس در نتیجه هشام در یک خانواده مسلمان به دنیا آمده است. هشام بن سالم در ادامه حیات خویش ولاء خود را از بشر بن مروان بخاطر برچیده شدن بساط خاندان امیه به قبیله جعفه انتقال داده است. شغل او ساخت و فروش کیسه و انبان های بزرگ بوده که بعدها شغل خود را عوض و به کار تجارت علوفه پرداخته است. هشام بن سالم از شاگردان خاص امام صادق و امام کاظم علیه السلام که شهرتش بیشتر در علم کلام میباشد لکن در تفسیرو فقه هم تخصص داشته وتراث گرانبهایی از روایات اهل بیت علیهم السلام از طریق او به دست ما رسیده است.

بخش دوم:
اندیشه های کلامی

فصل اول: علم و معرفت
قرآن
رویکرد و تعامل هشام بن سالم با کتاب مقدس در مقایسه با دو متکلم معاصرش (هشام بن حکم، مومن طاق) بسیار پر رنگتر است. وی کتابی در تفسیر قرآن دارد167 هر چند کتاب وی در گذر زمان از میان رفته است اما بیش از 100 روایت تفسیری از وی به یادگار ماندهاست که بخش قابل توجه آن در موضوعات کلامی می باشد.168 اهتمام به تفسیر قرآن با رویکرد کلامی جایگاه وحی الهی را در شاکله معرفتی وی را نشان میدهد.
با مرور میراث حدیثی هشام بن سالم به بازسازیِ تصویری هر چند کلی از روش شناسی او دست یازید. هشام بن سالم در استنباط آموزههای اعتقادی از قرآن نافی هر گونه برداشت با نگاه بشری و دوری از تفسیر به رای است.169 او مسیر فهم قرآن را تبیین و تفسیر اهل بیت علیهم السلام میداند و ایشان هستند که علم کتاب را دارا میباشند.170
با نگاهی محتوایی به روایات او، در ابتدا به روایات اثبات وجود حق تعالی و تبیین صفات الهی و در ادامه به بحث راهنما شناسی به صورت تفصیلی از اثبات نبوت عامه و خاصه تا بحث امامت پرداخته است هشام بن سالم زمین را هیچگاه خالی از حجت نمیداند و در همه حال بشر را نیازمند هدایت الهی میداند.171
سنت
سنت و بطور خاص قول معصوم محور و اساس نظام معرفتی هشام بن سالم را شکل میدهد. وی امام را میراث دار علوم انبیاء و جامع تمام معارف میداند که از منبع الهی تغذیه میگردد.172 اعتبار قول امام در بالاترین حد خود قرار دارد که در حدیثی قول امام را قول نبی و حدیث پیامبر را سخن خداوند تبارک و تعالی میداند و چه معرفتی می تواند به استواری و اتقان شناختی که از سرچشمه زلال وحی الهی نشات میگیرد برسد.173 شاید سوال پیش آید امام تبیین معارف بر عهده دارد پس متکلم چه وظیفه ای برعهده دارد ؟
عقل
هشام بن سالم معرفت را اضطراری و فطری میداند و قیاس را رد و منتهی به علم نمیداند.174 او با این تئوری عقل را به پسکوچهها نمیراند؛ بسیار دشوار است بگوییم هشام بن سالم باوری به حجیت ذاتی عقل ندارد بدون تردید عقل در نزد هشام بن سالم حجیت ذاتی دارد، تمسک او به روش استدلال عقلی گواهی روشن بر ادعا است که میتوان به جستجوی او در یافتن برهانی قاطع بر اثبات خدا شاهد گرفت.175
اما پنجره عقل به چه اندازه و در کدام قسمت نظام فکری هشام بن سالم قرار دارد؟
پیشتر بیان شد بنای اعتقادی و فکری هشام بن سالم با معرفت عقلی بناگذاری شد و با این رویکرد به اثبات وجود حقتعالی و در پی آن به پیجویی پیامآوران راستین و امامان هدایت پرداختهاست.
هشام بن سالم هرچند گوشجان به وحی الهی دوخته است لکن اجازه خمودی به خرد انسانی نمیدهد او عقل را به عنوان تبیینگر و تئوریپرداز معارف وحیانی میپذیرد. در نظر هشام بن سالم امام فقط اصول معارف را بیان میکند تفریع، تبیین و نظریهسازی معارف برعهده متکلم است.176
شیوهی خاص هشام بن سالم در نظریهپردازی

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره امام صادق، روش شناسی، روایات تفسیری، نظریه پردازی Next Entries تحقیق درباره عرفان نظری، ایران باستان، معراج پیامبر، انسان شناسی