تحقیق درباره افزايش، شوري، برگهاي، نتايج

دانلود پایان نامه ارشد

سطوح شوري 4/2، 6/3 و 8/4 گرم بر ليتر به طور معنيداري در مقايسه با گياهان شاهد، کاهش يافته بود (جدول 3-13). اين نتايج با نتايج حاصل از بررسي صفات مورفولوژيک مطابقت داشت. ارقام شاهرود 12، شکوفه و پس از آنها رقم A200 و ژنوتيپ 25-1، داراي بيشترين درصد برگهاي سبز و کمترين درصد برگهاي نکروزه شده و ريزش يافته بودند که نشان دهنده تخريب کمتر ديواره سلولي برگهاي آنها ميباشد. اين نتايج با نتايج ساير محققين نيز مطابقت داشت. بررسي اثر تيمار شوري کلريدسديم بر ميزان جذب عناصر غذايي در بادام تلخ در محيط کشت درون شيشه اي نيز نشان داد که با افزايش سطوح شوري، غلظت کلسيم کاهش يافت [Shibili et al., 2003]. در تحقيقات انجام شده روي گياهان مختلف تحت شرايط تنش شوري نشان داده شده است که سديم، باعث بر هم خوردن تعادل اسمزي، تخريب غشاهاي سلولي، جلوگيري از تقسيم و بزرگشدن سلولها و در نتيجه کاهش رشد ميشود [Szczerba et al., 2008 and 2009].
نتايج حاصل از بررسي مقدار کلسيم ريشه نشان داد که غلظت شوري و نوع پيوندک به طور معنيداري بر مقدار آن موثر است. غلظت کلسيم در ريشههاي تمامي پايههاي GF677، با افزايش غلظت شوري به طور معنيداري کاهش يافت و مقدار کاهش در غلظت کلسيم ريشه تحت تاثير نوع پيوندک قرار گرفت. مقدار کلسيم ريشههاي پايههايي که ارقام شکوفه و شاهرود 12، روي آنها پيوند شده بودند، تنها در سطح شوري 8/4 گرم بر ليتر و در رقمهاي نانپاريل، تونو و ژنوتيپ 40-13، در سطوح شوري 6/3 و 8/4 گرم بر ليتر به طور معنيداري در مقايسه با گياهان شاهد، کاهش يافته بود. در حاليکه در پايههايي که ساير ژنوتيپهاي مطالعه شده روي آنها پيوند شده بودند، در سطوح 4/2، 6/3 و 8/4 گرم بر ليتر، معنيدار بود. مقدار کلسيم ريشهها در سطح شوري 8/4 گرم بر ليتر در ارقام شکوفه و شاهرود 12، تنها 11/0% و در رقم نانپاريل، 13/0%، کاهش يافته بود در حاليکه در پايههايي که پيوندي روي آنها انجام نشده بود، مقدار کلسيم ريشهها 24/0% کاهش يافته بود (جدول 14-3). اين نتايج حاکي ار آن است که ارقام شکوفه، شاهرود 12 و پس از آن رقم نانپاريل و ژنوتيپ 25-1، به طور موثري در ممانعت از جذب سديم توسط ريشهها و انتقال آن به قسمت هوايي عمل ميکنند. اين نتايج با نتايج رضايي و همکاران ]1385[، مطابقت داشت. اين محقيقن، با بررسي اثر تنش شوري بر وضعيت عناصر غذايي پنج رقم زيتون گزارش کردند که غلظت کلسيم، در اثر شوري کاهش مييابد و اين کاهش در ريشه بيشتر از اندامهاي هوايي است. كلسيم در گياهان نقش‌هاي بسياري از مقادير اندك در تنظيم برخي متابوليسم‌هاي سلولي گرفته تا مقادير زياد در ساختار ديواره سلولي دارد. اين در حالي است كه در شرايط تنش‌هاي محيطي بخصوص تنش شوري علاوه بر بروز تداخل كلسيم با برخي عناصر ديگر (مانند سديم)، كاركرد اين عنصر در فعاليت‌هاي حياتي گياه نقش ويژه‌اي در ميزان تحمل به تنش پيدا مي‌كند. توانايي کلسيم در تشکيل پيوندهاي بين مولکولي سبب ميشود که در پايداري و حفظ غشاها و ديواره سلول مهم باشد و از اين طريق از ورود سديم به داخل سلول جلوگيري مي کند [Staples and Toenniessen, 1984]. از اين سو، در ريشههايي که تحت شرايط تنش شوري مقدار کلسيم آنها کمتر کاهش يافته باشد، نفوذپذيري غشاء نيز به مقدار کمتري افزايش يافته و سديم کمتري به داخل سلول وارد ميشود.
نتايج حاصل از مقايسه ميانگين دادهها نشان داد که نسبت سديم به کلسيم در برگهاي تمامي ژنوتيپهاي مطالعه شده، با افزايش غلظت شوري، افزايش يافت و مقدار افزايش آنها در بين ژنوتيپهاي بررسي شده با يکديگر اختلاف معنيداري داشت. مقدار افزايش نسبت سديم به کلسيم در برگهاي ارقام شاهرود 12، شکوفه و ژنوتيپ 25-1، تنها در سطح شوري 8/4 گرم بر ليتر نسبت به گياهان شاهد، معنيدار بود. در حاليکه مقدار افزايش نسبت سديم به کلسيم در برگهاي ارقام A200 و نانپاريل در سطوح شوري 6/3 و 8/4 گرم بر ليتر و در برگهاي ارقام تونو، مامايي، سهند و ژنوتيپهاي 16-1 و 40-13 در سطوح شوري 4/2، 6/3 و 8/4 گرم بر ليتر در مقايسه با گياهان شاهد، معنيدار بود (15-3).
3-4-5- برهمکنش شوري و ژنوتيپ بر محتواي منيزيم برگ و ريشه
بر اساس نتايج به دست آمده، غلظت شوري و نوع پيوندک بر مقدار منيزيم برگ به طور معنيداري تاثير داشت. نتايج نشان داد که با افزايش غلظت شوري، مقدار منيزيم در برگهاي تمامي ژنوتيپهاي مطالعه شده، کاهش يافت بطوريکه کمترين مقدار منيزيم در تمامي ژنوتيپهاي مطالعه شده، در تيمار شوري 8/4 گرم بر ليتر، مشاهده شد. مقدار کاهش غلظت منيزيم در برگهاي ارقام شاهرود 12، شکوفه، A200، نانپاريل و ژنوتيپ 25-1، در مقايسه با گياهان شاهد، معنيدار نبود در حاليکه مقدار کاهش منيزيم در برگهاي ارقام مامايي، سهند و ژنوتيپ 16-1، در سطوح شوري 6/3 و 8/4 گرم بر ليتر و در برگهاي رقم تونو، ژنوتيپ 40-13 و پايه GF677، در سطوح شوري 4/2، 6/3 و 8/4 گرم بر ليتر به طور معنيداري در مقايسه با گياهان شاهد کاهش يافته بود. در مجموع بيشترين کاهش در محتواي منيزيم در برگهاي پايه GF677، مشاهده شد (جدول 3-13).
نتايج نشان دادند که نوع پيوندک و غلظت شوري بر مقدار منيزيم ريشه تاثير دارد. با افزايش شوري، مقدار منيزيم ريشه کاهش يافت ولي مقدار کاهش آن با توجه به نوع ژنوتيپ پيوندي متفاوت بود. همچنين، نتايج نشان دادند که نوع پيوندک، در افزايش ميزان جذب منيزيم توسط ريشهها موثر ميباشد بطوريکه غلظت منيزيم در سطوح شوري 6/3 و 8/4 گرم بر ليتر در ريشههاي تمامي پايههاي پيوند شده به جز (ريشههاي پايههايي که رقمهاي تونو و A200 و ژنوتيپ 40- 13روي آنها پيوند شده بودند) از مقدار منيزيم در ريشههاي پايههاي شاهد (پيوند نشده)، به طور معنيداري، بيشتر بود (جدول 3-14). منيزيم يكي از عناصر ضروري رشد گياه بوده و اصليترين نقش آن شرکت در بيوسنتر پروتئينها ميباشد. همچنين، يک نقش مهم ديگر اين عنصر در گياهان مختلف، شركت در ساختمان كلروفيل است و ميزان جذب اين عنصر به وسيله كاتيونهاي ديگر از جمله پتاسيم، آمونيوم، كلسيم و سديم به شدت كاهش مي يابد ]حيدري شريف آباد، 1380[.
نتايج حاصل از مقايسه ميانگين دادهها نشان داد، نسبت سديم به منيزيم در برگهاي تمامي ژنوتيپهاي مطالعه شده، با افزايش غلظت شوري، افزايش يافت ولي مقدار افزايش آنها در بين ژنوتيپهاي بررسي شده با يکديگر اختلاف معنيداري داشت. ميزان افزايش در نسبت سديم به منيزيم در برگهاي ارقام شاهرود 12، شکوفه، A200، نانپاريل و ژنوتيپ 25-1، در مقايسه با گياهان شاهد، معنيدار نبود در حاليکه ميزان افزايش در نسبت سديم به منيزيم در برگهاي رقم مامايي، تنها در سطح شوري 8/4 گرم بر ليتر و در برگهاي ارقام تونو، سهند، ژنوتيپهاي 16-1، 40-13 و پايه GF677، در سطوح شوري 6/3 و 8/4 گرم بر ليتر به طور معنيداري در مقايسه با گياهان شاهد، افزايش يافته بود. در مجموع، بيشترين نسبت سديم به منيزيم (81/6) در پايه GF677 و در سطح شوري 8/4 گرم بر ليتر، مشاهده شد (جدول 3-15). اين نتايج با نتايج شيبيلي و همکاران [2003]، مطابقت داشت. در اين تحقيق، اثر تيمار شوري کلريد سديم بر ميزان جذب عناصر غذايي بر روي بادام تلخ در محيط کشت درون شيشهاي بررسي و گزارش شده است که با افزايش شوري، غلظت منيزيم کاهش مييابد که مقدار کاهش اين عنصر در ارقام مختلف با يکديگر متفاوت ميباشد.. گزارش شده است که يکي از مهمترين نقشهاي منيزيم، شرکت آن در ساختار کلروفيلها و کوفاکتور در فعال ساختن همه آنزيمهاي فسفريلاسيون است ]حيدري شريف آباد، 1380[.
بر اساس نتايج به دست آمده، نسبت سديم به منيزيم در ريشههاي پايههايي که رقمهاي شاهرود 12، شکوفه، نانپاريل و ژنوتيپ 25-1، روي آنها پيوند شده بودند، در سطوح شوري 6/3 و 8/4 گرم در ليتر بطور معنيداري نسبت به گياهان شاهد، افزايش يافت در حاليکه نسبت سديم به منيزيم در ريشههاي پايههايي که ساير ژنوتيپهاي مطالعه شده روي آنها پيوند شده بودند، در سطوح 4/2، 6/3 و 8/4 گرم در ليتر بطور معنيداري نسبت به گياهان شاهد، افزايش يافته بود. نسبت سديم به منيزيم در ريشههاي پايههاي شاهد (بدون پيوند)، در تمام سطوح شوري بطور معنيداري نسبت به گياهان شاهد، افزايش يافته بود (جدول 16-3). اين نتايج حاکي ار آن است که ارقام شاهرود 12، شکوفه و پس از آنها رقم نانپاريل و ژنوتيپ 25-1، بطور موثرتري در ممانعت از جذب سديم توسط ريشهها و انتقال آن به قسمت هوايي عمل ميکنند.
3-4-6-برهمکنش شوري و ژنوتيپ بر غلظت فسفر برگ و ريشه
مقايسه ميانگين دادهها نشان داد، نوع پيوندک و غلظت شوري بر مقدار فسفر برگ موثر است. بر اساس نتايج به دست آمده، غلظت فسفر در برگهاي ارقام شکوفه و شاهرود 12، تا سطح شوري 4/2 گرم در ليتر و در برگهاي ژنوتيپ 25-1، تا سطح شوري 2/1 گرم در ليتر به طور معنيداري در مقايسه با گياهان شاهد، افزايش يافت. سپس غلظت فسفر در برگهاي اين ژنوتيپها، با افزايش بيشتر مقدار شوري، کاهش يافت. غلظت فسفر در برگهاي رقم تونو و ژنوتيپ 40-13، نيز با افزايش شوري تا سطح 2/1 گرم در ليتر افزايش يافت ولي ميزان افزايش در غلظت فسفر در برگهاي اين ژنوتيپها نسبت به گياهان شاهد، معنيدار نبود. سپس غلظت فسفر در برگهاي اين دو ژنوتيپ نيز، با افزايش بيشتر مقدار شوري، کاهش يافت. غلظت فسفر در برگهاي ساير ژنوتيپهاي مطالعه شده، از ابتدا با افزايش غلظت شوري، کاهش يافت. در مجموع بيشترين ميزان کاهش در غلظت فسفر در برگهاي پايه GF677، مشاهده شد. محققين ديگر نيز، گزارش کرده بودند که با افزايش غلظت شوري، غلظت فسفر در پايههاي بادام تلخ، توانو و GF677 کاهش يافت ]اورعي و همکاران، 1388[. به طور کلي نتايج حاصل از بررسي غلظت فسفر در برگهاي ژنوتيپهاي مطالعه شده نشان داد که ژنوتيپهاي پيوندي در افزايش قدرت پايه در جذب فسفر و انتقال آن به قسمت هوايي گياه نقش بسزايي دارند (جدول 3-13). گزارش شده است که فسفر يكي از عناصر ضروري براي رشد و تكثير گياهان مي باشد و براي ذخيره سازي و انتقال انرژي، حفاظت و انتقال كدهاي ژنتيكي به كار ميرود و جزء تركيبات ساختماني سلولها و بسياري از تركيبات شيميايي ميباشد و نقش مهمي در متابوليسم كربوهيدراتها دارد و مقدار آن تحت شرايط تنش شوري در رقابت با يون سديم کاهش مييابد. گياهاني که مقاومت بيشتري نسبت به تنش شوري داشته باشند، محتواي فسفر برگ آنها به مقدار کمتري کاهش مييابد] حيدري شريف آباد، 1380 [Mahajan and Tuteja, 2005;.
بر اساس نتايج به دست آمده، نوع پيوندک و غلظت شوري بر مقدار فسفر ريشه تاثير داشت. در ريشههاي پايههايي که ارقام شاهرود 12 و شکوفه روي آنها پيوند شده بودند، با افزايش غلظت شوري تا سطح 4/2 گرم بر ليتر و در ريشههاي پايههايي که ژنوتيپ 25-1، روي آنها پيوند شده بودند، با افزايش غلظت شوري تا سطح 2/1 گرم بر ليتر، مقدار فسفر کاهش يافت و سپس با افزايش بيشتر شوري، مقدار آن در اين ژنوتيپها، افزايش يافت ولي غلظت فسفر در ريشههاي پايههايي که ساير ژنوتيپهاي مطالعه شده روي آنها پيوند شده بودند، از ابتدا با اعمال تنش شوري و افزايش غلظت آن، افزايش يافت. غلظت فسفر در ريشههاي پايههاي شاهد (بدون پيوند)، با افزايش مقدار شوري تا سطح 6/3 گرم بر ليتر، افزايش يافت و سپس با افزايش بيشتر شوري و در سطح 8/4 گرم بر ليتر مقدار آن، کاهش نشان داد. نتايج حاصل از مقايسه ميانگين دادهها نشان داد که نسبت سديم به فسفر در برگهاي تمامي ژنوتيپهاي مطالعه شده، با افزايش غلظت شوري، افزايش يافت ولي مقدار افزايش اين نسبت در بين ژنوتيپهاي بررسي شده با يکديگر اختلاف داشت. با افزايش غلظت شوري، نسبت سديم به فسفر در برگهاي ارقام شاهرود 12و شکوفه، افزايش يافت ولي مقدار افزايش اين نسبت، معنيدار نبود. نسبت سديم به فسفر در برگهاي رقم A200، تنها در سطح شوري 8/4 گرم بر ليتر و در ساير ژنوتيپهاي مطالعه شده، در سطوح شوري 6/3 و 8/4 گرم در ليتر در مقايسه با گياهان شاهد، معنيدار بود. در مجموع، بيشترين نسبت سديم به فسفر (07/14)، در پايه GF677 و در تيمار شوري

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره شوري، پتاسيم، افزايش، سديم Next Entries تحقیق درباره b، c، a، 2/1