تحقیق درباره آیین دادرسی، دیوان عالی کشور، آیین دادرسی مدنی

دانلود پایان نامه ارشد

که متقاضی جلب ثالث است ، خواهانی است که برای نخستین بار درجلسه دادرسی باخوانده روبرو شده اظهارات اورا می شنود ودر اظهارات خوانده شخص دیگری که در موضوع دعوا دخالت داشته مطرح می شود. طبیعی است درچنین شرایطی خواهان، امکان تقدیم دادخواست جلب ثالث تاپایان جلسه را ندارد ولازم است به او فرصت کافی برای تهیه ی مقدمات و تنظیم دادخواست داده شود.» اماواخوانده طرفی است که یک بار اظهارات طرف خودرا به موجب دادخواست واخواهی، پیش ازجلسه اول دارسی مرحله واخواهی، دریافت کرده واینگونه نیست که برای نخستین باردرجلسه مذکور با واخواه واظهارات اومواجه شود. بنابراین آنچه فلسفه وضع مهلت به شکل مقرردر ماده135 بوده،درباره جلب ثالث توسط واخوانده وجودنداردونیازی به وضع مهلت به شکل مذکور در ماده136درباره واخوانده نیست واینگونه تعیین مهلت قابل توجیه نیست.این موضوع ازدیدگاه دیگری هم قابل بررسی است. ممکن است واخواه ضمن دادخواست واخواهی همه دلایل خودرامطرح ننموده باشد ودر جلسه اول بعضی مطالب ومدارک خودرا بیان واعلام نماید. دراین صورت قابل توجیه است که واخوانده بتواند درجلسه اول جهات ودلایل خودرااظهار بنماید سپس ظرف سه روز اقدام به جلب ثالث نماید.
بعضی ازحقوقدانان ماده136رامتضمن یک امتیازبرای محکوم علیه غائب دانسته اند.« امتیاز مذکور آن است که محکوم علیه غائب می تواند بعد از صدور رای غیابی مبادرت به جلب ثالث نمایددر حالی که غیابی بودن رای ناشی از قصور یا سهل انگاری دادگاه صادر کننده حکم نیست چرا که به علت عدم حضور خوانده در جلسات دادرسی و عدم پاسخ کتبی به دعوا، روند پرونده منجر به صدورحکم غیابی علیه وی شده است ودرحقیقت مسئول اصلی صدورحکم غیابی، شخص محکوم علیه است ولی با این وصف اختیار یافته است دادخواست جلب ثالث بدهد.»46باتوجه به شرایط حکم غیابی، نمی توان درهمه موارد غیبت خوانده راناشی ازقصور وی دانست زیراچه بسا که ازجریان دادرسی مطلع نشده باشد. لذا اطلاق این نظر قابل ایراد است.
در قانون اصول محاکمات حقوقی جلب ثالث در مرحله واخواهی تجویز نشده بود تا اینکه در قانون آیین دادرسی مدنی مصوب1318به تصویب رسید.متن ماده مزبورازاین قرار بود :« محکوم علیه غیابی درصورتی که بخواهددرخواست جلب ثالث نمایدباید دادخواست جلب ثالث رابا دادخواست اعتراض تواماًبه دفتردادگاه بدهد ونیز معترض علیه حق دارد تا جلسه اول رسیدگی به حکم غیابی دادخواست جلب ثالث تقدیم نماید.» البته این ماده درسال1349نسخ شده بودوتا تصویب قانون آیین دادرسی مدنی در سال 1379امکان جلب ثالث در واخواهی وجود نداشت. ماده 136 قانون اخیر الذکر جلب ثالث در واخواهی رامجدداً تجویز نموده است.

دوم : مرحله ی تجدیدنظر
قانونگذار در ماده 135ق.آ.د.م مقررنموده است که جلب شخص ثالث می توانددرمرحله تجدیدنظر صورت گیرد.طبق ماده فوق برای جلب ثالث بایدجهات ودلایل درجلسه اول بیان شودو دادخواست آن ظرف سه روز پس ازجلسه اول تقدیم دادگاه شود.طبق ماده مذکور زمان تقدیم دادخواست جلب ثالث در مرحله بدوی وتجدید نظریکسان است. چون درمرحله بدوی جلسه رسیدگی تشکیل می شود ماده فوق قابل اعمال است اما درمرحله تجدیدنظر اصل براین است که جلسه دادرسی تشکیل نمی شود مگردرصورت ضرورت.در این صورت برای اینکه حق طرفین محفوظ باشد، تجدیدنظر خواه می تواند ضمن دادخواست تجدیدنظر، دادخواست جلب ثالث را تقدیم دادگاه نماید. همچنین تجدیدنظرخوانده همزمان باپاسخ به دادخواست تجدیدنظر می‌تواند اقدام به جلب ثالث نماید. برای شماره1534 شعبه اول دیوان عالی کشورمورخ11/9/1324مقرر می دارد:«جلب ثالث همزمان با تقدیم دادخواست تجدیدنظر یا همزمان با پاسخ به تجدیدنظر است.»
همچنین رای هیات عمومی شماره 1440-22/5/1341دیوان عالی کشوردراین خصوص مقررمی دارد: «دادخواست جلب ثالث از طرف پژوهشخواه باید همراه دادخواست پژوهشی تقدیم شود.»
مسلم است درصورت تشکیل جلسه در مرحله تجدیدنظر، مهلت اقامه ی دعوای جلب ثالث طبق ماده 135ق.آ.د.م خواهد بود.
می توان جلب ثالث رادرمرحله تجدیدنظراقامه نمودحتی اگرسبب جلب درمرحله بدوی موجود بوده باشد. رای شماره1791مورخ15/11/1331هیئت عمومی دیوان عالی کشور دراین زمینه مقررمی دارد: «طبق ماده274(ماده 135قانون کنونی) هریک از اصحاب دعوا جلب ثالثی را در مرحله نخستین یا پژوهش لازم بداند، می توانندازدادگاه جلب ثالث راتقاضا نمایندواطلاق ماده مزبورشامل مواردی هم که موضوع اصل دعوا، مطالبه تخلیه و اجرت المثل ازمستاجر بوده وعنوان تولیت ووصایت مقدمه برای اثبات صحت اقامه دعوا ازطرف خواهانها باشدوموجر برای اجرای ماده 479ق.آ.د.م مصوب1318جلب گردد،خواهدبودو همانطورکه فوت مرحله نخستین ازثالثی که فقط درمرحله پژوهشی برای دفاع جلب شده، مانع صدور حکم علیه مجلوب نمی شود، دراین موردنیز عدم دخالت مجلوب درمرحله نخستین مجوز رددعوای جلب نخواهد بود.» ایرادی که دراین مبحث بر بیان قانونگذار وارد می باشد این است که طبق ماده 135ق.آ.د.م درمرحله تجدیدنظر هم می توان اقدام به جلب ثالث نمود و فرقی نمی کند که درمرحله بدوی جلب ثالث صورت گرفته یانه واگرصورت گرفته دادخواست آن ردشده یا نشده باشد. درهرصورت جالب حق دارد درمرحله تجدیدنظر اقدام به جلب ثالث نماید. ایراد ماده فوق زمانی آشکار می شودکه شخصی درمرحله تجدیدنظربه دعوا جلب وحکم علیه وی صادر شود. در این صورت مجلوب محکوم نمی تواندتقاضای تجدیدنظر نمایدواز حق دودرجه ای بودن دادرسی محروم می شود. اهمیت این مساله زمانی بیشترنمایان می شودکه جالب باجلب ثالث قصدتضییع حق مجلوب را داشته باشد.حقی که دارایی هرشخصی است که به دعوافراخوانده می شودیاعلیه دیگری اقامه دعوا می نماید. « حق برخورداری از پژوهش وتجدیدنظر ازحکم،یک حق اساسی برای شهروندان کشور است. این حق در سازمان دادگستری امروزی جهان، از مفهوم عدالت وبرخورد منصفانه با دعاوی سرچشمه می گیرد. پایه های این حق بر شناسایی ضعف و شکنندگی انسان (قاضی) استوار است وبنابراین فرصت پژوهش خواهی به هر شخصی که حکمی به زیان او صادر می شود باید داده شود.»47
نویسندگان دیگری هم به داشتن این حق تاکیدکرده اند:«یکی ازاصول دادرسی عادلانه اصل “تساوی ابزار و امکانات”بین دو طرف پرونده می باشد. اصل تساوی ابزار وامکانات که بایددرطول دادرسی رعایت شود بدین معناست که با هر دو طرف به نحوی برخورد شود که موقعیت مساوی هر دواز لحاظ دادرسی در طول محاکمه تضمین شودو طرفین در طرح دعاوی شان در موقعیت یکسانی باشند.به این معنا که هرطرف باید ازفرصت معقول برای طرح دعوا در شرایطی که ضرری به طرف مقابل وارد نکند برخوردار باشد.»48
به طورخلاصه اگرجلب ثالث درمرحله تجدیدنظربه عمل آید،بااصل دودرجه ای بودن رسیدگی منافات داردو مجلوب ثالث رادرعمل ازیک مرحله دادرسی محروم می نماید. این امر به ویژه درصورتی که امکان جلب ثالث درمرحله بدوی مهیابوده باشد،قابل توجیه به نظر نمی رسد. لذا درحقوق فرانسه، جلب ثالث درمرحله تجدیدنظر در صورتی امکانپذیر است که تحول دعواپس ازمرحله نخستین، جلب ثالث را ایجاب نماید. البته درحقوق ایران اطلاق ماده 135ق.آ.د.م درهرحال امکان جلب ثالث درمرحله تجدیدنظررابه اصحاب دعوا می دهد وازاین حیث قابل انتقاد به نظر می رسد. درحقوق فرانسه امکان طرح دعوای جلب ثالث درمرحله پژوهش مشروط به آن شده است که سبب دعوابعدازمرحله نخستین حادث شده باشد.
قانون اصول محاکمات حقوقی در زمینه امکان اقامه دعوای جلب در مرحله تجدیدنظر ساکت بود امااین موضوع به صراحت در ماده274قانون آیین دادرسی مدنی مصوب1318وماده 135 قانون آیین دادرسی مصوب1379بیان شده است. ماده274مقررمی داشت :«هریک ازاصحاب دعواکه جلب شخص ثالثی را لازم بداند می تواند به موجب دادخواست از دادگاه درخواست جلب آن شخص را بنماید اعم ازاینکه دعوادرمرحله نخستین باشدیا پژوهش.»مهلت اقامه دعوای جلب ثالث درمرحله تجدیدنظر باتوجه به شیوه دادرسی تعیین شده بود:دردادرسی های عادی تاموعدآخرین لایحه و دردادرسی های اختصاری، اظهاردرجلسه اول وتقدیم دادخواست ظرف سه روز پس از جلسه. (مواد 275 و 276 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1318)
قانون دیوان عدالت اداری جلب ثالث درمرحله تجدیدنظرراتجویزننموده است. علیرغم اینکه در مرحله بدوی امکان جلب شخص ثالث پیش بینی شده است.(ماده 54 قانون تشکیلات وآیین دادرسی دیوان عدالت اداری)

2) درطرق شکایت فوق العاده
اول : فرجام و اعاده دادرسی
جلب ثالث زمانی می تواند صورت بگیرد که دعوای اصلی دردادگاه به صورت ماهوی درحال رسیدگی باشد. امادرمرحله فرجام امکان جلب ثالث نیست، زیراباتوجه به ماده366ق.آ.د.م موضوع فرجام خواهی صرفاًتشخیص انطباق رأی صادره بامقررات قانونی وموازین شرعی زمان صدور آن است. بنابراین دیوان عالی کشور اموررا مورد قضاوت قرار نمی دهد، بلکه آراء را درجهتی که گفته شد مورد قضاوت قرار می دهد.49لذا دراین مرحله چون دیوان رسیدگی شکلی می نماید، نمی توان اقدام به جلب ثالث نمود زیرا پذیرش دعوای جدید مستلزم رسیدگی ماهوی است که برای دیوان عالی کشور امکانپذیر نیست. اگر رای توسط دیوان عالی کشور نقض شود وپرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه همعرض دادگاه صادرکننده حکم ارجاع شود، برخلاف ورود ثالث، جلب ثالث نمی تواند صورت بگیرد زیرا مهلت ورود ثالث تاقبل ازاعلام ختم دادرسی درمراحل بدوی یاتجدیدنظراست. امااقداماتی که ازحیث مهلت مقیدبه جلسه اول هستند(ازقبیل جلب ثالث)، دراین مرحله میسر نخواهد بود زیرا فرصت جلسه اول دادرسی قبلاً منقضی شده است وجلسه دادرسی درنزد این دادگاه را، نمی توان جلسه اول تلقی نمود.
طبق نظریکی ازنویسندگان:« درماده135ق.آ.د.م قانونگذار علیرغم درمقام بیان بودن، ازذکرمرحله فرجامی امتناع نموده است. بنابراین درمرحله فرجامی نمی توان اقدام به جلب ثالث نمود.»50
اعاده دادرسی ازطرق فوق العاده اعتراض به آراءاست.دراین مرحله دادگاه فقط به جهات اعاده دادرسی توجه می نماید ودادرسی رادرجهت بررسی مواردخواسته شده پیش می برد. علاوه براین مقنن درماده 441ق.آ.د.م بیان نموده: غیرازطرفین دعوا، شخص دیگری به هیچ عنوان نمی تواند داخل دردعوا شود. بنابراین اقامه جلب ثالث درمرحله اعاده دادرسی امکانپذیر نیست.

دوم : اعتراض شخص ثالث
ماده420ق.آ.د.م ترتیب دادرسی اعتراض ثالث راماننددادرسی نخستین دانسته است.لذادراین مرحله جلب ثالث امکانپذیر است. طبق نظر یکی ازنویسندگان51 جلب ثالث درمرحله اعتراض ثالث( درفرض صدور قرار پذیرش اعتراض ثالث) امکانپذیراست.

مبحث سوم:تشریفات اقامه دعوای جلب ثالث ومرجع صالح دررسیدگی به دعوا

برای رسیدگی به دادخواست جلب ثالث علاوه بررعایت شرایط عمومی واختصاصی دعوای جلب ثالث، باید شرایط شکلی دادخواست هم رعایت شود، تاقابلیت رسیدگی داشته باشد. همچنین دعوای جلب ثالث باید درمرجع صالح اقامه شود تادادگاه بتواند به آن رسیدگی نماید.دراین مبحث شرایط شکلی ودادگاه صلاحیتدار برای رسیدگی به دعوای جلب ثالث بررسی می شود.
گفتار اول : شرایط شکلی دادخواست جلب ثالث :
تقدیم دادخواست لازمه شروع به رسیدگی ازسوی دادگاه است. امادرمعنی خاص کلمه «شرط اقامه دعوا»محسوب نمی شود. علی رغم اینکه دعوای جلب ثالث یکی از اقسام دعاوی طاری است و به تبع دعوای اصلی شکل می گیرد،اماچون طبق بیان صریح قانونگذار دعوا محسوب می شود، جهت رسیدگی براساس ماده48ق.آ.د.م نیاز به تقدیم دادخواست می باشد.
شرایط دادخواست جلب ثالث طبق ماده137 ق.آ.د.م که تقریباً همان مواد410 قانون اصول محاکمات حقوقی و278 قانون سابق آیین دادرسی مدنی می باشد، همانند دادخواست اصلی است. از اینرو تمام شرایط و تشریفات مربوط به تقدیم دادخواست اصلی باید جهت تقدیم دادخواست جلب رعایت شود. ماده137 مقرر می دارد:«دادخواست جلب شخص ثالث و رونوشت مدارک و ضمائم باید به تعداد اصحاب دعوا بعلاوه یک نسخه

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره دعوای اصلی، آیین دادرسی، دادرسی مدنی Next Entries تحقیق درباره دعوای اصلی، آیین دادرسی، دادرسی مدنی