تحقیق درباره آزادی بیان، کپی رایت، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

منابع كافي در اين زمينه دارند ، احتراز شود . ماده مزبور به دو مفهوم “همكاري” و ” مساعدت بين المللي” اشاره مي كند . اين در حاليست كه هيچ تمايزي ميان اين دو مفهوم در ميثاق ، كارهاي مقدماتي و رويه بعدي به عمل نيامده است. از ظاهر ماده اين گونه برمي آيد كه همكاري ، مفهومي موسع تر است و نه تنها متضمن يك تكليف ايجابي به كمك و مساعدت است بلكه حاوي تكليفي سلبي به عدم ايجاد مانع در تحقق اين حقوق نيز مي باشد . سؤالي كه در اين زمينه مطرح شده آن است كه منظور از اين همكاري و مساعدت چه نوع همكاري است؟ آيا منظور ارائه كمكهاي غذايي است ؟ ترديدي نيست كه برنامه هاي كمك بلند مدت و وسيع موجب افزايش وابستگي به كمكها ، نابودي توليد داخلي و تقويت نابرابريهاي موجود درون دولتهاي دريافت كننده آنها مي شود . از همين رو تأكيد كميته بر آن بوده كه همكاري بين المللي بايد بر مساعدت و كمك به توليد ، نگهداري و توزيع غذا در سطح داخلي متمركز شود40 . و البته اين گفته نافي مسئوليت دولتها براي همكاري فوري در تأمين كمكهاي اضطراري غذايي همچون كمك به پناهندگان و آوارگان يا مبارزه با قحطي شديد نيست.
نتيجه گيري
شايد زماني كه روزولت رئيس جمهور وقت امريكا در بحبوحه جنگ جهاني دوم (براي هر قصدي كه داشت ) به آزادي انسانها از ترس و آزادي از نياز اشاره مي كرد ، نمي دانست كه چه مطلب مهمي را متذكر شده است . رهايي از نياز كه بعدها يكي از تجليات آن در قالب حق بر غذا در اعلاميه جهاني حقوق بشر و ساير اسناد بين المللي حقوق بشر متبلور شد ، يكي از آن چهار آزادي بود . حقي كه تحقق آن پيش شرط و پيش زمينه تحقق ساير حقوقي است كه در منظومة حقوق بين الملل بشر براي نيل به ايده آل انسان آزاد ضروري است . مادامي كه انسانها از حداقل غذاي كافي محروم باشند ، ديگر حقوق از جمله حق بر آزادي اجتماعات ، حق مشاركت سياسي ، حق بر شكنجه نشدن و … براي آنها مفهومي ندارد . مادراني كه در دوران حاملگي به غذاي مكفي و مغذي دسترسي ندارند فرزندان بيمار و معيوبي را به دنيا مي آورند كه خود باري بر دوش هر جامعه اند. كودكاني كه غذاي كافي دريافت نمي كنند رشد جسمي و روحي مطلوبي نمي يابند و عطش يك وعده غذاي كافي و مطلوب ، آنها را در معرض هر نوع سوء استفاده اي قرار مي دهد. اين گونه است كه سرنوشت فرداي يك جامعه از نسلي كه بر اين روال پرورش يابد از اكنون روشن است. از اين روست كه حق بر غذا هم حق مسلم انسان است، زيرا كه دريچه تحقق ساير حقوق او محسوب مي شود . تصويب كنندگان موافقتنامه كشاورزي سازمان جهاني تجارت اگر در كنار مباحث آزاد سازي تجاري و در نتيجه ايجاد منافع براي كشورهاي ثروتمند ، به جنبه هاي حقوق بشري هم توجه كنند ، ميتوان انتظار فردي واقعا گرسنه را نداشت .

«بخش دوم»
حق بیان و تعارض موادی از سازمان جهانی تجارت با آن

فصل اول : حق آزادی بیان و كپي رايت
مقدمه
آزادی بیان یکی از مهمترین حق های بشری شناخته شده در نظام بین المللی حقوق بشر است . این حق در دو بند از منشور بین المللی مورد شناسایی قرار گرفته است . ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر ، و ماده 19 میثاق حقوق مدنی و سیاسی که ، با چند تفاوت کوچک به این حق میپردازند . همچنین در اسناد منطقه ای حقوق بشر ، باز با تفاوتهایی ، حق آزادی بیان جایگاه ویژه ای دارد . ماده 10 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر ، ماده 13 کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر ، ماده 9 منشور آفریقایی و ملتها ، و ماده 22 اعلامیه قاهره در مورد حقوق بشر در اسلام ، به حق آزادی بیان مربوط میشود . ( در قانون اساسی جمهوري اسلامي ايران چنین حقی دیده نشده است و فقط اصل 24 یک اشاره بسیار کوتاه حاشیه ای دارد ) 41
گفتار اول : ابزار و محتوی بیان
حق آزادی بیان شامل “بیان ” در هر شکل و با هر محتوی میشود . بند 2 ماده 19 میثاق حقوق مدنی و سیاسی به این نکته تصریح میکند42 . اشکال و ابزاری که بتواند وسیله انتقال اندیشه و نظر به مخاطب باشد ، ابزار بیان محسوب میگردد . در یک تقسیم بندی ابزار بیان در سه دسته جای میگیرد .
دسته اول ، ابزار سنتی بیان میباشد که شامل کتاب ، مطبوعات ، آثار هنری ، فیلم ، نوار صوتی ، و امثال آن میگردد .
دسته دوم ، ابزار نوین ارتباطی از قبیل رادیو ، تلویزیون ، ماهواره ، و اینترنت است .
دسته سوم ، متشکل از اعمال یا نهاد هایی است که پیامی را منتقل میکنند ولی فاقد گفتارند ( مثل بعضی اعمال که دارای معانی خاص هستند در جایی که ابزار بیان به شکلهای دیگر نباشد مثل تعیین اقامت در یک کشور ) . و محتوی بیان هر موضوعی میتواند باشد .
گفتار دوم : محدودیتها بر حق آزادی بیان
حق آزادی بیان مطلق نیست .بر طبق مفاد ماده 29 اعلامیه جهانی حقوق بشر ، شامل محدوديتهايي میشود . در ماده 29 گفته شده که : 43
الف – هر فرد در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد .
ب – هر فرد در اجرای حقوق و استفاده از آزادیهای خود ، فقط تابع محدودیتهایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادیهای دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است .
پ – این حقوق وآزادیها ، در هیچ موردی نمیتواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد .
در ماده 19 میثاق حقوق مدنی ، سیاسی 44 محدودیتهای مجاز بر حق آزادی بیان ذکر شده و نیز ماده 20 میثاق ، نوع خاصی از بیان را مشخصا از شمول حق آزادی بیان مستثنی میکند . بند 3 ماده 19 تصریح میکند که : ” اعمال حقوق مذکور در بند 2 این ماده مستلزم حقوق و مسئولیتهای خاصی است و لذا ممکن است تابع محدودیتهای معینی بشود که در قانون تصریح شده و برای امور ذیل ضرورت داشته باشد : الف- احترام حقوق یا حیثیت دیگران ب- حفظ امنیت یا نظم عمومی یا سلامت یا اخلاق عمومی” .
بنابر این حق آزادی بیان میتواند تابع محدودیتهای خاص باشد . ولی این محدودیتها فقط باید به گونه- ای باشد که بر اساس قانون مقرر شده باشد و برای امور ذیل ضروری باشد :
الف ) احترام به حقوق یا حیثیت دیگران
ب ) حمایت از امنیت ملی یا نظم عمومی یا اخلاق .
ماده 20 میثاق 45 ، لحن اجباری دارد و دولت های عضو را ملزم میسازد تبلیغات برای جنگ و طرفداری از تنفر ملی ، نژادی ، یا دینی را که متضمن تحریک به تبعیض ، خصومت ، یا خشونت است ، در قوانین خود ممنوع کنند .
در نظر کلی شماره 3 کمیته حقوق بشر در مورد ماده 19 ، محدودیتهای این ماده به دو دسته تقسیم شده است : محدودیتهای مربوط به منافع اشخاص دیگر و محدودیتهای مربوط به منافع کل جامعه .
اما کمیته تاکید کرده است که : ” هنگامی که دولت عضو محدودیتهای خاص بر اعمال آزادی بیان وضع میکند ، این محدودیتها نباید خود حق را به مخاطره اندازد ” . 46
گفتار سوم : کپی رایت
فقره ج از بند 1 ماده 15 میثاق حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی47 ، به شناسایی حقی میپردازد که به حقوق مالکیت معنوی معروف است . گرچه در این فقره چنین اصطلاحی بکار برده نشده است . شاید بتوان علت عدم استفاده از این اصطلاح را ، متداول نبودن آن به هنگام تدوین میثاق دانست .
آنجه اهمیت دارد محتوی تعهد یا تعهداتی است که برای حمایت از این حق بر روی دوش دولتهای عضو قرار میگیرد . در زمینه محتوی فقره ج بند 1 ماده 15 با توجه به اینکه در خود این فقره به صراحت ، ابعاد حق پدید اورندگان آثار علمی ، ادبی و هنری به حمایت از منافع اخلاقی و مادی ناشی از آثار آنان روشن نشده است ، چاره ای جز دست یازیدن به عملیات تفسیر نخواهد بود .
در عملیات و فرایند تفسیر حقوقی باید از اصول تفسیری شناخته شده مدد گرفت . در مورد میثاق بین المللی حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی به عنوان یک معاهده ، اصول حاکم بر تفسیر معاهدات بین المللی قابل اعمال خواهد بود . این اصول در کنوانسیون 1969 وین در حقوق معاهدات به رشته نظم در آمده است . 48
گفتار چهارم : تعامل کپی رایت و آزادی بیان
اندیشه تعامل بر این فرض اساسی استوار است که کپی رایت و آزادی بیان به عنوان دو دستاورد تجربه حیات انسانی ، دو حوزه حقوقی کاملا مستقل نسبت به یکدیگر نیستند . از این رو ، حلقه هایی از ارتباط ، همبستگی و تقویت متقابل میان این دو حوزه وجود دارد . این بحث در دو زمینه قابل ارائه میباشد . :
1 ) اول : نقاط اشتراک کپی رایت و آزادی بیان به لحاظ موضوع و هدف غائی است .
2 ) دوم : نقش آزادی بیان و نظام كپي رايت در تقویت يكديگر
کپی رایت و آزادی بیان موضوع مشترکی دارند و آن ، حمایت از بیان است . کپی رایت از بیان اصیل 49 و خلاق ادبی ، و هنری حمایت میکند و آزادی بیان ، دریافت و انتقال بیان را درچتر حمایت خود قرار میدهد . در هدف غائی نیز ، کپی رایت در واقع از کرامت فرد انسانی و ارزش و حرمت آفرینش فکری او حمایت میکند . از این منظر کپی رایت اصلا حقی بشری است ( بند 2 ماده 27 اعلامیه جهانی حقوق بشر)50 . و آزادی بیان نیز نتایج و پیامد های مثبت فراوانی برای جامعه دارد و در تحلیل نهایی ریشه در کرامت ذاتی انسان دارد .

فصل دوم : تعارض کپی رایت و آزادی بیان
مقدمه
میتوان گفت کپی رایت و حق آزادی بیان از هنگام شکل گیری نظام بین المللی حقوق بشر ، همزیستی مسالمت آمیزی داشته اند و حدیث تنش یا تعارض میان آنها مطرح نبوده است .
کمیسیون فرعی پیشبرد و حمایت از حقوق بشر در قطعنامه 7/2000 خود به تعارضهای واقعی یا محتمل میان اجرای کپی رایت و تحقق حقوق اقتصادی ، اجتماعی ، و فرهنگی پرداخته است . 51
باید بدانیم که کپی رايت حقوق انحصاری محدودی به دارندگان خود برای انتقال و کنترل دسترسی به آثار خود اعطا میکند . و حق آزادی بیان نیز متضمن حق جست و جو ، دریافت ، و انتقال اطلاعات و اندیشه ها است . و مگر اکثر آثار ادبی و هنری حاوی اطلاعات و اندیشه ها نیست ؟
به نظر ما این مسئله در دو سطح بین المللی و داخلی قابل بررسی است .
عرصه داخلی بحث متاثر از عوامل مختلف و متغیر بر حسب نظام حقوقی خاص هر کشور است . جایگاه حق آزادی بیان در نظم حقوقی یک کشور و میزان حمایت از آن از یک سو ، و قوانین و مقررات داخلی حمایت کننده از کپی رایت از سوی دیگر.
در سطح بين المللي حقوق مالكيت معنوي در قالب موافقتنامه تريپس در سازمان جهاني تجارت به مسائل مورد نظر ميپردازد . اين موافقتنامه علاوه بر جنبه هاي حمايت از منافع كپي رايت ، اصولي از حقوق بشر را متاثر مينمايد .
گفتار اول : عرصه داخلی تعارض کپی رایت و آزادی بیان
عرصه داخلی تعارض کپی رایت و آزادی بیان در درون سرزمینی خاص با نظام حقوقی مشخص و در فضای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی معینی جریان دارد . در این عرصه عوامل محیطی بر سرنوشت مناقشه اثر میگذارند . و نتیجه آن را بارور میکنند . بحث تعارض کپی رایت و آزادی بیان ، بحث روز و دغدغه تعدادی معدود از کشورها است . در هیچ کشوری به اندازه امریکا به این موضوع پرداخته نشده است . در برخی کشورهای اروپایی نیز باب این مناقشه باز است .
امریکا 52
در امریکا حمایت از کپی رایت و حق آزادی بیان هر دو ریشه در قانون اساسی این کشور دارد سابقه بحث از ارتباط ميان اين دو نهاد حقوقي در اين كشور به بيش از سه دهه ميرسد . هر چند موضوع ارتباط كپي رايت و آزادي بيان در دهه هفتاد ميلادي ميان حقوق دانان امريكا 53 و با بهره گيري از چند پرونده مربوط به اواخر دهه 60 ميلادي در محاكم اين كشور مطرح گرديد .
در دادگاه هاي امريكا در بيش از سي پرونده اي كه به اين موضوع ارتباط داشته ، موضوع نسبتا ثابت قضايي در اين كشور ، ‌نفي تعارض كپي رايت با آزادي بيان بوده است .
“مايكا بيرن هك” ، ‌معتقد است رويه قضايي امريكا در اين اواخر به سمتي گرايش پيدا كرده است كه از موضع سرسخت اوليه و نفي قاطع تعارض يا حل دروني آن فاصله ميگيرد . البته اين گرايش به گفته وي ،‌ناشي از آن است كه با تحولات فن آوري ارتباطات و گسترش روزافزون استفاده از فنون محدود

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره حقوق بشر، اسناد حقوق بشر، پناهندگان Next Entries تحقیق درباره انتقال اطلاعات، حقوق بشر