تحقیق درباره آثار ادبی، مثنوی معنوی، ابزار ارتباط، نهاد اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

يعني آنان كه بر نقل (قرآن و سنّت) تأكيد می‌ورزند و نقل را بر عقل ترجيح مي دهند.
– عرفان: در لغت به معناي شناختن و دانستن بعد از ناداني (دهخدا.«عرفان»). عرفان نوعي روش براي حصول به حقيقت است از طريق “شهود” و “تجربۀ دروني”، بر اين فرض بنا شده كه عقل و حواس پنجگانه به دليل خطاهاي ادراكي قابل اتّكا نيستند و از اين رو به نوعي تلاش براي ادراك بي واسطۀ حقايق نياز است كه بدان عرفان گويند. كسي را كه واجد مقام عرفان است ، “عارف” گويند.

1-9 قلمرو تحقیق
این پایان نامه به علّت محدودیت زمان و شرایط کار ، به مهم ترین متون عرفانی خواهد پرداخت و مسائل مربوط به کلام اشاعره را در این متون که به شکل محکمی با اندیشه های عرفانی پیوند خورده بررسی می کند ؛ از جمله مثنوی معنوی ، آثار سعدی شیرازی ، نظامی گنجوی ، عطار نیشابوری و… .

1-10 محدودیّت ها و تنگناهای تحقیق
یکی از مشکلات قابل توجّهی که طی انجام مراحل تکمیل این پایان نامه ظاهر شد این بود : به جهت اینکه آثار مورد بررسی عمدتاً آثار کلاسیک هستند و تاریخ نگارش آن ها به سالیان دور میرسد حاوی نشانه های متضاد از وجود باورهای مختلف در افکار خالق خود هستند ، به همین جهت برای اثبات صحّت و سُقم مطالب، با در نظر گرفتن شرایط اجتماعی خاصّ دوره می بایست به آراء و نظریات متعددی که از سوی صاحبنظران مطرح شده بود مراجعه میشد تا به نتایجی با درصد خطای پایین تر دست یافت .
این معضل، سبب کاهش زمان باقی مانده برای انجام مراحل تحقیق بود .

فصل دوم
تعریف ادبیات و مکتبهای ادبی

2-1 تعريف ادبيات
«براي ادبيات در طول تاريخ، تعاريف متنوّعي و از زاويه هاي مختلفي ارائه شده است. از اين ميان يكي از تعاريفي كه در خور اين پژوهش است، ادبيات را «آيينۀ تمام نماي رويدادها، رفتارها، تلاش ها، انديشه ها و … جامعه» معرفي مي كند» (روح الاميني،9:1375). بنابراين با مطالعۀ آثار ادبي، رويدادها و رفتارهاي اجتماعي، مي توان افكار يك جامعه را رديابي كرد. به بيان ساده، ادبيات، ارتباط است. ارتباطي مطلوب ميان فكر گوينده و ذهن شنونده، شفّاف ترين بازتاب شرايط. اگر ايده آل ترين طرز تفكّر به شكلي مطلوب مطرح نگردد، نزد شنونده شناخته نمي شود، از اين رو ادبيات با ترفندهاي زيباشناسانۀ خود بستر مناسب را براي بيان حقايق به زيباترين صورت مهيا مي سازد.
ادبيات در تعريف عام، تمام مكتوبات تمّدن بشري، از سنگ نوشته هاي باستان تا متون الكترونيكي امروزي را در بر مي گيرد. استاد جلال الدين همايي در «تاريخ ادبيات»، «ادب» را به معناي فرهنگ گرفته، يعني هر چيزي كه محصول قرايح و افكار باشد مانند خط، موسيقي، كتيبه ها، جشن ها، اعياد، علوم، گاه شماري، صنايع و ظرايف.
«گاهی برای تعیین و تعریف محدودة ادبیات، دامنة بسیار گسترده ای را در نظر گرفتهاند و
می گویند ادبیات از خصیصة صرفاً توانایی خواندن نوشتن تا دانستن میزان بالایی از آگاهی عمومی را که باعث می شود فرد را فرهیخته و با فرهنگ به حساب آورند، در بر می گیرد. قابل توجه است که در زبان انگلیسی، سواد خواندن و نوشتن (literacy) و ادبیات (literature) از یک ریشه هستند» (ارشاد، 55:1391).
بنابراین کتاب ها، نامهها و سندهایی که در این هزار سال زبان فارسیِ دری باقی مانده ،گنجینهای از شاهکارهایی است با غنای جهان بینیها. این آثار علاوه بر بیان رویدادها، ضابطهها، ارزشها و دانشها ما را هم چنین با سِیر تحولی اندیشه ها نیز آشنا می کند که این پایان نامه به دنبال آن است.

2-1-1 ادبیات، ابزاری برای بیان اندیشه
سطح آگاهی تأثیر بسیاری در چگونگی خلق اثر ادبی دارد. در هر مقطعی از زمان، همزمان با شناخت جدیدی که از محیط پیرامون به دست می آید زمینه های مناسب تری برای انعکاس دادن حقایق در قالب ادبیات فراهم می‌شود. یک نویسنده در سایة حقایق بیرون مجال می‌یابد تا استعداد‌ها و درونیات خود را آشکار کند، این جاست که سخن شاعر انگلیسی – جان کیتس- درست می‌نماید که زیبایی، حقیقت است و حقیقت، زیبایی است.
«نویسنده یا ادیب در پرتو آگاهی واقع بینانه ای (البته نسبی) که از جامعه دارد می تواند یک اثر ادبی تولید کند. رویکرد روان کاوی زمینة مناسبی برای تحلیل شخصیت نویسنده و شخصیت پردازی در اوست. بر اساس بحث فروید «خود آگاه و ناخود آگاه» بعضی را عقیده بر این است که تراوش فکری و قلمی بسیاری ادیبان نامدار، از ناخود آگاه بر می تابد. نمونه روشنی که می توان ارائه داد این بیت از مولوی در دیوان شمس است:
« تو مپندار که من شعر به خود می گویم تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم »
لازم به استدلال نیست که چند و چون ضمیر ناخود آگاه بزرگانی چون مولوی و بالزاک و… با افراد عادی تفاوت بسیار دارد» (همان : 50).
بی تردید زاویة دید یک ادیب، نویسنده یا محقّق با زاویة دید در افراد عادی متفاوت است؛ چرا که وی بودنیهای جامعه را به زیر ذرّه بین تفسیر و تفصیل می کشاند، از دانسته های خود پل ارتباطی
میسازد تا حقایق را از لفّافه بیرون بکشد و به معرض نمایش بگذارد و این اعمال را به وسیلة زبان انجام می دهد.

2- 1-2 ادبیات و جامعه
با مطالعه و بررسی بسیاری از آثار کهن در مییابیم که بسیاری از این آثار در نتیجة شرایط اجتماعی زمان خود نوشته شدهاند و در واقع آیینة تمام نمای روزگار نگارش خود هستند. با آنکه سالیان دراز بر آنها گذشته و در فراز و نشیب زمان، دغدغههای فراوان از سر گذراندهاند، همچنان زنده و جاوید باقی ماندهاند. چه بسا یک اثر تاریخی، علمی، پژوهشی و… با سطح اطلاع رسانی بالا در محتوی، اگر به زبان فصیح و بلیغ نوشته نشود توجه خواننده را به خود جلب نمی کند. از این رو، یکی از عوامل بسیار تأثیر گذار که اعضا و اجزای یک جامعه را به یکدیگر پیوند می دهد «ادبیات» است.
«کنش (ذهنی و عملی) ،هنری و از جمله ادبی، رابطه دیالکتیکی(متقابل و مؤثر) با زندگی اجتماعی دارد. نویسنده نه فقط تحت تأثیر جامعه قرار دارد، بلکه متقابلاً بر آن تأثیر میگذارد. شناخت و بررسی تحولات هنری یک جامعه، کمک مؤثری برای شناخت و آگاهی از تحولات فرهنگی و زیربنایی جامعه است. ادبیات، علاوه بر لذّت زیبایی شناختی و آگاهی بخشی، می تواند کارکردهایی ویژه برای بعضی گروه های اجتماعی داشته باشد، برای مثال می توان به کارکرد ادبیات کودکان اشاره کرد که در تربیت و پرورش ذهنی و فرآیند هویت یابی آن ها مؤثر است. ادبیات مانند هر هنر دیگری می تواند نیرویی بسیار تأثیر گذار در روابط اجتماعی به شمار آید، برخی آثار ادبی چنان ژرف بینانه به شرایط اجتماعی نگریسته اند که گهگاه از بسیاری منابع ناب آموزنده تر هستند» (همان: 22-19).
آنچه حائز اهمیت است این که هدف از مطالعه، به دست آوردن آگاهی است از آنچه در محیط اطراف می گذرد که برخی از این اطلاعات را می توان در خلال متون ادبی جستجو کرد چرا که ادبیات نه تنها وسیله انتقال حقیقت است چه بسا خود حقیقت باشد. خلق بسیاری از آثار ادبی، ریشه جامعه شناسانه دارد، مطرح نمودن مسائل اجتماع با زبان هنر و ادبیات. گاه یک قصة سادة کودکانه می تواند ریشة در یک معضل عظیم اجتماعی داشته باشد که حاصل تجربة آن می تواند راهگشای حلّ مسئله باشد و گامی باشد در جهت بهبود بخشیدن به زندگی. انواع ادبی مانند رمان، تراژدی، حماسه، طنز و… در حقیقت، واقعیتهای جامعه هستند که در پیکرة ادبیات به تصویر کشیده می شوند.
«مبنای شکل گیری آگاهی – اعم از خود آگاه یا ناخود آگاه- مفاهیم بی شماری است که در ذهن شکل گرفته و در قالب «کلمه» و ارتباط زبانی آشکار می گردد. کلمه و ترکیب آن به صورت سخن و زبان، بنیادی ترین عامل در شکل گیری اثر ادبی است.
فرهنگ، عصارة زندگی اجتماعی و وجه اصلی تمایز انسان و حیوان است. بعضی در این زمینه اعتقاد دارند که زبان آیینة واقع نمای فرهنگ به وسیع ترین معنای مفهومی آن است. از سوی دیگر، آگاهی، فقط مقوله‌ای فردی نیست، بلکه در یک رابطه دیالکتیکی فرد و جامعه شکل می‌گیرد. ادبیات، مانند سایر شاخه‌های هنری، به خودی خود رابطه‌ای اجتماعی و بلکه یک نهاد اجتماعی است که نمی‌تواند به صورت پدیده‌ای فردی تلقی شود (برای مثال به داستان«پیر چنگی» در مثنوی معنوی مراجعه کنید). ادبیات، از جهانی که در آن واقع است مستقل و منفک نیست» (همان : 51-53).
از آنجا که نحوة بیان آثار با عوامل گوناگونی از قبیل منطقه، فضای حاکم، طبقه، سطح درک مخاطبین، حتی محتوای مطلب و… ارتباط مستقیم پیدا می‌کند، می‌توان آن را به شکل ابزار ارتباطی قابل انعطاف دانست که ناگزیر با توجه به شرایط موجود و قالب خود، نحوة کارکرد خود را تغییر می دهد. برای مثال در زبان عرفانی، زبان تنها ابزار ارتباطی نیست بلکه به دستگاهی ادراکی و عاطفی تبدیل می‌شود. یا زبان شعر، به وسیله ای ارتباطی تبدیل می‌شود در جهت برانگیختن احساسات و هیجانات یا حتّی در زبان عادی روزمره نیز زبان در صدد برطرف کردن نیازها است.
«ادبیات را باید به مثابهی نوعی شبکة ارتباط و مبادلة اجتماعی تحلیل کرد. ادبیات، بستری مناسب برای مبادلة اندیشه، عاطفه، آگاهی، تخیّل و تجربة زندگی است و وسیلة اصلی این مبادلة فکری هم، زبان است. شاید بتوان به طور کلّی گفت که ساختار زبانی نیز تحت تأثیر ساختار اجتماعی و شرایط تاریخی است، چنان که شرایط جنگ می‌تواند واژه ها و مفاهیم ویژه را رواج دهد و نیز گروه ها و طبقات مختلف اجتماعی شیوه های بیانی خاص خود را دارند. به طور کلّی می‌توان به زبان کوچه و بازار (عامیانه)، زبان کودکانه، زبان زنانه، زبان درباری، زبان مدرّسی، زبان لاتی و مانند آن اشاره کرد»( همان : 58).
بنابراین توضیحات، زبان، ابزار اصلی تولید متن ادبی- در انواع الگوها و ژانرها- است. اندیشه در هر گفتار و نوشتار از طریق زبان مطرح می‌شود و خود نیز در این جریان متعالی تر می‌شود. مطالعة آثار ادبی در هر دوره ای نوعی اشتراکات زبانی، فکری و… را نشان می‌دهد که باعث می‌شود ما در دسته بندی آنها این اشتراکات را لحاظ کنیم. از جمله دسته بندی های بنیادین در زمینة ادب و هنر، طبقه بندی مکتب هاست که زیربنای درونی هر اثر ادبی و هنری هستند.

2-2 مکتب
– تعریف لغوی مکتب: مکتب بر وزن مَفعَل، اسم مکان است. به معنی مدرسه، دبیرستان، محل درس خواندن
– تعریف اصطلاحی مکتب: هر مکتب، حاصل اجتماع ویژگیها و خصیصههایی است که در شرایط اجتماعی هر دوره در ادبیات به وجود آمده است.
این مشخصات، در آثار تعدادی از نویسندگان و اندیشمندان مشترک است و همین امر در واقع، باعث ایجاد تفاوت مابین آثار آنان با آثار پیروان مکاتب دیگر میشود.
در واقع آنچه اصول هر مکتب را تعیین می‌کند اوضاع و احوال عصر شکل گیری آن یا در حقیقت زاویة دید خاصی است که نتیجة شرایط موجود است. در نتیجه، مطالعة آثار یک هنرمند می‌تواند خوانندگان را با اوضاع محیطی نویسنده آشنا گرداند و دیدگاههای نویسندگان را به خوبی باز نماید. پیشروان هر مکتب، با پی ریزی شیوهای نوین، آثار اصیل هنری را برجا می‌گذارند و دیگران را به ادامة راه خود تشویق می‌کنند. گروهی از افراد که یک واحد تأثیرگذار را تشکیل می‌دهند و بر اصول اندیشگی خاصی متّفقند، یک مکتب هنری را به وجود می‌آورند.
«منشأ مکتب، افکار و اندیشه ها و طرز کار یک هنرمند است که شاگردان و پیروان او آن را ادامه و گسترش می‌دهند. مکتب ها، همان جریانات عمدة ادبی و هنری هستند، سلیقة ادبی حاکم در یک عصر یا تمایل ادبی در یک دوره که ممکن است دو سه نسل را فرا بگیرد» (شمیسا، 13:1391).
نویسندگان و شاعران هم عصر آن فکر یا آنانی که بعداً می‌آیند، آثاری کم و بیش در همان فضای فکری خلق می‌کنند. «مکتب در مورد گروهی از نویسندگان به کار می‌رود که تحت تأثیر امری به هم نزدیک شده‌اند و عموماً بر چارچوب‌هایی که اثرشان باید بر آن اساس بنیان گیرد، توافق دارند» (معین زاده،1381

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره آثار ادبی، جهان اسلام، مبانی معرفتی، مخزن الاسرار Next Entries تحقیق درباره امر به معروف، صفات خداوند