تحقیق با موضوع کرامت انسان، کرامت انسانی، امام علی (ع)، حضرت آدم (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

انسان را ارزانی داشته است.
یکی دیگر از نشانه های مقام والا و متعالی انسان این است که خداوند او را به جانشینی خود در زمین برگزیده است در آیه شریفه 30 سوره مبارکه بقره آمده است «و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه « : و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در زمینی جانشینی خواهم گماشت . انسان خلیفه خداوند بر روی زمین است و مقام خلافت در جایی است که جانشین، نمایش گر ابعادی وجودی کسی باشد که از طرف او جانشین شده است و تمام شئوون وجودی و آثار و احکام و تدابیر او را حکایت کند40 به همین سبب خداوند فرموده است: من جانشینی قرار می دهم بی آنکه بگوید جانشین چه کسی.
علاوه بر اینکه مطرح کردن مسأله جانشینی برای فرشتگان به منظور و ایجاد آمادگی در آنان بر سجده بر آدم است و جانشین غیر از خداوند در این آمادگی نقشی ندارد. افزون بر این وقتی فرشتگان گفتند که یاا کسی که فساد و خونریزی می کند را خلیفه قرار می دهی؟ یا اینکه ما تسبیح و تقدیس تو می گوییم در واقع درخواست مودبانه ای بود که ما را خلیفه قرار بده که ما لایق ترینم لذااین موضوع به خوبی می رساند که مقصود جانشینی از خداوند است وبه همین جهت است که فرشتگان چنین تقاضایی را در خصوص آن مطرح نموده اند و تنها پس از افرینش انسان خداوند بر خودش افرین گفت: «فتبارک الله احسن الخالقین»
نکته دیگر اینکه جانشینی از جانب خداوند یک جانشینی مطلق تکوینی می باشد نه اعتباری و مقصود از خلافت تکوینی آن است که فرد مظهر و آینه یک یا چند یا همه اسماء خداوند شود همانطور که در آیه شریفه 30 سوره مبارکه بقره آمده است (و علم ادم الاسماء کلها) و صفات خداوند از طریق او به مرحله عمل و ظهور برسد. در واقع مرتبه عالی خلافت تکوینی انسان را قادر می سازد تا کارهایی خدایی کن و برخلاف ، خلافت تشریعی که عهده دار شدن هدایت مردم و قضاوت بین آنان است.41
ج: تحمل امانت الهی
در آیه 72 سوره احزاب آمده است: «انا عرضنا الامانه علی السماوات و الارض والجبال فایین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوماً جهولاً: : ما امانت [الهی و بار تکلیف] را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کردیم پس از برداشتن آن سرباز زدند واز آن هراسناک شدند ولی انسان آن را برداشت به راستی او ستمگری نادان بود.
قرآن کریم انسان را امانت دار الهی معرفی نموده است واز میان موجودات این امانت داری فقط به انسان اختصاص یافته است در این که این امانت چیست مفسران نظرات متعددی دارند که از جمله آن می توان به تکالیف الهی، شناخت خداوند، امور دینی و فرایض شریعت، اطاعت حدود شرع و عقل، اعضای پیکر انسان،امانت هایی که مردم از یکدیگر می گیرند واختیار آزادی اراده، اشاره کرد42 هر کدام از این اقوال بالا که درست باشد نشان دهنده ی این است که انسان با عقل، اختیار و اراده آزاد خود این امانت را پذیرفته است در میان همه موجوئدات جهان آفرینش تنها اوست که بر اثر دارا بودن اختیار و آگاهی، استعداد و توانایی ان را دارد که امانت دار الهی باشد.
اما سوالی که مطرح می شود این است که اگر امانت دار شدن انسان نشانه ارجمندی و کرامت اوباشد چرا خداوند او را به صفاتی هم چون «ظلوم» و «جهول» وصف کرده است .
در پاسخ باید گفت: توصیف انسان به این دو صفت به خاطر پذیرش امانت الهی از طرف انسان نبوده است زیرا پذیرش این امانت بزرگترین افتخار و امتیاز انسان است و چگونه ممکن است به خاطر قبول چنین مقام بلندی او را مذمت کرد؟ بلکه این توصیف بدین خاطر است که انسان ها این مقام بلند و قدر و منزلت بی مانند خویش را فراموش می کنند انسانی که تاج «کرمنا» بر سرش نهاده شده و به مقتضای «انی جاعل فی الارض خلیفه» نماینده خدا در زمین است بشری که معلم فرشتگان و مورد سجده ملائکه اسمان شد چقدر باید ظلوم و جهول باشد که این ارز شهای بزرگ و والا را به فراموشی بسپارد.43
د: تسخیر همه موجودات برای انسان
در ایه 33سوره ابراهیم آمده «و سخر لکم الشمس و القمر دائبین و سخرلکم اللیل و النهار» : و خورشید و ماه را که پیوسته روان اند برای شما رام گردانید و شب و روز را [نیز] مسخر شما ساخت. و در آیه 13 سوره جائیه آمده است: «و سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض» و آنچه را در آسمان ها و آنچه را در زمین است به سوی شما رام کرد.
همه این آیات نشان می دهد که انسان دارای آن چنان قرب ومنزلتی است که به همین خاطر خداوند آنچه را در آسمان ها و در زمین است تحت اختیار او قرارداده و این ویژگی تسخیر موجودات را خداوند به انسان داده است و او را به گونه ای آفریده که قادر به تسخیر تمامی موجودات باشد.
بند دوم: روایات ائمه معصومین
علاوه بر ایاتی که در مبحث قبلی بیان شده و به نوعی اثبات کننده کرامت انسانی می باشد احادیثی از ائمه معصومین هم وجود دارد که مثبت این مسئله می باشند که در ادامه به چند نمونه از آنها می پردازیم .
پیامبر گرامی اسلام (ص) صرف شباهت داشتن افراد انسانی با حضرت آدم (ع) را موجب ارزش و مقام آن ها معرفی می کند و در نتیجه هر گونه بی حرمتی به انسان های دیگر را هم جایز نمی داند.
امام رضا (ع) در این باره می فرماید: ان رسول الله مر برجلین یتابان سمع احدهما یقول لصاحبه قبح الله وجهک و من یشبهک فقال: یا عبدالله لا تقل هذا لاخیک فان الله عزوجل خلق آدم علی صورته»44
پیامبرا کرم می گذشت و دو نفر به یکدیگر ناسزا می گفتند یکی از آن دو به دیگری گفت: خ دا روی تو روی هر کسی که شبیه توست، زشت کندآن حضرت فرمود: ای بنده خدا این ناسزا را به برادرت مگو زیرا خداوند عزوجل حضرت آدم (ع) را شبیه به صورت او آفریده است.
جمله اخر حدیث بیانگر این حقیقت است که انسان حامل اسماء و ایینه ی صفات کمال الهی است بنابراین هر فرد انسانی ، بالقوه دارای صفات الهی است و به خارط همین در نظر عرفا، کرامت انسانی از این ویژگی و خلقت الهی نشأت می گیرد.45
امام علی (ع) نیز در وصیتی به دو فرزندش امام حسن و امام حسین (ع) ان ها را به خوش رفتاری با قاتل خویش دعوت می نماید و تأکید می کند که هیچ گونه عمل اهانت آمیزی نسبت به او روا ندارند با او رفتاری انسانی داشته باشند و به جنازه او نیز بی احترامی نکنند و از مثله کردن او حتی پس از مرگ بپرهیزند هرچند (قاتل) سگ دیوانه باشد.46
از سوی دیگر احادیثی از امام علی (ع) وجود دارد که به جنبه های مختلف کرامت انسانی توجه می کند به عنوان آن حضرت می فرماید: «ان النفس لجوهره ثمینه» نفس آدمی گوهرگران بهایی است با اینکه در حدیث دیگری در قالب گزاره های هنجاری و دستوری از آدمی خواسته تا پاسدار حرمت و کرامت خودش باشد. «و اکرم نفسک عن کل دنیه و ان ساقیک الی الرغائب فانک لن تعاض بما تبذل من نفسک عوضا» نفس خویش را از هرگونه پستی منزه ساز و آنچه که تو را به سوی خواسته ها و تمایلات خویش بکشاند تو در برابر از دست دادن نفس خویش عوضی بدست نخواهی آورد.
برپایه حدیث دیگری از امام علی (ع) چنان حرمت واهمیت برای نفس انسان قایل هستند که می فرمایند «من باغ نفسه بغیر نعیم الجن فقد ظلمها» هرکس نفس خویش را به جز بهشت بفروشد به خود ستم کرده است و همچنین آن حضرت توجه انسان به کرامت و ارزش خودش را ضمانت اجرایی برای پرهیز از بسیاری از بدی ها و کژی ها می داند «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته» کسی که نفس خویش را بزرگ و ارجمند بشمارد شهوت و خواست های مادی نزد وی بی مقدار می شود.47
گفتار سوم: معنای لغوی و اصطلاحی کرامت انسانی
کرامت از ریشه «کرم» به معنی بزرگی ، ارجمندی، مروت ، سخاوت، جوان مردی، بزرگواری و بخشیدگی است.به کسی که صاحب «کرم باشد «کریم» می گویند یعنی بزرگوار، با مروت، بخشنده و نیکوکار48 راغب در المفردات می گوید: «کرم» اگر صفت خداوند اقع شود مراد از آن احسن و نعمت اشکار است «فان ربی غنی کریم»49و اگر وصف انسان باشد نام اخلاق و افعال پسندیده اوست که از وی ظاهر می سود به کسی کریم نگویند مگر بعد از آنکه افعال و اخلاق از وی ظاهر شود و هر چیزی که در نوع خود شریف باشد با «کرم» توصیف می شود.50
کرامت در لغت دارای معانی مختلفی است که مهمترین آنها عبارتست از :ارزش ، حرمت ، حیثیت ، بزرگواری، عزت ، شرافت،انسانیت، شأن، مقام،موقعیت،درجه ، رتبه ، جایگاه، منزلت ، نزاهت ازفرومایگی و پاک بودن از آلودگی ها،احسان و بخشش، جوانمردی و سخاوت51
معادل انگلیسی واژه کرامت انسانی “Human Dignity” به معنای شرف، افتخار، استحقاق احترام،عنوان، رتبه ،مقام، امتیاز، شرافت برجسته52 ارزش حرمت ذاتی است53
در این معنا کرامت یک وصف نفسی است یعنی مربوط به ماهیت انسان است و به انسان «بما هو انسان» برمی گردد در مقابل وصف نفسی، وصف نسبی قرار دارد یعنی اوصافی که ناظر به غیر است مانند سخاوت و بخشش. اگر کسی نسبت به دیگران دارای سخاوت و بخشش باشد به او بخشنده و سخاوتمند می گویند پس این صفات نسبت به غیر معنی پیدا میکند54
کرامت در معنی دیگر نیز به کار می رود «کرمت» خارق عادتی است که به دست ولی می یابد55 به عبارت دیگر «کرامت» امر خارق عادتی است که از اولیا و صالحان دیده می شود [در مقابل] معجزه که از انبیا صادر می شود.56
اما آنچه که در این نوشته مورد نظر ما است ودر مباحث حقوق بشری تحت عنوان “Dignity” مطرح می باشد معنای اولی است که از کرامت بیان کردیم که عبارت است از: «یک کمال نفسانی و نزاهت از پستی و فرومایگی است و روح بزرگوار و منزه از هر پستی را کریم گویند»57
گفتار چهارم: تبیین مفهوم کرامت انسانی و انواع آن
علی رغم اهمیت مفهوم کرامت انسانی و اثرات آن در نظام کیفری متأسفانه تعریف قانونی مدونی از این اصطلاح نداریم و برای تبیین مفهوم این اصطلاح به نظرات دانشمندان رجوع می کنیم تقریباً تمام دانشمندان و نظریه پردازان برای تبیین مفهوم کرامت انسانی ابتدا آن را به دو قسمت ذاتی و اکتسابی یا ارزشی تقسیم نموده سپس در قالب این تقسیم بندی به تبیین مفهوم کرامت انسانی پرداخته اند.
بند اول: کرامت ذاتی
مقصود از کرامت ذاتی آن است که خداوند انسان را به گونه ای آفریده است که در مقایسه با برخی موجودات دیگر، از ساختمان وجودی واز امکانات و مزایای بیشتری برخوردار است و یا تنظیم ساختار و امکاناتش به شکل بهتر صورت پذیرفته و در هر حال از دارایی و غنای بیشتری برخوردار است این نوع کرامت در واقع حاکی از عنایت ویژه خداوند به نوع انسان و همه انسانها از آن برخوردارند58 در واقع مقصود از کرامت ذاتی آن ارج و حرمتی است که لازمه مقام انسان بودن انسان می باشد59از این رو هیچ کس نمی تواند نباید به خاطر برخورداری از آنها بر موجود دیگری فخر بفروشد و آن را ملاک ارزشمندی و تکامل انسانی خود بداند یا بخاطر آن مورد ستایش قرار گیرد بلکه باید خداوند را بر آفرینش چنین موجودی با چنین امکاناتی ستود آنگونه که خود خداوند می فرماید: «تبارک الله احسن الخالقین»
تقریباً همه نویسندگان برای اثبات کرامت ذاتی به آیه 70سوره اسراء همانطور که پیش تر بیان شده استناد می کنند و این آیه شریفه را دلالتی صریح و روشن بر کرامت ذاتی انسان می دانند. علامه محمدتقی جعفری تبریزی در تعریف کرامت ذاتی آن را مرتبط با اختیار انسان می داند و معتقد است که کرامت ذاتی و حیثیت طبیعی که همه انسانها مادامی که با اختیار خود به جهت ارتکاب خیانت و جنایت بر خویشتن و دیگری آن را از خود سلب نکنند از این صفت شریف برخوردارند60 اما به نظر می رسد با توجه به اینکه این کرامت همانطور که بیان شده لازمه مقام بودن انسان است وانسان به ماهو انسان از آن برخوردار است و ربطی به اختیار انسان ندارد وانسان چه بخواهد و چه نخواهد از این کرامت برخورداراست. از نظر منطقی هم ذاتی شی نه قابل وضع است ونه قابل سلب61 بنابراین به نظر می رسد که حتی با ارتکاب جرم و جنایت هم کرامت ذاتی و حرمت انسانیت انسان از بین نمی رود و در مجازات وی باید یکسری حداقل هایی رعایت شود.
الف: معیار کرامت ذاتی
در خصوص اینکه راز این کرامت انسان چیست مفسران مباحث مختلفی را مطرح کرده اند از جمله قوه عقل، قوه منطق، سلطه ی

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع اجرای مجازات، کرامت انسان، سیاست کیفری، سیاست کیفری اسلام Next Entries تحقیق با موضوع کرامت انسان، کرامت انسانی، امام صادق، سوره حجرات