تحقیق با موضوع کرامت انسان، کرامت انسانی، امام صادق، سوره حجرات

دانلود پایان نامه ارشد

ا نسان بر تمامی موجودات زمین ، استعدادهای مختلف، آزادی اراده، شناخت خدا، قدرت بر اطاعت و فرمان خدا و … اشاره کرد62 اما به نظر می رسد که مهمترین معیار این توانایی و استیلا همان عقل و اندیشه ادمی باشد .
انسان به پشتوانه همین نیرو وتوانایی است که بر طبیت سلطه می یابد و انواع امکانات و از جمله غذاهای متنوع و پاک را برای خود فراهم می آورد از همین رو شماری از مفسران بر آناند که تکریم انسان به جهت عقل وی صورت گرفته است.63
علامه محمد تقی جعفری منشأ این کرامت را رابطه بسیار مهم و با ارزش خداوندی با انسان که در ایه شریفه «و نفخت فیه من روحی»64 سرچشمه می گیرند، می دانند65 و این کرامت از ان جهت است که انسان خلیقه خدا بر روی زمین است66 بیان می کنند
دروقع موهبت عقل بازتابی از عنایت خاص خداوند به انسان و دمیدن از روح خویشتن در اوست آدمی از رهگذر این لطف به مقامی دست می یابد که در سایه آن می تواند عوالم خارج از وجود خویش را فهم کند و به واقعیت آن پی ببرد در سایه این توانایی ها امانتدار، امانت بزرگی می شود که آسمانها و زمین و کوهها با همه گستردگی ، بزرگی واستواری از به دوش کشیدن آن سر باز زده اند.67
ب: آثار وجود کرامت ذاتی بر انسان
اصل کرامت ذاتی انسان در متون دینی اصلی،ا نسان شناسانه است که تنها جنبه ی توفیقی ندارد بلکه متضمن حقی است که خداوند به همراه خلقت ادمی به وی ارزانی داشته است این بدین معنا می باشد که هر انسانی حق پاسداری از حرمت و کرامت خویش را دارد و هیچ کس مجاز نیست کرامت انسانی خود یا دیگری را نقض کند این حق قائم به هر فرد انسانی و غیرقابل نقل و انتقال است.68
بنابراین برخورداری آدمی از این حق متضمن دو قضیه بنیادین هنجاری و ارزشی است:
1- انسان نباید حرمت و کرامت خویش را مخدوش سازد .
2- هیچ کس حق تعرض به حرمت و کرامت دیگری را ندارد
نیروی الزام کننده به این هنجار اخلاقی، قطع نظر از وجدان اخلاقی انسان ، خداوند است که این کرامت را به انسان ارزانی داشته است .
ج) دامنه شمول کرامت ذاتی
خداوند همه انسانها را مورد تکریم قرار داده است و در این تکریم که به ذات انسانها برمی گردد هیچ فرقی بین افراد نگذاشته است69 که در آیه 70سوره اسراء این مسئله تأکید شده است جنسیت، مذهب ، حریت ، نژاد و رنگ هیچ معیاری برا برتری کرامت ذاتی انسانها نمی باشد و آنچه که در این آیه موردتکریم واقع شده نوع بشر می باشد فارق از هرگونه چیز دیگری و در آیات بسیاری نیز به این تساوی افراد اشاره شده است.
برای نمونه در آیه یک سوره ی نساء آمده است: یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالاً کثیراً و نساء …» ای مردم از پروردگارتان که شما را از «نفس واحدی» افریده ، جفتش را نیز از او آفرید و از آن دو ، مردان و زنان بسیاری پراکنده کرد، پروا دارید .
یا اینکه در آیه 32 سوره مائده امده است: «… من قتل نفساً بغیر نفس او فساد فی الارض کانما قتل الناس جمیعاً…» هر کسی کس دیگر را… جز به قصاص نفس یا [به کیفر] فسادی در زمین … بکشد، چنان است که گویی همه مردم را کشته است وهر کس، کسی را از مرگ رهایی بخشد چنان است ک گویی تمام مردم را زنده کرده است.
از این آیه استفاده می شود که از نظر قرآن کریم انسان دارای چنان ارزش و مقامی است که حیات یک فرد از ان برابر با حیات همه انسانها و مرگ یک انسان ،مساوی با مرگ همه انسانها ، آنچه مهم است انسانیت انسان است و ا نسانیتی که در یک فرد وجود دارد به همان شکل در دیگران نیز وجود دارد. انسانیت حقیقتی است که در همه انسانها مشترک است اگر فردی،انسانی را بدون جهت بکشد آن حقیقت مشترکی را از میان برده است که در میان همه افراد جامعه وجود دارد و این کار مساوی با از بین رفتن همه انسان ها هم چنین بر عکس اگرانسانی را از مرگ رهایی بخشد از آن که انسانیت وی را از مرگ نجات داده مانند این است که همه انسانها را زنده ساخته است.70
همچنین در روایاتی که از ائمه معصومین علیهم السلام وارد شده توهین و بی حرمتی به غیرمسلمان نهی شده است ابوالحسن الحذا می گوید:خدمت امام صادق (ع) بودم پس شخصی از من پرسید طلبکارت با تو چه کرد به او گفتتم ؟ آن زنا زاده؟ در این هنگام امام (ع) نگاه تندی به من کرد عرض کردم او یک مجوسی است ک مادر او خواهرش می باشد امام صادق (ع) فرمود:آیا این در دینشان نکاح نیست.
از این یبان امام صادق (ع) استفاده می شود که انسان ها چه مسلمان چه کافر،دارای احترام هستند و هرگونه بی حرمتی و توهین به انها ممنوع است.71
نمونه بارز دیگر وصیت حضرت علی (ع) به فرزندانش امام حسن و امام حسین (ع) می باشد که در خصوص نحوه رفتار با قاتل خویش که آنها را به خوش رفتاری و عدم مثله کردن ابن ملجم دعوت می کنند.72
تمام این آیات و روایات بیانگر این مسئله می باشد که تمامی ابناء بشر فارق از رنگ،نژاد،جنسیت،مذهب از کرامت ذاتی برخوردار هستند.
بند دوم: کرامت اکتسابی
کرامت اکتسابی یا ارزشی، کرامتی است که از به کار انداختن استعدادها و نیروهای مثبت در وجود آدمی و حرکت در مسیر کمال و خیر ناشی می گردد73 در واقع مقصود از کرامت اکتسابی دست یابی به کمال هایی است که انسان در پرتو ایمان و عمل صالح اختیاری خود به دست می اورد . ارزش نهایی وعالی انسان مربوط به همین کرامت است با این کرامت است که می توان انسان ها را نسبت به یکدیگر برتری داد. همه انسانها استعداد رسیدن به این کمال و کرامت را دارند ولی برخی به آن دست می یابند و برخی فاقد آن می مانند.74
اکثر نویسندگان در بیان کرامت اکتسابی به ایه 13 سوره حجرات استناد می کنند «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکراو انثی و جعلنا کم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم ان الله علیهم خبیر»
ای مردم ما شما را از مرد زنی آفریدیم و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا همدیگر را بشناسید و در حقیقت ارجمند ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست خداوند دانای آگاه است.
در وجود انسان استعدادهای فراوانی به ودیعه نهاده شده است که انسان می تواند با شکوفا کردن آن استعدادها به درجات و کمالات عالی انسانی برسد هرچه انسان در این زمینه تلاش بیشترت کند به کمالات بیشتری دست پیدا خواهد کرد و می توند ازدیگران پیشی بگیرد.75
بنابراین این حق یک امر غیر قابل سقوط و زوال نیست بلکه این حق مشروط به برخورداری صحیح از همه نیروها و استعدادها وابعاد مثبت است که در انسان وجود دارد76 حتی اگر کسی نتواند به طور صحیح از آن استفاده کند باز زمینه این حق در او موجوداست و این امکان را دارد که هرگاه اراده کرد به کرامت دست یابد.
الف: معیار کرامت اکتسابی
مهم ترین معیار که برای کرامت اکتسابی ذکر می توان کرد آیه 13 سوره حجرات است که ملاک این امتیاز را بر مبنای تقوا می داند ان اکرمکم عندالله اتقاکم»
معیار بعدی دیگر در آیات 2 و 3سوره عصر بیان شده است: «ان الانسان لفی خسرو الا الذین امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصو بالصبر» واقعاًانسان دستخوش زیان است مگر کسانی که گرویده و کارهای شایسته کرده و همدیگر را به حق سفارش و به شکیبایی توصیه کرده اند.
اصولاً کرامت اکتسابی یا ارزشی در رابطه با اختیار واراده انسان مطرح می شود به عبارت دیگر کرامتی می تواند ارزشی و اکتسابی قلمداد گردد که همراه با اختیار باشد زیرا اگر اختیار وارده در کار نباشد ارزش اخلاقی هم وجود نخواهد داشت. ستایش یا نکوهش اخلاقی در حق کسانی رواست که با اختیار و گزینش خود ، کار پسندیده ای انجام می دهند اگر انسان مجبور به رفتن راه صحیحی باشد از نظر اخلاقی جا ندارد که مورد ستایش قرار گیرد چنان که اگر انسان مجبور به ارتکاب جنایت شود مورد نکوهش نخواهد بود.77
فصل دوم: کرامت انسانی در مقررات ماهوی سیاست کیفری
مقدمه
منظور از مقررات ماهوی سیاست کیفری مسائل مربوط به نوع و میزان مجازات در یک سیستم کیفری می باشد که کرامت انسانی تأثیر بسزایی بر آن دارد. کرامت انسانی به عنوان یک اصل جهان شمول دینی و اسلامی و یک هنجار بین المللی مربوط به حقوق بشر معیارهایی در تعیین مجازات نظیر تساوی ،تناسب، انسانی بودن مجازات و … را در حوزه حقوق کیفری وارد نموده است . تا با در نظر گرفتن انها مجازات به حداکثر کارایی خودش رسیده و رسالت اصلی خودش را در جامعه که بازدارندگی و اصلاح و تربیت است ایفا نموده و همچنین مورد پذیرش افکار عمومی جامعه قرار می گیرد و به این طریق اعتماد عمومی به سیستم قضایی و مجازات افزایش می یابد چرا که قضاوت در خصوص میزان و نوع مجازات یک مقوله ی عاطفی و احساسی است لذا با در نظر گرفتن معیارهای کرامت انسانی البته در کنار سایر معیارها نظیر اموزه های دینی، مجازات در نظر افکار عمومی مشروع تلقی می گردد به همین جهت در این فصل طی دو مبحث ابتدا به بیان ماهیت و اوصاف اساسی مجازات و همچنین ویژگی های آن در یک نظام کیفری کرامت محور و سپس به بررسی هر یک از انواع مجازات های مقرر در قانون مجازات اسلامی با مسائل خاص مربوطبه آنها با رویکرد کرامت مدار می پردازیم.
مبحث اول:ماهیت مجازات
گفتار اول: ضرورت مجازات
با تشکیل اجتماعات انسانی و لزوم حفظ آن به منظور تأمین نیاز بشر، یکی از اولین تهدیداتی که مدام شیرازه جامعه را در طول تاریخ مورد حمله قرا رداده است آزادی عمل افراطی برخی از آحاد جامعه بوده است زیرا اغلب انسانها به لحاظ طبع سرکش و امیال بی منتهای خود منافع مشروع و در دسترس خود را محدود دیده و ناگریر دست به تعرض به حقوق دیگران دراز می کند بنابراین برای ممانعت از چنین تعرض هایی باید تدابیری اندیشید.78 لذا زندگی انسان به صورت اجتماعی، لزوم تنظیم و ترتیب روابط اجتماع و وجود تزاحم منافع افراد جامعه مستلزم وضع قواعد و مقرراتی لازم الاجرا به منظور ترتیب و تنظیم حیات بشر وحل و فصل تعارضات و اختلافات می باشد.79 علاوه بر این عامل دیگری نیز ضرورت مجازات را توجیه می کند و آن مختص جوامع دینی است و مربوط به دیدگاه اسلامی است که انسان را دارای دو جنبه مادی و فرامادی می داند و این عامل دوم مربوط به جنبه ی فرامادی انسان می باشد .
انسان موجودی دوبعدی است مادی – فرامادی با روح خدایی دمیده در او ، مکرم به کرامت الهی، بی فنا و زوال، جانشین خدا بر زمین، دارای استعداد تقرب به مبدأ هستی تا آنجا که «قاب قوسین او ادنی»؛ در عین حال همین موجود ، به لحاظ جنبه مادی و غرایز وامیال نهفته در او، در معرض خطرات بسیار جدی و نابود کننده ای قرار دارد که او را به «اسفل سافلین» پایین می کشد و به حضیض «کالانعام بل هم اضل» فرو می اندازد.
بنابراین این موجود مختلف الابعاد در معرض خطر،نیازمند هدایتی تکمیلی است که در حیات دنیوی به تمیز عقلانی او کمک کند و برای حیات اخروی و جاودانی او اصول اعتقادی و فروع عملی را بیان نماید.
خداوند حکیمی که جهان هستی، آفریده و تابع اراده حکیمانه اوست و تمام نیازهای مادی و جسمانی انسان ، رویش ابرو و مژه در اطراف چشم وگودی کف پا را با هدایت تکوینی خود برآورده است و به «وجوب» عقلی باید این نیاز اساسی معنوی او را برآورده سازد «لطف» الهی بر او واجب کرده که با هدایت تشریعی ، با بعث رسل ،ا نزال کتب و تزکیه آدمیان و تعلیم کتاب و حکمت به ایشان ، آنان را به صراط مستقیم و حیات طیبه انسانی رهنمود شود و ایشان را در مقابل خطرات تباه کننده به حال خود وامگذارد.
از مقدمات فوق (قاعده لطف) این نتیجه حاصل می شود که فلاح و سعادت انسان در گرو اهتداء به هدایت تشریعی الهی و بسته به «هنجارمندی» او در چهارچوب «هنجارگذاری» و آموزشهای آسمانی است که تعالیم اسلام آخرین و کامل ترین آنها به شمار می آید.80
لذامقتضای قاعده «لطف» لزوم هدایت تشریعی انسان از جانب خداوند حکیم است که به منظور تضمین حرکت به سوی سعادت و کمال انسان وضع شده است؛ چرا که سعادت انسان هدف اصلی آفرینش انسان می باشد این هدایت تشریعی شامل یکسری باید و نبایدهای برای انسان است و خداوند حکیم در ازای این باید و نبایدها

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع کرامت انسان، کرامت انسانی، امام علی (ع)، حضرت آدم (ع) Next Entries تحقیق با موضوع اجرای مجازات، ارتکاب جرم، کرامت انسان، کرامت انسانی