تحقیق با موضوع کرامت انسان، هتک حرمت، دوران جاهلیت

دانلود پایان نامه ارشد

و فلسفه زمان صدور آن ها در می یابیم که به شهادت تاریخ ، اعراب دوران جاهلیت پس از قتل و غارت قبایل یکدیگر ، برای نشان دادن اوج نفرت خود و از روی کینه و مجازات و درس عبرت دادن به دیگران ، به این عمل بریدن گوش و بینی و اجزای بدن کشتگان دشمن دست می زدند که با ظهور اسلام ، شارع مقدس این حرکت مغایر ارزش های اخلاقی و انسانی را منع نمود .136
پس همان طور که از تعاریف مثله مشخص است ، هرگونه قطع عضو نمی تواند مصداق عنوان مثله و حرام باشد ، بلکه باید عناصر ضروری دیگر یعنی مجازات و انتقام جویی و ابراز کینه و عبرت آموزی را نیز در خود داشته باشد . این در حالی است که هیچ یک از این عناصر در قطع اعضای بدن انسان زنده یا مرده جهت فروش برای پیوند به انسان دیگر وجود نخواهد داشت . چرا که هدف غایی از این عمل نجات جان مسلمان دیگری می باشد .
با این وجود حتی اگر مثله ، قطع اعضای مردگان به منظور پیوند و نجات جان مسلمانان را نیز شامل گردد ؛ باز مسئله از موارد و مصادیق باب تزاحم خواهد بود . زیرا از یک سو برداشت عضو از بدن مسلمان در حکم مثله و مغایر با وجوب احترام جسد مسلمان است و از سوی دیگر نجات جان مسلمان در شرف مرگ که حفظ جانش متوقف بر ( خرید اعضا ) پیوند عضو است ، واجب می باشد . که در اینجا قاعده تزاحم و قانون اهم و مهم می گوید : نجات جان مسلمان زنده اولویت داشته و مقدم است .137
امام خمینی (ره) نیز در پاسخ به این سوال که آیا جایز است شخصی وصیت کند که جسد او بعد از مردن در اختیار دانشجویان دانشکده پزشکی قرار گیرد تا برای تشریح و تعلیم و تعلم مورد استفاده واقع شود یا این عمل به این جهت که موجب مثله شدن جسد میت مسلمان می شود حرام است ؟
می فرمایند : به نظر میرسد ادله تحریم مثله و امثال آن ناظر به امر دیگری است و از امثال مورد سوال که مصلحت مهمی در تشریح جنازه میت وجود دارد منصرف است . و اگر شرط احترام جسد میت مسلمان که باید اصل مسلم در نظائر این مسئله قرار داده شود حاصل باشد ، ظاهرا کالبد شکافی اشکال نخواهد داشت .138
آیت الله صانعی نیز در همین رابطه بیان می دارد : جنایت بر مرده انسان به تکه تکه کردن و قطعه قطعه نمودن بدن او حرام است ؛ چون حرمتی که در حال حیات برای هر انسانی وجود دارد ، بعد از مرگ هم از بین نمی رود و جنایت به قطعه قطعه نمودن ، بی احترامی به میت و حرام است . و اما تشریح و کالبد شکافی ای که جنبه بی احترامی نداشته باشد و برای غرض عقلایی ، مانند پیشرفت علم پزشکی ، پیوند زدن ، اثبات حق و امثال آن ها باشد ، فی حد نفسه ، اگرچه جایز است و دلیلی بر حرمت ندارد ، اما رضایت اولیای میت و رعایت وصیت میت ، واجب و تخلف از آن حرام است . پس اگر تشریح همراه با وصیت میت باشد و یا ورثه به عنوان کار خیر بر آن راضی باشند مانعی ندارد .139
2-2-8 دلیل هشتم : انسان کرامت دارد و قطع عضو با کرامت انسان در تعارض است .

برخی با این استدلال که انسان دارای کرامت بوده و قطع اعضاء و فروش آن ها با کرامت وی در تعارض است ، قائل برعدم جواز قطع اعضای بدن انسان هستند و در این خصوص به آیه 70 سوره اسراء استناد می نمایند .خداوند متعال در این آیه شریفه می فرماید :
« و لقد کرمنا بنی آدم و حملنا فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا » یعنی : ما فرزند آدم را بسیار گرامی داشتیم و آنان را بر مرکب های آب و صحرایی سوار کردیم و از هرغذای لذیذ و پاکیزه روزیشان کردیم و بر بسیاری از مخلوقات خود برتری دادیم، آن هم چه برتری. کاسانی از فقهای اهل تسنن در این زمینه می گوید بیع مو واستخوان انسان جایز نیست ، نه به خاطر نجاست آن زیرا آنها پاک می باشند ، بلکه به خاطر کرامت و احترام انسان و این عمل باعث ابتذال و اهانت به انسان است .140 اما علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این آیه آورده اند :
مقصود از تکریم اختصاص دادن انسان به عنایت و شرافت دادن به خصوصیتی است که در دیگران نباشد …. و خلاصه اینکه بنی آدم درمیان سایر موجودات عالم ، از یک ویژگی و خصیصه ای برخوردار گردیده و به همان خصیصه است که از دیگر موجودات جهان امتیاز یافته و آن عقلی است که به وسیله آن حق را از باطل و خیر را از شر و نافع را از مضر تمیز می دهد . و اینکه از مفسرین گفته اند مقصود از آن خصیصه مسئله ( نطق و گویایی ) و یا ( بر دو پا راه رفتن ) و یا ( انگشت داشتن ) و یا ( قدرت برنوشتن ) و یا ( حسن صورت ) و… { صحیح } نیست .141
طبق آرای برخی از فقهای شیعه و اهل سنت چون جسم انسان دارای جوهره خاصی است به لحاظ کرامت نفس او ، پایین آوردن ارزش و اعتبار وی در حد تشبیه به اشیای مادی معقول نمی نماید . چنان که متعارف هم نیست و عرف و عقل چیزی را مال می نامند که ارزش داد و ستد و قیمت بازاری داشته باشد و انسان حر ، ملک شخصی خود وی نیست ، بلکه دخل و تصرف در آن حق اختصاصی خداوند متعال است ، نه حق فردی مختص به وی تا بتواند هرگونه خواست در آن دخل و تصرف نماید .142
در حقوق برخی کشورهای خارجی مخالفان مالکیت فرد براعضای بدن و مالکیت بدن که بیشتر کمون ها و جمع گرایان و مخالفان فردگرایی هستند معتقدند : صرف داشتن استیلا بر بدن ، مجوز واگذاری جسم و اعضای بدن از طرق مختلف و من جمله وصیت نیست و کرامت انسان مانع از حق تصرف کامل آدمی در بدن خود است و ما کاملا مختار نیستیم ؛ بلکه میراث و مدیون گذشتگانیم و بهانه تصرف و استیلاء در بدن نمی تواند مجوز واگذاری جسد بی جان بعد از فوت به شخص دیگری باشد .
البته این ایراد در حقوق ما نیز با اندک تفاوت مشاهده می شود و فقها و حقوق دانان ، صرف استیلای عینی یا اعتباری در مایملک را مشروعیت بخش به انتقالات انشایی نمی دانند و معتقدند که قانونی بودن یک واگذاری را باید از منابع دیگری درک کرد ، اما در واگذاری اعضای بدن نیز چنان که ایراد اخیر مطرح شده است ، برخی از علمای اهل سنت حتی در معنا کردن کرامت انسان به توسیع گراییده اند و معتقدند که تکریم آدمی امر واحدی است و خداوند به نحو عام ، جمیع اجزاء و اعضای آدمی را مورد تکریم و مصون از تعرض شناخته است و عضو یا اعضاء و اجزای بدن نیز قسمتی از آن کل را تشکیل میدهند و همچنان که واگذاری کلیت بدن جایز نیست ، واگذاری و انتفاع از جزیی از اجزاء و عضوی از اعضای بدن وی نیز صحیح نخواهد بود .143
اما در پاسخ به نظرات ارائه شده باید گفت : با توجه به تفسیر به عمل آمده از مفاد آیه ، چنین برداشتی صحیح نمی باشد . زیرا ، در بسیار از موارد قطع اعضای بدن با نوعی ایثار و احسان همراه است .
اگرچه جنبه مادی آن نیز دارای اهمیت و ارزش است . اما این هدف در مرتبه دوم قرار می گیرد و کرامت انسان با ایثارگری و احسان اختیاری خدشه دار نمی شود ، زیرا فرض موضوع این است که انسان بطورآگاهانه و با اختیار ، عضوی از اعضای بدن خود را برای حفظ حیات انسانی دیگر ، در اختیار انسان دیگری قرار و حیات وی را نجات می دهد .و این عمل آگاهانه نه تنها با کرامت انسان منافاتی ندارد ، بلکه در بسیاری از موارد موجب تعالی و کمال انسان نیز می گردد و عرف جامعه امروزی و بنای عقلا براین کار ارزش خاصی قائل است .144
در یکی از قرار های مجمع فقهی اسلامی در این زمینه آمده است :
گرفتن عضو از بدن انسانی و پیوندآن در بدن انسان مضطر دیگر برای نجات جان یا برگرداندن عملکرد و وظایف اعضای اساسی بیمار عملی است جایز ، که نه تنها هیچ منافاتی با کرامت انسانی دهنده آن نداشته بلکه در این کار مصلحت فراوان و یاری خیر به بیمار نهفته است و این عملی است مشروع به شرط اینکه شروطی از موارد زیر در آن رعایت گردد :
1- دادن عضو باعث ورود ضرری که به حیات فرد لطمه وارد می کند نباشد . زیرا در این صورت عمل مصداق القاء نفس در هلاکت و غیر مجاز خواهد بود .
3- اعطاء عضو با میل دهنده آن باشد و با اکراه او صورت نپذیرد و… 145

2-2-9 دلیل نهم : تقطیع جسد با حفط احترام میت در تعارض است .
دسته ای از فقها با این استدلال که حفظ حرمت میت لازم است و قطع نمودن اعضای بدن با حفظ حرمت آن در تعارض می باشد ، قطع اعضاء و خرید و فروش آن را جایز نمی دانند . آنان در دفاع از عقیده خود به روایاتی استناد می نمایند که در آن ها حرمت جسد میت با انسان زنده یکسان دانسته شده است که در ذیل چند نمونه از آن روایات آورده می شود .
1- رواه عبدالله بن سنان عن أبی عبدالله ( علیه السلام ) أنه قال « لأنٌ حرمته میتا کحرمته و هوحی » یعنی : حرمت میت مانند حرمت انسان زنده است .
2- ورد فی صحیحه جمیل عن غیر واحد من أصحابنا عن أبی عبدالله (علیه السلام ) قال:
« قطع رأس المیت أشد من قطع رأس الحی » . یعنی ، قطع سر میت زشت تر از قطع سر انسان زنده است .
3- سألت أبا عبدالله (علیه السلام) عن رجل کسر عظم میت ، قال : « حرمته میتا أعظم من حرمته و هو حی» . یعنی از امام صادق (ع) در مورد شخصی که استخوان میتی را شکسته بود سوال شد فرمود : حرمت تجاوز به میت بزرگتر از حرمت تجاوز و اهانت به انسان زنده است .
4- رواه محمد بن مسلم عن أبی جعفر ( علیه السلام ) – فی حدیث – قال « إن الله حرم من المومنین أمواتا ما حرم منهم أحیاء » . یعنی ، خداوند همان چیزی را بر اموات محترم شمرده که رعایت آن را بر افراد زنده محترم شمرده است .146
این دسته از فقها با استناد به روایات فوق چنین استدلال می کنند که : از این روایات به دست می آید که ، اجساد اموات مانند سنگ ها و درخت های پراکنده در صحراها نمی باشند ، بلکه برای آن ها حرمتی مانند حرمت زمان حیات آنها وجود دارد . پس همان گونه که تعدی به آن ها به شکل قطع و جرح و شکستن اعضا در زمان حیات ، مجاز نمی باشد .
به همین ترتیب تعدی به آن ها بعد از حیات نیز مجاز نخواهد بود و مقتضی این دلیل ، حرمت تشریح جسد مسلمانان است . وخلاصه آنچه بیان شد در حرام بودن تقطیع جسد مسلمان قرار دارد .147 اما در مقابل برخی قطع اعضای میت را در مواردی که حفظ حیات مسلمانی برآن باشد جایز می دانند و می گویند :
« إذا توقف حیاه مسلم علی قطع عضو من المیت بالفعل أجازه بعضهم لتقدیم وجوب حفظها علی حرمه قطع عضو المیت ، فإنه أهم منها » 148 . دسته ای نیز با این استدلال که قطع عضو ممنوع بعد از موت ، قطع عضو عدوانی است نه هر قطع عضوی ؛ می گویند : تقطیع ممنوع بعد از موت ، تقطیع عدوانی اجساد اموات است . و روایات منصرف از تقطیعی است که با اذن فرد در اثر وصیت انجام می شود. زیرا در این صورت عمل تقطیع ، امری است عقلایی ، که منافی با حفظ حرمت میت نمی باشد .149
پس به عنوان نتیجه می توان گفت : هرگاه در قطع عضو سوء نیتی نباشد ، موجب هتک حرمت میت نمی شود و در کتاب وسائل الشیعه نیز روایتی از امام کاظم (ع) در این خصوص ذکر شده است :
« سالت العبد الصالح عن المراه تموت و ولدها فی بطنها . قال : یشق بطنها و یخرج ولدها » .
یعنی از امام کاظم (ع) پرسیدم : زنی از دنیا رفته است و در شکم او بچه ای وجود دارد ، تکلیف چیست ؟ فرمود : شکم او را پاره کنید و بچه را بیرون آورید . از این روایت دو نکته قابل استخراج است :
اول اینکه ، شکافتن شکم مادر برای نجات فرزند ، مجاز شمرده شده است . به عبارت دیگر مهم
( حفظ حرمت میت ) فدای اهم ( نجات جان بچه ) شده است . و این خصوصیت به مواردی که حفظ حیات کسی بر تشریح یا قطع عضو میت باشد ، نیز سرایت می کند .150
دوم اینکه ،آنچه در قطع اعضای میت باعث هتک حرمت جسد مسلمان می گردد زمانی است که این عمل با سوء نیت و بطور عدوانی باشد ، فلذا چنانچه این دو عنصر وجود نداشته باشد ، نه تنها قطع عضو اهانت به جسد میت تلقی نمی گردد ، بلکه نشان دهنده ارزش والای انسانی و موجبات خیرات اخروی برای آن فرد نیز خواهد شد .
2-2-10 دلیل دهم : اضرار به نفس حرام است .

از جمله دلایلی که مخالفین قطع اعضای بدن به آن استناد می نمایند ، مسئله حرمت اضرار به نفس است و در این رابطه به قاعد لاضرر و لاضرار در اسلام استناد می نمایند .151 و می گویند :
« حرمه قطع الحی

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع امام صادق، علامه طباطبایی، امام علی (ع) Next Entries تحقیق با موضوع امام خمینی، قاعده لاضرر، مجنی علیه