تحقیق با موضوع هنر اسلامی، سینمای دینی، تجربه دینی

دانلود پایان نامه ارشد

طبیعت روشن نموده ایم. ( علامه جعفری 1369 : 12)
سینمای دینی و البته اسلامی و هنر دینی و البته اسلامی چه در جنبه ایجاد روحیه در جنبه عاملیت و اجرا ویژگی هایی دارد که ذکر همه آنها ، بخصوص با در نظر داشتن تمام جوانب و ابعاد آن امکان پذیر نیست، آنچه را که به اختصار می توانیم بیان کنیم عبارتند از:
1-روشنی و صفا. هنر اسلامی ابهام و نقطه تاریکی نیست، مفاهیم ان همه فهم، روشن و در قالب محسوسات است. معارف علوی را از قالب های ذهنی بیرون آورده و به صورتی قابل لمس و عینی در اختیار می گذارد. بیان آن نیز دارای روشنی و سادگی ست و به همین نظر اثر بیشتری بر افراد می بخشد و احساس را به همان گونه ای که گرفته است منتقل می کند. (قائدی 1368 :115) چه کسی می تواند ادعا کند که نمی تواند یک تکه نان تبریزی را بفهمد ، نمی تواند آواز گنجشگهای مجیدی را درک کند ، آیا به راستی کسی هست که با جهان بوتیک ارتباط برقرار نکند ، برای قدرت اینجا چراغی روشن است دل نسوزاند و…این فیلمها آنقدر ابهام زدایی شده اند ، آنقدر همه فهمند و محسوس که همه از ان سر در می آورند و درکش می کنند. این قابل لمس بودن ، این دلپذیری در عین عینی بودن و این سادگی جواب سوال احتمالی چرایی همه فهمی این فیلمهاست.
2-در خدمت عقیده و ایمان. هنر اسلامی در خدمت عشق و ایمان است، در جهت بیداری، از بین بردن فساد و عوامل آلوده کننده است. قدرتهای ضد انسانی را در هم می کوبد، به مردم علیه آنها فریاد می آموزد. هنر اسلامی زیر بنای اعتقادی را در افراد محکم می نماید، اصالتها و حقایق را نیکو نشان می دهد. شخصیت معنوی و هویت فرهنگی مذهب دائما ارائه داده و شعر، ادبیات و دیگر هنرهای آن هر کدام جلوه گر زیبایی ها و نشان دهنده اخلاص و ایمان است. (قائدی 1368 :115) سلیمان نبی چنین می کند ، سلیمان نبی در ملک سلیمان نمونه بارز نه یک فرد متعلق به سه هزار سال پیش بلکه یک فرد امروزی ست ، فردی که آمده تا ضد انسانیت های امروز بشر را نابود کند ، آمده تا با فساد ها و آلودگی ها مبارزه کند. هشداری که بحرانی به مخاطب می دهد ، هشدار پوسیده و نم گرفته نیست ، وی از متن امروز جامعه حرف می زند و خواستار به تعالی رسیدن ذهن هشیار این جامعه غبار گرفته است
3-موجد شور و نشاط. هنر اسلامی در آدمی شور و نشاط، وجد و شعف خاص می آفریند، احساسات بحث انگیز و حرکت زا پدید می اورد. در مردم وجد و شور بوجود می آورد تا در راه هدف به حرکت افتند و به تلاش بپردازند. رنجها و نامرادی های حاصله در مسیر زندگی را نادیده گیرند و سر از پا نشناسند. این شور و نشاط است که در نهضت ها و انقلابات پیش برنده است و موجب احیاء توده مستضعف می شود. (قائدی 1368 :116) شور و نشاطی که اپیزود سوم (گل شیشه ای ) خدا حافظ رفیق بهزاد بهزاد پور پدید می آورد ، از همین دست است. شما به وضوح اگر در سالن سینما این فیلم را دیده باشید ، می توانستید صدای آدمهایی که هق هق می گریند را بشنوید. نه فقط برای گرفتن گل شیشه ای از دست دخترک چکمه سبز پوش ، بلکه بیشتر بخاطر شور و نشاط، وجد و شعف خاص که این فیلم در تار و پود بیننده اش ایجاد کرده که قدمهایی نخستین به سمت احساسات متعالی و حرکت زا است.
4-امید بخشی.هنر اسلامی غم بر روی غمها نمی افزاید، یاس و ناکامی پدید نمی آورد، افسردگی و نگرانی را در اجتماع رواج نمی دهد. برعکس، هنر قادر است امید های مرده را در دلها زنده کند، در برابر دردهای بی درمان تسلی ببخشد، نور امید را در دلها بتاباند، قدرتی و قوتی جدید در افراد به وجود بیاورد، تا از نو بپاخیزند و به انجام وظیفه و رسالت خویش بپردازند. وجود امید است که مایه اطاله عمر و نجات بشر از بن بست هاست. نور امید است که تاریکی ها را می زداید و بر اثر ان خلع صلاح دشمن امکان پذیر می شود. (قائدی 1368 :116) سليمه تلاش مي كند پيكر نيمه جان زينال را به بيمارستان برساند و تصويري از يادگار هانيه، نشاني از پيوند زينال و سليمه دارد ، کالسکه آنها هم راستا با ریل راه آهن آرام آرام پیش می رود و با آمدن قطار این پسر سلیمه است که بر اسب می تازد و آنها گویی به سمت خورشید پرواز می کنند ، این مسیر و این سکانس یعنی فراموشی غم ها و یاس ها و ناکامی ها و سلامی دوباره به امید و دوباره بپاخواستن ( سکانس نهایی همراه با تیتراژ دوئل 1382 احمد رضا درویش)
5-تجهیز کننده. هنر اسلامی افراد را تجهیز و مسلح می کند تا قادر به مبارزات پی گیر و ریشه دار گردند، بتواند در جامعه اش نفوذ کند، مردم را بر علیه نابسامانی ها بشوراند، در برابر خط سیر دشمن مانع ایجاد کند. هنر در سایه تجهیزش سر رشته زندگی را بدست می دهد، و بر اثر ان آدمی قادر به ادامه حیاتی شرافتمندانه می گردد. اینکه بسیاری از هنرها آدمی را به هلاکت می رسانند و به طمع دانه ها آدمی را از دین دام ها وا می دارند بدان نظر است که جنبه سازندگی و تجهیز کنندگی در ان وجود ندارد. (قائدی 1368 :117) ما بحث آن نداشتیم تا در این رساله به فیلمهایی بپردازیم که نمونه بارز جمله بالایند (به طمع دانه ها آدمی را از دین دام ها وا می دارند ) که بسیارند و جای بحث بسیار دارند اما فیلم روز سوم 1385 محمد حسین لطیفی را می توان نمونه بارز هنری بیاد آورد که افراد را تجهیز و مسلح می کند تا قادر به مبارزات پی گیر و ریشه دار گردند ، آن مبارزه ای که رضا برای سمیره آغاز کرد هنوز پایان نیافته و هیچ زمان و مکانی نیست که پایان یابد تا هستند بدها و بد خواهان باید خوبهایی باشند تا مسیر پیغمبران ادامه یابد ، رضا ، برادرش و همه دوستانش در روز سوم شهید شدند تا سمیره زنده بماند این نمونه بارز شوراندن مردم است بر علیه نابسامانی ها بر علیه نا مردی ها نا جوانمردی ها. مسیری که لطیفی بسیار خوب آن را برای مخاطبینش تصویر کرده است.
6-خلاقیت. هنر اسلامی تخدیر کننده و زوال بخش نیست، بر استعدادهای آدمی بند نمی نهد، بلکه بر عکس به آدمی خلاقیت و ابتکار می بخشد، دعوتی ست به آفرینندگی و خلاقیت، نجات انسان از اوهام و خرافات، فراهم آوردن زمینه برای ارتقاء، تکامل و احساس علو و رفعت. هنر اسلامی حقیقتی نجات بخش است،می تواند انسان سازی کند، به افراد تعالی دهد، به اوج و ارتقاء ش وا دارد، شعور انسانی را پیش پایش گذارد تا او بتواند بسازد، نو آوری کند و راه های جدیدی برای نیکیختی انسان نشان دهد. (قائدی 1368 :117) انسان سازی ، تعالی بخشی و تکامل و احساس علو و رفعتی که ابراهیم حاتمی کیا در دعوت 1387 برای بیننده می خواهد آیا غیر از یک جمله دینی ست : جنینی که به این دنیا دعوت شده نباید سقط شود. و دعوت حاتمی کیا هم غیر از این نیست که با اپیزودهای متنوع این فیلم ، فیلم را شامل همه اقشار در هر سن و هر پیشه و کار و موقعیت و فرهنگی قرار دهد.
7-مردمی و همگانی. شکل هنر به گونه ایست که همگان از آن بهره می برند، هنر در خدمت همه مردم، دارای ارزش و اهمیت برای عموم، تشریحی، مردم پسند و قابل درک عوام است. همه از آن سود می برند، همه درباره اش نظر می دهند، مضامین آن برای توده مردم برای زحمتکشان و کارگران بیگانه نیست، از حالت انحصاری خارج است، پیچیدگی و ابهامی در ان به چشم نمی خورد، فاسدان زیرک نمی توانند از آن سوء استفاده کنند. تکنیک آن در اختیار همگان است. (قائدی 1368 :117) بزرگ و کوچک ، با سواد و بی سواد ، پیر و جوان ، مرد و زن ، شرور و صالح ، پاک و آلوده و خلاصه همه مخاطبان احتمالی فیلمهایی هستند که ما در این رساله به عنوان مشتی از خروار فیلمهای متعلق به سینمای دینی این کشور بیان کردیم.
8-جهت دهندگی. هنر اسلامی به آدمی جهت می دهد، جهتی می دهد به سوی الله و در سایه آن همه تشنجات، اضطرابات و نگرانیها را از میان بر می دارد، امیال ناروا را سرکوب می کند، دیدهای مادی را با معنویت می آمیزد، آدمی را وا می دارد تا جذب بی نهایت شود، از آن نور و روشنایی گیرند، زیبایی حقیقی را در جلوه الله ببینند، تصنع و زرق و تظاهر را نادیده گیرند، وصل به حق شوند نه به امور فناپذیر. (قائدی 1368 :118) بیست 1387 عبدالرضا کاهانی،گاهی به آسمان نگاه کن ۱۳۸۱ کمال تبریزی ، میم مثل مادر 1385 رسول ملاقلی پور ، فرزند خاک 1386 محمد علی آهنگر، من ترانه 15 سال دارم 1380 رسول صدر عاملی، لاکپشت ها هم پرواز می کنند 1383 بهمن قبادی، 33 روز 1389 جمال شورجه، کافه ترانزیت 1383 کامپوزیا پرتوی، خدا نزدیک است 1385 علی وزیریان،خانه ای روی آب 1380 بهمن فرمان آرا، دیوانه ای از قفس پرید 1381 احمد رضا معتمدی،به همین سادگی 1386 سیدرضا میرکریمی، گیلانه 1382 رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب،چند کیلو خرما برای مراسم تدفین 1384 سامان سالور، مارمولک 1382 کمال تبریزی ، چهارشنبه سوری 1384 اصغر فرهادی، روز سوم 1385 محمد حسین لطیفی، اتوبوس شب 1385 کیومرث پوراحمد، عصر روز دهم 1387 مجتبی راعی ، طلا و مس 1388 همایون اسعدیان و… شما چه فکری می کنید؟ ، آیا جهت گیری این فیلمها غیر از به سوی الله است ؟ آیا راه و مسیری که این فیلمها به عنوان مسیر خوشبختی و گام محکم رهایی از پلیدی ها معرفی می کنند به غیر از همان صراط مستقیم فاتحته الکتاب است که خداوند به انسان گفته که چنین بگو : اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ، صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ75.
شهاب اسفندیاری در مورد بحث بالا می گوید: سینمای دینی، سینمایی است که مخاطب را درگیر یک تجربه دینی بکند که بتواند تعالی روحی یا پالایش روحی به ‌همراه داشته باشد و یا حتی در حد یک تذکر. یک فیلم ممکن است موضوعش دینی باشد، در مورد یک شخصیت یا حادثه دینی باشد اما اثر دینی نداشته باشد. ممکن است کارگردان و تهیه‌کننده دین‌داری داشته باشد اما بازهم دینی نباشد. عموما سینمای دینی را با سه مشخصه تعریف می‌کنند، موضوع، مؤلف، که همان کارگردان و سازنده اثر است و دیگری، اثری که آن فیلم دارد. شاخص سوم که اثرگذاری بر مخاطب باشد، مهم‌ترین انهاست. سینمای دینی، سینمایی است که مخاطب را درگیر یک تجربه دینی بکند که بتواند تعالی روحی یا پالایش روحی به‌همراه داشته باشد و یا حتی در حد یک تذکر.
هنرمندی که احساس تعهد می کند می کوشد با شیوه ها و وسایلی که در اختیار دارد روشن ترین راه را در اختیار بگذارد و مسائلی را ارائه دهد که راهنما و راهگشا باشد. وجود او لبریز از احساس مسئولیت است و سعی دارد خود را از شهوات و زنجیرهای اهداء رهایی داده جهت نجات قوم خود اقدام کند. هنرمندان متعهد با درک ایمانی، با احساس مسئولیت خود، خویش را در سرنوشت مردم سهیم می دانند، خود را از آنچه که در دور و برشان می گذرد جدا نمی دانند، از جریانات جامعه دور نیستند، آنچنان نمی اندیشند که آنها را کاری به کار دیگران نیست. اینان صدای مردم را می شنوند، رنجشان را احساس می کنند، از غم شکمهای خالی در عزابند. هنرمند متعهد از کنار مسائل بسادگی نمی گذرد، سعی دارد آن را با درک و شعور و نیز با احساس خود بیامیزد، به زبان گویای مردم هشدار دهد، از وضعی که در آنند آگاهشان سازد. او در این راه سعی دارد وظیفه امروز را همین امروز بیان کند، کار امروز را به فردا نگذارد، از شخصیت و شرف انسانها ، از ارزشها، از حقایق انسانی صیانت کند. هنرمند موجد روشنگری، هادی زندگی، نشان دهنده راه، قرار دهنده ادمی در مسیر و جهتی خاص است. سعی دارد تحولی در فکر و روان آدمی ایجاد کند، و با تغییر خط سیر ذهن آدمی زمینه را برای علو و عظمت آدمی فراهم می سازد.. او هنر را وسیله خودنمایی و تخدیر قرار نمی دهد، بلکه می کوشد برای خلا روانی افراد اقدامی کند، با در نظر داشتن واقعیت ها برای درمان دردها چاره بیاندیشد. و بالاخره هنرمند حق گویی، صفا و صمیمیت با مردم، مبلغ رسالت، در صدد ارائه راه بودن، در طریق تحول انگیزی، روشنگری،هشدار دهی، زیر بازو گیری، همکاری و همیاری، خلوص و اخلاص، وفای به پیمان، قصد قربت و… است. و خلاصه کلام از کتاب دیدگاه اسلامی هنر آنکه : ایجاد انقلاب

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع سینمای دینی، حیات معقول، علامه جعفری Next Entries تحقیق با موضوع سینمای دینی، شمایل شناسی، مدینه فاضله