تحقیق با موضوع مقایسات زوجی، سلسله مراتب، مدیریت دانش، کارت امتیازی متوازن

دانلود پایان نامه ارشد

تاکید میکند. (کاپلان و نورتون،1996).
ارتباط بین کارت امتیازی متوازن و مدیریت دانش را میتوان در (شکل2 -4) نمایش داد. چهار وجه کارت امتیازی متوازن در قالب زنجیره علت و معلولی با هم در ارتباط هستند. در این زنجیره وجه رشد و یادگیری به مدیریت دانش مرتبط میشود (آلیا102،2002).

اگرچه كارت امتيازي متوازن در بخش صنعت به خوبي بكارگرفته شده و مدارك زيادي در اين زمينه وجود دارد ولي تحقيقات بسيار اندكي در زمينه بهكارگيري و انطباق کارت امتیازی در بخش آموزش، انجام شده است. لذا در اين تحقيق از شاخص‌های مدل کارت امتیازی که مهرگان (1388) براي دانشگاهها طراحی کرده، استفاده شده است. جدول زیر مدل کارت امتیازی توسعه داده شده را نشان میدهد:

جدول2-10 : مدل کارت امتیازی متوازن برای دانشگاه
بُعد
سازه
بُعد مالی

بودجه
امكانات

بُعد مشتری
دانشجو
شهرت و اعتبار

بعد فرآیندهای داخلی
ظرفيت و خدمات
كاركنان
استاندارد سازی
ارزیابی عملکرد
تكنولوژي

بُعد نوآوری و یادگیری
توانمندسازی کارکنان
اساتيد
وضعيتIT
وضعيت برنامه ريزي استراتژيك
نوآوري

2-4-2- شاخص عملکرد مدیریت دانش:
در این شاخص با اندازهگیری اثر بخشی چرخه دانش، این شاخص اندازهگیری میشود. چرخه دانش از جمع جبری اثر بخشی فرآیندهای تشکیل دهندۀ سیستم مدیریت دانش تشکیل شده است. از آن جایی که فرآیندهای تشکیلدهندۀ سیستم مدیریت دانش در صنایع و سازمانهای مختلف، متفاوت است لذا اجزای تشکیلدهنده این شاخص میتواند متغیر باشد. منظور از چرخه دانش شامل فرآیندهایی است که به کار گرفته میشود تا دانش ایجاد، منتقل و به کار گرفته شود و خود منتج به دانش جدید شود. در واقع در چرخه دانش، داده به اطلاعات تبدیل میشود، اطلاعات دست‌چین و تقویت شده و تبدیل به دانش میشود. این دانش سپس به کار گرفته میشود و نتایج آن مستند میگردد و داده، اطلاعات و دانش جدیدی را ایجاد مینماید. در فرآیند درونیسازی چرخه دانش، حافظه سازمانی کاربرد دارد که منظور از آن توانایی سازمان برای حفظ و نگهداری دانش است )رادینگ،1383؛به نقل از لطیفی و موسوی،1387).
-عنصر اول در فرآیندهای چرخه دانش خلق دانش است. این فرآیند با تنوعی از دانش ضمنی و صریح سر و کار دارد و از طریق تشویق روابط متقابل همافزایانه (سینرژیک) افراد با پیش زمینههای متفاوت، تسریع پیدا میکند.
-ذخیره دانش دومین عنصر است که همهی افراد در شرکت باید به پایگاه برای بدست آوردن دانش مربوط و مناسب دسترسی داشته باشند تا در کار و تصمیمگیری به آن‌ها کمک کند. دانش ذخیره شده در شرکت میتواند نقش مهمی در حذف موانع و ناکارآمدی ایفا کند و هم‌زمان باعث بهبود عملکرد مدیریت گردد. به هر حال اگر دانش خلق شده از طریق مدیریت طی سال‌ها به صورت سیستماتیک انباشته نگردد، نمیتواند برای نیازهای تصمیمگیری آینده مفید واقع شود.
– عنصر سوم تسهیم دانش است، که انتشار دانش را ارتقا میدهد و همچنین در ایجاد فرآیندهای کاری دقیق و دانش محور؛ که کارکنان خودشان را به عنوان کارکنان دانشی بدانند، مشارکت دارد. اگر آن‌ها بتوانند دانش را از منابع دانش مدیریت شده به وسیله سازمان پیدا کنند، میتوانند آن را بکار گیرند و کارشان را با موفقیت انجام داده و کامل نمایند. این امر برای دست‌یابی به بهبود عملکرد، به ادغام دانش از منابع متعدد نیاز دارد .
-بهکارگیری دانش، چهارمین عنصر فرآیند چرخه دانش میباشد.این فرآیند میتواند در همهی سطوح مدیریت در شرکت رخ دهد: یکی از اشکال رایج در بهکارگیری دانش اتخاذ بهترین تجربه از سازمان‌های پیشرو، کشف دانش مربوط و بهکارگیری آن است.
-پنجمین عنصر فرآیندهای چرخه دانش، درونیسازی دانش میباشد ممکن است زمانی صورت گیرد که کارکنان دانشی، دانش مربوط و مناسب را کشف کرده، بدست آورند سپس آنرا بکار گیرند. بنابراین درونیسازی ممکن است باعث ایجاد دانش جدید شود و همچنین اساسی برای خلق دانش فراهم میآورد.
بنابراین فرآیند چرخه دانش همیشه در شرکت اجرا میگردد و دانش سازمانی را به عنوان پشتیبانی فعالیت‌های مدیریت از فرآیند چرخه دانش ، افزایش میدهد. اگر کارایی فرآیند چرخه دانش افزایش یابد، شاخص عملکرد مدیریت دانش بهبود خواهد یافت و شرکت‌ها به شرکت‌های دانش محور تبدیل میشوند. (لی و همکاران،2005)

2-4-3- فرآیند تحلیل شبکه :
یکی از تکنیکهای اولیه در تکنیکهای تصمیمگیری چند معیاره AHP میباشد که برای حل اکثر مسائل پیچیده مناسب است. فرآیند تحلیل سلسله مراتبی توسط ساعتی در سال 1980 و به عنوان روشی برای حل مسائل تصمیمگیری اقتصادی اجتماعی مطرح گردید و پس از آن برای حل طیف گستردهای از مسائل تصمیم گیری به کار گرفته شد. AHP یک مسأله تصمیمگیری را در سلسله مراتب مختلف شامل هدف، معیارها، زیر معیارها و گزینههای تصمیم ساختاردهی نموده و بستر گستردهای را فراهم میآورد تا از این طریق بتوان تمام مسائل با خواص حسی بودن103، عقلانی بودن104 و غیر عقلانی بودن105 با وجود چند هدفه بودن و چند معیاره بودن و چند تصمیمگیرنده بودن را در شرایط قطعی یا نامطمئن و در حضور گزینههای مختلف را حل نمود. در AHP فرض اساسي اين است که مسأله‌ي تصميم‌گيري را ميتوان به شکل خطي از بالا به پايين همانند يک سلسله مراتب، تجزيه و تحليل کرد. در اين حالت، سطوح بالاتر به طور کارکردي مستقل از همهي سطوح پايينتر خود مي‌باشند و همچنين، عناصر واقع در هر سطح نيز مستقل از هم در نظر گرفته مي‌شوند (سیپاهی و تایمر106،2010؛ وو و همکاران، 2008؛ چونگ و همکاران107، 2005). اما بسياري از مسائل تصميم‌گيري را نمي‌توان در قالب يک مدل سلسله مراتبي توصيف کرد و این به دلیل تعاملات بین فاکتورهای مختلف است، که بعضاً فاکتورهای سطح بالا وابستگی خاصی به فاکتورهای سطح پایین یا فاکتورهای همسطح خود دارند. به منظور غلبه بر این محدوديت، ساعتي در سال 1996 يک رويکرد سوپرماتريسي را که ANP ناميده مي‌شود، مطرح نمود که، به عنوان تعمیمی از AHP است. در واقع، ساعتی روش AHP را برای حل مسائلی در حالت استقلال بین معیارها، و روش ANP را برای حل مسائلی با وجود وابستگي‌ها و بازخوردهاي ميان معیارها پیشنهاد کرده است (وو و همکاران، 2008؛ لی و کیم108، 2000). در صورت وجود وابستگی بین معیارهای یک سطح یا بین معیارهای سطوح مختلف مسأله از حالت سلسله مراتبي خارج شده و تشكيل يك شبكه يا سيستم غیر خطی يا سيستم توأم با باز خور را ميدهد، كه در اين صورت براي محاسبه وزن عناصر نميتوان از قوانين و فرمولهاي سلسله مراتبي استفاده كرد. در اين حالت براي محاسبه وزن عناصر بايد از تئوري شبكهها استفاده كرد. شکل (2-5) تفاوت سلسله مراتب و شبکه را نشان میدهد.

سادهترين شبكه، از تعدادي خوشه به همراه عناصر درون آن‌ها ساخته ميشود. در مواردي كه عناصر يك خوشه روي همه يا برخي عناصر خوشه ديگر اثر بگذارند (يا از آنها اثر بپذيرند)، ارتباطي بين دو خوشه ايجاد ميشود كه آن را ارتباط بيروني109 ميناميم؛ اگر عناصر يك خوشه روي برخي يا همه عناصر خوشه خودشان اثر گذار باشند، اين ارتباط را ارتباط دروني110 ميناميم (رزمی و رفیعی، 2010). خوشه‌ها معرف سطوح تصمیمگیری اند و خطوط مستقیم یا کمانها تعاملات میان سطوح تصمیمگیری را نشان میدهند. جهت کمانها وابستگی را مشخص میکند و لوپها نیز وابستگی درونی عناصر هر خوشه را نشان می‌دهد (ساعتی،2004). نمودار (2-1) ارتباط درونی و بیرونی میان عناصر را نشان می‌دهد:

ANPاز ترکیب چهار گام اصلی زیر به وجود میآید:
گام اول: پایهریزی مدل و ساخت شبکه
مسأله باید به شکل روشن بیان شده و مانند یک شبکه به یک سیستم عقلایی مجزا شوند. این ساختار شبکهای میتواند توسط تصمیمگیرندهها در جلسات طوفان مغزی یا به دیگر روشها تعیین شود.

گام دوم. تشکیل ماتریس مقایسات زوجی و محاسبه بردارهای الویت
در ANP نیز همانند روش AHP، اهمیت نسبی زوجهای عناصر تصمیمگیری در هر خوشه، به طور مستقیم از طریق انجام قضاوتهایی با استفاده از مقایسات زوجی و تحت کنترل معیارهای مربوطه به دست میآید. بردار الویت خوشهها نیز از طریق انجام مقایسات زوجی محاسبه میشود. از تصمیمگیرندگان در مورد یک سری از مقایسات زوجی از دو عنصر یا دو خوشه بر حسب درجه اهمیتشان در معیارهای سطح بالایی مختص آن‌ها پاسخ دریافت میشود. بعلاوه، ارتباطات داخلی بین عناصر یک خوشه نیز باید به طور جفتی مورد آزمون قرار گیرد و تأثیر هر عنصر بر روی عنصر دیگر توسط یک بردار ویژه نمایش داده شود. بدین ترتیب که، با تشکیل ماتریسهای مقایسه زوجی به ازای هر عنصر و سپس محاسبه بردار ویژه متناظر با آن، میزان تأثیر عناصر دیگر بر عنصر مورد نظر را محاسبه میکنیم. اهمیت نسبی عناصر و خوشهها بر اساس معیار 1-9 ساعتی تعیین میشود؛ به طوری که عدد 1 مشخص کننده اهمیت مساوی بین دو عنصر و عدد 9 مشخص کننده اهمیت فوقالعاده بیشتر یک عنصر (خوشه سطری ماتریس) در برابر عنصر دیگر (خوشه ستونی ماتریس) است. مقادیر متقابل نیز در مقایسات معکوس در نظر گرفته میشوند. همانند روشAHP مقایسات زوجی در ANP نیز در چهارچوب یک ماتریس انجام میشود (یاکسل و دگدوایرن، 2007؛ وو و همکاران، 2008). ساعتی برای محاسبه اوزان (Wi)، از تجزیه ماتریس مربع و عکس پذیر A به بردار ویژه به ازای عنصر ماکزیمم ویژه آن استفاده میکند. یعنی
Aw=〖λ_max W〗_( )

که A ماتریس مقایسات زوجی می‌باشد وW بردار ویژه، λ_max بزگترین مقدار ویژه ماتریس A میباشد. ساعتی چندین الگوریتم برای تخمین W پیشنهاد نموده است. یکی از این روشها روش سه مرحلهای زیر می باشد،که برای ترکیب ارجحیتها کاربرد دارد:
-مقادیر هر ستون ماتریس مقایسات زوجی را با هم جمع کنید.
-هر عنصر ستون را بر مجموع ستون مربوطه تقسیم نمایید. ماتریس بدست آمده، به عنوان ماتریس مقایسات زوجی نرمال شده منسوب می‌شود.
-عناصر هر سطح ماتریس مقایسات نرمال شده را با هم جمع بزنید و مجموع بدست آمده را بر تعداد عناصر هر سطر تقسیم کنید. اعداد نهایی تخمینی از ارجحیتهای نسبی برای عناصر مقایسه شده با توجه به معیار سطح بالای آن فراهم میآورد. که مطابق با رابطه (2-3) می‌باشد:
W_i=(∑_(i=1)^I▒〖(a_ij/(∑_(j=1)^J▒a_ij ))〗)/J
=Wi وزن ارجحیت برای عنصر iام
=I تعداد سطرها
=J تعداد ستون‌ها
بردارهای ارجحیت باید برای تمام ماتریسهای مقایسه بدست آید. سپس مقدار ویژه مربوطه محاسبه، وزن اهمیت هر یک از عناصر موجود در ماتریس مربوطه بدست آورده می‌شود. (ساعتی،2001، به نقل از ربیعی و شاهنده،1390).

گام سوم. تشکیل سوپرماتریس
در تکنیک ANP برای نشان دادن تعاملات و وابستگیهای میان سطوح تصمیمگیری، تعیین اهمیت نسبی معیارها و اولویتبندی آلترناتیوهای مسئله تصمیمگیری از سوپر ماتریس استفاده میشود. یک سوپر ماتریس در حقیقت یک ماتریس جزء بندی شده است که در آن هر بخش از ماتریس، رابطه میان 2گره (سطح تصمیمگیری) را در کل مسئله تصمیمگیری نشان میدهد. فرم استاندارد یک سوپر ماتریس که توسط آقای ساعتی در سال 1996 معرفی شده است، در زیر قابل مشاهده است (شکل2-6) که C بیانگر گرهها وe بیانگر عناصر درون گرهها است. بردارهایW درون ماتریس نیز بردارهای وزنی حاصله از مقایسات زوجی عناصر گرهها با یکدیگر است.

تمامی روابط و تعاملات میان عناصر سطوح تصمیمگیری به وسیله مقایسات زوجی در روش سوپر ماتریس ارزشیابی میشوند (دری و حمزه‌ای،1389). در سوپرماتریس اولیه ممكن است بعضي از ستونها به صورت ستونهاي احتمالي نبوده يا به عبارت سادهتر حاصل جمع عناصر ستونها برابر يك نباشد. در اين حالت نميتوان گفت كه تأثير نهايي ملاك كنترلي مورد نظر بر تمامي عناصر به درستي نشان داده شدهاند، براي جلوگيري از اين حالت، سوپر ماتریس اولیه را در ماتریس اوزان خوشه‌ها نظیر به نظیر ضرب شده و ماتریس حاصله را سوپرماتریس موزون یا تصادفی مینامیم که در واقع از نرمال سازی سوپرماتریس اولیه به دست میآید. با استفاده از سوپرماتريس تصادفي

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع مدیریت دانش، تسهیم دانش، فرآیند تحلیل، معیارهای ارزیابی Next Entries تحقیق با موضوع مدیریت دانش، سیستم مدیریت، سنجش عملکرد، ارزیابی عملکرد