تحقیق با موضوع مدیریت دانش، دانش سازمانی، فرهنگ سازمانی، مزیت رقابتی

دانلود پایان نامه ارشد

پدیدار شده از استراتژیها و راهکارها برای خلق، نگهداری و استفاده داراییهای دانش (شامل افراد و اطلاعات) تعریف میکند که اجازه میدهد دانش در زمان مناسب و به افرادی که نیاز دارند جریان یابد، بطوری که آنها بتوانند از این داراییها برای ایجاد ارزش بیشتر برای شرکت استفاده کنند.
-پرز48 معتقد است مدیریت دانش عبارت است از گردآوری دانش، قابلیت های عقلانی و تجربیات افراد یک سازمان و ایجاد قابلیت بازیابی برای آنها به عنوان یک سرمایه سازمانی (پرز،1999).
-هيبارد49 مديريت دانش را فرآيند بهدستآوردن تخصص گروهي در يك شركت ميداند كه بالاترين درآمد و ارزش را به وجود ميآورد. به نظر وي، اين تخصص ميتواند در پايگاه داده، اسناد و مغز افراد وجود داشته و مبادله شود (آكونويو50،2003).
-هاونز و ناپ51 بر اين باور هستند كه مديريت دانش را ميتوان “تأكيدي از فنآورانه و اجتماعي” بر شمرد و در آن حساب ويژهاي را براي توجه به افراد، فرهنگ و ساختار سازماني و اقدامات فناوری اطلاعات باز نمود (هاونز و ناپ، 1999).
-مركز كيفيت و بهره وري آمريكا52 مديريت دانش را راهبردهاي نظام مند و فرآيندهاي تعريف، به دست آوردن، انتقال و بهكاربردن اطلاعات و دانش توسط افراد و سازمان جهت ايجاد نوآوري، رقابت و ارتقاء بهرهوري تعريف ميكند (آكونويو،2003).
-مدیریت دانش فقط مدیریت بر دانشهای سازمان نمیباشد بلکه مدیریت سازمان با نگاه دانش محور است. به اختصار این تعریف مبین این موضوع است که کدام دانشها برای سازمان حیاتی بوده و وضع سازمان در هر کدام از این حوزهها با توجه به جهت گیریهای آتی چگونه میباشد. به عبارت دیگر سازمان به چه میزان دانش دارد، با توجه به اهداف تعیین شده چه میزان دانش داشته باشد و از چه طریقی میتوان این شکاف دانشی را پوشش داد. در یک نگاه کلی میتوان گفت مدیریت دانش میتواند همان سازماندهی دانستهها باشد، یعنی تلاش برای به دستآوردن دانش ضروری، اشتراک اطلاعات در داخل یک سازمان و تاکید بر تقویت حافظه سازمانی به منظور بهبود روند تصمیمگیری، افزایش تولید و حمایت از نوآوری در سازمان (دهقان نجم، 1388).

2-2-6- اهمیت بهکارگیری مدیریت دانش
بسیاری از سازمانها به منظور ارتقای موقعیت دانشی خود اقدام به پیادهسازی مدیریت دانش نمودهاند به گونهای که بتوانند هم دانشهای درون سازمانی را انتشار و توسعه داده و هم به کسب دانش از منابع برون سازمانی نظیر شرکای تجاری و مشتریان خود بپردازند. از مهمترین عللی که موجب شده تا سازمانها به موضوع مدیریت دانش تمایل نشان دهند آن است که مدیریت دانش:
موجب افزایش بهره وری و سوددهی میشود.
همکاری را تقویت مینماید.
موجب بروزو رشد خلاقیت میشود.
موجب تشویق و نوآوری میشود.
به برقراری و تسریع جریان انتقال دانش از تولیدکننده به دریافتکننده کمک میکند.
موجب تسهیل اشتراک اطلاعات بین کارکنان میشود.
توان سازمان را برای مقابله با پدیده تورم اطلاعات افزایش میدهد.
دانش کارکنان را پیش از ترک احتمالی سازمان گردآوری و ذخیره مینماید.
کیفیت ارائه خدمات به مشتری را بهبود میبخشد.
و از طریق افزایش سطح آگاهی سازمان نسبت به راهکارها، محصولات و عملکرد سازمانهای رقیب به سازمان کمک میکند تا از گردونه رقابت خارج نشود (امین پور، 1385).

2-2-7-اهداف مدیریت دانش
مدیریت دانش شامل فرآیند ترکیب بهینه دانش و اطلاعات در سازمان و ایجاد مناسب به منظور تولید، اشتراک و بهکارگیری دانش و تربیت نیروهای انسانی خلاق و نوآور است. هدف مدیریت دانش ایجاد یک سازمان یادگیرنده و شراکت با ایجاد جریانی بین مخازن اطلاعات ایجاد شده توسط افراد قسمتهای مختلف شرکت (مالی،عملکرد،هوش رقابتی و غیره) و مرتبط کردن آنها با یکدیگر است. به عبارت دیگر هدف نهایی مدیریت دانش ارتقای ارزش افزوده دانش موجود در سازمان به منظور توسعه و بهبود خلاقیت، بهرهوری و ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان است (ورنا53،2001).

2-2-8-فرآیندهای مدیریت دانش:
طبق تعريف داونپورت (1998) فرآيند سازماني، مجموعهاي از فعاليتها با يك شروع، پايان و نتايج قابل شناسايي ميباشد. هنگامي كه فرآيندهاي سازماني بر اساس دانش صورت گيرند، فرايندهاي سازماني به فرآيندهاي دانشي تبديل ميشوند (داونپورت،1998). سیستم مدیریت دانش به منظور تحقق اهداف خود باید فعالیتها یا فرآیندها را به کار گیرد. در این راستا فرآیندهای متنوعی ارائه شده است:
طبق مدل گلد54(2001)، چهار قابليت فرآيندي به منظور اثربخشي مديريت دانش نياز ميباشد:
-جمعآوري و ايجاد دانش (كسب دانش).
-ذخيره دانش و قرار دادن آن در دسترس (تبديل دانش).
-بهكارگيري صحيح دانش (به كارگيري دانش).
-جلوگيري از استفاده ناصحيح دانش (حفظ دانش).
در اين مدل فرآيند نشر دانش بعنوان يك جزء جداگانه در نظرگرفته نشده است، زيرا در همه اجزاء قابليتهاي فرآيندي دانش به خصوص دركسب دانش، تبديل دانش و به كارگيري دانش به آن توجه گرديده است.
-کسب دانش: كسب دانش شامل فعاليتهاي سازمان به منظور به دست آورد دانش میباشد. كسب دانش در واقع فرآيند جداسازي دانش از يك منبع خارجي ميباشد (ورکاسلو55،1998).
-تبديل دانش: اين فرآيند شامل سودمندسازي دانش ميباشد. به منظور ايجاد ارزش از دانش موجود، فرآيند تبديل دانش به توانايي سازمان در تلفيق كردن، يكپارچه ساختن، سازماندهيكردن و توزيعكردن دانش بستگي دارد (داونپورت،1998). دانش بايد به گونهاي ذخيره و سازماندهي گردد كه قابل جستجو و قابل دستيابي مجدد باشد، بطوريكه بتوان از آن استفاده مجددكرد ( علوی، 2006).
-بهكارگيري دانش: فرآيند بهكارگيري دانش، استفاده واقعي از دانش ميباشد. اين فرآيند شامل مكانيسم هاي دسترسي يافتن سازمان به دانش مورد نياز ميباشد (داونپورت،1998).
-حفظ دانش: سازمان به منظور ايجاد و حفظ مزيت رقابتي بايد به حفظ دانش خود بپردازد. اين فرآيند شامل جلوگيري از استفادههاي نادرست و غير قانوني و همچنين استفاده رقبا ميباشد (پورتر56،1980).
همچنین در دستهبندی دیگر مديريت دانش شامل يك فرآیند چرخشي است كه مراحل زير را در بر دارد:
1-توليد و خلق دانش: دانش ابتدا از طريق تجربيات و مهارتهاي كاركنان نشئت ميگيرد .بعبارت ديگر، در زماني كه افراد در پي يافتن نحوه انجام كار هستند در واقع دانش خلق ميكنند. چنانچه اين دانش نتواند در درون سازمان ايجاد شود آن را از بيرون وارد خواهند كرد.
2-انباشت دانش: دانش توليد شده بايد در همان شكل خام خود در پايگاه داده ذخيره شود .بسياري از سازمانها تدابير لازم را از طريق طراحي سيستمهاي اطلاعاتي و سيستمهاي انباشت داده در اين راستا انديشيدهاند.
3-پالايش دانش: دانش جديد بايد در بستري قرارگيرد كه براحتي قابل دسترسي باشد تا بتوان استفاده مناسبي از آن بعملآورد. در همين مرحله است كه دانش ضمني وارد صحنه شده و همراه با دانش آشكار مورد پالايش قرار ميگيرد.
4-ذخيره دانش: کدبندي دانش آشكار و نهان (ضمني) به قابليت دسترسي به دانش و ذخيره مناسب آن جهت استفادههاي لازم كمك ميكند.
5-مديريت و اداره دانش: همانند يك كتابخانه، دانش نيز بايد بروز نگهداشته شود و مورد بازرسي و تجديد نظر قرارگيرد.
6-انتشار و توزيع دانش: دانش بايد به شكل و فرمت مناسبي براي كساني كه نياز به آن دارند، در دسترس قرارگيرد. در اين رابطه تكنولولوژيهاي جديد مانند گروه افزارها، اينترنت، اينترانت، سيستمهاي پشتيباني تصميم و سيستمهاي اطلاعات مديريت سازمان را در انتشار اطلاعات ياري ميدهند.
براساس اين فرآيند، ميتوان سه هدف كلي را در فرايند مديريت دانش ذكر كرد: توزيع دانش در سازمان؛
خلق دانش و ترويج نوآوري؛ و افزايش مشاركت و مساعدت كاركنان و به تبع آن افزايش سطح مهارت كاركنان ( باس57،2004).
در يك الگوي ديگري از فرآيند مديريت دانش كه تا حد زيادي مشابه مورد بالا است، مك اينرني58)2000) فرآيند مديريت دانش را بعنوان يك فرآيند چرخشي شامل چهار مرحله جمعآوري داده، جستجو و پالايش، ايجاد ارتباط بين آنها و كدبندي آنها ميداند در اين الگو يادگيري سازماني در كانون فرايند مديريت دانش قرار دارد و بعنوان يك ارزش تلقي ميشود.
با توجه به فعالیتها و فرآیندهای بیان شده میتوان آنها را در قالب زیر تلفیق نمود:
1-فرآیند خلق دانش(خلاقیت): اولین مرحله از مراحل وسیع فرآیند مدیریت دانش است، دانش در سازمان در دو چرخه متمایز شخصی و گروهی خلق میشود. دانش شخصی وقتی در بافت سازمانی به کار میرود دانش جدیدی خلق میکند که میتوان آن را دانش سازمانی نامید. چرخه دانش جمعی از کاربرد دانش شخصی در بافت سازمان به وجود میآید که میتوان آن را دانش سازمانی نیز نامید. دانش سازمانی شامل انواع دانش فراوردهای، دانش فرآیندی، دانش رقابتی، دانش تکنیکی و… میباشد.
2-فرآیند اکتساب دانش (برداشت): فرآیند اکتساب دانش یا برداشت دانش برای پاسخگویی به نیازهای فعلی و قابل پیشبینی آینده و تحقق اثر بخش هدفها ضروری است. دانش را می توان از طریق مکانیزمهای مختلفی کسب کرد. به منظور شناسایی مکانیزمهای اکتساب دانش میتوان آن را در دو طبقه قرار داد: منبع درون سازمان و منبع بیرون از سازمان. منبع درونی اکتساب دانش، ذهن کارکنان (دانش تلویحی و مستتر) یا پایگاه دادههای سازمان که به شکل اطلاعات کدگذاری شده است. منبع بیرونی اکتساب دانش، که دانش جدید را وارد سازمان میکند که به دو طریق صورت میگیرد:
الف-الگوبرداری: در این روش سازمان عملیات عالی را از دیدگاه رقبا شناسایی میکند و موفقیت آنها را به عنوان الگوی خود قرار میدهد. بدین منظور وضعیت فعلی خود را با معیارهای آن ها مقایسه و ارزیابی میکند. شکافها شناسایی و راهحلها طراحی میشود. دانش جدید به عنوان معیارهای موفقیت سازمان مرجح وارد سازمان میشود.
ب-همکاری بین سازمانی: در این روش دانش جدید از طریق سهیم سازی و اشاعه تکنولوژی، جا به جایی کارکنان در بین سازمانها، ارتباط با شرکا و….وارد سازمان میشود.
3-فرآیند پالایش: در مقابل فرآیند برداشت که اجازه ورود هر دانشی را به سازمان میدهد، فرآیند پالایش قرار دارد. سازمان باید با استفاده مکانیزمهای منطقی از ورود دانش غیر ضروری جلوگیری کند و فقط دانش مفید و قابل کاربرد اجازه ورود به سازمان را داشته باشد. برای تحقق این هدف تیم مدیریت سازمان میتواند با استفاده از بصیرتها؛ ماموریت ها و هدفهای سازمانی چارچوبی برای ارزیابی دانش فراهم کند.
4-فرایند سازماندهی(پیکربندی یا تلفیق): در این فرایند سازمان مجموعه عظیم دانش را بعد از ورود آن به پایگاه دانش، برای کاربرد باید ذخیره و سازماندهی کند. فرآیند سازماندهی در هر کجای سازمان ممکن است صورت گیردکه علوی (1999) این مکانها را چنین لیست کرده است: حافظه سازمانی، افراد، فرهنگ سازمانی، فرآیند و رویهها، اکولوژی: محل فیزیکی، بایگانیها (دیجیتالی وکاغذی)، روشهای یادگیری، درک، تفکر، احساس، سهیم سازی و انتقال بین اعضای سازمان. هدف نهایی این مرحله،کمک به اعضای سازمان جهت دسترسی به دانش لازم در فرآیندهای اخذ تصمیم است.
5-فرآیند توزیع دانش: این فرآیند عبارت است از توزیع دانش تا نقاط فعالیت و حتی فراتر از آن، به بیرون سازمان است. عوامل متعددی از جمله تسهیلات ارتباطی و فرهنگ سازمانی میتوانند به این فرایند کمک کنند. در مورد تسهیلات ارتباطی باکمن (1998) بیان میکند که یکی از مقاصد اصلی مدیریت دانش تسهیل ارتباطات در تمام قلمروهای سازمان است تا اعضای سازمان با همکاری هم، چالشها و فرصتهای پنهان را شناسایی کنند و در خصوص اهمیت فرهنگ سازمانی در دانش سازمانی و اشاعه آن میتوان گفت فرهنگ منجر به خلق محیطهای هماهنگساز سینرژیک میشود. اگر در سازمانی ارزشها و فرهنگ به تشویق یادگیری و دانش سازی بپردازد، تمام کارکردهای سازمان تغییر میکند.
6-فرآیند کاربرد یا اعمال قدرت دانش که از دیدگاه اکثر پژوهشگران از جمله فیفر و سوتن مهمترین فرآیند است.آنها بیان میکنند که مزیت رقابتی متعلق به سازمانهایی که بهترین داراییهای دانش را دارند، نیست بلکه متعلق به سازمانهایی است که به بهترین صورت از دانش خود در عمل

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع دانش ضمنی، مدیریت دانش، تحلیل اطلاعات، سیستم اطلاعاتی Next Entries تحقیق با موضوع مدیریت دانش، دانشگاهها، آموزش عالی، سنجش اثربخشی