تحقیق با موضوع مدیریت دانش، تسهیم دانش، فرآیند تحلیل، معیارهای ارزیابی

دانلود پایان نامه ارشد

لی و همکاران (2005) یک معیار جدید (شاخص عملکرد مدیریت دانش ) برای ارزیابی عملکرد مدیریت دانش شرکت پیشنهاد کردند. آن‌ها یک تابع منطقی که شامل پنج عنصر بود را معرفی نمودند که‌ می‌تواند برای تعیین فرآیندهای چرخه دانش (KCP) مورد استفاده قرار گیرد :1- خلق دانش 2-ذخیره دانش 3- تسهیم دانش 4- بهکارگیری دانش 5- درونی سازی دانش.
این شاخص برای اندازهگیری عملکرد شرکت در زمینه مدیریت دانش در مقطعی از زمان مورد استفاده قرار می‌گیرد. با اندازهگیری اثربخشی چرخه دانش،این شاخص اندازهگیری میشود. چرخه دانش از جمع جبری اثربخشی فرآیندهای تشکیل دهنده سیستم مدیریت دانش تشکیل شده است. شاخص KMPIبا استفاده از رابطه زیر محاسبه میشود:

به طوری که در رابطه فوق، مقدارKCPt بر اساس در جه کارایی مراحل پنجگانه فرآیند گردش دانش در لحظه زمانی t و به صورت رابطه زیر محاسبه‌ می‌شود:

در رابطه فوق اندیس های (KI),(KU),(KS),(KA),(KC) به ترتیب بیانگر فعالیتهای خلق دانش، جمعآوری دانش، تسهیم دانش، بکارگیری دانش و درونیسازی دانش است. در رابطه فوق، (RWE97) نشاندهندۀ ارزش نسبی مقدار ویژه مربوط به فعالیت مورد نظر و (AFV98)مقدار متوسط امتیاز فعالیت را نشان میدهد. لی و همکاران، به منظور محاسبه مقدار AFV برای هر فعالیت پرسشنامه ویژه متشکل از 33 آیتم تعبیه کردهاند.

از آنجا که فرآیندهای تشکیل دهندۀ سیستم مدیریت دانش در صنایع و سازمانهای مختلف متفاوت است اجزا تشکیلدهندۀ این شاخص میتواند متغیر باشد. همچنین شاخص عملکرد مدیریت دانش قادر است کیفیت تصمیمگیری برای سرمایه در منابع سیستم اطلاعات را بهبود داده، ایجاد نماید و فرآیندهای چرخه دانش را ارزیابی کند (لی و همکاران،2005). جدول(2-7) فرآیندها و شاخص ها را نشان می‌دهد.

جدول(2-7): شاخصهای عملکرد مدیریت دانش
فرآیند
شاخص
خلق دانش
-شناخت یا درک وظیفه – شناخت اطلاعات

ذخیره دانش
-به کار گیری بانکهای اطلاعاتی
-مدیریت سیستماتیک دانش مرتبط با وظایف سازمانی
-ظرفیت فردی برای گردآوری یا ذخیره سازی دانش
تسهیم دانش

– تسهیم دانشهای کلیدی
– زیر ساختهای تسهیم دانش

بکارگیری دانش

-میزان استفاده از دانش سازمان
-فرهنگ سازمانی مطلوب برای استفاده از دانش
-ظرفیت موجود برای بومی سازی دانش مربوط به وظایف سازمانی
درونیسازی دانش
-فرصت آموزشی
-درجه یادگیری سازمانی

2-3-3-7-سیستم مبتنی بر رضایت کاربر99 (USBS)
اعتقاد بر این است که مدیریت دانش برای سازمانها سودمند است وقتی که آن به نفع کاربران دانش باشد، لو و چاین100 سیستم ارزیابی عملکرد مدیریت دانش مبتنی بر رضایت کاربر را توسعه دادند. کاربردهای سیستم مبتنی بر رضایت کاربر شامل شناسایی معیارهای ارزیابی است که این معیارهای ارزیابی از ارزشهای اصلی بر مبنای رضایت کاربر، عوامل حیاتی موفقیت و مراحل فرآیند دانش نشأت گرفته است (لو و چاین،2009)، (جدول2-8). سازمانها میتوانند با استفاده از آن نقاط ضعف و قوت سیستم مدیریت دانش و عملکردشان را ارزیابی کنند و سپس حوزههای پیشرفت را شناسایی کنند. برای اطمینان از دقت ارزیابی همچنین از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و روش امتیازدهی منطقی استفاده میشود تا از فعالیتهای تصمیمگیری چندگانه که نامطمئن هستند، حمایت شود (چاین و همکاران،2010).

جدول(2-8): شاخص سیستم مبتنی بر رضایت کاربر
عوامل
شاخص

ارزش درونی USBS
1-تعالی(برتری) کاربران دانش (k – user) 4-یادگیری فردی و سازمانی
2-رهبر الهام بخش مدیریت دانش 5-صمیمیت با مشتری و تأمین کننده دانش
3-ارزش گذاری به کارکنان مدیریت دانش 6-مدیریت نوآوری
7-تمرکز بر نتایج و ایجاد رقابت پذیری

عوامل حیاتی موفقیت

1-گرایش به کاربران دانش (k – user) 2-رهبر مدیریت دانش
3-برنامه ریزی استراتژیک مدیریت دانش 4-رابطه با مشتری و تأمین کننده دانش
5-زیربنای سیستم مدیریت دانش 6-دانش محوری و فرهنگ یادگیری مستمر
7-تمرکز بر پرسنل مدیریت دانش 8-مدیریت فرآیندهای دانشی

فرآیند مدیریت دانش
1-مرحله انتظارات کاربران دانش از مدیریت دانش 2-مرحله طراحی مدیریت دانش
3-مرحله ارائه مدیریت دانش 4-مرحله برداشت کاربران دانش از مدیریت دانش
5-مرحله شناسایی انتظارات کاربران دانش

2-3-4- مقایسه ابزارهای سنجش مدیریت دانش:
در جدول زیر ابزارهای تشریح شده بالا به همراه نام محققان از نظر تمرکز، مزایا و معایب مقایسه شده است.
جدول2-9-مقایسه ابزارهای سنجش اثربخشی مدیریت دانش
ابزار
محققان
تمرکز
رویکرد
محاسن
معایب

کارت امتیازی متوازن
(BSC)
کاپلان و نورتون(1996)
گوجر(2000)
ژا نگ(2010)
عملکرد مالی
فرآیندهای داخلی کسب و کار
مشتری
یادگیری و رشد
کیفی،کمی
– اجزای یادگیری و دیگر دارایی‌های نامشهود در عملکرد سازمان را پیوند
می‌دهد.
شیوه عملیاتی کردن بعد دانش در چهار حوزه کلیدی را ارائه نمی‌دهد.

جهت یاب اسکاندیا
)Skandia Navigator(
ادونسون(1997)
رانجیت(2004)
رابینسون و همکاران(2008)
روس و همکاران(1998)
مالی
مشتری
فرآیند
بازسازی و توسعه
جنبه‌های انسانی
کیفی،کمی
– به ارزیابی عوامل پویای پنهان برای سرمایه انسانی ،مشتری و ساختاری قادر است
-اجرای آن آسان است.
-شاخص‌های زیاد آن در پنج حوزه موجب دشواری در تفسیرش می‌شود.
– به دلیل متفاوت بودن شاخص‌ها در هر شرکت، برای مقایسه شرکت‌ها استفاده نمی‌شود.

نظارت داراییهای نامشهود

Intangible) Asset monitor)

پتی و گاثری (2000)
سویبی (1997)
راداو و للیارت (2002)

1.دارایی نامشهود
کمی

-بیشتر بر اهداف مدیریت تمرکز دارد و به کمی سازی دارایی‌های نامشهود توجهی ندارد.

-اجرای آن مشکل است.

-دارایی‌های نامشهود
-ساختار داخلی
-ساختار خارجی

2. شاخص‌های ارزیابی

-رشد و بازسازی
-کارایی
-ثبات

حسابداری منابع انسانی HRA))
بونتیس (2008)

ارزش اقتصادی کارکنان
کیفی،کمی
-به تبدیل دانش و مهارت‌های کارکنان به دانش پولی کمک می‌کند.
– بیشتر در سازمان‌های خدماتی به کار گرفته‌ می‌شود.

متدلوژی KP3

آن و چانگ (2004)
1-دانش
2-محصول
3- فرآیند
4-عملکرد
کیفی،کمی
-روابط بین دانش و عملکرد کسب و کار را واضح‌تر نشان می‌دهد.
-شناسایی حوزه‌های بهبود در دانش محصول و فرآیند

شاخص عملکرد مدیریت دانش
)KMPI(
لی و همکاران (2005)

1-خلق دانش
2-انباشت دانش
3- تسهیم دانش
4-کاربر دانش
5- درونی سازی دانش
کیفی،کمی
-ارزیابی صریحی از فرآیندهای چرخه دانش را ایجاد می‌کند.
-وابسته به زمان است
سیستم مبتنی بر رضایت کاربر
)USBS(
لو و چاین(2009)
چاین و همکاران(2010)
1-ارزشهای اصلی USBS
2-عوامل حیاتی موفقیت
3- فرآیند مدیریت دانش
کیفی
-روشهای جایگزین برای ارزیابی مدیریت دانش منحصراً بر مبنای کاربران دانش را ارائه‌ می‌دهد.

2-4-مدل تحقیق و اجزای آن
ابزارهای مرور شده در واقع روشهای مهم و پر کاربرد برای ارزیابی مدیریت دانش میباشند. اگرچه نباید از محدودیتهای این ابزارها چشمپوشی کرد. موضوعی که با توجه به ادبیات تحقیق مطرح میشود این است که محققان به منظور جبران ضعفهای مربوط به ابزارها، روشهای کمی و کیفی را ترکیب میکنند. برای مثال ون101 (2009) از گروههای کانون، فرآیند سلسله مراتبی و پرسشنامه را برای توسعه یک مدل برای ارزیابی اثربخشی مدیریت دانش در شرکت‌های های-تک تایوانی استفاده کرده است، حال آنکه چن و همکاران (2009) فرآیند تحلیل شبکهای (ANP) را با کارت امتیازی متوازن (BSC )ادغام کردند و روشی پیشنهاد دادند که میتواند به عنوان ابزار اندازهگیری مدیریت دانش برای کل سازمان استفاده شود. همچنین کواچ و وانگ (2011) در تحقیقی بیان کردند یک ابزار ارزیابی خوب در زمینه مدیریت دانش باید حداقل شامل ویژگیهای زیر باشد:
1- معیارهای کمی و معیارهای کیفی را مدنظر قرار دهد.
2-اجرای آن آسان باشد.
3-به صورت تجربی تست شود.
4-نتایج باید واضح و معنادار باشد و گیجکننده نباشد.
5-قادر به نشان دادن فرصتهایی برای بهبود جهتگیری آینده و پیش بینی نتایج بعد از بهبود باشد.
بنابراین با توجه به توضیحات فوق و مرور ابزارهای مختلف سنجش میتوان دریافت که سنجش اثربخشی مدیریت دانش. جزء آن دسته از مسائلی است که نیازمند در نظر گرفتن تعداد زیادی از عوامل مختلف میباشد که از آنها به عنوان معیارهای ارزیابی تعبیر میشود و در واقع نوعی از مسائل تصمیمگیری چندمعیاره است. بنابراین، استفاده از روشهای موجود در مسائل چند معیاره برای سنجش اثربخشی مدیریت دانش مقتضی و مناسب میباشد، با مرور مدلهای، مدلی که چن و همکاران (2009) ارائه کردند، مدلی مناسب میباشد. از ویژگیهای این مدل که باعث برتری آن از سایر مدلها میشود این است که از دو ابزار کارت امتیازی متوازن (BSC) و شاخص عملکرد مدیریت دانش (KMPI) استفاده کرده است و همچنین تکنیک فرآیند تحلیل شبکهای (ANP) را جهت سنجش مقایسهای عملکرد مدیریت دانش بین دانشگاهها به کار برده است.

بنابراین، تحقیق حاضر برای اینکه بتواند اثربخشی مدیریت دانش را در دانشکدههای دانشگاه مازندران به طور جامع و دقیق ارزیابی کند این مدل را انتخاب کرده است. در شکل (2-3) مدل چن و همکاران (2009) به عنوان مدل اولیه نشان داده شده است. (مدل پژوهش حاضر در فصل سوم به طور کامل تشریح شده است).

با وجود اینکه ابزارهای استفاده شده در مدل در قسمت قبل معرفی شدهاند ولی در اینجا هم اشاره مختصری به آنها در زمینه پژوهش حاضر میشود و در ادامه تکنیک فرآیند تحلیل شبکهای نیز تشریح میگردد:

2-4-1-کارت امتیازی متوازن:
کارت امتيازي متوازن یک چهارچوب ارزیابی عملکرد است که با مجموعهای از مقیاسهای مالی و غیر مالی، یک نگاه کامل به عملکرد شرکت میاندازد (کاپلان ونورتون ،1996). کارت امتیازي متوازن به مدیران اجازه میدهد تا به تجارت از چهار بُعد مهم نگاه کنند:
-بُعد مالی: این بُعد، نوعاً حاوی مقیاسهای سنتی عملکرد مالی است که معمولاً به سودآوری مربوط میشود. معیارهای ارزیابی معمولاً سود، جریان نقدینگی، بازگشت سرمایه صرف شده و ارزش اقتصادی میباشند.
-بُعد مشتری: مشتریان منبع سودآوری کسب و کارند؛ بنابراین ارضای نیازهای مشتری هدفی است که شرکتها دنبال میکنند. در این بُعد، مدیریت، مشتریان هدف مورد انتظار و اجزای بازار هدف را برای واحدهای عملیاتی تعیین میکند و به عملکرد واحدهای عملیاتی در این اجزای بازار هدف نظارت میکند. نمونههایی از این مقیاسهای اصلی و ذاتی شامل: رضایت مشتری، حفظ مشتری، کسب مشتری جدید، موقعیت بازار و سهم هدف میباشد.
-بُعد فرآیندهای داخلی: هدف از این بُعد این است که با برتری یافتن در برخی فرآیندهای کسب وکار که عظیمترین اثر را دارند، رضایت مشتریان و ذینفعان جلب گردد. در تعیین اهداف و مقیاسها، اولین مرحله‌ می‌بایست تحلیل زنجیره ارزش باشد. یک فرآیند عملیاتی قدیمی، میبایست برای درک اهداف بعد مالی و مشتری تعدیل شود. بنابراین باید یک زنجیره ارزش فرآیند کسب و کار که قادر به برآوردن نیازهای فعلی و آتی است، ایجاد شود. یک زنجیره ارزش داخلی شرکت شامل سه فرآیند، نوآوری، عملیات و خدمات پس از فروش میباشد.
-بُعد نوآوری و یادگیری: هدف اولیه این بُعد فراهم کردن زیر بنایی جهت دست‌یابی به اهداف سه بُعد دیگر و ایجاد رشد بلند مدت و بهبود از طریق افراد، سیستمها و رویههای سازمانی میباشد. از آن جایی که کارکنان برای شرکتها یک سرمایه غیر محسوس است که رشد کسب و کار سهیم میباشند، این بُعد به مقیاس عملکرد کارکنان مثل رضایت کارکنان، تداوم آموزش و مهارتها

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع منابع انسانی، سرمایه فکری، سرمایه انسانی، مدیریت دانش Next Entries تحقیق با موضوع مقایسات زوجی، سلسله مراتب، مدیریت دانش، کارت امتیازی متوازن