تحقیق با موضوع قانون مجازات، جبران خسارت، مجازات اسلامی، قانون مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

اش مورد مطالعه قرار داد و باید مدنظر داشت که اسلام تنها یک حکم بصورت مستقل و مجزا نیست بلکه مجموعه احکامی است که در کنار تحقق دیگر ابعاد عقیدتی واخلاقی و اجتماعی سبب اجرای عدالت اجتماعی، مبارزه با بزهکاری و تربیت واصلاح صحیح افراد جامعه می گردد به همین خاطر نمی توان به یک آیه استناد کرد در حالیکه سایر احکام و ایات مرتبط را کنار گذاشت.
به هرحال اگر به استناد نهضت انسان گرایی در مجازات دچار نوعی افراط شود و زیر پوشش انسانی کردن مجازات برای جنایتکاران دلسوزی شود در آن صورت با قطع نظر از پیامدهایبد اجتماعی که به بار خواهد آمد خود نهضت انسان گرایی نیز دچار رکود خواهد شد در این صورت مجازاتها وصف بازدارندگی خود را از دستخ خواهند داد و زمینه ای برای بازگشت دولتها به مجازاتهای شدیدتر فراهم خواهد آمد.119
بنابراین با توجه به مراتب فوق می توان گفت که مجازاتهای بیش از اندازه و حد متعارف و معقول خوار کننده خشن و غیر انسانی تلقی می گردد البته باید اضافه نمود که صرف خوارکنندگی به لحاظ اینکه جز طبیعت مجازات است غیر انسانی نیست بلکه خروج از حد طبیعی و ضرویر آن غیرانسانی می باشد.
تأکید بیش از حد بر اجرای مجازات در حضور عده زیاد مردم نیز غیر انسانی تلقی می گردد چرا که هر انسنی جز آن که از صفت انسانی خود عدول کرده دوست دارد بدیهایش پنهان بماند و شخصیت او در برابر انبوه مردم خوار نگردد همانطور که می دانیم یکی از صفات خداوند بلندمرتبه ستارالعیوب بودن است و در قرآن کریم صرفاً در یک مورد حکم به اجرای علنی ان هم در حضور طایفه از مومنین آمده است. لذا اجرای بی رویه مجازات در ملاء عام آسیب شخصیتی عظیمی به فرد وارد می کند.
از طرف دیگر در حقوق کیفری اسلام و به تبع آن قانون مجازات کشورمان، بخش اعظم از مجازاتها در زمره جرایم تعزیری قرار دارند و تعزیر،م جازاتی که چند و چون آن کاملاًاز عرف و شرایط زمان و مکان تأثیر پذیرد. بی گمان یکی از اثار م ثبت این رویکرد فراهم آوردن زمینه برای گسترش روند انسانی شدن مجازات ها ست زیرا چنان که برخی ازفقیهان تصریح نموده اند شکل و شیوه کیفر تعزیری تابع عرف است بنابراین برمبنای پذیرش اصل کرامت انسانی اگر رفتاری در باور عمومی مردم زمانه ای هتک و حرمت و کرامت انسانی تلقی شود نمی توان آنرا نسبت به بزهکار اعمال نمود این رویکرد اسلام زمینه را فراهم ساخت تا چند و چون مجازاتها از عقلانیت و احساسات جمعی متأثر شود.120
مبحث دوم: انواع مجازاتها
مجازاتهای مقرر در قانون مجازات اسلامی که برگرفته از شرع است می توان به دو روش تقسیم بندی نمود. روش نخست طبقه بندی مجازاتها بر اساس ماهیت عینی مجازات، یعنی نوع حقی که از مجرم سلب می کنند، می باشد که در این تقسیم بندی می توان مجازات ها را در پنج دسته مجازات های بدنی،مجازات های سالب آزادی، مجازات های محدود کننده آزادی و مجازاتهای مالی تقسیم بندی نمود روش دیگرتقسیم بندی بر اساس ماهیت فقهی آنها می باشد121 با توجه به اینکه در قانون مجازات اسلامی نیز مجازاتها بر اساس ماهیت فقهی شان تقسیم شده اند بنابراین در این تحقیق نیز به تبعیت از قانون مجازات انواع مجازات بر اساس ماهیت فقهی شان شامل دیات،قصاص، حدود و تعزیرات مورد بررسی قرار می گیرد البته قسم پنجم مجازاتهای مقرر در قانون تحت عنوان مجازات های بازدارنده که فاقد سابقه شرعی است نیز بحث می شود.
گفتار اول: دیات
شهید ثانی در شرح لمعه دیات را جمع دیه میداند و ریشه دیه را «ودی » می داند و بدون تعریف دیه به بیان موارد پرداخت دیه می پردازد122 اما با توجه به ریشه دیه می توان گفت که معنای دیه «ادا کردن» و «پرداخت نمودن» می باشد در لغت نامه های فارسی از دیه به عنوان «خون بها» یاد شده است123د ر قانون مجازات اسلامی نیز دیه مالی معرفی شده است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو به مجنی علیه یا به ولی یا اولیاء دم او داده می شود (ماده 294 قانون مجازات اسلامی)
در لغت بر لفظ دیه گاهی کلمه منع نیز اطلاقمی شود چرا که از خونریزی جلوگیری می نماید علاوه بر این «عقل» نیز در معنای دیه به کار می رود و «عقل القتیل» یعنی دیه و خونبهای کشته را داد124 بر کلمه دیه واژه (دم)نیز اطلاق می شود که باب نامگذاری مسبب (دیه) به اسم سبب (خون) است.
اما دیه در معنای اصطلاحی به مالی گفته می شود که در اثر ارتکاب جنایت بی رجان یا کمتر از آن واجب می گردد و مقدار آن در شرع معین است جنایتی که دیه مقدار نداشته باشد به آن ارش تعلق می گیرد.در فقه اهل سنت نیز دیه مالی است که در مقابل نفس کامل پرداخت می شود و ارش بر مال در مقابل عضو اطلاق می شود و حکومت،ارشی است که با تجاوز بر کمتر از نفس مانند جراحت با بیکار ماندن عضو ثابت است که تعیین آن با نظریه کارشناس عادل توسط قاضی صورت می گیرد.125
در خصوص دیه بحث اصلی بر سر این است که اساساً ماهیت دیه چیست آیا مجازات است یا جبران خسارت و فاقد جنبه کیفری؟با توجه به مجموع مواد مربوط به دیه در قانون مجازات اسلامی مواردی یافت می شود که هر یک از این نظریه ها را تقویت کند به عنوان نمونه موادی که جبران خسارت بودن دیه راتقویت می کند عبارتست از پرداخت دیه توسط عاقله دربرخی شرایط که خلاف اصل شخصی بودن مجازات هاست و بیانگر این مطلب است که در دیات هدف جبران خسارت عمل به قاعده (و لا یبطل دم امر مسلم) است انتخاب نوع مال برای پرداخت دیه از سوی جانی که خلاف مجازات هاست چرا که متهم در انتخاب نوع کیفر مختار نمی باشد بلکه قاضی دادگاه با توجه به شرایط و اوضاع و احوال متهم برای او مجازات تعیین می کند یا اینکه دیه با توافق طرفین قابل تبدیل و مصالحه است و یا اینکه قتل در خواب موجب پرداخت دیه می باشد حال آنکه خواب از عوامل رافع مسئولیت کیفری می باشد پرداخت دیه از بیت المال و چندین مورد دیگر که جنبه جبران خسارتی دیه را تقویت می کند.
اما در عین حال مواد دیگری وجود دارد که جنبه کیفری دیه را تقویت می کند مانند سقوط دیه و قصاص با مرگ قاتل در حالیکه اگر ضمان مال بود با مرگ ساقط نمی شد اما باید به این مسئله توجه داشت که علت این حکم این می باشد که حکم اولیه در مورد قتل عمد قصاص است و سپس با تراضی طرفین تبدیل به دیه می شود وقصاص یقیناً با فوت ساقط می شود و با تغلیط دیه در ماههای حرام که نوعی تشدید مجازات است.
در برخی از روایات نیز دیه به عنوان عامل پیشگیری از قتل و واکنش اجتماعی معرفی شده است و هچنین در برخی روایات دستور داده شده دیه جنایت بر مرده باید به بیت المال تحویل شود.126
بنابراین با توجه به مطالبی که بیان شد به این نتیجه می رسیم که دیه دارای دو جنبه می باشد نه اینکه ماهیتی دوگانه داشته باشد چرا که اساساً و ماهیتاً جبران خسارت است ولی در قالب مجازات اجرا می شود و اینکه در زمره مجازات ها آمده است تغییر دهنده ماهیت آن نمی باشد و از طرفی شارع مقدس در جرایم علیه تمامیت جسمانی بیشتر به جبران خسارت توجه داشت است همچنین تحمیل دیه بر جانی به نوعی خاصیت بازدارندگی دارد و سبب پیشگیری از تکرار جرم توسط مجرم می شود به همین جهت است که احکام و قواعد عام الشمول در حوزه مجازات های دیگر از قبیل قواعد مربوط به تشدید قضایی مجازات،تعدد و تکرار جرم،مرور زمان، توبه و سقوط مجازات با فوت متهم در این حوزه اجرا نمی گردد زیرا بسیاری از این قواعد در این گونه جرایم منجر به تضییع حقوق بزه دیده می شود.127
اما یکی از انتقادات وارده بر عدالت کیفری در مورد این حوزه تفاوت دیه زن و مرد است مطابق نظر فقهای اسلام دیه پرداختی در مورد قتل یک مرد با هر میزان سن و موقعیت اجتماعی و سواد امثال آن دو برابر دیه یک زن م باشد مقنن جمهوری اسلامی هم در ماده 300قانون مجازات اسلامی همین امر را پذیرفته که مخالف اصل تساوی افراد در برابر قانون است با عنایت به اینکه دیه دارای جنبه مالی و جبران خسارت است و همچنین با در نظر گرفتن تغییراتی که در قانون صورت گرفته از جمله تساوی دیه مسلمان و غیرمسلمان بر اساس نظر حکومتیت ولی امر (تبصره الحاقی در ماده 297) و همچنین تساوی دیه زن و مرد در حوادث رانندگی در مواردی که بیمه مسئول پرداخت دیه باشد (حسب قانون بیمه اجباری دارندگان وسیله نقلیه موتوری) به نظر می رسد بازنگری قانون در این خصوص خالی از وجه نباشد. ایراد دیگری که می شود وارد نمود مربوط به دریافت دیه از اموال بستگان مجرم در صورت فرار و عدم دسترسی به وی یا پرداخت دیه توسط عاقله است در اینجا ملاحظه می گردد بستگان قاتل که هیچ نقشی در ارتکاب جرم نداشته وچه بسا در شهر دیگری زندگی می کند از ارتکاب جرم خبری نداشته باشد به پرداخت دیه که به هرحال مبلغ قابل توجهی است و هر سال درحال افزایش است مجبور می شوند بنابراین این قاعده خلاف اصل شخصی بودن مجازات هاست و راهی را برای قاتل جهت فرار از پرداخت دیه فراهم می کند. واز طرف دیگر با وجود نهادهای نظیر بیمه،ستاد دیه، صندوق پرداخت دیه می توان جهت جبران خسارت از آنها کمک گرفت.128
گفتار دوم : قصاص
قصاص یکی دیگر از مجازات های اسلامی و مذکور در قانون است قصاص از ریشه «قصص » است به معنای دنبال کردن اثر و همراهی کردن است و در اصطلاح یعنی در پی کسی رفتن پا در جای پای او گذاشتن است و منظور پدید آوردن آنچه او کرده است یعنی استیفا اثر جنایت129 و به عبارتی قصاص کننده از کسی که جنایت را بر او وارد ساخته پیروی می کند و کاری همانند او ، انجام می دهد.130
در نظام کیفری قصاص مجازاتی است که در برابر جنایت عمدی بر نفس یا عضو و یا منافع به جانی تحمیل می شود و باید با جنایت او برابر باشد جنایت بر عضو دو قسمت است: قسم اول شجاج که شامل جراحت های سر و صورت است قسم دوم جراح که شامل جراحت های سایر اعضای بدن است در شجاع به خاطر خطرات احتمالی قصاص امکان پذیر نمی باشد و تنها در جراح قصاص امکان دارد.131
قرآن کریم نفس انسان را محترم شمرده است و کشتن نفسی را که خداوند گرامی گردانیده، ممنوع کرده است مگر به حق132 و همچنین در ایات مختلف به نکوهشی به کشتن نفس و مجازات سنگین اخروی آن اشاره نموده است.133 تا جایی که کشتن یک شخصی را به معنای از میان بردن همه دانسته است134 گفته شده است چن هر شخص انسان حقیقی همانند انسان های دیگر را در بردارد،ا ز این رو کشتن یا زنده کردن یک فرد بسان کشتن یا زنده کردن نوع انسان می باشد135 به همین سبب است که کیفر قتل عمد، قصاص معرفی136 و همچنین علت تشریع قصاص، پابرجایی حیات بیان شده است حیاتی که از خداوند حکیم سرچشمه می گیرد و زمینه پیدایش همه خیرات ، برکات و کمالات برای انسان است.137
کاربرد واژه «قصاص» به جای قتل در آیه شریفه این نکته را می رساند تنها قتلی برای جامعه حیات آفرین می باشد که به منظور مقابله به مثل انجام گیرد (قصاص)نه هر گونه دیگر قتل و از سوی دیگر با پیش انداختن واژه «فی القصاص» بر «حیاء» خواسته است این نکته را بفهماند که اساساً حیات و زنگی تنها و امدار قصاص است و نه گونه های دیگر قتل این نکته از یک قاعده ادبیات عرف فهم پذیر می باشد که مطابق آن جلو افتادنکلمه ای که جایگاه اصلی آن در پی آمدن است، انحصار و یگانگی را نتیجه می دهد. گفتنی است «فی القصاص» به دلیل جار و مجرور بودن، خیر می باشد و خبر هم برپایه قواعد عربی نه در آغاز جمله بلکه پس از مبتدا می آید.138
با دقت در آیه 178 سوره مبارکه بقره می بینیم که صدر آیه با عنوان «کتب» شروع شده که دلالت تام بر وجوب اجرای قصاص دارد اما ذیل آیه با مطرح کردن عفو برادر خواندن قاتل برای اولیاء دم، تبعیت از معیارهای عرفی، برخورد با احسان و شایسته و آن را تخفیف و رحمتی ز سوی خداوند دانستن در صدد است حتی الامکان قصاص اجرا نشود و اولیاء دم را ه دیگر را برای استیفای حق خود برگزینند. بنابراین صدر و ذیل آیه با هم نمی سازند حقیقت این است که تأکید خداوند در این آیه بر اجرای قصاص نمی باشد بلکه تأکید روی جعل قصاص است.
بنابراین در جرایم عمدی علیه اشخاص بزه دیده نقش موثری در مرحله تعقیب قضایی و تعیین مجازات ایفا می کند به همین دلیل در

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع مواد مخدر، منافی عفت، اشخاص ثالث، قانون مجازات Next Entries تحقیق با موضوع قتل عمد، قانون مجازات، قانون مجازات اسلامی، سوره بقره