تحقیق با موضوع ضمن عقد، عقد اجاره، عقد وکالت

دانلود پایان نامه ارشد

اهمال از طرف بايع تلف شود بيع منفسخ و ثمن بايد به مشتري تحويل گردد…” با توجه به ماده مي توان گفت که در فرضي که امکان انجام تعهد اصلي از ناحيه يکي از طرفين عقد بواصطه حادثه خارجي منتفي گردد اجراي تعهد اصلي طرف مقابل نيز منتفي خواهد بود.

اول: اقسام تعهد اصلي
تعهدات اصلي طرفين بر حسب هر عقد و قراردادي متفاوت خواهد بود براي مثال در عقد بيع که بارزترين نمونه عقود معوض است تعهدات اصلي فروشنده را مي توان تعهد به انتقال مالکيت مبيع ، تعهد به تسليم مبيع به مشتري و تعهد به عدم تعدي و تفريط در مبيع بيان نمود در مقابل تعهد خريدار به پرداخت ثمن بيع ، تحويل گرفتن مبيع و عدم تعدي و تفريط در ثمن معامله را از تعهدات اصلي نام برده دانست. يا در عقد اجاره تکاليفي که موجر در اثر عقد اجاره پيدا مي کند در سه تعهد اصلي خلاصه مي شود که عبارت اند از93:
1-تسليم مورد اجاره
2-انجام تعميرات و تحمل مخارج مورد اجاره
3-خودداري از تغييراتي که با مقصود از استيجار منافي باشد
در سمت مقابل نيز مي توان تعهدات زير را به عنوان تعهدات اصلي حاصل از عقد اجاره نسبت به مستأجر قلمداد کرد. تعهد پرداخت اجاره بها در موعد مقرر ،تغييير ندادن منفعت مورد اجاره و نيز خودداري از تعدي و تفريط نسبت به عين مستأجره.
بنابراين همچنانکه ملاحظه مي گردد بر حسب اينکه عقد و قرارداد ما تفوت تفاوت مي کند تعهدات اصلي حاصل از آنها نيز تفاوت خواهد کرد. بنابراين تعهدات اصلي حاصل از قراردادها ثابت نبوده و از عقدي به عقد ديگر تعهدات اصلي حاصل از آن نيز تفاوت خواهد کرد بنظر مي رسد که احصاء و شمارش تعهدات اصلي حاصل از قراردادها با توجه به تنوع و گوناگوني قراردادها امري بعيد مي باشد.
اما آنچه در اين قسمت مهم بنظر مي رسد ارئه معياري است براي اينکه در هر قراردادي چگونه تعهدات اصلي را در مورد شناسايي قرار دهيم بنظر مي رسد که براي اين امر بايستي قصد طرفين و اهداف اساسي آنها از انعقاد قرارداد و اوضاع و احوال پيرامون قراراداد و عرف معاملاتي در زمينه قراردادي خاص را بايد از عوامل اساسي تشخيص تعهدات اصلي مدنظر قرار دهيم.
2-تعهدات تبعي
تعهد تبعي تعهدي است که در حدوث خود از تعهد ديگري که تعهد اصلي است پيروي مي کند.94 اين تعهد از جهت انشاء استقلالي ندارد به اين معني که بر خلاف عقد اصلي مستقلا انشاء نمي شود بلکه در مرحله پيدايش تابع قرارداد اصلي است که تعهد نيز ضمن آن مندرج گرديده است. بنابراين تعهدات تبيعي خارج از ارکان عقد بوده در حقيقت از قرارداد اصلي کسب اعتبار و نفوذ مي کنند.
اول-اقسام تعهدات تبعي (فرعي)
از جمله مهم ترين تعهدات فرعي که در قانون مدني به طور مشخص مورد توحه قرار گرفته اند ، شروط ضمن عقد مي باشند اين شروط سه قسم مي باشند : 1-شرط نتيجه 2-شرط صفت 3-شرط فعل.
-شرط صفت
شرط صفت شرطي است که موضوع آن صفتي از اوصاف مورد معامله مي باشد که اين مورد معامله يک عين خارجي است. بنابر اين در مورد شرط صفت دو نکته بايستي مورد توجه باشد. اول اينکه مورد معامله بايستي معين باشد دوم اينکه شرط راجع به صفتي از صفات مورد معامله باشد مثل اينکه خريدار زميني را به شرط آنکه داراي 50 متر عرض و 100 متر طول باشد خريداري کند. در اين مثال مبيع عين خارجي است و موضوع شرط مساحت است که از اوصاف کمي زمين است.95 مطابق ماده 234 ق.م “شرط صفت عبارت است از راجع به کيفيت يا کيميت مورد معامله” مراد از شرط راجع به کيفيت شرطي است که موضوع آن وصفي از اوصاف و عوارض مورد معامله است مثل شرط راجع به جنس ،رنگ، بو و … و مراد از شرط راجع به کميت شرطي است که موضوع آن مقدار مورد معامله از حيث مساحت ،وزن و عدد مي باشد.
در مورد شرط راجع به کميت بايد گفت که قيد مقدار در مورد معامله به دو صورت انجام مي گيرد، اول اينکه قيد مقدار فقط به عنوان وصف مورد معامله است مثل اينکه يک اسب ترکمن مورد معامله قرار گيرد به شرط آنکه 200 کيلو باشد.
دوم اينکه شرط علاوه بر جنبه وصفي مقدار مورد معامله را نيز مشخص کند مثل اينکه شخص کومه گندمي را يک صد هزار تومان بفروشد به شرط اينکه 1000 کيلو باشد.96 در مثال ذکر شده شرط 1000 کيلو بودن علاوه بر اينکه جنبه وصفي دارد جنبه مقداري نيز دارد يعني ميزان تعهد فروشند را نيز مشخص مي کند.
-شرط نتيجه
منظور از شرط نتيجه ، شرطي است که مورد آن مقتضي يکي از عقود باشد97 مثل اينکه در بيع خانه اي شرط شود که خريدار وکيل فروشنده در بيع اتومبيل وي باشد. همچنان که ملاحظه مي شود در اين مثال مقتضي عقد وکالت به صورت شرط نتيجه در ضمن عقد بيع درج گرديده است به طوري که با تحقق بيع خريدار وکيل فروشنده نيز مي گردد. اين است که ماده 236 ق.م بيان ميکند : “شرط نتيجه در صورتي که حصول آن نتيجه موقوف به سبب خاصي نباشد آن تنيجه به نفس اشتراط حاصل مي شود.”
-شرط فعل
به موجب ماده 234 ق.م :”شرط فعل آن است که اقدام يا عدم اقدم به فعلي بر يکي از متعاملين يا بر شخص خارجي شرط شود.” بر طبق اين ماده شرط فعل بر دو قسم است:
الف-شرط فعل مثبت: مثل اينکه در عقد بيع خانه اي فروشنده تعهد نمايد که ظرف مدت دو ماه خانه را تعمير نمايد يا اينکه در حيات آن حوض آبي بسازد.
ب-شرط فعل منفي : مثل اينکه مشروط عليه متعهد شود که از انجام عملي خودداري کند که اين امتناع مي تواند براي يک مدت محدود باشد يا براي يک مدت مستمر. براي مدت محدود ، مثل اينکه موجر به هنگام اجاره دادن مغازه خود به مستآجر تعهد کند که مغازه مجاور آن مغازه را که ملک اوست براي دو سال به شغل مشابه اجاره ندهد. براي مدت مستمر هم مثل اينکه شخصي اتومبيل خود را به همسايه بفروشد به شرط آنکه همسايه سر نير خود را که بواسطه تعميرات برداشته مجددا روي ديوار ملک فروشنده نگذارد. (م 124 ق.م)
گفتار دوم: اقسام تعهد در حقوق انگليس
در نظام حقوقي انگليس تعهدات ناشي از قرارداد را به متعهدات اساسي و غير اساسي تقسيم کرد که به اختصار بررسي مي کنيم.
الف-تعهدات اساسي
از اين تعهدات در نظام حقوقي انگليس به عنوان شروط اساسي98 يا شروط بنيادي نام برده مي شود. در اين نظام حقوقي شروط خاصي هستند که نقض آنها به منزله عدم اجراي کامل يک قرارداد مي باشد. اين شروط اساسي از شروط تضميني و شروط هاي مهم تر از آن نيز بنيادي تر هستند و هسته اصلي قرارداد را تشکيل مي دهند و به اين دليل شروط معافيت مندرج در قرارداد نمي توانند آنها را تحت تأثير قرار دهند. به عبارت ديگر اگر در يک قراردادي شرط معافيت هم مهم باشد بار مسئوليت نسبت به نقض اساسي وجود خواهد داشت و اين مسئوليت تحت پوشش معافيت قرار نخواهد گرفت. براي مثال اگر قراردادي براي فروش کنده درخت ماهون منعقد گردد تعهد به تحويل کنده ساخته شده از درخت ماهون شرط اساسي قرارداد است و اگر کنده درخت کاج به جاي آن تسليم شود يک عدم اجراي کامل محقق گرديده که هيچ شرط استثناء يا معافيتي نمي تواند آن را تحت تأثير قرار دهد. هيچ يک از طرفين در يک قرارداد نمي تواند خود را از مسئوليت ناشي از نقض اساسي معاف کند و طرف قرارداد مي تواند فقط در زماني که به تعهدات خود مطابق با قرارداد عمل کرده ، از حمايت شرط معافيت بهره مند گردد نه در زماني که از قرارداد خود تخطي کرده است و تخلفي مرتکب شده است که به ريشه و اساس قرارداد لطمه وارد مي سازد. از اين رو براي مثال اگر افرادي که مسئول قسمت انبار راه آهن هستند به افراد غير مجاز اجازه دهند که وارد آنجا شده و چمدان وديعه گذار را بدون برگ توديع به انبار بردارند اين امر يک نقص اساسي است و راه آهن نيز بوسيله ي شروط معافيتي که چنين ضرر يا تسليم ناشايستي را مقرر مي کند مورد حمايت نخواهد بود. با وجود اينکه ممکن است در قرارداد شروط محدودکننده يا توسعه دهنده مسئوليت طرفين وجود داشته باشد اما اين شروط نمي توانند مسئوليت ناشي از نقض بنيادي را از بين ببرند.99
ب-تعهدات تبعي (غير اساسي) در حقوق انگليس
در اين قسمت نيز همچنانکه در نظام حقوقي کشور ما يک قسمت مهم از تعهدات تبعي را تحت عنوان شروط ضمن عقد مورد بررسي قرار دهيم اين بحث را در حقوق انگليس نيز در قالب شروط ضمن عقد مورد بررسي قرار مي دهيم تا به آنچه هدف ما از بررسي اين تعهدات است برسيم. در اين نظام حقوقي شروط ضمن عقد در يک شيوه که در قانون بيع کالاي انگليس مصوب 1979 منعکس است به دو دسته شروط مهم100 يا غيرمهم101 (يا شروط اصلي و فرعي) تقسيم بندي شده اند. اين شروط مي توانند صريح يا ضمني باشند که مراد از شروط صريح آن شروطي است که توسط طرفين قرارداد به صراحت در آن گنجانده مي شوند102 و در حالي که شروط تلويحي (ضمني) بوسيله طرفين يا دادگاه و يا توسط قوانين و مقررات در قراردادها گنجانده مي شوند. هر گاه يکي از اين شروط مورد نقض واقع شود شيوه دادگاه براي کشف اينکه شروط از کدام نوع بوده اند از ماهيت قرارداد ، قصد ابراز شده اي طرفين و يا آثار نقض بدست مي آيد.103 در اين قسمت به بررسي شروط ضمن عقد طبق قانون ذکر شده مي پردازيم.
-شرط مهم
در نظام حقوقي انگليس يک شط مهم به عنوان يک تعهد يا اظهار يک حقيقت تعريف مي شود که شرط اساسي قرارداد را تشکيل مي دهد. در معناي معمول يا شرط مهم ، تعهدي اساسي است که در يک قرارداد يکي از طرفين متعهد مي شود که به خوبي آن را انجام مي دهد. مثالي از اظهار حقيقت که يک شرط اصلي در قرارداد را تشکيل مي دهد. موردي است که در قرارداد اجاره ي کشتي اظهار مي شود کشتي که در کدام بندر است. يعني در حين انعقاد قرارداد اجاره ، اظهار اين مطلب که کشتي در چه محلي مستقر است به عنوان شرط مهم تلقي شده است مانند اينکه در حين ، عقد اجاره کشتي به عنوان شرط اظهار شود که کشتي در بندر آمستردام است که اين امر يعني در بندر آمستردام بودن به عنوان اظهار يک حقيقت که شرط مهمي باشد تلقي شده است، نمونه اي از تعهد هم که به عنوان شرط مهم تلقي شده است موردي است که تعهد مي شود که کشتي تا موعد معيني جهت بارگيري به بندر ارسال مي گردد ولي در موعد معين ارسال کشتي به عمل نيامده و مثلا چند روز بعد از موعد کشتي ارسال شود که در اين مورد نيز تعهد به ارسال کشتي جهت بارگيري تا موعد معين به عنوان يک شرط مهم مي باشد. در قانون بيع انگليس104 نيز نمونه هاي از شرط مهم آمده است که دو نمونه در زير آورده مي شود.
اول) در مورد کالاي که با توصيف مبادله مي شود مطابق ماده 13 قانون مذکور کالا بايد با توصيف به عمل آمده در قرارداد منطبق باشد اين شرط ضمني از جمله ي شروط مهم مي باشد. با اين وجود زماني اين شرط اعمال مي شود که خربدار به اين توصيف اتکا کرده باشد105 و چنانچه خريدار به آن وصف اتکا نکرده باشد مثل اينکه خود کالا را پسنديده و خريداري کرده باشد اين قاعده اعمال نمي شود.
دوم) طبق بند دوم از ماده 14 قانون بيع کالاي انگليس ، در بيع هاي تجاري يا آنجا که فروشنده در روند تجارت خود معاملاتي را منعقد مي کند اين شرط ضمني وجود دارد که کالا داراي کيفيت تجاري مي باشد اين شرط نيز جزو شروط مهم محسوب مي شود و زماني قابل اعمال است که فروشنده بوسيله اعلام عيوب کالاها آن را استثناء نکرده باشد و يا اينکه خربدار کالا را بدون بررسي آنها خريداري کرده باشد106. ليکن اگر خريدار کالاها را بررسي نموده به نحوي که عيب موجود در کالا بوسيله آن بررسي مي بايست روشن مي گرديد در اين صورت اين شرط منتفي خواهد بود.
-شرط غيرمهم107 (فرعي)
اين شرط برخلاف شرط مهم جنبه اساسي ندارد بلکه نسبت به آن شرط از اهميت کمتري برخوردار است يک شرط غير مهم اظهار صريح يا ضمني امري است که يک طرف تعهد مي کند که آن امر قسمتي از تعهد باشد با ملاحظه اينکه آن قسمت از قرارداد نسبت به هدف اصلي قرارداد ، جنبه فرعي دارد.108
در تعريف ديگري گفته شده است که معني واقعي شرط غير مهم در حقوق انگليس توافقي است که به مورد معامله در يک قرارداد اشاره دارد اما مي توان گفت به خودي خود يا به موجب قرارداد قسمت اساسي يک قرارداد نيست و نسبت به هدف اصلي قرارداد جنبه فرعي دارد.
در فرضي که خريدار به اظهار فروشنده اتومبيل مبني بر اينکه مدت خدمات

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع حقوق فرانسه، جبران خسارت، علم اقتصاد Next Entries تحقیق با موضوع نقض قرارداد، ضمن عقد