تحقیق با موضوع شعر معاصر، شفیعی کدکنی، جنگ تحمیلی

دانلود پایان نامه ارشد

سیاسی داشت. اشعاری هم در پارهای از روزنامهها منتشر و یا به وسیلهی سخنوران در تظاهرات و اجتماعات بازخوانی میشدند که هدف این اشعار انتقادی، تحریک و انگیزش مردم برای شرکت در امور و کنشهای سیاسی، تعلیم وطنپرستی و دموکراسی و حفظ طغیان و زنده نگهداشتن روح انقلابی بود (همان،52). افرادی از جمله قائم مقام فراهانی، یغمای جندقی و فتحالله شیبانی که وابسته به دربار نبودند و یا وابستگی کمتر داشتند، مضمون شعرشان انتقاد سیاسی با زبان طنز و هجو است و مضامینی چون عدالت اجتماعی ، مشروطه خواهی، آزادی طلبی و قانون خواهی مطرح شده است (بصیری،36:1388).

(شیبانی،285:1364).
درونمایهی شعر مشروطه در قیاس با دورهی قبل مسائلی است از قبیل آزادی، وطن، زن، غرب و صنعت غرب، انتقادهای اجتماعی و تا حد زیادی دوری از نفوذ دین، فقدان تصوّف و باز هم کلیّت معشوق درآثار غنایی. مفهوم آزادی، مترادف دموکراسی غربی، با مشروطیّت آغاز میگردد و این تفکّر حاصل انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب صنعتی انگلستان و پیآمدهای آن است.
در شعر دورهی رضا شاهی انتقاد هست ولی انتقادها متوجّه چیزهای سطحی و روبنایی است و آن تندی که در شعر عارف و عشقی و بهار بود و به ریشهی مسائل میزد، در این دوره نیست. به دلیل سانسور و فشاری که به طور روزافزون بر روشنفکران و ادبا وارد میآید و خیلی هم با برنامه تنظیم شده است، همان مفهوم وطن و آزادی هم زیر بار فشار دیکتاتوری رضاشاهی خیلی کم رنگ میشود ولی ادامه دارد (شفیعی کدکنی،33:1383-80). تصانیف روزمرهای رواج عمومی داشت و با حکومت سختگیرانهی رضا شاه آن تصانیفی که رنگ و صبغهی سیاسی بود و دارای مضامین ضد حکومت از جامعه رخت بربست. در روزنامهها شماری از اشعار طنزآمیز انتقادی منتشر میشد که بعضی از آنها کاملاً به این نوع اشعار میپرداخت. روزنامهی توفیق و بابا شمل از جملهی این نشریات بودند. شعر این دوره با تمثیلهای تاریخی و حماسی و نقد ملایم اجتماعی و دعوت پشتیگرانه از اصلاحات مورد نظر حکومت و بدگویی از فشار خارجی بر ایران، با طراحیهای حکومت رضا شاه همسویی و دمسازی نداشت و سطح نمادین و سمبولیک، بازتابی از فضای موجود مملکت بود. زبان تمثیلی و بیان سمبولیک که بعدها یکی از ویژگی های شعر نیما شد وسیلهی بسیار مناسبی برای ابراز اندیشههای انتقادی و انقلابی در دوران اختناق بوده است (آژند،1383: 52-145). جریان شعر سمبولیسم اجتماعی فارسی در ایران اینگونه بوده است که خود را در برابر مسائل و مفاهیم سیاسی و اجتماعی و آرمانها و آرزوها و درد و دریغهای انسانی متعهّد میدانسته و جامعهگرایی از ویژگیهای محوری و بنیادین این شعر بوده و هدف آن بالا بردن ادراک و بینش اجتماعی است و غالباً پیامی اجتماعی و انسانی در آن بازگو میشود (شمیسا،2:1380). دوران بدبینی نیما همزمان با یک دورهی اختناق و افول آزادی در سطح جامعهی ایران بوده که اشعار نمادین وی معلول چنین شرایطی است.
*ققنوس مرغ خوش خوان، آوازهی جهان/ آواره مانده از وزش بادهای سرد
بر شاخ خیزران ، بنشسته است فرد/ بر گرد او به هر سر شاخی پرندگان …
ناگاه چون به جای پر و بال میزند/ بانگی برآرد از ته دل سوزناک و تلخ
که معنیاش نداند هر مرغ رهگذر
(نیما،222:1375).
در این دوره سانسور شدیدی بر مطبوعات و آزادی بیان تحمیل شد و مدیحه سرایی که در دورهی قبل از بین رفته بود بار دیگر سر بر کشید، در این شرایط سخت بعضی از نویسندگان و شاعران بیباکی چون لاهوتی، فرخی و عشقی ناگزیر تن به تبعید در خارج از کشور دادند و یا ظلم مرگ را در زندانها چشیدند. از ویژگیهای این دوره رشد ادبیات غیر سیاسی بود.
بعد از سقوط رضاشاه، انتقادهای دورهی رضاشاهی، جایش را به انتقادهای بنیادی میدهد. از لحاظ اجتماعی در این دوره، برخورد تند عاطفیای که نسل قبل با مسائل داشت، کم رنگ میشود و شاعران درمسائل اجتماعی بیشتر خیره میشوند و تأمّل میکنند و تفکّر قبل تبدیل به یک تفکّر عمیق اجتماعی همراه با نوعی نگرش انتقادی و گاه طنز میشود. نوعی نقد اجتماعی، زمینه اصلی شعر این دوره را تشکیل میدهد که بیشتر دراشعار فروغ و شاملو و دیگران نمونههایش نمایان است (شفیعی کدکنی،80:1387). شعر فارسی، خواه میانهرو، خواه تندرو دو مکتب جداگانه پدید آورد: آنان که دیدشان بر مسائل اجتماعی متمرکز بود و کسانی که به عوالم درونی چون عشق و دل توجه داشتند یا شیفتهی طبیعت بودند. از میان گروه شاعرانی که آثار بیشتر آنان جهت اجتماعی داشت، میتوان نیما یوشیج، شیبانی، کسرایی، سایه، ا.بامداد یاد کرد (همان،99). شعر معاصر ایران، فرزند خلف مشروطیّت است؛ شعری که تعهّد و مسئوولیت اجتماعی را از آن دوران به ارث برده و بر ظرایف و جلوههای هنری و رمزی آن افزوده است؛ به ویژه از دههی 1320 شمسی به بعد که حوادث بزرگی در ایران و جهان به وقوع میپیوندد و با هم ارتباط دارند، نقش شاعران و ادیبان در حوزهی سیاست پررنگتر میکند (نصرتی،456:1387).
یکی از تأثیر گذارترین اتفاقات در جریان شعر معاصر فارسی، انقلاب اسلامی بوده است که با ظهور آن تکرار اندیشههایی همچون استقلال وآزادی خواهی ، داشتن حق فردی و اجتماعی همراه با اندیشهی آزاد و آرمان های بسیار وارد شعر معاصر فارسی گردید و با جریان جنگ تحمیلی،این مسؤولیت اجتماعی و سیاسی در شعر معاصر افزونی یافت و از مسائل عمدهای که درشعر این دوره مطرح میشود، «میتوان رویکرد انسانی شاعر در گسترهی جهانی و بیان دردها و رنجهای بشری، آزادی خواهی، اعتراض به جنگ، شکوه از استبداد، اعتراض به بیعدالتی و… را اشاره کرد» (نصرتی،471:1387). از چهرهها این دوره میتوان شاملو، کسرایی،خسرو گلسرخی، اسماعیل خویی و … را نام برد(شفیعی کدکنی،1387: 81).
ادبیات شکل گرفته در جنگ تحمیلی در بر دارندهی موضوعاتی از جمله جنگیدن،کشته شدن، ویران کردن است که طرح آرمانها و تفکرات که در بر گیرندهی مضمون توجیه حقانیّت و بیان شجاعت و ستایش فتوحات که دعوت به مقاومت و همچنین یادکرد جنگ و توصیف فاجعه و سوگسرایی که دارای مضمون نفرتانگیز از جنگ است را عنوان میکند. «ادبیات جنگ ادبیات انسانی است که نشان دهندهی تجربیّات واقعی جنگ است که در آن وجدان جمعی و هویّت انسانی بیان میشود و تلاش میکند ریشهی لغزشها و تهدیدات را پیدا کند و بشناساند و همچنین نشان دهندهی وجدان بیدار در برابر خشونت دشمنان و بازگرداندن حقوق انسانی است. این نوع ادبیات تمرکز بر موقعیت ناهنجاری که مردم در آن زندگی میکنند و بررسی انواع سیطرهها که مربوط به فرد، گروه و ملّت میشود، است» (محنایه،1:1389). ویژگیهای شعر این دوره «بهرهگیری از نماد و رمز،توصیف و ستایش جانباختگان و شهیدان،توصیف جنایت و بیداد دشمن،ترسیم چهرهی رنج کشیده و مظلوم مردم ، دعوت به مبارزه و پایداری، تحقیر و انتقاد از دشمن و تکریم خود، ستایش آزادی و آزادگان و اعتراض به بیدردی ، بیهویتی و رفاهزدگی و غفلت و ریاکاری است» (صنعتی،84:1390-28). شاخصههای مهم و ممتاز بعد فکری شعر دفاع مقدس:
1-تلفیق و درآمیختن گذشته، حال، آینده، با اتّکا بر سه عنصر تاریخ اسلام به ویژه عاشورا، حالات و رویدادهای جبهه و آیندهی تاریخ؛
2-ستایش شهید و شهادت، ایثار و جانبازی و مقاومت، سرودههای سرشار از توصیف و تکریم شهیدان، ستایش مجاهدان جبههها، مقاومت و فداکاری مردم و رزمندگان؛
3-اندوه یاران رفته و واماندن از کاروان شهادت (سنگری،92:1390).
زبان روایی، آهنگ و طنین حماسی و توصیف لحظهها و صحنههای نبرد و ستایش رزمندگان و شهیدان ویژگیهای محسوس قالب شعری دفاع مقدّس هستند. از مهمترین جریانسازان قلمرو دفاع مقدّس میتوان حسن حسینی، حمید سبزواری، پرویز بیگی حبیبآبادی، علیرضا قزوه، سلمان هراتی، قیصر امینپور نام برد (همان،88).
قیصر امینپور از شاعران متعهّد و صاحب سبک در شعر معاصر است که نقش خود را با مطرح کردن موضوعاتی پر بسامد در آثار خویش، از جمله «سختیها و مصائب روزگار، شهید و شهادت، زندگی و مرگ، آزادگی و اسیری، حقخواهی و ظلم ستیزی و … پرنگ تر نموده است»(ایرانزاده،427:1387) .آزادی در سرودههای قیصر امینپور در مفهوم اولیهی نجات از اسارت دشمن خارجی و جغرافیایی و در مفهوم رهایی از تعلّقات و خواستههای نفسانی و در نهایت به مفهوم اجتماعی آن دیده میشود(درگاهی،5:1387).در نگاه امینپور آشکارا اعتراضهایی دیده میشود که عملکردهای اجتماعی امروزی و دغدغههای آن را در بر میگیرد. «وی جامعهاش را خیلی خوب میشناخت و به آلام و دردهای مردم آگاه و زبان گویای رنجها و آمال آنان بوده است. او شاعری مردمی بوده است که نبض جامعه در دستش بود» (سبزواری،1:1386). وی یکی از شاعران در ادبیات معاصر است که اشعارش دارای مضمون درد و رنج انسان امروزی است و انتقاد خود را از کلافگی عصر جدید و مسائل پیرامون آن مطرح میکند. امینپور دارای یک حس تعهّد اجتماعی است که تأکید وی بر عدالت اجتماعی،آزادی انسان و ایدهآل بودن جامعهی آرمانی است که بر اثر فقدان هرکدام از آنها دست به گلایه و انتقاد میزند. همچنین اشعار وی دارای طرح و رنگ انتقادات سیاسی-اعتقادی و فرهنگی است و سرشار از تفکّر و تلنگری است که از واقعیّتهای پیرامون خویش بهره گرفته است و این تفکّر گاه با تلنگر طنز همراه میشود.
با این همه تفاوت/ احساس میکنم که کمی بیتفاوتی/ بد نیست
حس میکنم که انگار/ نامم کمی کج است
و نام خانوادگیام نیز/ از این هوای سربی/ خسته است
(آینههای ناگهان،255:1387).
2-2-3: شیوههای انتقاد
مهمترین شیوههای انتقادی در زبان فارسی را میتوان به هجو،هزل و طنز تقسیم کرد که البته تفاوتهای زیادی در زبان، شیوه و هدف با یکدیگر دارند.
2-2-3-1: هجو
هجو در لغت، «شمردن معایب کسی را، ،دشنام دادن کسی به شعر، سرزنش و در اصطلاح بدگویی از کسی به شعر است» (داد، 1378:ذیل هجو). هرگونه تکیه و تاکیدی بر زشتیهای وجودی یک چیز خواه به ادعا و خواه به حقیقت ،هجو است (شفیعیکدکنی،52:1378).
هجا در شعر جاهلی عرب سلاحی بود در خدمت قبایل متخاصم و قبل از آغاز جنگ، شاعری قبیلهای دیگر را هجو میگفت و شاعری از آن قبیله جواب میداد. به تدریج هجو نویسی جای خود را به طنز نویسی داد که از طرفی ظرافت و نکته سنجی بیشتری میخواست و هم غیر مستقیم بود. اگر هجو جنبهی طنز نویسی داشته باشد و بیشتر به دشنام و بدگویی مستقیم اکتفا کند، میتوان آن را معادل طنز شخصی4 دانست (جوادی ،12:1382).
میتوان گفت در تاریخ ایران، حس انتقام مردم ایران از شکستهای آنها بوده که به زبان هجو مطرح میشده است و کم کم این هجویهها برای مقاصد شخصی که گاه شاعری از شاعری دیگر رنجشی داشته، به کار میرفته است. هجوها برای بیان مسائل اجتماعی در اشعار فارسی، که گاهی بر پایه نقد و دشنام و ریشخند بوده به کار برده میشده است. رستگار فسایی عوامل هجو را اینگونه مینویسد:
1- آزردگیهای شخصی ناشی از توقّعات و انتظارات برآورده نشده از صاحبان قدرت و زر و سیم و همچنین از دوستان و آشنایان؛
2-مشاجرات قلمی شاعران که غالباً به هجوگویی و بدگویی منتهی میشود. شاعران دربارهی همکاران خود نیز به دلایل فراوان زبان به هجو و هزل گشودهاند که مهمترین آن دلائل را میتوان برتری جویی کسی بر دیگری و به دلیل اصطکاک منافع و حسادت و انگیزهی منفی دیگر بوده است؛
3-مأیوسی از صله و انعام ممدوح که سبب میشده که ابتدا شاعران شخص مورد نظر را از هجو بترسانند و اگر به مقصود نرسیدند او را هجو کنند (228:1372).
«در ادبیات کلاسیک فارسی،منجیک،سوزنی،انوری و در میان متاخرین،یغما به لحاظ هجویههای خود،شهرتی بیش از دیگران دارند» (داد،1378:ذیل هجو).
2-2-3-2: هزل
هزل در لغت به معنی مزاح و ضد جد است، بدان لاغ و سخن بیهوده نیز گفتهاند و در اصطلاح اهل ادب، شعری است که شامل شرح و مضمونی طیبتآمیز یا حکایتی خندهآور و به اصطلاح معروف، فکاهی باشد. اعم از رکیک یا غیر رکیک یا شعری که در آن کسی را ذم کنند و به او نسبتهای ناروا دهند یا سخنی گویند که در آن مضامین خلاف اخلاق و ادب آمده باشد که این معنی به مضمون هجو ،

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع شعر فارسی، انقلاب مشروطه، روابط اجتماعی Next Entries تحقیق با موضوع جامعه شناسی، ادبیات فارسی، استان خوزستان