تحقیق با موضوع شرکت در انتخابات، نماز جماعت، نقش برجسته، ادبیات عرب

دانلود پایان نامه ارشد

سرشاری که داشت پیش از هفده سالگی، ادبیات عرب و دیگر علوم مقدماتی اسلامی را فرا گرفت. در همین مدت قسمتهایی هم از فقه و اصول دورهی سطح را خواند. آیت الله خوانساری پس از مشورتهایی كه با پدر داشت، برای تكمیل دانش خود رهسپار حوزهی نجف شد. او در نجف چهار سال در درس آیت الله آخوند خراسانی شركت كرده و همچنین در درس فقیه برجسته آیت الله سید محمدكاظم یزدی حاضر شد. بعد از ارتحال این دو عالم بزرگوار، از درسهای اصول آیت الله نائینی و از فقه آیت الله آقا ضیاء عراقی استفاده کرد. در گرفتن اجتهادنامهی خود از اساتیدش كوششی نكرد و هنگامی كه بعدها به ایران بازگشته بود، اجتهادنامهی وی را آقا ضیاء عراقی از نجف برایش فرستاد.
آثار علمی ایشان غیر از آن رساله‎های فتوایی كه نظریات فقهی ایشان را در برداشت، تقریرات درسهای خارج ایشان بود كه طلاب جمع آوری كرده بودند. از آن جمله درس طهارت ایشان بود كه به همت شاگرد برجسته‎اش آیه الله محمدعلی اراكی و درس صلوه كه از سوی شاگرد دیگرشان آقا مجتبی عراقی نگارش یافت.
بعد ازحملهی انگلستان به عراق و اشغال بخشی از خاک عراق، آیت الله خوانساری به همراه سید ابوالقاسم کاشانی و جمعی از طلاب جوان نجف راهی جبههی نبرد شدند.180 پس از شکست آلمان در جنگ جهانی، عثمانی شکست خورده و انگلیس موفق به اشغال عراق شد. نیروهای انگلیس پس از تسلط بر بغداد، آیت الله خوانساری را که از ناحیهی پا مجروح شده بود، به اسارت گرفتند و در جمع اسرای غیر عرب از بندر بصره با کشتی روانه اسارت در شرق آسیا شدند. آیت الله خوانساری مدتی در زندان سنگاپور غل و زنجیر و انواع شکنجهها را تحمل کرد. در مدت چهار سال اسارت، قوای جسمانی خود را از دست داده با جسمی ضعیف پس از رهایی از اسارت به زادگاه خویش بازگشت.
آیت الله خوانساری برای حضور در حوزهی سلطانآباد به اراک هجرت کرد. هر روز علاوه بر شرکت در درس حاج شیخ عبدالکریم حائری، به تدریس فقه، اصول و حکمت پرداخت.181 پس از مدتی از یاران نزدیك و مشاوران برجستهی آیت الله حائری شد و نقش برجسته‎ای در شكل‎گیری حوزهی علمیه قم ایفا كرد و از جمله مشوقین آیت الله حائری در هجرت به قم بود. پس از وفات حاج شیخ در 1315ش، آیت الله صدر و آیت الله حجت و همچنین آیت الله خوانساری (علمای ثلاث) كه سه تن از شاگردان و یاران برجستهی آیت الله حائری بودند، برای ریاست حوزه و رهبری دینی مردم مورد توجه قرار گرفتند. تعدادی از دوستان آیت الله خوانساری از ایشان خواستند تا ادامهی درس خارج آیت الله حائری را برای طلاب بگوید.
در شهریور ۱۳۲۰ش كه متفقین در ایران حضور یافتند، موجی از قحطی در كشور به راه افتاد و با بروز خشكسالی موقعیت غذایی مردم بحرانی شد. اهالی قم، چاره را در خواندن نماز باران دیدند. آنان راهی خانه‎های آقایان صدر، حجت و خوانساری شدند. آقایان صدر و حجت در پاسخ مردم گفتند: اگر شما وظیفه‎های شرعی خود را بجا آورید، آسمان و زمین دستهایشان بر شما گشوده خواهد بود. اما آیت الله خوانساری با طمأنینه و آرامش مخصوص و در حالی كه پاها را برهنه كرده بودند با عده‎ای از همراهان در روز موعود همگام با مردم به طرف خارج شهر حركت نمودند. آن روز نماز خوانده شد اما اثری از اجابت دیده نشد. روزی دیگر ایشان از شاگردانشان خواستند كه همپای ایشان باز برای خواهش به درگاه خدا رفته و نماز بارانی دیگر بخوانند. غروب فرا رسید و عدهای که ایمان قوی نداشتند زبان به تمسخر گشودند. آن شب بعد از نماز مغرب، باران مفصلی باریدن گرفت که تا آن زمان سابقه نداشت. خبر این حادثهی شگفت به جهان مخابره شد واز طریق رادیو انعكاس جهانی یافت.
فعالیتهای سیاسی
 نهضت ملی شدن نفت: مرحوم خوانساری در صحنههای سیاسی زمان خویش از پیشتازان بود. وی در نهضت ملی شدن نفت دوشادوش آیت الله کاشانی مجاهده کرد و با کمال صراحت بر لزوم مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت در سراسر کشور فتوا داد و قطع دست غارتگران را از این سرمایه خواهان گردید.
فتوای شرکت در انتخابات 1331ش: در هنگام برگزاری انتخابات مجلس هفدهم که پس از پیروزی نهضت ملی انجام گرفت، ایشان بار دیگر به یاری آیت الله کاشانی شتافت و در فتوایی مهم شرکت در انتخابات را ادای وظیفه شرعی دانست و سستی در آن را جائز ندانست. انتشار این فتوا، تأثیر زیادی در انتخابات گذاشت. به خصوص تأثیر آن در تهران شگفتآور بود.
مبارزه با کشف حجاب: پس از اعلام رسمی کشف حجاب از سوی رضاشاه در دی ماه ۱۳۱۴ش، دولت و سایر دستگاههای اجرائی موظف گردیدند برای پیشبرد این طرح بکوشند. به همین منظور، از اقدامات تبلیغی استفاده شد و حتی مسئولین در بسیاری از موارد خشونت را در اجرای طرح در اولویت قرار دادند. در ماجرای اعتراض به کشف حجاب، آیت الله خوانساری به یاری آیت الله قمی شتافت. مرحوم شریف رازی دربارهی نقش او در مبارزه با کشف حجاب میگوید: « در این موضوع قدم به قدم با آیت الله قمی شرکت داشت. این آزادی حجاب پس از آن شدتها و سر نیزهها و به این صورت در آمدن مرهون خدمات و مجاهداتهای ایشان با آیت الله قمی است»182.
آیت الله خوانساری هم نوا با آیت الله کاشانی در زمینهی لزوم فداکاری و کمک به مردم فلسطین و جنگ با یهود در سالهای اولیهی تشکیل دولت اسرائیل در فلسطین اشغالی فتوا داد.
سال 1331ش، علما و مردم همدان كه از حال نامساعد آيت الله خوانساري با خبر بودند، از او خواستند تابستان را در هواي ييلاقي همدان سپري كنند. آيت الله خوانساري با همراهانش آيت الله اراكي، آيت الله آخوند ملاعلي همداني، امام خميني و فرزند بزرگشان سيد محمدباقر و آقاي مجتبي عراقي راهي شدند.
آيت الله خوانساري در استقبالي پر شور وارد شهر شدند و مردم از ایشان تقاضاي اقامهی نماز جماعت در مسجد جامع كردند. در يكي از آن روزها كه براي برپايي نماز به مسجد مي‎رفتند، در بين راه دچار حمله قلبي شدند و در ذیالحجه 1371ه دعوت حق را لبیک گفتند. آيت الله بروجردي در رؤيايي شبهاي قبل از وفات ایشان ديده بود كه سيد مرتضي رحلت كرده و او را به شهر قم میآورند. آیت الله خوانساری در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه (عليها السلام) در جوار استادش آيت الله حائري مدفون است.183
4. 5. تبعید علمای عراق به ایران
«این علماى عراق را كه تبعید كردند به ایران، براى مخالفتى بود كه مى‏كردند با دستگاهها. مرحوم آسید ابوالحسن و مرحوم آقاى نائینى و مرحوم شهرستانى و مرحوم خالصى، اینها را كه تبعید كردند از عراق به ایران، براى این بود كه اینها بر خلاف اینها صحبت مى‏كردند، خلاف این دستگاهها حرف مى‏زدند.»184
4. 5. 1. سيد ابوالحسن اصفهانی‌ (1284 ـ 1365ه‌)
وي‌ در سال 1284ه در روستاي‌ مَديسه‌ از توابع‌ لنجان‌ اصفهان‌ زاده‌ شد. اجداد او از سادات‌ موسوي‌ بهبهان‌ بوده‌اند. پدرش‌ سيد محمد‌، متولد كربلا و مدفون‌ در خوانسار است‌. جدّ او سيد عبدالحميد از عالمان‌ دينى‌ و از شاگردان‌ صاحب‌ جواهر و شيخ‌ موسى‌ كاشف‌الغطا بوده است.185
آیت الله اصفهانی دروس مقدماتی را در زادگاه خود، نزد روحانيون آن ديار آغاز كرد و پس از گذراندن این دوره تصميم گرفت به حوزهی علميهی اصفهان که در آن عصر يكي از حوزه‌هاي مهم شيعي به شمار مي‌رفت، مهاجرت کند. ایشان‌ پس از خواندن فقه‌ و اصول‌، به‌ محضر‌ درس‌ خارج‌ استادان‌ اين‌ حوزه‌ راه‌ يافت‌. از ميان‌ همهی استادانش‌ در حوزهی اصفهان‌، تنها شخصيتى‌ كه‌ اصفهانى،‌ خود به‌ نام‌ و نشان‌ از او ياد كرده‌، آخوند ملا محمد كاشانى‌ (م1333ه‌) است‌ كه‌ از مدرسان‌ علوم‌ عقلى‌ و رياضى‌ بود‌. از ديگر استادان‌ او در اصفهان‌ سيد مهدي‌ نحوي‌، سيد محمدباقر درچه‌اي‌، سيدهاشم‌ چارسوقى‌، ابوالمعالى‌ كلباسى‌ و جهانگيرخان‌ قشقايى‌ بودهاند.186
برای استفاده از بزرگان نجف، اصفهان‌ را به‌ قصد نجف‌ در ربيع‌الاول‌ 1308ه ترك‌ كردند. در مدرسهی صدر كه‌ از مراكز برجستهی حوزهی نجف‌ بود، ساكن‌ شده و به‌ استفاده‌ از محضر بزرگ‌ترين‌ استادان‌ فقه‌ و اصول‌ توفيق‌ يافت‌. آسید ابوالحسن اصفهانى‌ از ميان‌ استادان‌ خويش‌ در نجف‌، ميرزا حبيب‌الله‌ رشتى‌ و آخوند خراسانى‌ را نام برده است‌. از ديگر استادان‌ او ميرزا محمد حسن‌ شيرازي‌، سيد محمد كاظم‌ طباطبايى‌ يزدی، ميرزا محمدتقى‌ شيرازي‌ ، فتح‌الله‌ شريعت‌ اصفهانى‌ ‌بودهاند.187
اصفهانى‌ حدود 17 سال‌، به‌ طور مستمر از درس‌ آخوند خراسانى‌ بهره‌مند شد، چنانكه‌ از نزديك‌ترين‌ و بهترين‌ شاگردان‌ اين‌ استاد به‌ شمار مى‌رفت‌. وي‌ همزمان‌ با حضور در درس‌ خارج‌ آخوند خراسانى‌، خود به‌ تدريس‌ رسائل‌ و كفايه‌ اشتغال‌ داشت. از آثار علمى‌ اصفهانى‌، رساله‌هاي‌ عمليه‌ و فتوايى‌ اوست‌ كه‌ مهم‌ترين‌ آنها با عنوان‌ وسيلة النجاة، شامل‌ يك‌ دورهی كامل‌ فقه‌ از طهارت‌ تا ارث‌ به‌ سبك‌ عروة الوثقای آیت الله سيد محمدكاظم‌‌ يزدي‌ است‌.
پس‌ از وفات‌ آیت الله نائينى‌ و حائري‌ يزدي‌ در 1355ه‌، مرجعيت‌ تقليد شيعيان‌ در بخش‌ عمدهی جهان‌ تشيع‌ منحصر در آیت الله اصفهانى‌ شد.188 تعداد بسياري‌ از مجتهدان‌ بزرگ‌ و محققان‌ برجستهی فقه‌ و اصول‌ در دوران‌ تدريس ایشان در حوزهی نجف‌ تربيت‌ شدند. شخصيتهايى‌ چون‌: ميرزا حسن‌ بجنوردي‌، سيد محمود شاهرودي‌، سيد محسن‌ حكيم‌، سيدهادي‌ ميلانى‌، سيد محمد حسين‌ طباطبايى‌.189
از ورود ايشان به نجف چيزي نگذشته بود كه جنبش «تحريم تنباكو» به رهبري ميرزاي شيرازي بزرگ در سال 1309ه آغاز شد. بي شك حضور او در حوزهی علميه نجف در اوج برخورد روحانيت شيعه با ناصر الدين شاه، در حالیکه مجتهدي 25 ساله بود، تجربهی سياسي آموزنده‌اي بود.190
آیت الله اصفهانی در وقایع مهم سیاسی، در برهههای حساس دخالت کرد و هیچگاه از فعالیتهای سیاسی دور نبود. نزديكى اصفهانى ‌به ‌استادش ‌آخوند خراسانى،‌ که به‌ اصول‌ حكومت‌ مشروطه‌ و محدود كردن‌ قدرت‌ استبداد معتقد بود، در افکار و آرای ایشان تأثیر گذاشته است.‌ آخوند خراسانى‌ و شيخ‌ عبدالله‌ مازندرانى‌ در جمادي‌الاول‌ 1328ه، در اجراي‌ اصل‌ دوم‌ متمم‌ قانون‌ اساسى‌ 1325ه،‌ در شمار يكى‌ از 20 مجتهد طراز اول‌ «مطلع‌ از مقتضيات‌ زمان‌» براي‌ احراز انطباق‌ مصوبات‌ قانونى‌ مجلس‌شوراي‌ ملى‌ با احكام‌ فقه‌ شيعه‌، آیت الله اصفهانی را به‌ مجلس‌ معرفى‌ كردند، اما ایشان‌ از شركت‌ در اين‌ امر عذر خواست.191
سالها بعد، در 1341ه‌/1923م‌، جريان‌ امور در عراق‌ به‌ گونه‌اي‌ رقم‌ خورد كه‌ ديگر بار آسید ابوالحسن اصفهانى‌ را به‌ عرصهی سياست‌ كشانيد و اين‌ بار، مخالفت‌ او متوجه‌ استعمار خارجى‌ بود. هنگامی که شيخ‌ مهدي‌ خالصى‌ انتخابات‌ مجلس‌ مؤسسان‌ عراق‌ را تحريم‌ كرد و انگليسيها او را به‌ حجاز تبعيد کردند192، آیت الله اصفهانى‌ و ديگر علما‌ از جمله‌ ميرزا حسين‌ نائينى‌ دروس خود را به نشانهی اعتراض تعطيل كردند، اما مردم نجف از اين بزرگواران حمايت به عمل نیاوردند؛ آنها از نجف خارج و عازم كربلا شدند. حکومت عراق آن دو بزرگوار و 38 نفر ديگر از علما را به ايران تبعيد نمود. شرح استقبال آیت الله حائری از علمای نجف قبلا ذکر شد. علماي مهاجر که نمي‌خواستند محيط نجف را كه مركز تشيع به حساب مي‌آمد از دست بدهند، در صدد بازگشت به نجف برآمدند. وقتي ملک فيصل از درخواست علما مطلع گرديد با بازگشت آنان مشروط به سپردن تعهد كتبي، مبني بر عدم مداخله در سياست عراق، موافقت نمود؛ به همين جهت مرحوم سيد و ديگر علما، ضمن نوشتن نامه‌هايي متعهد شدند كه در امور سياسي كشور عراق، دخالت نكنند.193 تعهد آیت الله اصفهانی به آن معني نبود كه هيچ اقدامي براي جلوگيري از ظلم حكومت وقت عراق و انگليس نكند. روي همين اساس، وقتي انگليس بهبهانهی حفظ پايگاه‌هاي خود در خاك عراق به آن كشور حمله كرد، مرحوم سيد فتواي مشهور خود را صادر كردند.194
عاقبت‌، فرمانرواي‌ انگليسى‌ عراق‌، به‌ تعويض‌ تبعيدگاه‌ خالصى‌ از حجاز به‌ ايران‌ و نيز بازگشت‌ مراجع‌ تقليد شيعه‌ از ايران‌ به‌ عراق‌ رضایت داد. در پى‌ آن‌، اصفهانى‌ و همراهانش‌ پس‌ از حدود یازده ماه‌ اقامت‌ در ايران‌،

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع اولتیماتوم، مجلس شورای ملی، نهضت مشروطه، قرارداد 1919 Next Entries تحقیق با موضوع اخلاق اجتماعی، انقلاب مشروطیت، مجلس شورای ملی، اجتماعی و سیاسی